مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این هفته خبرهای زیادی از ایران در رسانه ها به گوش رسید، از فرستادن موجود زنده به فضا تا هواپیمای جنگنده رادار گریز. سیاق خبرها نشان از پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی داشت که بتوان در سایه آنها تهدیدات خارجی را کم اثر تر کرد. اما خبرهای دیگری مانند ماجرای استیضاح وزیر کار و افشاگری های جلسه علنی مجلس هم رسید که نگران کننده است.

واقعیتی که گاها مغفول می ماند این است که در صحنه تعارض و تقابل بین ملتها، این افراد هستند که با هم می جنگند و یا رقابت می کنند. جنگ همیشه بین آدم ها با هم است و ابزارهای جنگی با هم نمی جنگند. ابزار جنگی و نظامی تنها وقتی موثر واقع میشوند که در دست افرادی باشند که به اهداف خود ایمان داشته باشند و از اتحاد و همدلی برخوردار باشند. آنها که خاطرات جنگ صدام علیه ایران را به یاد دارند، می دانند که در آن زمان بیش از سی کشور بزرگ دنیا همه گونه حمایت های مالی، تسلیحاتی و انسانی به صدام میکردند و در واقع ایران با تمام دنیا می جنگید. در حالی که بعضا سربازان ایرانی از کوچکترین امکانات بی بهره بودند، تا به آن حد که درحملات خود باید روی مهمات موجود در خاکریز اول دشمن حساب میکردند تا با استفاده از آن به حمله ادامه دهند. با این همه دشمنان نتوانستند هیچ امتیازی در جنگ با ایران بدست آورند.

اما وقتی اتحاد و همدلی در یک ملت رو به کاهش گذارد، زمانی است که باید در توان دفاعش در مقابل دشمنان و دفع تهدیدات، شک کرد.

سرنوشت ملت هایی که به گناه آلوده میشوند و از حقیقت و توحید به تدریج فاصله می گیرند، با کمال وضوح در خطبه ای از امام علی (ع) مشهور به خطبه قاصعه (که در نهج البلاغه با شماره 192 آورده شده) تشریح شده است که خواندن همه آن را اکیدا توصیه میکنم و در اینجا فقط فراز هایی از آن را می آورم:

از كيفرهايى كه بر اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امّت‏ هاى پيشين فرود آمد خود را حفظ كنيد، و حالات گذشتگان را در خوبى‏ ها و سختى ‏ها به ياد آوريد، و بترسيد كه همانند آنها باشيد پس آنگاه كه در زندگى گذشتگان مطالعه و انديشه مى‏ كنيد، عهده دار چيزى باشيد كه عامل عزّت آنان بود، و دشمنان را از سر راهشان برداشت، و سلامت و عافيت زندگى آنان را فراهم كرد، و نعمت‏ هاى فراوان را در اختيارشان گذاشت، و كرامت و شخصيّت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايى اجتناب كردند، و بر وحدت و همدلى همّت گماشتند، و يكديگر را به وحدت واداشته به آن سفارش كردند. و از كارهايى كه پشت آنها را شكست، و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينه توزى با يكديگر، پركردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن، و دست از يارى هم كشيدن، بپرهيزيد، و در احوالات مؤمنان پيشين انديشه كنيد، كه چگونه در حال آزمايش‏ و امتحان به سر بردند، آيا بيش از همه مشكلات بر دوش آنها نبود و آيا بيش از همه مردم در سختى و زحمت نبودند و آيا از همه مردم جهان بيشتر در تنگنا قرار نداشتند. فرعون‏ هاى زمان، آنها را به بردگى كشاندند، و همواره بدترين شكنجه‏ ها را بر آنان وارد كردند، و انواع تلخى‏ ها را به كامشان ريختند، كه اين دوران ذلّت و هلاكت و مغلوب بودن، تداوم يافت نه راهى وجود داشت كه سرپيچى كنند، و نه چاره ‏اى كه از خود دفاع نمايند.

تا آن كه خداوند، تلاش و استقامت و بردبارى در برابر ناملايمات آنها را، در راه دوستى خود، و قدرت تحمّل ناراحتى ‏ها را براى ترس از خويش، مشاهده فرمود. آنان را از تنگناهاى بلا و سختى ‏ها نجات داد، و ذلّت آنان را به عزّت و بزرگوارى، و ترس آنها را به امنيّت تبديل فرمود، و آنها را حاكم و زمامدار و پيشواى انسانها قرار داد، و آن قدر كرامت و بزرگى از طرف خدا به آنها رسيد كه خيال آن را نيز در سر نمى ‏پروراندند. پس انديشه كنيد كه چگونه بودند آنگاه كه وحدت اجتماعى داشتند، خواسته‏ هاى آنان يكى، قلب‏هاى آنان يكسان، و دست‏هاى آنان مددكار يكديگر، شمشيرها يارى كننده، نگاه ‏ها به يك سو دوخته، و اراده‏ ها واحد و همسو بود آيا در آن حال مالك و سرپرست سراسر زمين نبودند و رهبر و پيشواى همه دنيا نشدند.

پس به پايان كار آنها نيز بنگريد در آن هنگام كه به تفرقه و پراكندگى روى آوردند، و مهربانى و دوستى آنان از بين رفت، و سخن‏ها و دل‏هايشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزب‏ها و گروه‏ ها پيوستند، خداوند لباس كرامت خود را از تنشان بيرون آورد، و نعمت‏ هاى فراوان شيرين را از آنها گرفت، و داستان آنها در ميان شما عبرت انگيز باقى ماند. از حالات زندگى فرزندان اسماعيل پيامبر، و فرزندان اسحاق پيامبر، فرزندان اسرائيل «يعقوب» (كه درود بر آنان باد) عبرت گيريد.

راستى چقدر حالات ملّتها با هم يكسان، و در صفات و رفتارشان با يكديگر همانند است.

اينك سرنوشت پراكندگى و جدايى آنان را به تماشا بنشينيد در روزگاران تيره اى كـه كـسـرى هـا و قـيـصـرهـا سـرور آنـان بـودنـد، پـايـشـان را از همه كشتزارهاى سرسبز و از دجله و فرات بريدند و آنها را از محيط هاى سر سبز و خرّم دور كردند، به سوى سرزمين هاى علفهاى خودرو و گذرگاه بادهاى سخت و جایی که زندگى در آنجاها مشكل بود تبعيد كردند،

آنـهـا را درويـش و مـستمند به شتر چرانى و زندگى مشقت بار وا گذاشتند، خانه‏ هاشان پست‏ ترين خانه ملّت‏ ها، و سرزمين زندگيشان خشك ‏ترين بيابان‏ها بود، نه دعوت حقّى وجود داشت كه به آن روى آورند و پناهنده شوند، و نه سايه محبّتى وجود داشت كه در عزّت آن زندگى كنند. حالات آنان دگرگون، و قدرت آنان پراكنده، و جمعيّت انبوهشان متفرّق بود. در بلايى سخت، و در جهالتى فراگير فرو رفته بودند، دختران را زنده به گور، و بت‏ ها را پرستش مى ‏كردند، و قطع رابطه با خويشاوندان، و غارتگرى ‏هاى پياپى در ميانشان رواج يافته بود.

ره آورد بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
حال به نعمت‏ هاى بزرگ الهى كه به هنگامه بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر آنان فرو ريخت بنگريد، كه چگونه اطاعت آنان را با دين خود پيوند داد. و با دعوتش آنها را به وحدت رساند. چگونه نعمت‏ هاى الهى بالهاى كرامت خود را بر آنان گستراند، و جويبارهاى آسايش و رفاه بر ايشان روان ساخت و تمام بركات آيين حق، آنها را در بر گرفت در ميان نعمت ‏ها غرق گشتند، و در خرّمى زندگانى شادمان شدند، امور اجتماعى آنان در سايه قدرت حكومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزّتى پايدار آرام گرفتند، و به حكومتى پايدار رسيدند. آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند، و سلاطين روى زمين گرديدند، و فرمانرواى كسانى شدند كه در گذشته حاكم بودند، و قوانين الهى را بر كسانى اجرا مى‏ كردند كه مجريان احكام بودند، و در گذشته كسى قدرت در هم شكستن نيروى آنان را نداشت، و هيچ كس خيال مبارزه با آنان را در سر نمى‏ پروراند.

علل نكوهش و سقوط كوفيان
آگاه باشيد كه شما هم اكنون دست از رشته اطاعت كشيديد، و با زنده كردن ارزش‏ هاى جاهليّت، دژ محكم الهى را در هم شكستيد، در حالى كه خداوند بر اين امّت اسلامى بر «وحدت و برادرى» منّت گذارده بود، كه در سايه آن زندگى كنند، نعمتى بود كه هيچ ارزشى نمى ‏توان همانند آن تصوّر كرد، زيرا از هر ارزشى گرانقدرتر، و از هر كرامتى والاتر بود. بدانيد كه پس از هجرت، دوباره چونان اعراب باديه نشين شده ‏ايد، و پس از وحدت و برادرى به احزاب گوناگون تبديل گشته‏ ايد، از اسلام تنها نام آن، و از ايمان جز نشانى را نمى ‏شناسيد. شعار مى‏ دهيد: آتش آرى، ننگ هرگز. گويا مى ‏خواهيد اسلام را واژگون، و پرده حرمتش را پاره كنيد و پيمانى را كه خدا براى حفظ حرمت مسلمين در زمين، و عامل امنيّت و آرامش مردم قرار داد بشكنيد. همانا اگر شما به غير اسلام پناه بريد، كافران با شما نبرد خواهند كرد. آنگاه نه جبرئيل و نه ميكائيل، نه مهاجر و نه انصار، وجود ندارند كه شما را يارى دهند، و چاره‏ اى جز نبرد با شمشير نداريد تا خدا در ميان شما حكم نمايد. مردم! از مثل‏هاى قرآن درباره كسانى كه عذاب و كيفر شدند، و روزهاى سخت آنان، و آسيب‏ هاى شديدى كه ديدند آگاهيد، پس وعده عذاب خدا را دور مپنداريد، و به عذر اينكه آگاهى نداريد خود را گرفتار نسازيد، و انتقام خدا را سبك، و خود را از كيفر الهى ايمن مپنداريد، زيرا كه خداى سبحان، مردم روزگاران گذشته را از رحمت خود دور نساخت مگر براى ترك امر به معروف، و نهى از منكر. پس خدا، بى ‏خردان را براى نافرمانى، و خردمندان را براى ترك باز داشتن ديگران از گناه، لعنت كرد.
آگاه باشيد! شما رشته پيوند با اسلام را قطع، و اجراى حدود الهى را تعطيل، و احكام اسلام را به فراموشى سپرده‏ ايد .

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

خلاصه اخبار اکتبر 6

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلا در مقاله ای تحت عنوان صدای طبل های جنگ نوشته بودم که برنامه اصلی گروه های شیطانی پشت پرده قدرت این است که چنان مردم عالم را گرفتار مشکلات اقتصادی و جنگ کنند که از نظر روحی، اخلاقی و اقتصادی کاملا تخلیه شوند و از پا بیافتند. با گسترش بی اعتقادی به خدا و پوچ گرایی و مادیگرایی در بین مردم وازدیاد مصیبت های اجتماعی چنان آنها را گرفتار کنند که با عرضه دین جدید، مردمی از پای افتاده که به دنبال پناهگاهی می گردند، بدون مقاومت به دین جدید روی می آورند. این پروژه ظاهرا در حال انجام است و هر روز اخبار ناامید کننده بیشتری از گوشه و کنار عالم به گوش میرسد و ناگواری های اقتصادی بیشتری در افق دوردست به چشم میخورد.

ساختارهای اقتصادی جهان همیشه بر مبناهای غلطی استوار بوده است. این سیستم غلط باعث ایجاد فاصله طبقاتی و محرومیت بوده و زمینه جنگ برای غارت منابع ملتهای دیگر را ایجاد می کند. اگر واقعا سیستم اقتصادی سالمی در جوامع بشری وجود داشت، وضعیت تمدن بشری بسیار متفاوت از وضعیت جاری بود. بهر حال وضعیت جاری هر چه که هست، مردم به آن عادت کرده و خود را تطبیق داده اند، لذا دلیلی برای این که همه اقتصادهای بزرگ دنیا به سراشیبی سقوط بروند، وجود ندارد؛ مگر اینکه تعمدی در آن باشد.

هر روز اخبار بد اقتصادی بیشتری از اروپا و علی الخصوص اسپانیا، پرتغال و یونان میرسد. اخباری هم از آمریکا به گوش میرسد که حاکی از آن است که بازار سهام آمریکا روزهای طوفانی را در پیش دارد. چین هم معاملات نفتی خود را به تازگی با یوآن و نه دلار انجام میدهد. همه اینها زمینه ساز سقوط دلار و ایجاد ارز واحد جهانی است که به نحوی مدیریت میشود که به تحت سلطه درآوردن آخرین ملتهای مستقل جهان و به بردگی کشیدن آنها منجر شود. هر چند ایده ارز واحد جهانی در کل ایده قابل طرحی است، اما نکته مهم این است که چه کسی کنترل انتشار و عرضه و قیمت گذاری با آن را داشته باشد.

اخبار بد اقتصادی ایران و بالا رفتن بی حساب نرخ تبدیل ارز هم بر کسی پوشیده نیست. در ایران توزیع ارز توسط دولت و از محل درآمدهای نفتی انجام میشود و تقاضای ارز هم مشخص و ثابت است. بنابراین بدون تعمد دولت در ایجاد تنش در بازار ارز، امکان نوسان ارز در این حد وجود ندارد و این کاری نیست که بشود به عوامل خارجی نسبت داد. همین مطلب نشان دهنده نفوذ عوامل گروه های شیطانی در دولت است که هماهنگ با بقیه آنها در دنیا عمل میکنند. انشاءالله در نوشته دیگری درباره دین مورد نظر نظم نوین جهانی خواهم نوشت.

شایعات جنگ با ایران

چند روز پیش هیلاری کلینتون در ویدیو کلیپی ابراز امیدواری می کرد که به زودی شرایط مناسب برای حمله به ایران فراهم شود و بهانه های لازم پیدا شود و با خنده می گفت که چنین روزی دور نیست. در ویدیو کلیپ دیگری در یک گرد هم آیی فردی به نام پاتریک کلاوسون در سخن رانی خود بیان می کرد که ایران قصد ندارد بهانه ای به دست آمریکا برای حمله به خود بدهد و پیشنهاد میکرد که با انجام عملیات خود زنی چنین بهانه ای را خود آمریکا درست کند. البته دلیلی هم که می آورد در نوع خود جالب بود؛ ایشان صراحتا بیان میکرد که تمام جنگ های آمریکا با خلق چنین بهانه های واهی و در پی عملیات خود زنی شروع شده است.

مطلب دیگر این است که در انتخابات آمریکا، اسرائیل از میت رامنی حمایت کرده و به قول معروف تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد گذاشته است. با توجه به اینکه هنوز اوباما از رامنی جلوتر است، ممکن است اسرائیل به این جمع بندی برسد که با راه اندازی جنگ با ایران و تحریک احساسات، حمایت مردم آمریکا از کاندیدای جنگ طلب جمهوری خواه را تضمین کند. البته حدس شخصی من این است که حتی با راه اندازی چنین جنگی اوباما انتخاب خواهد شد و عدم حمایت آمریکا از اسرائیل و تنها گذاشتن او برای همه روشن خواهد شد.

خبر دیگری که چند روز پیش در آمریکا پخش شد، درباره حمله سایبری هکرهای سپاه قدس به بانک های آمریکا بود که به ادعای آنها به تلافی حملات سایبری به تاسیسات اتمی ایران انجام شد. البته بعدا خبر رسید که این کار توسط خود روسای بانک ها برای مخفی کردن دزدی های انجام شده در بانک ها انجام شده و انتساب آن به ایران برای رد گم کردن و همچنین تحریک افکار عمومی بر علیه ایران بوده است.

وضعیت سوریه

در روز 3 اکتبر خبر مربوط به اصابت چند خمپاره به شهری در ترکیه پخش شد. متعاقب آن ارتش ترکیه به گلوله باران تمام مراکز نظامی و چند شهر در محدوده 10 کیلومتری مرز سوریه پرداخت که هنوز هم این عملیات ادامه دارد. البته در چنین شرایطی معلوم نمیشود که این خمپاره ها را چه کسی شلیک میکند. در این ویدیو کلیپ مبارزان ارتش آزاد FSA که مخالف بشاراسد هستند، در حال آماده سازی خمپاره برای شلیک هستند. از حدود یک هفته پیش که سرنوشت درگیری در آلپو به نفع رژیم سوریه مشخص شد، ناکارآمد بودن روش فعلی برای همه روشن شد و تصمیم به گسترش درگیری و حمله همه جانبه به سوریه گرفته شد. هر چند ترکیه ادعا میکند به دنبال جنگ با سوریه نیست، اما به تحرکات مرزی آن قدر ادامه خواهد داد تا سوریه متقابلا حمله کرده و بهانه لازم را به ترکیه و ناتو برای حمله همه جانبه بدهد. گلوله باران سوریه فقط محدود به مراکز نظامی نبوده و مناطق مسکونی را هم شامل شده است. البته هیچ خبرگزاری حاضر نیست میزان تلفات شهروندان عادی را گزارش کند.

رجزخوانی مقامات ترکیه برای ایجاد روحیه جنگی نیز قابل توجه بود. حتی یکی از آنها ادعا کرد که اگر ترکیه دنبال جنگ بود، می توانست پس از سرنگونی هواپیمای جنگی خود در ماه گذشته ظرف چند ساعت سوریه را با خاک یکسان کند. البته مضحک بودن چنین ادعایی واضح است. از طرف دیگر این رجزخوانی ها عکس العمل مردم ترکیه را در پی داشته و آنها را به تظاهرات در مخالفت با جنگ به نیابت از آمریکا و ناتو واداشته است.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

اخبار روز 21 سپتامبر

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

مطلب اول

کسانی که با اینترنت آشنایی کافی داشته باشند، می دانند که هزاران سایت بر ضد اسلام تبلیغ می کنند و توهین به رسول الله یکی از اصلی ترین سوژه های آنها است. شخصا با اینکه در این باره جستجو نمی کنم، ولی روزانه به یکی دوتا از این قبیل ویدئو کلیپ ها برخورد می کنم.

در مورد اینکه توهین غلط است و علی الخصوص رسول الله نباید سوژه چنین اعمال سخیفی باشد، شکی نیست. اما در مورد این فیلم اخیر، ماجرا از این قرار است که رسانه های غربی تعمدا به تحریک احساسات مسلمانان پرداختند و متاسفانه هم مردم عادی و هم رهبران جوامع اسلامی کم و بیش گرفتار دام آنها شدند. غربیها با این کار چند هدف داشتند:

اولا هدف اصلی تظاهراتی که در مصر وتونس و لیبی و دیگر کشورها، توسط مسلمانان و عمدتا گروه های سلفی برنامه ریزی شده بود، سانسور شد و موفق شدند اعتراض بر علیه سیاست های امپریالیستی آمریکا را به اعتراض بر علیه یک فیلم بی ارزش تبدیل کنند. با این کار افکار عمومی غربی ها به جای اینکه بر علیه رهبران خودشان بسیج شود که دست از کشتار در کشورهای اسلامی بردارند، به این سمت سوق داده شد که آماده جنگی مذهبی بشوند.

دوما با دادن اطلاعات محل اقامت سفیر خودشان و یا احیانا راهنمایی سازمان های جاسوسی خود، حمله به سفارت خود در لیبی را سازمان دادند تا بهانه ای برای لشکر کشی و فرستادن نیرو و گشت هواپیماهای بدون سرنشین خود بر فراز آسمان آن کشورها شوند.

سوما گروه های سلفی با سازمان دهی هماهنگ، چنین حرکت هایی را انجام دادند تا خود را به عنوان نماینده اسلام معرفی کنند و جوانان انقلابی و حق جو زیر پرچم آنها جمع شوند. با این کار زمینه ایجاد جنگ مذهبی تمام عیار بین جهان اسلام و غرب را فراهم کنند که البته هم غیر لازم است و هم طرحی شیطانی است.

پس از مشاهده این همه عکس العمل تند مسلمین، نشریه فرانسوی تصمیم می گیرد که کاریکاتورهای رسول الله را دوباره چاپ کند. قاعدتا باید این قدر هوشیار باشند که بدانند که این کار در این شرایط عاقلانه نیست. از طرفی دیگر تصور اینکه در غرب یک نشریه بدون هماهنگی دولت و حمایت گروه های پشت پرده قدرت، بتواند هر آنچه که دوست دارد را چاپ کند، تصوری کودکانه است. اما دلیل اصلی این کار آنها، این بود که بهانه ای بیابند که بتوانند بی سرو صدا سفارتخانه های خود را در 20 کشور ببندند و اتباع خود را جمع آوری کنند، و برای جنگی قریب الوقوع آماده شوند. بعدا هم با بستن در یک نشریه و یا حتی قتل یکی از کارکنان آنها ماجرا را خاتمه می دهند.

خبرگزاری پرس تی وی مقاله ای از Wayne Madsen را منتشر کرد که در آن بیان شده بود که دلیل اصلی این تظاهرات و تحریک احساسات، اعمال فشار بیشتر بر اوباما است که از ترس خطر حذف شدن در انتخابات، از حمله اسرائیل به ایران پشتیبانی کرده و در راه اندازی جنگ تعجیل کند.

مطلب دوم

در آمریکا مجری یکی از رادیو های مسیحی ادعا می کند که همفکران او در دولت مدارکی را به او نشان دادند که حاکی از آن است که قرار است در آمریکا پس از شروع جنگ، در سیستم توزیع غذا اخلال شود و خواربار فقط به کسانی توزیع شود که سلاح های شخصی خود را تحویل دهند. با این کار بناست که صدها میلیون سلاح در دسترس مردم جمع آوری شود.

از طرفی دیگر در شش ماه اخیر حدود 1200 میلیون گلوله توسط سازمان های انتظامی آمریکا خریداری شده است. بیشتر این گلوله ها، سر خالی یا Hollow Point Bullet هستند که در اکثر ارتش های جهان استفاده از آنها غیرقانونی است. دلیل آن هم این است که سر گلوله سرخالی هنگام برخورد با بدن، باز میشود و امعا و احشا را پاره پاره می کند و عملا شانس بهبود را از مجروح می گیرد. در حالی که گلوله های جنگی عادی فقط سوراخی ایجاد می کند و بافت های بدن مجروح پس از اصابت گلوله قابل جراحی و ترمیم است. فقط اداره امنیت داخلی یا DHS حدود 450 میلیون از این گلوله ها را یکجا سفارش داده است. معلوم نیست دولت آمریکا انتظار چه شورش داخلی را می کشد که این تعداد گلوله فقط برای مصرف داخلی خود سفارش داده است. این آمار را با آمار مصرف گلوله آلمان در سال 2011 باید مقایسه کرد که در یک سال فقط 85 گلوله توسط نیروهای انتظامی آن شلیک شده و نتیجه آن 15 زخمی و 6 کشته بوده است.

مطلب سوم

شروع سال جدید یهودی، Rosh HaShana در امسال روز 17 سپتامبر بود. بنا به اعتقاد یهودی ها، قضا و قدر کل سال در این روز نوشته میشود. ولی ده روز فرصت است تا در آن به جبران پرداخت و با پایان 10 روز، در روز یوم کیپور یا روزکفاره، قضا وقدر مهر و امضا شده و دیگر قابل تغییر نیست. لذا یهودیها این 10 روز را، روزهای ترس نام گذاشته اند. احتمالا یهودی ها ترجیح میدهند که جنگ را با پایان یوم کیپور شروع کنند. از نظر تاریخی هم این روز برای آنها شگون داشته است. به عنوان نمونه جنگ سال 1973 مصر و سوریه در این روز شروع شد ودر نهایت به نفع اسرائیل پایان گرفت.

مطلب چهارم

دلایل زیادی برای حفظ نیروهای آمریکایی در افغانستان وجود دارد. اولا اگر جنگ با ایران شروع شد، میتوان از آن پایگاه ها برای حمله به ایران استفاده کرد. دوما اشغال افغانستان به آنها کمک میکند دسترسی زمینی چین را به نفت خاورمیانه و همچنین بازار خاورمیانه، اروپا و حتی آسیای میانه محدود کنند. سوما حفظ افغانستان به آنها کمک می کند که بتوانند پاکستان را هم به عنوان متحد سنتی چین و هم به عنوان تنها کشور اتمی اسلامی، از بین ببرند و تجزیه کنند. چند ماه پیش نیز کنگره آمریکا خواستار جدایی بلوچستان از پاکستان شد. آنچه از شواهد و قرائن بر می آید، این است که اگر حمله به ایران انجام شود، آمریکا اولین کاری که خواهد کرد، این است که در پس گرد و غبار این جنگ، کنترل سلاح های اتمی پاکستان را در اختیار بگیرد و فروپاشی و تجزیه پاکستان را تحقق بخشد. بنابراین رخداد چنین جنگی حساسیت چین را هم برخواهد انگیخت و احتمالا دامنه جنگ محدود به خاورمیانه نخواهد بود.

مطلب پنجم

مطلبی که سالهاست خبر آن در دسترس همه بوده، ولی هیچ انعکاسی از آن در رسانه های ایران ندیدم، داستان شهرهای خالی یا Ghost Town های چین است. در سالهای اخیر چین دست به ساختن شهرهایی در نقاط دور از شهرهای کنونی زده و بعضا شهرهایی با ظرفیت یک میلیون سکنه با تمام امکانات ساخته و آن را برای 5 یا 6 سال بدون سکنه رها کرده است. بعضی از این شهرها در شمال چین و نزدیک مغولستان ساخته شده است. حتی اخیرا شهری نیم میلیون نفری را در آنگولا ساخته و بدون سکنه رها کرده است. احتمالا شنیده اید که ایران سالها بود که به دنبال تغییر پایتخت و ساخت پایتختی جدید بود که مرکز سیاسی را به آنجا منتقل کنند. اما این کار آن قدر پرهزینه بود که پیگیری نشد. حال چطور چین توانسته تعداد زیادی شهر را با تمام تجهیزات بسازد، تعجب انگیز است.

دلیل ساخت این شهرها را ژنرالی چینی به نام Gen Zhu در سال 2005 چنین بیان کرده که چین احتمال برخوردی اتمی با آمریکا را داده و در چنین حالتی احتمال از بین رفتن مراکز شهری کنونی را میدهد. البته چین هم صدها شهر آمریکا را نابود خواهد کرد. ساخت این شهرها به این دلیل است که با از بین رفتن کلان شهرهای کنونی، شهرهایی جدید که از تشعشعات اتمی به دور هستند، قبلا برای انتقال بازماندگان و ادامه زندگی آماده شده باشند. تا اینجای مطلب قابل قبول است، اما اینکه چین با آلودگی اتمی سرزمین مادری خود، برای انتقال بخشی از جمعیتش به آنگولا نیز برنامه ریزی کرده باشد، قابل توجه است.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

سلام،

بطور خلاصه عرض كنم قویا براین باورم كه شرایط جهانی بسمتی میرود كه لازم است همه آمادگی لازم برای شرایط بحرانی واضطراری را کسب کنند تا خسارات محتمل را به حداقل برسانند. اگر منتظرید که اول یک قارچ اتمی را در مثلا وسط تهران و قاعدتا شهرهای بسیار دیگری در دنیا مشاهده کنید تا بعد از آن شروع به آماده شدن كنید، دیگر شاید دیر شده باشد.

نمیدانم چرا این قدر ضرورت تمرین و آموزش این آمادگی بی اهمیت تلقی میشود. در حالی که با یک آموزش ساده در حد جزوه ای که لینک آن در خاتمه مطلب آورده شده، میتوان در هر حادثه طبیعی و یا جنگ تلفات را بمیزان قابل توجهی کمتر کرد.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود