مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخیراً رفراندوم اصلاح قانون اساسی در روسیه برگزار شد، که اصلاحات متعددی را به رای‌گیری گذاشته بود. اما بعضی از تحلیل‌گران فقط به برداشتن محدودیت تعداد دفعات کاندیدا شدن ریاست جمهور توجه کرده بودند.

یکی از تحلیل‌گران سیاسی چنین نوشته بود:

«هم پوتین می‌خواهد تا آخر عمر در کاخ کرملین جا خوش کند و هم ظاهراً تودۀ مردم بدین کار رضایت دارند!»

«امروزه جای چخوف در روسیه خالی است تا روابط انحطاط‌آمیز و ابتذال‌آلود سیاسی آن کشور را در قالب طنز اجتماعی شیرین خود برملا کند».

چنین تحلیلی دور از واقعیت نیست. اما این نکته را هم باید در نظر داشت که نقاط ضعف دیگر جوامع نباید بهانه‌ای برای توجیه نقاط ضعف خود ما قرار بگیرند. همه جوامع نقاط ضعف و قوتی دارند که میشود آن‌ها را در مقایسه با هم رتبه‌بندی کرد، و نمره داد. جامعه روسیه، هرچند زمینه پذیرش دیکتاتوری را دارد، اما در قیاس با ایران نمره بهتری میگیرد.

برای نشان دادن این مطلب، ماجرای نصب عکس رهبران سیاسی روسیه، از جمله پوتین، در کلیسای جدید‌التاسیس ارتش روسیه در مسکو، را می‌شود مثال زد. درباره این کلیسا در لینک [3] نوشته‌ام.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قصدم از نوشتن این مطلب این نیست که ترس را القاء کنم. اما درک شرایط کنونی اوضاع دنیا به همه ما کمک خواهد کرد که این شرایط را با آرامش بیشتری پشت سر بگذاریم. شخصاً امیدوارم نتیجه تحولات کنونی دنیا این باشد که وارد دوره‌ جدیدی از شکوفایی تمدن بشری بشویم.

درباره سابقه تنازع چین و آمریکا، بر سر ابرقدرتی قرن ۲۱ مطالب زیادی نوشته‌ام، که در این کانال می‌شود آن‌ها را یافت.

چین در بیش از دو دهه گذشته بنادری اختصاصی را در کالیفرنیا به مالکیت درآورد، و از طریق آن‌ها برای فتح سرزمینی آینده آمریکا برنامه‌ریزی کرد. شرکتهای چینی نیز به خرید زمین‌های کشاورزی بزرگ پرداختند و از این زمینها به عنوان پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی خود، و حتی زندان‌های آینده پس از فتح سرزمینی آمریکا، استفاده کردند.[1]

ملی‌گرایان پس از بدست گرفتن قدرت، سعی کردند با این تلاش چین مقابله کرده، و در مقابل اقتصاد چین را زمین زده، و این کشور را منزوی کنند. این برنامه، از طریق تحریمها و عوارض گمرکی و چند مورد برخورد نظامی، تا حدودی جلو رفت.[2] در ماههای اخیر چند بانک بزرگ چین ورشکسته شدند، و دولت اداره آن‌ها را به عهده گرفت.[3] شیوع بیماری در بین خوکهای این کشور، که به کشتار صدها میلیون خوک منجر شد، قیمت گوشت را در این کشور بالا برد، و به اقتصاد چین لطمه زد. فرض چین این بود که با روشهای عادی و به تدریج، میتواند آمریکا را عقب بزند و بر این کشور غلبه کند. اما حوادث اخیر نشان داد که چین اگر به روشهای سابق خود ادامه دهد، بازی را واگذار خواهد کرد.[4]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش در مقاله‌ای با عنوان «درباره آتش‌سوزی زیردریایی Losharik روسیه» نوشته بودم که احتمال اصلی در این ماجرا، هدف قرار گرفتن آن توسط سلاح‌های فوق سری نیروی دریایی آمریکا است.[1] ظاهراً این زیر دریایی در زمان حادثه، در شمال ژاپن در حال استخراج هواپیمای F-35 سقوط کرده در اعماق دریا بود. منصرف کردن روسیه از شکار این هواپیمای سقوط کرده در آب، میتوانست از طریق دیپلماتیک صورت بگیرد، اما مقامات نیروی دریای دست به اقدام نظامی برای جلوگیری از این کار زدند.

طبعا این حادثه برای روسیه سنگین بود و همه منتظر بودند تا ببینند عکس‌العمل روسیه چه خواهد بود و چطور مقابله به مثل خواهد کرد. پس از آن حادثه، اتفاقاتی در دنیا در حال رخ دادن است، که لزوم بررسی مجدد موضوع سلاح تکتونیک، و توان ایجاد زلزله مصنوعی، و مطالعه عمیق‌تر درباره آن را ضروری میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

روز ۲۸ ژوئن، که در جریان اجلاس G20 مذاکرات سیاسی متعددی بین رهبران دنیا، از جمله ترامپ و پوتین، انجام شد، امید به حل مسالمت‌آمیز مسائل دنیا بالا رفت. جرج گالووی با بیان جمله «I love the smell of diplomacy in the morning» که بر وزن جمله معروف «I love the smell of napalm in the morning»، که از یک فیلم سینمایی است، به خوبی بر غلبه دیپلماسی بر تحرکات جنگ‌طلبانه تأکید داشت.

در مقالات بسیاری در این وبلاگ درباره تلاش شیطان‌پرستها و گلوبالیست‌های وابسته به آنها، برای راه‌اندازی جنگ جهانی، نوشته‌ام. ترجیح گلوبالیست‌ها این است که جنگ بین کشورهایی رخ بدهد، که هنوز اعتقادات توحیدی در آن‌ها پررنگ است. مردم آمریکا همیشه خیلی مذهبی‌تر از مردم اروپا بودند. روسیه نیز پس از فروپاشی کمونیسم، به مسیحیت برگشته است. بنابراین سناریوهایی، مانند راه‌اندازی جنگ بین ایران و آمریکا، و یا روسیه و آمریکا، از طرف گلوبالیستها دنبال میشوند؛ تا با تضعیف این کشورها، زمینه پرستش کامل شیطان فراهم شود. برایاثبات این ادعا، کافی است «مراسم افتتاح تونل Gotthard در سوئیس» ملاحظه شود.[1]

فقط ۳ روز پس از ملاقات سران در G20، زیردریایی روسی Project 10831 Losharik هدف قرار میگیرد، تا بهانه‌ای برای درگیر کردن روسیه و آمریکا در جنگ بوجود بیاید.[2] این زیردریایی هسته‌ای که با کد AS-12 نیز شناخته میشود، میتواند تا عمق ۶ هزار متر زیر آب برود؛ و وظیفه جستجو در کف دریا، برای کشف و شناسایی ابزارهای جاسوسی و سلاح، را دارد. یکی از کارهایی که این زیردریایی انجام میدهد، بازرسی کابلهای مخابراتی و دیتا در کف اقیانوس، و برداشتن ابزارهای جاسوسی دیگران از روی این کابلها، و یا نصب چنین ابزارهایی بر روی آن، است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

دنیا به سمت جنگ می‌رود

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در پست قبلی در تلگرام (https://t.me/zadolmosafer/751)توضیح داده بودم که قرار بود روز سه‌شنبه ۱۴ می، پمپئو در دیدار با پوتین درباره اهداف آمریکا از فرمان اعزام ۱۰۰ هزار نفر نیروی نظامی به خلیج فارس، و اظهارات تهدیدآمیز جان بولتون، توضیحاتی ارائه کند.

اما عملیات false flag دیروز در بندر فجیره ظاهراً همه چیز را روشن کرده است. نتیجه این شده که پوتین به پناهگاه اتمی رفته؛ و کار بازرسی نهایی از تجهیزات جنگی ارتش، و روشهای دفاعی را برای ورود به جنگ شروع کرده است.[1]

پس از اینکه خبرگزاری المیادین سریعاً درباره حضور هواپیماهای فرانسوی و آمریکایی، همزمان با انفجارهای بندر الفجیره، افشاگری کرد؛ کسانی که این عملیات false flag را طراحی کرده بودند، مردد شده، اصل وقوع حادثه را انکار کردند؛ و دود ناشی از انفجار را به حادثه در یک ایستگاه مترو نسبت دادند. اما بعداً امارات هدف قرار گرفتن ۴ کشتی را تأیید کرد و نامی هم از قایق‌های ایرانی آورد. عربستان هم هدف قرار گرفتن دو نفتکش خود در این بندر را تأیید کرد.

پمپئو برنامه سفر امروز به مسکو را برای مشاوره با دیگر اعضای ناتو درباره ایران، لغو کرده است.[2] البته هنوز قرار است فردا به دیدار پوتین برود و توضیحات خود را ارائه کند. اما حادثه دیروز همه را به این جمع‌بندی رسانده که باید خود را برای جنگ آماده کنند. دیگر فرق نمیکند چه کسی ماجرای false flag را انجام داده، و یا خود ترامپ و تیم ملی‌گرای او با این تحرکات همسو و موافق هستند یا نه. آنچه مشخص است این است که نئوکان‌های حاضر در کاخ سفید میتوانند اراده خود را بر بقیه تحمیل کنند و کل کشور را به سمتی که دلخواه آن‌ها است بکشانند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

شایعات جنگ جهانی هنوز ادامه دارد

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

سالهای زیادی است که شایعات مربوط به رخداد جنگی، که منجر به درگیر شدن همه کشورهای عالم میشود، گفته و شنیده میشود. بسیاری از این قبیل اخبار واقعی و معتبر بود و مدت زیادی است که دنیا در یک قدمی لبه پرتگاه قرار دارد. شاید همین باور، که شرایط پیچیده دنیا چنان است که هر درگیری محلی کوچک میتواند همه دنیا را منفجر کند، باعث شده که کسی جرأت شروع جنگ را نداشته باشد. اما نکته جالب توجه این است که هنوز میزان شایعات مربوط به رخداد جنگ کم نشده و هنوز دنیا در یک قدمی پرتگاه جنگی بزرگ است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

به مطلبی برخورد کردم که نکات جالب توجهی را بیان میکرد، اما راستی‌آزمایی آن برایم عملی نیست. لذا نکات مهم آن را ذکر میکنم تا شاید بعداً با قرار دادن در کنار دیگر مطالب، بشود به صحت و سقم آن پی برد. لینک آن را در پایین گذاشته‌ام تا بتوانید به آن رجوع کنید:[1]

۱- مسأله ای که افشای فساد بنیاد کلینتون را سخت میکند، این است که بعضی از اسناد فعالیت‌های این بنیاد درباره دخالت‌هایی است که در کشورهای دیگر صورت گرفته است. اگر این اسناد را به دادگاه ارسال کنند، اعلان جنگ کشورهای دیگر را به همراه دارد. به علاوه مردم خواهند فهمید که همه سیاستمداران آمریکا فاسد هستند و این مطلب به فروپاشی سیاسی و جنگ داخلی منجر میشود. دلیل تأخیر در خارج کردن این اسناد از رده‌بندی محرمانه این است که از این معضلات جلوگیری کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز یک‌شنبه ۲۵ نوامبر، نیروی دریایی روسیه راه ۳ کشتی اوکراینی که قصد عبور از تنگه Kerch، بین شبه‌جزیره کریمه و سرزمین اصلی روسیه، و ورود به دریای آزوف را داشتند، سد کرد و درگیری مختصری بین آن‌ها رخ داد.[1] علیرغم اینکه این حادثه چندان بزرگ نبود، اما اتفاقات قبل از آن باعث شده که آستانه تحمل‌ها پایین آمده، احتمال رخداد جنگ بزرگ‌تر زیاد شود.

قبلاً در مقالات متعدد درباره عزم گلوبالیست‌ها برای راه‌انداختن جنگ جهانی نوشته بودم. آن‌ها چندین هدف را در این برنامه دنبال میکنند:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها خبرهای زیادی در صحنه سیاسی دنیا رخ میدهند که در رسانه‌های ایرانی کمتر بازتاب دارد و درست تحلیل نمیشوند. بطورکلی به دلیل تاثیرپذیری عمیقی که رسانه‌های ایرانی از رسانه‌های گلوبالیستها دارند، تحلیل جامعی از اخبار شکست‌های جناح چپ و گلوبالیسم در دنیا، در رسانه‌های ایران پیدا نمیشود. یکی از این قبیل اخبار پیروزی Bolsonaro در انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل است. در یک هفته گذشته منتظر بودم که بالاخره تحلیل مناسبی از این اتفاق در رسانه‌های ایرانی پخش شود؛ اما چنین نشد، و بنابراین به نوشتن این مقاله روی آوردم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

ماجرای قتل جمال خاشقجی

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها رسانه‌های دنیا درباره جمال خاشقجی و ماجرای قتل او حرفهای زیادی زده‌اند که تکرار همه آن‌ها موجب اطاله متن میشود. اما کمتر کسی جواب دو سئوال را داده است: آیا خاشقجی کسی بود که محمد بن‌سلمان نیاز به ترور او داشته باشد؟ و آیا راه بهتری برای قتل او وجود نداشت که مجبور شوند او را در سفارت، توسط یک تیم ۱۵ نفره از بالاترین رده‌های امنیتی و نظامی، بکشند؟

جواب این سئوالها واضحا بر این نکته تأکید دارند که حقیقت ماجرا نباید به سادگی تصویری باشد که در رسانه‌ها پیدا میشود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود