داستان کنفرانس صلح خاورمیانه در ورشو

داستان کنفرانس صلح خاورمیانه در ورشو

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم گله کردند که قرائتی که از اوضاع دنیا ارائه میدهم، قرائت نادری است و انعکاسی از این مطالب در دنیا دیده نمیشود. بنابراین در این رابطه چند مطلب را باید عرض کنم:

اول

اخبار مربوط به تنازع بین گلوبالیست‌ها و مخالفان آن در اروپا بسیار زیاد است. تظاهرات جلیقه زردها در فرانسه وارد هفته ۱۴ شده و به شدت ادامه دارد. همین حرکت در انگلیس، آلمان، بلژیک، و بسیاری از کشورهای دیگر اروپا فعال است؛ و نیروی محرکه اصلی و امید آن‌ها ملی‌گرایان آمریکا هستند. شخصاً عکس‌های زیادی که نشان‌دهنده همبستگی تظاهرکننده‌های اروپایی‌ها با ملی‌گرایان آمریکایی است، دارم. حتی در ایتالیا مجسمه بزرگ ترامپ را، که به شکل امپراتور روم آراسته شده بود، در مراسمی آورده بودند. نمیدانم چطور می‌شود این شواهد واضح را انکار کرد؟

دوم

یکی از نشانه‌های کفر این است که آدم واقعیتی را ببیند و آن را بپوشاند و سعی کند تصویری خلاف واقع به دیگران ارائه کند. چنین رفتاری در دنیای معاصر زیاد پیدا می‌شود؛ و اکثر دولت‌ها و رسانه‌های وابسته به آن‌ها سعی میکنند واقعیت را به نحوی روایت کنند که درک عمومی از عالم واقع، مطابق دلخواه آن‌ها بشود و هرکدام به اصطلاح روایت یا narrative‌ خاص خود را دارند. اگر شخصاً می‌یافتم که رسانه‌های مطرح دنیا اخبار را صادقانه گزارش میکنند، دلیلی نداشت که وقت خود را برای نوشتن این مطالب صرف کنم. دلیل اینکه برای اطلاع‌رسانی وقت میگذارم این است که مخاطبین فرق بین واقعیت و روایت‌های مختلف رسانه‌ها از آن را بهتر پیدا کنند. به همین دلیل سعی دارم منابع اصلی خبر را در نوشته‌های خود ذکر کنم، تا مخاطب بتواند آن را راستی‌آزمایی کند.

سوم

اگر کسی منتظر این است که یک خبر را از رسانه‌های مطرح دنیا، و یا اهل سیاست، بشنود تا آن را باور کند، میتواند این را به عنوان سند عوامی بودن خود فرض کند. کسی میتواند خود را اهل تحقیق فرض کند که به چشم و گوش خود بیشتر از حرف دیگران اعتماد داشته باشد. وقتی آدم بتواند خبری را خودش راستی‌آزمایی کند، چرا باید از اینکه چنین خبری در رسانه‌های مطرح دیده، و یا از زبان سیاستمدارها شنیده، نمیشود به شک بیافتد؟

استخدام فردی مانند خاشقجی در رسانه واشنگتن‌پست، که سالها نفر دوم سازمان اطلاعاتی عربستان بوده، و معرفی او به عنوان گزارشگر، نشان از این دارد که چنین رسانه‌هایی دنبال پخش پروپاگاندای خود هستند؛ و در زمینه اطلاع‌رسانی نباید اعتباری برای آنها قائل شد.

داستان کنفرانس صلح خاورمیانه در ورشو

یکی از وقایع اخیر، که هرکسی سعی کرد آن را مطابق منافع خود روایت کند، کنفرانس صلح خاورمیانه در ورشو لهستان بود. نتانیاهو تلاش زیادی کرد که این کنفرانس را جلسه هماهنگی بین اعراب و اسرائیل برای جنگ با ایران معرفی کند. البته او متوجه تبعات سنگین حرف خود شد و توئیتی که در آن از «War With Iran» حرف زده بود را حذف کرده، آن را با «Combating Iran»، یا مقابله با ایران، جایگزین کرد. بعضی کشورهای عربی نیز با این خط تبلیغی همراه شدند و تصور کردند که با ایجاد توهم یک اجماع جهانی برای مقابله با ایران، میتوانند امتیازی کسب کنند.

در مورد تلاش نتانیاهو برای شروع جنگ با ایران قبلاً توضیح داده‌ام. بطور خلاصه ماموریت نتانیاهو از بین بردن ایران بود؛ و مشخص شده که او توان انجام چنین ماموریتی را ندارد. بنابراین دوران او تمام شده و باید صحنه سیاسی را ترک کند. باز بودن پرونده‌های فساد او در دادگاه نشان از این دارد که بقیه اهل سیاست در اسرائیل با ادامه کار او موافق نیستند. او آخرین تلاش‌های خود را میکند که با شروع جنگ، از روانه زندان شدن خود جلوگیری کند. اما بعید است موفق به این کار شود، چون کسی در اسرائیل حاضر نیست هزینه جنگی بزرگ را بپردازد.

اما اصل خبر چیزی غیر از روایت‌های مختلفی است که در رسانه‌ها دیده میشود.

کنفرانس امنیت مونیخ، از ۱۵ تا ۱۷ فوریه، در مونیخ آلمان برگزار میشود.[1] در این کنفرانس ۳۵ رئیس کشور، ۵۰ وزیر خارجه و ۳۰ وزیر دفاع، به علاوه ۶۰۰ سیاستمدار و تاجر و فعال سیاسی، حضور دارند.[2] آنگلا مرکل، صدراعظم گلوبالیست آلمان، در این کنفرانس بر اهمیت پیمان نظامی ناتو در تحقق اهداف سیاسی گلوبالیست‌ها تأکید کرد.[3] نیکلاس برنز، در مقاله‌ای در سایت اتاق فکر Harvard Kennedy School Belfer درباره بحران‌هایی که ناتو با آن روبرو است، مفصلاً شرح داده است.[4,5]

از طرف دیگر ملی‌گرایان آمریکا وضعیت جاری ناتو را به نفع گلوبالیست‌ها می‌دانند و با ادامه آن مخالف هستند. نقل شده که خود ترامپ بارها با مشاوران خود درباره راهکار خروج از ناتو بحث کرده است.[6] گلوبالیست‌ها و Deep State بااینکه بازوان نظامی و اطلاعاتی خود را در آمریکا از دست داده اند، هنوز توان تاثیرگذاری روی سیاستمداران را دارند. بعضی از این سیاستمداران هنوز از ترس افشای مدارک جرم و فساد خود، و یا ترس از برگشتن اوضاع، تسلیم فشار گلوبالیست‌ها میشوند. به عنوان نمونه با تصویب بودجه ناتو، این پیغام را به ترامپ دادند که خروج از ناتو را فراموش کند.[7] اخیراً هم در جریان تصویب بودجه، اکثر سناتورهای جمهوری‌خواه به ترامپ خیانت کردند.

تمهید ترامپ برای مقابله با کنفرانس گلوبالیستی مونیخ این بود که چند روز قبل از آن، کنفرانسی را در لهستان برنامه‌ریزی کند؛ تا اولاً از اهمیت کنفرانس مونیخ بکاهد و دوماً چند پیام واضح به گلوبالیست‌ها بدهد. پیامی که معاون رئیس‌جمهور و وزیر خارجه آمریکا دادند، این بود که اروپا باید بین چین و آمریکا یکی را انتخاب کند و برای همراهی با آمریکا نباید سیاست مستقلی در برابر ایران داشته باشد.[8,9]

نکته دیگری که معمولاً مغفول می‌ماند، این است که ملی‌گرایان روزهای حساسی را پیش رو دارند و تعداد افرادی که در شرایط سخت سنگر خود را ترک میکنند و از ترس به دشمن پناهنده میشوند، در حال زیاد شدن است. در چنین شرایطی بهترین سیاست این است که نئوکان‌های حاضر در کابینه، و افراد نفوذی مثل پنس، را سرگرم پروژه‌های خارجی و کنفرانس‌های بین‌المللی کنند و از صحنه داخلی دور نگه دارند. قبلاً درباره ونزوئلا توضیح داده‌ام که با حضور ۲ میلیون نیروی مسلح در این کشور، امکان تهاجم نظامی و درگیری وجود ندارد و یکی از دلایل عمده دخالت ترامپ در امور داخلی ونزوئلا، سرگرم کردن نئوکان‌ها در این شرایط زمانی است.

در این بین گلوبالیست‌های داخلی روایت خاص خودشان را از وقایع دارند. روایت آن‌ها این است که:

اولاً موفق شده‌اند که آمریکا را در دنیا منزوی کنند؛

و دوماً ایالات متحده در حال راه‌اندازی کمپینی جهت خرد کردن حکومت ایران است، و کابینه ترامپ و کنگره در مراحل مقدماتی برای شروع فاز جدیدی از جنگ برای نابود کردن رژیم ایران هستند.

این روایت چند اشکال دارد:

اولاً دعوای بین ملی‌گرایان و گلوبالیست‌ها به مراحل حساس رسیده؛ و جنگ آن‌ها برای مرگ و زندگی است، و امکان مصالحه وجود ندارد. دقایقی پیش دیدم که QAnon به ملی‌گرایان پیام داده بود که «کمربندهای ایمنی خود را ببندید. زمان جزای خائنین فرا رسیده». او در پست 2744، با ذکر ۳ آیه از انجیل، بر لزوم توکل به خدا و طلب استعانت از او تاکید کرده است. این مطلب نشان از وضعیت حساسی دارد.

دوماً حتی به فرض موفقیت کامل ملی‌گرایان، آن‌ها حداقل برای ۶ ماه آینده درگیر محاکمات و مسائل داخلی هستند. بعد از آن هم باید با تهدید چین و مشکلات فراوان در مرزهای جنوبی خود دست و پنجه نرم کنند. از طرف دیگر اگر ترامپ ترور و یا برکنار شود و دموکرات‌ها دوباره قدرت را به دست بگیرند، باید ادامه سیاست‌های دوران اوباما را انتظار داشت، و دلیلی برای درگیری با ایران ندارند.

[1] https://www.securityconference.de/en/activities/munich-security-conference/munich-security-conference/msc-2019/overview/

[2] 55th Munich Security Conference expected to become world’s biggest
http://tass.com/world/1044839

[3] Angela Merkel warns of global political disintegration at Munich Security Conference
https://www.dw.com/a-47546255

[4] NATO at Seventy: An Alliance in Crisis
https://www.belfercenter.org/NATO70

[5] NATO’s internal rifts emerge as powerful subtext at Munich forum
https://www.defensenews.com/smr/munich-security-conference/2019/02/15/natos-internal-rifts-emerge-as-powerful-subtext-at-munich-forum/

[6] Trump Privately Discussed Destroying NATO Alliance
https://www.vanityfair.com/news/2019/01/trump-privately-discussed-destroying-nato-alliance

[7] House passes NATO bill to send a strong message to Trump
https://www.cnn.com/2019/01/22/politics/nato-house-vote/index.html

[8] Europe faces choice between Beijing and Washington amid Huawei threat, Pompeo warns
https://www.washingtonexaminer.com/policy/defense-national-security/europe-faces-choice-between-beijing-and-washington-amid-huawei-threat-pompeo-warns

[9] Munich or a Requiem for the West
https://www.nytimes.com/2019/02/15/opinion/munich-trump-europe-iran.html

2 نظر درباره “داستان کنفرانس صلح خاورمیانه در ورشو”

  1. با تشکر از شما اقای شاکری من تازه با سایت اشنا شدم و سعی دارم مقالات رو کم کم بخونم خیلی عالین.من یه پیشینه مطالعاتی در مورد گلوبالیستها دارم. اکثر حرفاتونو به راحتی میتونم درک کنم.

Leave a Reply

Your email address will not be published.

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>