مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم توئیتی را، درباره کودتای بولیوی و برکناری رئیس‌جمهور مورالس، فوروارد کردند، به این مضمون:

«کودتای بولیوی کمتر از یک هفته پس از فسخ قرارداد فروش لیتیوم از سوی رئیس‌جمهور ایوو مورالس صورت گرفت.
طرف قرارداد: شرکت آمریکائی تسلا که پس از کودتا و استعفای رئیس‌جمهور، ارزش سهامش سریعاً رشد کرده است.
عکس‌العمل ترامپ به استعفا: لحظه‌ای پراهمیت برای دموکراسی در نیمکره غربی
پیدا کنید پرتقال فروش و معنی واقعی دموکراسی از منظر ایالات متحده آمریکا را.»


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

ماجرای جاسوسی به نام Robert Levinson

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از مشخصات عجیب فضای سیاسی ایران این است که روایت، و یا narrative، تعریف شده برای مردم، هیچ ربطی به واقعیت جهان خارج ندارد. مجموعه نظام هم با دقت سعی در حفظ این روایت دارد، به حدی که حاضر است اپوزیسیون کنترل شده‌ای را با پول خودش بسازد، که هرچه دلشان میخواهد به نظام فحش بدهند، اما خطوط کلی روایت نظام را حفظ کنند.

مثلاً یکی از کانال‌های تلگرامی به نام جعبه سیاه است که اخبار دله‌دزدی‌ها، تبلیغات برای حضور زنان در ورزشگاه، و هرچیز بی‌ارزش دیگر را می‌شود در آن یافت؛ اما خط قرمز سیاه نمایی درباره آمریکا و چشم‌پوشی از نفوذ چین را با دقت رعایت میکند.

یکی از خبرهایی که اخیراً این کانال منعکس کرده بود، پیروزی زنی در انتخابات فرمانداری کلرادو بود، که به ترامپ با نشان دادن انگشت خود توهین کرده بود. در حالی که خبر واضحاً برای سیاه‌نمایی بود. از این قبیل اخبار در چنین کانالهای به اصطلاح اپوزیسیون زیاد دیده میشود. نمونه دیگر نامه علی‌اکبر جوانفکر، مشاور احمدی‌نژاد، درباره مذاکرات مخفیانه روحانی با آمریکا و اروپا بود؛ که‌ آن را «مذاکرات نامشروع» خوانده بود. در حالی که اولاً خود احمدی‌نژاد با راست‌گرایان آمریکایی روابط خوبی دارد، و دوماً مذاکرات اصلی با آمریکا در سطحی بالاتر از دولت روحانی در حال پیگیری است. تصور اینکه طرف مذاکرات با آمریکا دولت روحانی است، آدرس غلط دادن و گمراه کردن مردم است.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

اثر ماندلا یا Mandela Effect

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخیراً مطالب زیادی درباره «Mandela Effect» یا «اثر ماندلا» دیده‌ام؛ و حتی این موضوع دستمایه یک فیلم سینمایی با همین نام شده، که ماه دیگر نمایش آن شروع میشود. وقتی درباره این کلیدواژه‌ها جستجو کردم، یافتم که دیگران این پدیده را شرح داده‌اند. اگر در یوتیوب یا آپارات دنبال کلیدواژه‌های فوق جستجو کنید، فیلم‌های متعددی در این زمینه خواهید یافت.

بطور خلاصه این پدیده این است که خاطرات بعضی افراد از گذشته تغییر میکند. وقتی آدم به چنین حالتی برخورد کند، فرض را بر این میگذارد که حافظه او دچار مشکل شده، خاطرات با هم قاطی شده، و از ترکیب آن‌ها چیز جدیدی پدید آمده است. اما وقتی در کل جامعه، حافظه مردم درباره یک واقعه تاریخی را، بررسی کنیم، افراد زیادی را می‌یابیم که خاطرات آن‌ها از آن واقعه، درست دچار همان تغییر شده است. اوائل طرح این بحث، میشد عده‌ای روانشناس را یافت که سعی کنند از منظر روان‌شناسی، این مطلب را شرح دهند. اما شواهد فراوانی میتوان یافت که نشان دهند که این بحث فقط یک پدیده روان‌شناختی نیست.

این شواهد عده‌ای را به این جمع‌بندی رسانده که گذشته ثابت نیست، و تغییر و تحول در آن راه دارد. نظریه پردازان زیادی نیز برای ارائه مدلی که این موضوع را تحلیل کند، تلاش کرده‌اند. بعضی از آن‌ها از فیزیک کوانتوم برای مدل خود استفاده کرده، و بعضی نظریه جهان‌های موازی را مطرح کرده‌اند. بهرحال این نظریه‌ها خیلی مقدماتی است، و باید از خبرگان علوم نظری و فلسفه، برای تحلیل ماوقع کمک گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هرچند اسلام تعریف خودش را از نحوه اداره جامعه، و الگوهای اقتصادی جامعه، دارد، سلیقه‌های مسئولین سیاسی در هر دوره، باعث میشود که پیاده‌سازی احکام اسلامی، رنگ مکاتب دیگر اداره اجتماع  را بخود بگیرد؛ و  ترکیبی از اسلام و مکاتب دیگر عرضه شود. همین مطلب درباره بحث ولایت فقیه نیز صادق است؛ و عده‌ای سعی دارند روایتی از آن را ترویج کنند، که به فاشیسم بیشتر شبیه است.

برای شرح این پدیده، که هنگام پیاده‌سازی مباحث اسلامی، مجریان ممکن است سلیقه خود را بکار بگیرند، و مکاتب شناخته شده اداره اجتماع را با آن مخلوط کنند، میتوان دوره‌های مختلف انقلاب را مثال زد. مدل حکومتی اوایل انقلاب، ترکیبی از اسلام و کمونیسم بود: مصادره اموال هر کسی که پول‌دار بود، و بعد پیاده‌سازی اقتصاد کوپنی، دقیقاً چیزی است که از یک حکومت کمونیستی میشد انتظار داشت. این نسخه کمونیستی از اسلام، به تدریج جای خود را به نسخه‌ای از کاپیتالیسم داده، که جزء افراطی‌ترین نسخه‌های اقتصاد کاپیتالیستی دنیا است. هیچکدام از این دو نسخه هم ربطی به اسلام ندارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

مدت زیادی است که میخواهم مقاله‌ای مستوفا درباره موضوع «پایگاه‌های زیرزمینی» بنویسم. اما آنقدر مطلب جذاب و مهم دراین باره وجود دارد، که مقاله‌ مستوفا کمتر از مثنوی هفتاد من نخواهد شد. لذا فقط عناوین موضوعات را مروری فهرست‌وار میکنم؛ تا دوستان محترمی، که علاقه بیشتری دارند، بتوانند تحقیق دراین زمینه را پیگیری کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در روایات و احادیث بسیاری منجی آخر زمان (حضرت مهدی علیه السلام) و کیفیت ظهور او، با تمام علایم و نشانه ها شرح داده شده است. حکمت بیان این احادیث ظهور این بود که مردم در تشخیص حق و باطل به اشتباه نیافتند؛ و به همین دلیل بعضی از فقها مطالعه این احادیث را واجب میدانند.

استفاده از این احادیث برای تشخیص حق و باطل در آینده، در‌واقع همان چیزی است که در دوره معاصر به آن آینده‌پژوهی، یا Futurology، میگویند. اما آنچه جای نگرانی دارد این است که کمتر کسی از احادیث ظهور برای آینده‌پژوهی کمک میگیرد. بلکه اکثراً با این احادیث مانند یک فیلم‌نامه برخورد میشود، که هرکس مطابق دلخواه خود سعی دارد یکی از نقش‌های آن را بازی کند؛ و هر نقشی را که مایل بود، به دیگران نسبت بدهد.

وقتی یک نفر نقش یار امام زمان را بخواهد بازی کند، هرکسی که مقابلش باشد، یا باید شیصبانی باشد و یا سفیانی!
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها خبر اعتراضات اهالی روستای چنارمحمودی و شهرستان لردگان، از توابع استان چهارمحال و بختیاری، را زیاد می‌شود شنید. از اینکه واقعاً چه عاملی در آن روستا باعث شیوع ایدز شده، خبر موثقی ندارم. اما اصل موضوع تازگی ندارد. به عنوان نمونه در سال ۱۹۹۸ در لیبی تعدادی پرستار بلغاری، که از طرف سازمانهای بین‌المللی برای واکسیناسیون به لیبی رفته بودند، به آلوده کردن ۴۰۰ نفر به ایدز متهم شدند.[1]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

اتحاد پیام و رسانه

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آیا تا بحال این را تجربه کرده‌اید که یک پیام و یا مفهوم را شفاهاً و با مکالمه به دیگری منتقل کنید، و طرف مقابل همان برداشتی را داشته باشد که دلخواه شما است. اما وقتی همان مطلب را با تلفن و یا نامه و یا از طریق شبکه‌های اجتماعی، منتقل کنید، به طرز دیگری فهمیده میشود؟ شخصاً اوائل که با چنین پدیده‌ای برخورد میکردم، موضوع خیلی برایم شوک‌آور بود. اصل این پدیده این است که «درک طرف مقابل شما از پیام، هم تابع اصل ماهیت پیام است و هم تابع روش رساندن مطلب». یعنی بین پیام انتقال یافته و رسانه‌ای که از طریق آن پیام منتقل میشود، اتحاد برقرار است و این دو را نمیشود از هم جدا کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اگر مردم موضوعی را در قبلاً در زندگی روزمره خود ندیده، و لمس نکرده باشند، بعید است که، وقتی همان موضوع به عنوان جوک و لطیفه مطرح شود، خنده آن‌ها را به همراه داشته باشد. وقتی کسی از یک لطیفه لذت میبرد، احتمالاً خودش تجربه دست اولی از موضوع آن دارد. اگر چنین نبود و فرد هیچ ربطی با آن جوک حس نمیکرد، امکان اینکه باعث خنده او شود وجود نداشت.

برای نشان دادن این موضوع چند لطیفه را مثال میزنم:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

زمانی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، بحث درباره صدور انقلاب و برافراشتن پرچم اسلام بر فراز قله‌های تمدن عالم، زیاد بود. صدور انقلاب واقعاً رخ داد؛ و با مقاومت اسلامی در افغانستان در برابر تهاجم شوروی، در ۱۲ سال جمهوری شوروی سوسیالیستی فروپاشید؛ و به تدریج روسیه تبدیل به کشوری مسیحی ارتدکس شد. حالا کار روسیه به جایی رسیده که رئیس‌جمهور پوتین، بچه‌های این کشور را به خواندن قرآن و انجیل توصیه میکند، و در سخنرانی‌های خود از آیه‌های قرآن نیز یاد میکند.

انقلاب اسلامی به خیلی کشورهای دیگر، از جمله آمریکا، صادر شد. مردم این کشور، که ادامه سلطه شیطان‌پرستها بر کشور خود را عامل نابودی خود می‌بینند، گرایش آن‌ها به مذهب روز به روز بیشتر میشود. یکی از عوامل محرکه قیام مسیحیون در این کشور این است که دریافته‌اند که اگر عقب بمانند، اسلام بزودی از آن‌ها پیش خواهد افتاد.

چند روز پیش وزارت آموزش آمریکا به دو دانشگاه DUKE و UNC اخطار کرد که اگر در برنامه آموزش‌های خود تجدیدنظر نکنند، بودجه کمکی دولتی را از دست خواهند داد. ادعای دولت این است که بعضی رشته‌ها به‌قدری نسبت به اسلام جانب‌دارانه است، که هیچ فرصتی برای معرفی مسیحیت به دانشجویان باقی نمی‌گذارد.[1] یعنی نه تنها اولیاء کلیسا، بلکه حتی دولت آمریکا، برای دادن فرصت مساوی به مسیحیت در دانشگاه، و جلوگیری از عقب رانده شدن آن توسط اسلام، وارد گود شده‌اند.

اگر ۴۰ سال پیش به کسانی که دم از صدور انقلاب میزدند، همین چند پاراگراف فوق را از آینده خبر میدادند، باور آن برایشان ساده نبود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود