مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها خبر اعتراضات اهالی روستای چنارمحمودی و شهرستان لردگان، از توابع استان چهارمحال و بختیاری، را زیاد می‌شود شنید. از اینکه واقعاً چه عاملی در آن روستا باعث شیوع ایدز شده، خبر موثقی ندارم. اما اصل موضوع تازگی ندارد. به عنوان نمونه در سال ۱۹۹۸ در لیبی تعدادی پرستار بلغاری، که از طرف سازمانهای بین‌المللی برای واکسیناسیون به لیبی رفته بودند، به آلوده کردن ۴۰۰ نفر به ایدز متهم شدند.[1]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

درباره نسل پنجم تکنولوژی موبایل، یا به اصطلاح 5G، مطلب زیاد میتوانید پیدا کنید. در اینجا فقط قصد دارم مختصرا تصویر کلی از این موضوع ارائه کنم، تا اگر مایل باشید تحقیق بیشتری کنید. انتظار اینکه همه اهل سیاست از مطالب ذیل باخبر باشند، را نیز نباید داشت. بعضی از آن‌ها چنین باور دارند که 5G فقط نسل بعد از 4G است. به عنوان مثال چند سال پیش اردوغان چنین اظهار نظر کرده بود که سرمایه‌گذاری روی 4G غیرقابل توجیه است و ما باید مستقیماً سراغ 5G برویم.[1]

بطور خلاصه هدف نامی 5G این است که سرعت دیتا از طریق تلفن موبایل، به مراتب افزایش یابد و امکانات بسیار زیادتری را ایجاد کند. البته برای افزایش پهنای باند، باید فرکانس سیگنال امواج را به 24 تا 86 گیگاهرتز افزایش داد. طول موج چنین امواجی در حد ۱۲ تا 3.5 میلی‌متر است. هزینه‌ اضافی که برای بالا بردن پهنای باند باید پرداخت، این است که باید دکل‌های پخش امواج تلفن همراه در فواصل بسیار کوتاه‌تر نصب شده؛ و همچنین امواج با انرژی بیشتری منتشر شوند. چون طبیعت امواج این است که هرچه فرکانس موج بالا برود، قدرت انتشار کمتری خواهد داشت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اگر کیفیت این مقاله در حد قابل قبول نیست و مطلب مستوفا بیان نشده، عذر میخواهم. این روزها با سیلی از اخبار بسیار مهم روبرو هستم که هیچ‌کس دیگری آن‌ها را در رسانه‌های ایرانی بازتاب نمیدهد و درباره آن بحث نمیکند. اگر بخواهم روی کیفیت مطالب بیشتر وقت بگذارم، فرصت اطلاع‌رسانی اخبار مهم دیگر از دست خواهم داد. یکی از خبرهای مهم این روزها احتمال توسعه سلاح ژنتیک در کمپ الرکبان بود.

کشورهای متعددی در دنیا روی ایجاد بانک‌های اطلاعات ژنتیک، سرمایه‌گذاری سنگینی کرده‌اند. بعضی از این کشورها، و یا شرکت‌های بزرگ بین‌المللی، نقشه‌های شیطانی در سر دارند و امید دارند که، با استفاده از اطلاعات جمع‌آوری شده، بتوانند سلاح ژنتیک بسازند. بعضی دیگر هم از ترس اینکه در این مسابقه عقب نیافتند، عجالتاً اطلاعات را جمع‌آوری میکنند، تا زمانی که کشورهای رقیب چنین سلاحی ساختند، آن‌ها هم توان ساخت بمب ژنتیک را داشته باشند، تا توازن قوا حفظ شود.[11]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تا سال ۱۹۳۳ فروش مشروبات الکلی در آمریکا ممنوع بود. بعد از آزاد شدن آن، تولیدکنندگان مشروبات الکلی سعی کردند با تبلیغات منفی درباره ماری‌جوانا، بازار فروش خود را توسعه بدهند. در آن زمان صاحبان صنایع پلاستیک و چوب نیز کنف یا Hemp را یک خطر بالقوه برای صنایع خود می‌دیدند. به همین دلیل تبلیغات سنگینی را علیه ماری‌جوانا و کنف شروع کردند. مثلاً چنین تبلیغ میکردند که موسیقی شیطانی جاز نتیجه ماری‌جوانا کشیدن است؛ و یا اگر دختران ماری‌جوانا بکشند، عاشق مردان سیاه‌پوست میشوند.[1] همین تبلیغات و تلاش این صنایع باعث شد که در سال ۱۹۳۷ ماری‌جوانا ممنوع شده، کشت کنف نیز به خاطر نزدیکی به آن، غیر قانونی شود.

قبلاً در مقاله‌ای با عنوان «بحث درباره قانونی شدن ماری‌جوانا در کانادا» توضیح داده‌ام چه عاملی باعث شده که قانونی بودن ماری‌جوانا را دوباره درنظر بگیرند.[2,3]

کشت کنف حدود ۱۰ هزار سال سابقه ثبت شده دارد. دانه‌ کنف از سویا برای تغذیه بهتر است، چون راحت‌تر هضم میشود. سرعت رشد این گیاه بالا است و بازدهی بهتری از درخت، برای تولید فیبر استفاد شده در کاغذسازی دارد. به علاوه آفت طبیعی نیز نداشته، نیاز به مواد شیمیایی دفع آفات آلوده‌کننده محیط ندارد. از کنف می‌شود برای تولید پلاستیک و سوخت مایع طبیعی نیز استفاده کرد.[4]

علیرغم همه فوایدی که کشت کنف دارد، تبلیغات شرکتهای مشروبات الکلی و رقابت صنایع دیگر باعث شده بود که برای ۸۰ سال کشت این گیاه غیرقانونی باشد. اما اخیرا ملی‌گرایان در کنگره تصویب کردند که به این محدودیت پایان دهند؛ و ترامپ نیز با امضای مصوبه، پایان محدودیت قانونی را اعلام کرد.

این اتفاق یک تحول بزرگ در صنعت و پزشکی به حساب می‌آید. احتمالا اهمیت این اتفاق چند سال دیگر برای عموم معلوم میشود؛ زمانی که آمریکا بخش عمده‌ای از وابستگی خود به سوختهای فسیلی و محصولات پتروشیمی را با این روش کاهش دهد و بسیاری از داروها را به این روش تولید کند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بنای تاریخی دادگاه‌ها بر این بوده که وقتی یک مجرم جنایت هولناکی را انجام بدهد، او را یک انسان مختار و صاحب اراده و نفس فرض کنند و بنابراین مجازاتی درخور برای جنایت او درنظر بگیرند. اما چند سالی است که رسم شده متخصصان علم اعصاب (neuroscience) و ژنتیک رفتاری (behavioral genetic) نتایج آزمایشاتی که روی مجرمین انجام داده‌اند را به دادگاه عرضه میکنند و با بحث درباره اینکه اختلال‌های موجود در ساختار اعصاب و مغز مجرم، عامل اصلی جنایت بوده، مجرم را یک بیمار که باید مداوا شود معرفی میکنند و به این روش مانع مجازات او میشوند.

سایت Wired از یکی از محققین اخلاقیات طبیعی (bioethicist) دانشگاه Duke به نام Nita Farahany چنین نقل کرده که آن‌ها ۱۶۰۰ مورد جرم جنایی تحت بررسی در دادگاه را مطالعه کرده‌اند که در آنها نتایج آزمایش‌های عصب‌شناسی (neurobiological evidence) به دادگاه عرضه شده‌اند، تا دادگاه را متقاعد به تخفیف مجازات کنند. روند عرضه این آزمایش‌ها به دادگاه بین سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ بیش از دو برابر شده است؛ و به تدریج در محاکمات مربوط به تجاوز و بچه‌دزدی و سرقت هم پای متخصصین عصب‌شناسی به دادگاه باز میشود. این متخصصین چند عکس از مغز مجرم را به هیئت داوری نشان می‌دهند و به نقطه‌ای در آن اشاره کرده، ادعا میکنند که تمام مشکل در این نقطه است. «این نقطه از مغز مجرم با مغز من و شما متفاوت است و همین عامل باعث شده که او جنایت‌کار شود». هیئت داوری و قاضی نیز معمولاً راحت متقاعد می‌شوند که مجرم یک بیمار قابل ترحم و نیاز به مراقبت و درمان است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

به احتمال زیاد داستان Alan Sokal، استاد فیزیک دانشگاه نیویورک را شنیده‌اید؛ که در سال ۱۹۹۶ مقاله ای درباره «ساختارهای ادبی و اجتماعی جاذبه کوانتومی» نوشت و توانست آنرا در یکی از معروفترین مجلات علمی به چاپ برساند. او با نوشتن آن مقاله‌، که سراسر آن جملات بیمعنی و پر از کلمات به ظاهر عالمانه بود، میخواست ثابت کند که کسی به مفاهیم ارائه شده در مقالات توجه نمیکند و اگر ظاهر آن شبه علمی باشد، کافی است. این ماجرا هر از چند گاهی تکرار میشود تا بر این نکته تاکید شود که جوامع علمی از آن ماجرا درس نگرفته‌اند و این معضل قابل اصلاح نیست. آخرین نمونه مقاله‌ای است که در تاریخ ۱۱ می امسال، یعنی ۱۱ روز پیش برای چاپ در یک مجله علمی، در رشته علمی مطالعات جنسیت، پس از بررسی اهل فن، تایید شده بود.

مقاله مذکور تحت عنوان The Conceptual Penis as a Social Construct در مجله‌ای با عنوان Cogent Social Sciences منتشر شد. معنی عنوان مقاله «مفهوم آلت تناسلی مردانه به عنوان یک ساختار اجتماعی» است. Peter Boghossian که استاد فلسفه دانشگاه ایالتی پورتلند است و James Lindsay، که ریاضی‌دان است، قصد داشتند با انتشار این مقاله علاوه بر تاکید بر جفنگ بودن رشته علمی مطالعات جنسیت، هوش و حواس اهل این رشته را آزمایش کنند. شاید یکی از دلایل کار آنها انتشار مقاله‌ای از دانشگاه اورگان در سال پیش باشد که کوه‌های یخی را مفهومی فمینیستی معرفی کرده بود که آب شدن آنها را باید با حقوق زنان ربط داد. این مقاله اصلا شوخی نبود و دانشگاه اورگان با افتخار از آن یاد کرده بود. اما عمق فاجعه‌ای را که در دنیای علم مدرن در حال رخ دادن است را نشان میداد. همین مطالب نویسندگان مقاله فوق‌الذکر را بر آن داشت که اثبات کنند که این مدعیان علم، علاوه بر اینکه از دانش برخوردار نیستند، هوش و حواس آدمهای معمولی را هم ندارند. آنها در مقاله خود عامل تغییرات آب و هوا و گرم شدن کره زمین را مفهوم آلت تناسلی مردانه معرفی کردند. چون به این جمع‌بندی رسیده بودند که اگر مقاله آنها بوی فمینیستی بدهد، از نظر آن جوامع به ظاهر علمی قابل قبول است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

استفاده‌های دارویی از ماری‌جوانا در درمان و تسکین بسیاری از بیماری‌ها، سابقه بسیار طولانی دارد. به همین دلیل شرکتهای دارویی بزرگ و تولیدکنندگان مشروبات الکلی همیشه آنرا به عنوان یک تهدید محسوب کرده‌اند و مراجع قانونی را در غیر قانونی اعلام کردن آن تحت فشار قرار داده‌اند. به حساب آوردن ماری‌جوانا به عنوان یک ماده مخدر، در ردیف تریاک و هروئین و امثالهم، از قدیم هم مورد مناقشه و اعتراض بوده است. ادعاهای زیادی می‌شود مبنی بر اینکه این گیاه مانند دیگر مواد اعتیاد آور نیست و ترک آن شدنی است. البته با ظهور نسل جدید موادمخدر مانند شیشه و کریکودیل، باید اساساً درباره تعریف ماده مخدر بازنگری شود. اما اینکه چرا دولت کانادا قانونی کردن مصرف این گیاه را بررسی میکند، مطلبی است که قابل مطالعه است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلاً در مقاله دیگری درباره روان‌درمانی غربی مطالبی را نوشته بودم. غیر علمی و مضحک بودن روشهای بکار گرفته شده در روان درمانی غربی و یا به اصطلاح Psychiatry در غرب نیز از دید اهل فن مخفی نمانده است و این حرفه مخالفان فراوانی دارد. اما به دلیل اینکه سود شرکتهای دارویی در این است که هر از چند گاه یک بیماری روانی جدید اختراع شود و فرصتی برای عرضه داروهای جدید و ایجاد بازار دیگری برای فروش این داروها پیش آید، این حرفه توانسته بکار خود ادامه دهد. پروفسور Jeffrey Schaler که استاد روان پزشکی در یک دانشگاه آمریکایی است، روان درمانی غربی را در چند دقیقه تشریح کرده و بی‌اعتباری آن را نشان داده است. فیلم این سخنرانی در ذیل این مقاله قابل مشاهده است و خلاصه صحبتهای ایشان را نیز آورده ام.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پروژه زنده کردن مردگان

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

پروژه های بازگرداندن حیات به افرادی که به تازگی مرده اند، هر از چند گاهی در مجامع دانشگاهی و علمی مطرح می‌شود و موضوع جدیدی نیست. البته اخیراً اخباری را مشاهده کردم که نشان دهنده این بود که کارهای جدی تری در این زمینه در حال انجام است. اگر تحقیقات زنده کردن مردگان به این منظور انجام شود که بشر درک بهتری از تعریف مرگ و زندگی داشته باشد، کار مفیدی است و ایرادی در آن نیست. اما چنان که افتد و دانی، گردانندگان چنین پروژه هایی به دنبال نتیجه‌گیری های فلسفی و اعتقادی از این کار هستند و ممکن است که نتیجه‌گیری های حاصله را به نحوی عرضه کنند که بشود با آن نتایج فلسفی دلخواه را گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تصور رایج این است که خون انسان به دلیل مایع بودن، همگون است و هر قطره‌ خونی که از هر جای بدن گرفته شود، با قطرات دیگر برابر است. اخیراً به تحقیقی برخورد کردم که نشان داده بود این فرض صحیح نیست. این تحقیق نشان داده بود که وقتی به سر انگشتی سوزن بزنیم، میزان هموگلوبین و گلبولهای سفید و دیگر مقادیر مانند کلسترل و قند، در هر کدام از قطرات خارج شده با دیگری متفاوت است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود