مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تصمیم دونالد ترامپ به خارج کردن آمریکا از توافق اقلیمی پاریس در روزهای گذشته، در اخبار جهان بازتاب زیادی داشت و بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و علمی آن را محکوم کردند. اما متأسفانه مثل همیشه تحلیل مناسبی از اینکه واقعاً چه اتفاقی در دنیا دارد می‌افتد و توافق اقلیمی پاریس چه هدفی را دنبال میکند، در رسانه‌ها ندیدم. لذا سعی دارم در این مقاله در این‌باره در حد توان شرح دهم. توافق اقلیمی پاریس در تاریخ 12 دسامبر سال 2015 (22 آذر 1394) در چارچوب کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد با هدف جلوگیری از افزایش دمای زمین بیش از دو درجه سانتیگراد در قرن جاری میلادی و تلاش برای محدودیت افزایش دما به زیر 1.5 درجه سانتیگراد نسبت به سطح آن پیش از انقلاب صنعتی، تهیه و تدوین شد. 195 کشور جهان پیمان را امضا کرده‌اند.

اما این توافق ایراداتی دارد که کمتر کسی درباره آن توضیح میدهد:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

به احتمال زیاد داستان Alan Sokal، استاد فیزیک دانشگاه نیویورک را شنیده‌اید؛ که در سال ۱۹۹۶ مقاله ای درباره «ساختارهای ادبی و اجتماعی جاذبه کوانتومی» نوشت و توانست آنرا در یکی از معروفترین مجلات علمی به چاپ برساند. او با نوشتن آن مقاله‌، که سراسر آن جملات بیمعنی و پر از کلمات به ظاهر عالمانه بود، میخواست ثابت کند که کسی به مفاهیم ارائه شده در مقالات توجه نمیکند و اگر ظاهر آن شبه علمی باشد، کافی است. این ماجرا هر از چند گاهی تکرار میشود تا بر این نکته تاکید شود که جوامع علمی از آن ماجرا درس نگرفته‌اند و این معضل قابل اصلاح نیست. آخرین نمونه مقاله‌ای است که در تاریخ ۱۱ می امسال، یعنی ۱۱ روز پیش برای چاپ در یک مجله علمی، در رشته علمی مطالعات جنسیت، پس از بررسی اهل فن، تایید شده بود.

مقاله مذکور تحت عنوان The Conceptual Penis as a Social Construct در مجله‌ای با عنوان Cogent Social Sciences منتشر شد. معنی عنوان مقاله «مفهوم آلت تناسلی مردانه به عنوان یک ساختار اجتماعی» است. Peter Boghossian که استاد فلسفه دانشگاه ایالتی پورتلند است و James Lindsay، که ریاضی‌دان است، قصد داشتند با انتشار این مقاله علاوه بر تاکید بر جفنگ بودن رشته علمی مطالعات جنسیت، هوش و حواس اهل این رشته را آزمایش کنند. شاید یکی از دلایل کار آنها انتشار مقاله‌ای از دانشگاه اورگان در سال پیش باشد که کوه‌های یخی را مفهومی فمینیستی معرفی کرده بود که آب شدن آنها را باید با حقوق زنان ربط داد. این مقاله اصلا شوخی نبود و دانشگاه اورگان با افتخار از آن یاد کرده بود. اما عمق فاجعه‌ای را که در دنیای علم مدرن در حال رخ دادن است را نشان میداد. همین مطالب نویسندگان مقاله فوق‌الذکر را بر آن داشت که اثبات کنند که این مدعیان علم، علاوه بر اینکه از دانش برخوردار نیستند، هوش و حواس آدمهای معمولی را هم ندارند. آنها در مقاله خود عامل تغییرات آب و هوا و گرم شدن کره زمین را مفهوم آلت تناسلی مردانه معرفی کردند. چون به این جمع‌بندی رسیده بودند که اگر مقاله آنها بوی فمینیستی بدهد، از نظر آن جوامع به ظاهر علمی قابل قبول است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

سیل در خزانه جهانی بذر قطب شمال

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

خزانه جهانی بذر  با سرمایه‌گذاری چند نفر از ثروتمندان عالم در Svalbard نروژ، در ۱۰۰ کیلومتری قطب شمال، ساخته شد و در سال ۲۰۰۸ راه‌اندازی شد. این انبار دانه‌های کشاورزی، در انتهای یک تونل در عمق ۴۱۰ فوتی حفر شده‌، در حال حاضر حدود یک میلیون نمونه بذر در آن ذخیره شده است. هدف از طراحی این انبار این بود که اگر به دلیل رخداد جنگهای بزرگ و یا حوادث وبلایای طبیعی دهشتناک، تمدن کنونی بشر متوقف شد، و نسل‌های آتی بشر صدها سال زمان نیاز داشتند تا بتوانند دوباره تمدن را از اول بسازند، نمونه‌ بذرهای موجود، که میراث گرانبهایی است، برای آنها حفظ شود. بنابراین مکان این انبار چنین انتخاب شد که حتی اگر سیستم برق آن از کار بیفتد و هیچ انسانی موجود نباشد که بتواند از آن مواظبت کند، شرایط دمای زیر صفر درجه فارنهایت طبیعی این انبار یخی، برای بقاء دانه‌های کشاورزی تا صدها و یا هزارها سال مساعد باشد. فرض طراحان این بود که حتی در بدترین شرایط گرم شدن کره زمین حداقل برای دویست سال، یخ بطور طبیعی در اطراف این خزانه وجود خواهد داشت.

سایت گاردین دیروز خبری منتشر کرد مبنی بر اینکه تغییرات درجه حرارت آن منطقه امسال بقدری زیاد بوده که یخهای اطراف این انبار آب شده و سیل در انبار راه افتاده است. انباری که قرار بود صدها سال، بدون  نظارت انسان در بدترین شرایط بلایای طبیعی، دوام آورد، در حال حاضر باید در تمام ۲۴ ساعت روز خدمه در آن کار کنند تا جلوی ورود سیل به انبار را بگیرند.

همین مطلب محدودیت توان تکنولوژی بشر دوران معاصر را گوشزد میکند. ادعاهای علمی و فنی بشر کنونی، بشدت اغراق‌آمیز است، اما در صحنه عمل نمیتوانند حتی با تمدن‌ ۵ هزار سال پیش فراعنه هماوردی کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

درک بسیاری از مفاهیم ریاضی برای همه ممکن نیست. لذا بسیاری از اهل رشته‌های علمی دیگر بدون اینکه صحت وسقم قضایای ریاضی را خود بررسی کنند، آن‌ها را درست فرض کرده و از آن در رشته علمی خود استفاده میکنند. اگر این محاسبات غلط ریاضی را ریشه‌یابی کنیم و هر آنچه که بر مبنای آن‌ها مطرح شده را کنار بگذاریم، بخش عمده‌ای از آنچه که به عنوان کاخ علم مدرن می‌شناسیم، فرو خواهد ریخت. داستان مباحث مطرح شده در چند دهه اخیر درباره گرمایش زمین یکی از این موارد است. محققان هواشناسی از چند دهه گذشته پیش‌بینی کرده بودند که با دو برابر شدن دی‌اکسید کربن در جو زمین درجه حرارت سطح زمین ۱۰ تا ۱۲ درجه سانتیگراد اضافه خواهد شد. با‌گذشت زمان معلوم شد که روند گرمایش زمین مطابق پیش‌بینی ها پیش نمیرود. بالاخره آقای Christopher Monckton در کنفرانس Climate Change Conference در ۸ سپتامبر سال ۲۰۱۶ بی‌اعتباری مبانی ریاضی مدلهایی که برای این پیش‌بینی استفاده شده بود را، در حضور دهها شخصیت مطرح و معروف علمی، ثابت کرد. در آن کنفرانس آقای William Happer نیز جنبه‌های دیگری از ایرادات مدل‌سازی ها را مطرح کرده بود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حدود دو ماه پیش اهالی روستایNyda در ساحل خلیج Ob که از مناطق نزدیک به قطب شمال در سیبری است، پدیده‌ای را شاهد بودند که برای آن‌ها تازگی داشت. آن پدیده هم این بود که ساحل خلیج پر بود از توپهای یخی و برفی که بعضی از آن‌ها به بزرگی یک توپ تنیس بودند و بعضی دیگر تا حداکثر حدود ۹۰ سانتی‌متر قطر داشتند. سالمندان آن ناحیه هم اقرار کردند که تا بحال نه چنین پدیده‌ای را دیده‌اند و نه از قدیمی‌ترهای خود شنیده‌اند.

ظاهراً ترکیب درجه حرارت و موج آب و نحوه حرکت بادها به نحوی بوده که برفهای روی ساحل به این شکل یخ زده‌اند. ولی از آنرو که مشاهده چنین پدیده‌ای فقط تا بحال فقط دوبار در دنیا گزارش شده است، تا بحال تحلیل علمی این پدیده را جایی مشاهده نکرده‌ام. با اینکه ما فرض میکنیم که آب فراوانترین ماده در دسترس ماست و قاعدتاً باید همه چیز را درباره آن بدانیم، این ماده یکی از ناشناخته ترین مواد عالم است و کمتر دانشمندی وجود دارد که برای شناخت شگفتیهای آب وقت صرف کند، چه برسد به اینکه بخواهند همه آن‌ها را تحلیل کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تصور رایج این است که خون انسان به دلیل مایع بودن، همگون است و هر قطره‌ خونی که از هر جای بدن گرفته شود، با قطرات دیگر برابر است. اخیراً به تحقیقی برخورد کردم که نشان داده بود این فرض صحیح نیست. این تحقیق نشان داده بود که وقتی به سر انگشتی سوزن بزنیم، میزان هموگلوبین و گلبولهای سفید و دیگر مقادیر مانند کلسترل و قند، در هر کدام از قطرات خارج شده با دیگری متفاوت است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ایده استفاده از سلاح های بیولوژیک در جنگها، ایده جدیدی نیست و نمونه های تاریخی زیادی در هزاره های پیش میتوان نام برد که در آن یکی از طرفهای جنگ، برای شکست دادن حریف، بیماریهایی مانند طاعون را در شهرهای دشمن خود پخش کرده است. در سالهای اخیر هم ایده طراحی و بکارگیری چنین سلاحهایی، به نحوی که فقط بر روی یک گروه نژادی خاص مؤثر باشد، مطرح شده است. هر چند که ادعا ندارم که در این زمینه تخصص دارم، اما با همین اطلاعات عمومی می‌شود برآورد مقدماتی از اینکه چقدر بکارگیری این سلاحها عملی است، ارائه کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از مشخصات دوره معاصر این است که در ذهن عموم مردم تصویری اغراق آمیز از آنچه واقعاً می‌شود به عنوان دانش بشری حساب کرد، وجود دارد. فیلم‌های سینمایی مرز تخیل و واقعیت را برای عوام و حتی بسیاری از فرهیختگان مخدوش کرده اند. ادعاهای به ظاهر علمی هم به این قضیه کمک کرده اند. ادعاهایی مانند بوجود آوردن خلقت مصنوعی در آینده نزدیک، سفرهای فضایی و امثال آن، باعث شده که مردم درک مخدوشی از وضعیت علوم بشر داشته باشند. یکی از زمینه‌هایی که در این وبلاگ سعی میکنم دنبال کنم، این است که سئوالهایی که در ظاهر ساده به نظر می آیند، ولی هنوز کسی قادر به جواب دادن آن نیست را بیاورم. یکی از این موارد حساب کردن طول خطوط ساحلی کشورهاو مرزهای آن‌ها است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

مطلبی که میخواهم درباره آن بنویسم، مطلب بسیار ساده و واضحی است.اما از آن جهت که عمق فاجعه ای که در دنیای علم در حال رخ دادن است را گوشزد میکند، باور آن برای خیلی افراد سخت است. معمولا عکس العمل افراد این است که نمیشود همه این صدها هزار متخصصی که در هر کدام از زمینه های علوم کار میکنند، درک درستی از فرق علم با توهم علم یا Pseudo-Science نداشته باشند، و احتمالا ما نمیتوانیم آنچه میگویند را درست درک کنیم. برای همین بحث را با نقل مطلبی از کارل پوپر، استاد صاحب نام فلسفه علم شروع میکنم. جمله معروفی به ایشان منتسب است به این مضمون:

“A theory that explains everything, explains nothing”
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مقاله ای درباره کروی بودن زمین و یا صاف بودن آن نوشته بودم که دروغهای زیادی که سازمان های فضایی دنیا گفته اند، باعث شده که هیچ اعتباری برای حرف آنها نشود قائل شد. قبلا هم در چند مقاله درباره دروغ بودن پروژه مریخ نوردها نوشته بودم. همین دروغها باعث شده که عده ای به این باور برسند که سردمداران تمدن غرب قصد دارند برای تسلط بر مردم عالم این تصویر را در ذهن آنها بوجود آورند که این تمدن توانسته به درجه ای از پیشرفت برسد که تصویر روشنی از عالم ارائه کند. هر جا هم که نتوانسته جوابی ارائه دهد، شواهد و دلایل دروغین ارائه کرده و با کنترل اذهان مردم، یک واقعیت مجازی برای آنها درست کرده است.

البته در کل چنین حرفی واقعیت است، اما اینکه چه بخشی از شواهد راست است و چه بخشی از آن دروغ، باید تک به تک بحث شود و همه شواهد بطور مجزا راستی آزمایی شود. در اینجا فقط چند دروغ این سازمان های فضایی را مرور میکنم تا میزان بی اعتباری آنها روشن شود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود