مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از مضرات سابقه تاریخی طولانی برای یک ملت این است که در اینکه هویت خود را مطابق کدام مقطع تاریخی تعریف کنند، دچار سردرگمی میشوند. نمونه بارز این مطلب ایرانی‌ها هستند. در ایران میتوانید کسانی را پیدا کنید که یک دم از اولین و بزرگترین تمدن تاریخ بودن حرف میزنند و لحظه دیگر از تکرار شدن فاجعه زمان جنگ جهانی اول و شیوع قحطی و آدم‌خواری تنشان می‌لرزد و درباره لزوم کرنش در مقابل دشمنان حرف میزنند. خود این افراد هم چندان متوجه تناقض بین این دو نیستند.

دشمن‌های ایران، این نقاط ضعف را درک کرده و روی آن مانور میدهند تا امتیاز بگیرند. نمونه این ادعا جرمی هانت، وزیر خارجه بریتانیا، است که در دیدار اخیر خود با ظریف، وزیر خارجه دولت روحانی، گفت «خاورمیانه مثل یک جعبه مواد آتش‌زا است که با هر اتفاق کوچکی شعله‌ور می‌شود و فاجعه‌ای در حد جنگ اول جهانی برای ایران محتمل است.» هانت بعد از اینکه ایران را تهدید کرد، در گفتگو با گاردین گفت: «در خاورمیانه ما قدرت کوچکی نیستیم، بازیگر مهمی هستیم.»[1]

هدف اصلی هانت در این دیدار این بود که ایران را به قبول شرایط انگلیس در صلح یمن وادار کند. طرح مسأله نازنین زاغری هم فقط برای این بود که از نظر روحی و روانی و اخلاقی، موضع برتر خود را به طرف مذاکره‌کننده القا کند و آنها را در موضع ضعف قرار دهد. متأسفانه مسئولین سیاسی، علیرغم ادعای تخصص در روابط بین‌الملل، برای برخورد با این تکنیک آماده نیستند ومعمولاً چنین فرصتی را به رقیب خود میدهند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ماه پیش ترامپ قصد خود برای تغییرات عمده در کادر فرماندهی نیروهای نظامی اعلام کرده بود.[1] ظاهراً هدف اصلی این برنامه، اخراج ژنرال‌هایی مثل Votel بود که در راستای سیاست گلوبالیست‌ها عمل میکردند و تحت فرمان دولت ملی‌گرای آمریکا نیستند. تخلف ووتل از دستورات دولت چنان واضح بود که روسیه هم مجبور به اعلام نگرانی خود شد.[2] اما ترامپ هنوز موفق نشده به وعده خود برای تغییرات عمل کند و عوامل Deep State نظامی و اطلاعاتی آمریکا، هنوز در سوریه فعال هستند. یکی از این موارد کمپ پناهندگان الرکبان در منطقه التنف است که تحت کنترل نیروهای آمریکایی اداره می‌شود و به مرکز خرید و فروش برده و فحشا تبدیل شده است.[3] هرچند دولت سوریه آمادگی خود برای کمک‌رسانی و تسهیل در ارسال کمکهای بین‌المللی را اعلام کرده، کارشکنی‌های عوامل آمریکایی جلوی کمک‌رسانی را گرفته است و به گرسنگی پناهندگان و وضعیت رقت‌بار آنان منجر شده است.[4] در حال حاضر حدود ۸۵ هزار پناهنده در وضعیتی نگران‌کننده در آن کمپ زندگی میکنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

کالیفرنیا با پدیده آتش‌سوزی جنگل آشنا است و در تاریخ، این ایالت همیشه با این مشکل دست و پنجه نرم میکرده است. اما آتش‌سوزی‌های دو سال اخیر تفاوت‌هایی دارند که سئوال‌های زیادی را برانگیخته است. قبلاً در چند مقاله درباره این موضوع بحث کرده‌ام که اگر مایل باشید میتوانید در مقاله‌ای تحت عنوان «آتش سوزی کالیفرنیا را از دیده عبرت بین»[1] و مقالاتی که لینک آن در آن مقاله آورده شده، مطالب بیشتری پیدا کنید. صرفنظر از اینکه از نظر علمی تحلیل آنچه در حال اتفاق افتادن است آسان نیست، این مسأله جنبه‌های دیگری دارد که در اینجا قصد دارم درباره آن بحث کنم.

درست روز بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای در Thousand Oaks کالیفرنیا یک نفر وارد کافه‌ای می‌شود و ۱۲ نفر را میکشد. همان روز در شمال و جنوب این ایالت دو آتش‌سوزی رخ میدهد که سریعاً گسترش پیدا میکنند و بعد وزش بادهای گرم و خشک معروف به Diablo، مهار آتش را سخت‌تر میکند.

اهالی ایالت کالیفرنیا دل خوشی از دموکراتها ندارند و آن‌ها تنها با تقلب در انتخابات میتوانند رأی بیاورند. سیاست‌های دموکراتها، این ایالت را از یک ایالت ثروتمند و موفق، به وضعی رسانده که خیابان‌های اکثر شهرها پر از مدفوع انسان است. دلیل این امر این است که درآمد بسیاری از مردم کمتر از هزینه‌های زندگی در این ایالت بوده، تعداد کارتن‌خوابها خیلی زیاد شده است. بنابراین طبیعی است که مردم غیر مهاجر به دموکراتها رأی ندهند.

بعضی از تحلیل‌گران سیاسی ادعا میکنند که هم کشتار در کافه و هم شروع آتش‌سوزی‌های اخیر ساختگی و عمدی بوده است و برای این ادعا شواهدی نیز آورده‌اند.[2] ظاهراً دموکراتها قصد داشتند با گرد و خاک به راه انداختن، فرصت بحث بر سر تقلب در انتخابات را از حریف بگیرند. واگذار کردن نتایج انتخابات به جمهوری‌خواهان در این برهه، گلوبالیست‌ها را از پیگیری پروژه تجزیه کالیفرنیا، باز میدارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند ماه پیش یکی از فرماندهان تفنگداران دریایی، Marine Corps، در بازدید از نروژ به نظامیان گفته بود که خود را برای جنگهای بزرگ آماده کنید.[1] ماه پیش که تفنگداران دریایی بزرگترین اعزام نیروی خود به نروژ را انجام دادند،[2] و مانور Trident Juncture 2018 با حضور ۵۰ هزار نفر نظامی انجام شد،[3] حساسیت خیلی از کارشناسان نظامی برانگیخته شد و احتمال تنشهای نظامی در آن منطقه را می‌دادند. اما واقعیت امر چیز دیگری بود.

منابع روسی خبر میدهند که این گروه اعزامی تفنگداران دریایی، Marines، در مانور شرکت نداشتند و ماموریت اصلی آن‌ها تخلیه یکی از بزرگترین زاغه‌های مهمات آمریکا در نروژ، موسوم به Marine Corps Prepositioning Program-Norway، و انتقال آن به آمریکا است. دولت آمریکا روزهای سختی در پیش دارد و به همین دلیل بسیاری از تجهیزات نظامی خود را از سراسر دنیا جمع کرده و به آمریکا برگردانده است. در حال حاضر به غیر از دو ناو هواپیمابر، که یکی در اسپانیا و دیگری در ژاپن است، بقیه در بنادر آمریکا هستند.[4,5]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

زمانی که گلوبالیست‌ها در همه کشورهای غربی تسلط داشتند، بعضی گلوبالیست‌های داخلی آمریکای اوباما را کدخدا می‌نامیدند و چنین ادعا میکردند که هیچ راهی جز رفتن زیر چتر گلوبالیسم و سرسپردگی به شیطان وجود ندارد. وقتی که هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست‌جمهوری شکست خورد، آن‌ها امید داشتند که هرچه زودتر ترامپ ترور و یا رد صلاحیت شود؛ و این را بوضوح در صحبتهای رسمی مقامات دولتی میشد یافت. البته این امید باطلی بود و علاوه براینکه ملی‌گراهای آمریکایی تلاش میکنند خودشان را از چنگ گلوبالیسم رها کنند، تمام سعی خود را براین متمرکز کرده‌اند که آن را ریشه‌کن کنند. چون در تاریخ حدوداً ۲۵۰ ساله خود بارها امتحان کرده‌‌اند که هربار از آن‌ها غافل شده‌اند، به تدریج در سیستم نفوذ کرده و ریشه دوانده‌اند. حالا در اروپا گلوبالیست‌ها عقب‌نشینی ‌های متعددی داشته‌اند و اگر شرایط به همین منوال پیش رود، بزودی اثری از آن‌ها باقی نخواهد ماند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

سکه هزار میلیارد دلاری

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلاً در چند مقاله دراین‌باره توضیح داده‌ام که دلار به پایان راه خود به عنوان ارز جهانی، یا Reserve Currency، رسیده است. دلار ارزی است که بانک فدرال رزرو، که یک بانک خصوصی است و صاحبان آن اروپایی هستند، منتشر کرده است و دولت آمریکا رسما مسئول و مالک آن محسوب نمیشود. در تمام مدتی که گلوبالیستها بر همه امور در آمریکا سلطه داشتند، دلار مبنای همه معاملات مالی جهان، مثل تبادلات مالی در شبکه SWIFT و خرید و فروش نفت، بود؛ و همین مطلب امکان توسعه ماشین جنگی در خدمت و تحت سلطه گلوبالیستها را فراهم میکرد. از اول مشخص بود که چنین روندی برای همیشه قابل ادامه نیست و این سیکل باید روزی تمام شود تا سیکل جدید را بشود شروع کرد. لذا گلوبالیستها از ابتدا برای چنین شرایطی برنامه داشتند و درباره این موضوع در مقالات قبلی مطالبی را آورده بودم. ملی‌گراهای آمریکایی هم دریافته‌اند که حفظ دلار دیگر به نفع آنها نیست و به همین دلیل تمهیداتی را برنامه‌ریزی کرده‌اند که بتوانند بحران را پشت سر بگذارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پدیده QAnon

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها ادعای داشتن اطلاعات سیاسی درباره آمریکا، بدون شناخت کافی درباره پدیده QAnon از هیچ‌کس قابل قبول نیست. اگر این پدیده را درست بخواهیم تحلیل و بررسی کنیم، در حد یک کتاب قطور می‌شود مطلب نوشت.

از اواخر اکتبر ۲۰۱۷ گروهی تحت عنوان «Q ناشناس»، یا به اصطلاح Anonymous، شروع به پخش مطالبی در اینترنت کردند که خبر از عمق تلاش ملی‌گراهای آمریکا در جهت شناسایی عوامل Deep State‌ و حذف آن‌ها می‌داد. مطالب پخش شده توسط آن‌ها بیشتر در قالب یک سئوال، و یا پیشنهاد سئوالی، مطرح میشد. بنابراین انتخاب نام QAnon هم «سئوال از طرف یک ناشناخته» و هم «سئوال و جواب، یا Question/Answer» را در ذهن تداعی میکند.

شواهد نشان میدهد که تیم Q تیمی از افراد نظامی و اطلاعاتی هستند. اما رهبری این تیم بر عهده کسی است که با فلسفه و تاریخ خیلی خوب آشنا است. چون روش کارشان را از سقراط الگو گرفته‌اند. معروف است که سقراط برای بیدار کردن وجدان مردم، شروع به سئوال کردن از آن‌ها میکرد و در نهایت سعی میکرد که یا تناقض بین باورها و رفتارهای آن‌ها را به خودشان نشان دهد؛ و یا کاری کند که آن‌ها به باورهای توحیدی اقرار کرده، از سفسطه دست بکشند. گروه Q نیز با همین روش کار خود را شروع کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دموکرات‌ها تلاش فراوانی کردند که در این انتخابات بتوانند به قدرت برگردند و نام تلاش خود را blue wave گذاشتند. برای این کار هم خرج فراوانی کردند و هم از ظرفیت تمام اقلیتهای نژادی و مذهبی استفاده کردند. مثلاً امسال از میشیگان و Minnesota دو خانم مسلمان دموکرات به نامهای Rashida Tlaib-D-MI و Ilhan Omar-D-MN، به عنوان اولین خانمهای مسلمان، به کنگره راه یافتند. خانم Deb Haaland-D-NM نیز اولین سرخپوست عضو کنگره است.

اما بردن کنگره به تنهایی توان دمکراتها و گلوبالیستها را چندان افزایش نمیدهد و توان رد صلاحیت ترامپ را ندارند. نشانه ناامیدی گلوبالیستها از موفقیت در انتخابات آمریکا این است که ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، پس از انتخابات، لزوم تشکیل ارتش اروپایی برای حفاظت در مقابل آمریکا را متذکر شد.[1]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها خبرهای زیادی در صحنه سیاسی دنیا رخ میدهند که در رسانه‌های ایرانی کمتر بازتاب دارد و درست تحلیل نمیشوند. بطورکلی به دلیل تاثیرپذیری عمیقی که رسانه‌های ایرانی از رسانه‌های گلوبالیستها دارند، تحلیل جامعی از اخبار شکست‌های جناح چپ و گلوبالیسم در دنیا، در رسانه‌های ایران پیدا نمیشود. یکی از این قبیل اخبار پیروزی Bolsonaro در انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل است. در یک هفته گذشته منتظر بودم که بالاخره تحلیل مناسبی از این اتفاق در رسانه‌های ایرانی پخش شود؛ اما چنین نشد، و بنابراین به نوشتن این مقاله روی آوردم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها زلزله در کل دنیا زیادتر از میانگین سالهای پیش رخ میدهد. طی ۳۰ روز گذشته تعداد زلزله‌های کل دنیا ۵۰٪ بیشتر از میانگین بوده است.[1] در روزهای اخیر در ونزوئلا، فیجی، ایتالیا، آلاسکا، ساحل غربی مکزیک، و چندجای دیگر زلزله‌های قابل توجهی رخ داده‌ است. ۹۰٪ زلزله‌های بزرگ تاریخ در حلقه ای که دور اقیانوس آرام قرار دارد رخ داده است. این حلقه که کل ساحل غربی آمریکای شمالی و جنوبی تا استرالیا را در برمی‌گیرد، به حلقه آتش معروف است.

سایت  [2] earthquaketrack تعداد زلزله های بالای ۳ ریشتر آلاسکا را ۱۴ عدد در ۲۴ ساعت گذشته و ۹۱ عدد در ۷ روز گذشته آورده است. همین سایت تعداد زلزله‌های بالای ۳ ریشتر در کالیفرنیا را طی ۲۴ ساعت گذشته ۱۹ و طی ۷ روز گذشته ۱۵۳ عدد ذکر کرده است. دو روز پیش تعداد زلزله‌های قابل توجه در کالیفرنیا ظرف ۲۴ ساعت به ۳۹ عدد رسید.

شاید زلزله‌های ۳ تا ۵ ریشتر را خیلی از آدمها حس نکنند و یا جدی نگیرند. اما تعداد زیاد چنین زلزله‌هایی هم محققین و هم مدیران کشوری را نگران میکند. چون مدت زیادی است که همه منتظر زلزله‌ای خیلی بزرگ در ساحل غربی آمریکا هستند. بیشترین احتمال رخداد این زلزله بزرگ در ناحیه معروف به Juan de Fuca، در ساحل شمال غرب آمریکا و استان بریتیش‌کلمبیای کانادا است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود