مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آقای Joseph diGenova یکی از مقامات قضایی دوران ریگان است که در حال حاضر به کار وکالت مشغول است. او فرد مطلعی است و وقتی حرفی بزند، همه توجه میکنند؛ البته همیشه حرفهای او صحیح نیست و مواردی را می‌شود نام برد که ادعای او تامّ نبوده است. مثلاً اخیراً او درباره بازرسی Huber ادعا کرده بود که این بازرس هیچ کار مفیدی انجام نداده است، چون افراد کلیدی در پرونده‌های مورد بازرسی را بازجویی نکرده است. اما ظاهراً هیوبر بدون سرو صدا با روشهای دیگر کار خود را پیش برده است.

دیروز او در یک مصاحبه اعلام کرد که John Durham دادستان Connecticut، که مسئول پرونده‌های جنائی مقامات امنیتی زمان اوباما است، خیلی سریع کار خود را جلو می‌برد؛ و از همین چهارشنبه بعضی مدارک مربوط به تخلفات آن‌ها از رده‌بندی محرمانه خارج خواهد شد.[1] او گفت که مشخصاً نمیداند کدام بخش از این مدارک اول در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. او تأکید کرد که کار Durham یک تحقیق ساده نیست، بلکه پرونده‌های جرائم مهم است؛ یعنی بر اساس آن مجازات‌های سنگین تعیین خواهد شد. از آن رو که ویلیام بار، رئیس قضا، اخیراً مجازات اعدام، برای جرائمی مانند خیانت به کشور، را دوباره برقرار کرده است، احتمال اعدام این افراد بسیار زیاد است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

شهادت رابرت مولر در برابر کنگره

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حدود ۳ ماه پیش که رابرت مولر گزارش تحقیق خود، درباره دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، را منتشر کرد، در یک مقاله درباره آن توضیح داده بودم.[1] دموکراتها، که از نتیجه این گزارش دلسرد شده بودند، تلاش کردند که مولر را به کنگره دعوت کرده، سئوالاتی از او درباره تحقیقاتش بکنند؛ شاید که از بین جوابهای دوپهلوی او بشود بهانه‌ای برای شروع تحقیقات مجدد پیدا کرد. جلسه استماع شهادت مولر در برابر کنگره، قبل از اینکه شروع به نوشتن این متن کنم، پایان یافت.

در تحقیقات قبلی از اول مشخص بود که نمیشود دخالت روسیه را ثابت، و ترامپ را محکوم و برکنار، کرد؛ چون مدارک ارائه شده ساختگی و تقلبی بود. اما برنامه جناح چپ این بود که این تحقیقات به‌قدری طولانی شود که به انتخابات میان‌دوره‌ای برسد؛ و بواسطه آن بتوانند عملیات روانی خود را انجام دهند و در کسب اکثریت مجلس نمایندگان موفق شوند.

در حال حاضر نیز جناح چپ میخواهد رابرت مولر را مجبور به این اعتراف کند که وزارت دادگستری به او اجازه محکوم کردن رئیس‌جمهور را نداد، تا کنگره بهانه‌ای برای راه‌انداختن تحقیقات مجدد داشته باشد. تنها نتیجه‌ای که از تحقیقات مجدد می‌شود انتظار داشت این است که جناح چپ و رسانه‌های وابسته به آن‌ها بتوانند بواسطه آن روی افکار عمومی اثر بگذارند و نتیجه انتخابات بعدی را عوض کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش در رابطه با اِپستاین، و آنچه در جزیره خصوصی او میگذشت، توضیحاتی ارائه کرده بودم.[1] یکی از نکاتی که در این‌باره قابل توجه است، نقش دانشگاه هاروارد و استادان آن در این ماجرا است.

ادعا می‌شود در لیست افشا شده افرادی که به این جزیره، با هواپیمای اختصاصی اِپستاین معروف به Lolita Express، پرواز کرده‌اند، اسامی صدها نفر از استادان هاروارد نیز دیده میشوند. چهره‌های سرشناس هاروارد، مانند رئیس قبلی Larry Summers، و Stephen Pinker، و استاد حقوق Alan Dershowitz ارتباط زیادی با اِپستاین داشتند. Dershowitz وکیل خصوصی اِپستاین نیز بود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ادعای لینک‌های زیر این است که فردی به نام John Moore توانسته متن سخنرانی محرمانه وزیر دفاع چین، ژنرال Wei Fenghe، در حزب کمونیست را به دست آورد. این متن استراتژی نظامی چین در آینده را تشریح میکند. شخصاً وقت ترجمه کامل متن را ندارم و فقط به ذکر نکاتی از آن اکتفا میکنم. همه متن، به غیر از تیترها و جمع‌بندی نهایی، نقل سخنان این وزیر دفاع است:

آیا ارتش چین برای جنگ آماده است؟

ما یک نظرسنجی در بین سربازان انجام دادیم، تا بیابیم چند درصد آن‌ها حاضرند به کودکان، زنان، غیرنظامی‌ها، و اسرای جنگی، تیراندازی کنند. نتیجه نظرسنجی نشان داد که بیش از ۸۰٪ سربازان حاضرند چنین کاری کنند؛ که بیش از انتظار ما بود.

وقتی سرباز حاضر باشد کودک بکشد، چند برابر آن برای کشتن سرباز دشمن آمادگی دارد. این نظرسنجی حزب کمونیست نشان داد که سربازان ما برای فتح سرزمین دشمن آماده هستند و در صورت لزوم توان قتل عام دشمن را دارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

ماجرای دستگیری جفری اِپستاین

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

روز شنبه خبر دستگیری جفری اِپستاین، Jeffrey Epstein، در خروجی خبرگزاری‌ها دیده شد. چند ماه پیش درباره این فرد و جزیره او در مقاله‌ای توضیحاتی ارائه کرده بودم.[1]

رسم بسیاری از سازمان‌های اطلاعاتی، شرکت‌های بین‌المللی و بانکها، و همچنین جناح‌های سیاسی، این است که تنها به افرادی اجازه رشد در چارت سازمانی را بدهند که از تعهد فرد به سازمان و اطاعت او از دستورات، مطمئن باشند. این تعهد در قالب مدارک فسادی است که، افشای آن هنگام تخطی فرد، بتواند زندگی او را نابود کند. هر سازمانی، بسته به اهمیت و موقعیت خود، روش خاصی برای آلوده کردن افراد و بدست آوردن مدارک فساد، انتخاب میکند.

اپستاین نیز بخاطر ارتباط تنگاتنگی که با کلینتون‌ها داشت، همین نقش را برای جناح چپ در آمریکا ایفا میکرد. او افراد سرشناس بسیاری را به جزیره‌ خود دعوت کرده، از تمام جزئیات فساد آن‌ها در آنجا فیلم تهیه میکرد. بسیاری از افرادی که به چنین جایی میرفتند، بر این مطلب واقف بودند که ماجرا چیست. اما تنها راه طی کردن پله‌های ترقی در جناح چپ، رفتن به این جزیره و دادن تضمینهای لازم، در قالب فیلم‌های فساد بود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مقالات اخیر درباره سلطه عناصر گلوبالیست در نیروی دریایی آمریکا، و عدم تبعیت این نیرو از دولت غیر نظامی، مطالبی عرض کرده بودم. در لینک [1,2] مطالب بیشتری در رابطه با این موضوع میتوانید بیابید.

در ماه‌های اخیر فرماندهان این نیرو تلاش زیادی برای راه‌اندازی جنگ جهانی، از طریق تحریک روسیه و ایران به جنگ، کردند. حادثه رخ‌داده برای زیر دریایی هسته‌ای روسیه، ‌و زلزله‌های متعاقب آن در پایگاه‌های نیروی دریایی در کالیفرنیا، خبر از افزایش تنش بین روسیه و آمریکا، و همچنین درگیری‌های داخلی بین ملی‌گرایان با نیروی دریایی، میدهد.[3,4]

ادامه این روند قطعاً عواقب خوبی برای آمریکا ندارد. لذا ملی‌گرایان باید هرچه سریعتر فرماندهان گلوبالیست را از نیروی دریایی اخراج کنند. عجالتاً این برنامه با اخراج آدمیرال William Moran، که قرار بود فرماندهی کل این نیرو را به عهده بگیرد، شروع شد.[5]

البته خبر برکناری به نحوی تنظیم میشود که قابل هضم برای عوام باشد. اذهان ساده‌اندیش توان تحلیل همه جزئیات تاریخی و سیاسی را ندارند. بنابراین برای ساده کردن مسئله، تا حدی که مدلی قابل هضم برای چنین افرادی درست شود، دلیل اخراج را چیزی در حد ارتباط جنسی و یا تقلب در کازینو، معرفی میکنند.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

رسانه‌های ایران، و حتی بسیاری از اهل تحقیق مستقل، تحت تأثیر کامل رسانه‌های گلوبالیستی هستند و تنها دید یکجانبه آن‌ها را بازتاب می‌دهند. مثلاً وقتی خبر دستگیری Jeffrey Epstein در رسانه‌ها پخش شد، در ایران به تبعیت از رسانه‌های گلوبالیستی دنیا، خبر را «دستگیری دوست ترامپ» معرفی کردند. این تسلط کامل گلوبالیستها بر رسانه‌ها و افکار عمومی ایران، باید زنگهای خطر بسیاری را به صدا درآورد.

یکی از سوءتفاهم‌هایی که درباره ملی‌گرایان آمریکا وجود دارد، ارتباط آن‌ها با صهیونیسم است. ارتباط نتانیاهو با ترامپ، انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس، به رسمیت شناختن انضمام جولان به اسرائیل، و امثالهم، به عنوان شواهد این وابستگی معرفی میشود.

یکی از عوامل این سوءتفاهم، عدم آشنایی با میزان پیچیدگی و نحوه عمل رهبران ملی‌گرا است. این عدم آشنایی باعث می‌شود بعضی رفتارهای پیچیده «تخرخُر» فرض شود. در بین خود ملی‌گرایان، نحوه بازی آن‌ها به «شطرنج ۳ بعدی و یا ۴ بعدی» معروف است.

آنچه میخواهم عرض کنم به عنوان تشریح موضوع است و نقل این رویه به معنی تأیید نیست:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش در مقاله‌ای با عنوان «درباره آتش‌سوزی زیردریایی Losharik روسیه» نوشته بودم که احتمال اصلی در این ماجرا، هدف قرار گرفتن آن توسط سلاح‌های فوق سری نیروی دریایی آمریکا است.[1] ظاهراً این زیر دریایی در زمان حادثه، در شمال ژاپن در حال استخراج هواپیمای F-35 سقوط کرده در اعماق دریا بود. منصرف کردن روسیه از شکار این هواپیمای سقوط کرده در آب، میتوانست از طریق دیپلماتیک صورت بگیرد، اما مقامات نیروی دریای دست به اقدام نظامی برای جلوگیری از این کار زدند.

طبعا این حادثه برای روسیه سنگین بود و همه منتظر بودند تا ببینند عکس‌العمل روسیه چه خواهد بود و چطور مقابله به مثل خواهد کرد. پس از آن حادثه، اتفاقاتی در دنیا در حال رخ دادن است، که لزوم بررسی مجدد موضوع سلاح تکتونیک، و توان ایجاد زلزله مصنوعی، و مطالعه عمیق‌تر درباره آن را ضروری میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش خبری در رسانه‌های ایرانی درباره «لغو یک‌طرفه روادید ایران برای شهروندان چینی» دیدم.[1] متن خبر چنین گفته بود که «هیئت دولت با لغو روادید یک‌طرفه چینی‌ها به ایران با هدف جذب گردشگران این کشور موافقت و آن را مصوب کرد.» البته این تصمیم هنوز نهایی و اجرایی نشده است.

شخصاً چنین تصمیمی را خیلی اشتباه میدانم و به همین دلیل برآن شدم که درباره آن بنویسم.

اگر در لینک [2] لیست کشورهایی که شهروندان چین برای سفر به آنجا ویزا احتیاج ندارند را مرور کنید، خواهید یافت که درصد کمی از کشورها حاضر به چنین کاری شده‌اند. اکثر کشورهایی که روادید را برای چینی‌ها لغو کرده‌اند، قرارداد دوجانبه لغو روادید با چین دارند. لغو یک‌طرفه روادید، به بهانه کمک به گردشگری، چندان مرسوم نیست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلاً در مقاله دیگری با عنوان «سلاح هسته ای: چقدر واقعیت است و چقدر تبلیغات؟» درباره اینکه ساخت سلاح هسته‌ای در زمان جنگ جهانی دوم عملی نبود، و چنین ادعایی در آن زمان فقط یک عملیات روانی بود، بحث کرده‌ام.[1] البته در این ۷۵ سال پس از جنگ، قاعدتاً باید پیشرفت‌هایی در این زمینه شده باشد. شخصاً بر این باورم که هیچ سلاحی تا زمانی که کارآیی خودش را در میدان جنگ نشان نداده، ارزش نظامی نمیتوان برای آن قائل شد. سلاح‌ هسته‌ای نیز تا بحال در هیچ جنگی استفاده وسیع نشده و سرنوشت هیچ جنگی را تغییر نداده است.

صرفنظر از این مطلب می‌شود در مورد اینکه آیا ایران دارای چنین سلاح‌هایی هست یا نه، بحث کرد.

طبق فتوای آقای خامنه ای، و بسیاری از فقهای دیگر، تولید و استفاده از سلاح های هسته ای حرام است. اما این فَتوا درباره مالکیت سلاح‌های هسته‌ای حرفی نمیزند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود