مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش یکی از دوستان می‌گفت که سیر مقاله‌های اخیر خیلی آخرالزمانی شده است. شخصاً خیلی احتیاط میکنم که در بیان اخبار چنین احساسی را القاء نکنم. چون احتمال میدهم پخش بعضی اخبار فقط برای القای چنین حسی در مخاطبین باشد، لذا در انعکاس آن‌ها احتیاط میکنم. اما از بعضی از چنین خبرهایی نمیشود صرفنظر کرد. خبر ذیل یک نمونه از چنین خبرهایی است.

سال‌های زیادی است که یهودیها و مسیحی‌ها منتظر به دنیا آمدن گوساله ماده سرخ‌رنگی هستند که هیچ خللی در پوست او نباشد. به چنین گوساله‌ای Red Heifer میگویند. یکی از نشانه‌های رسیدن زمان ساخت معبد سوم در اورشلیم، پیدا کردن چنین گوساله‌ای است. مدتهای زیادی است که یهودیها دنبال چنین گوساله‌ای میگشتند و پیدا نمیکردند.

اعلام خبر به دنیا آمدن چنین گوساله‌ای، توسط مدیران مؤسسه معبد سوم، به این معنی است که ساخت این معبد خیلی نزدیک است. چون برای افتتاح معبد نیاز دارند که این گوساله را قربانی کنند و اگر زمان زیادی طول بکشد ممکن است پوست گوساله دارای خلل شود و دوباره برای پیدا کردن گوساله دیگر به زحمت بیافتند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از خبرهای دیروز این بود که هنرپیشه‌ای به نام Vanessa Marquez توسط پلیس در خانه خود کشته شده است. اخیراً این خانم در توئیتر مطالبی را درباره همجنس‌باز بودن George Clooney هنرپیشه معروف هالیوود، و سرسپردگی این فرد به کلیسای ساینتولوژی، منتشر کرده بود. ایشان چنین افشا کرده بود که کلیسای ساینتولوژی اعضای خود، مانند جرج کلونی، را به همجنس بازی ترغیب کرده و آن‌ها را از داشتن یک زندگی خانوادگی سالم باز می‌دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امسال اخبار حوادث طبیعی شبیه سال‌های قبل نیست. به عنوان نمونه ماه گذشته در ژاپن چنان باران شدیدی آمد که سیل‌های زیادی به راه انداخت و حدود ۲۰۰ نفر در این حادثه جان باختند. بلافاصله موج گرمای بیسابقه، حدود ۴۰ درجه سانتیگراد، شروع شد که ۳۰ نفر دیگر را کشت. بعد از آن توفان سهمگین Jongdari هرچند موج گرما را پایان داد، اما با باد و باران مناطق جنوبی ژاپن را درنوردید وخسارت‌هایی به بار آورد. اخبار آب و هوای سوئد هم امسال غیرمعمولی است. امسال میزان بارندگی حدود یک هفتم متوسط سالانه بود که باعث خشکسالی شد. به همین دلیل موج گرمای تابستانی آتش‌سوزی‌های گسترده‌ای را در سراسر سوئد به همراه داشت. ۴۹ آتش گسترده به حدی وسیع بود که ماموران و تجهیزات آتش‌نشانی از سراسر اروپا برای خاموش کردن آتش اعزام شدند. اما در همان زمان در شهر Uppsala چنان باران شدیدی آمد که ایستگاه مرکزی قطار شهر را آب گرفت و مردم از آن به عنوان استخر شنا استفاده کردند. چند روز پیش نیز در مقاله‌ای تحت عنوان «آتش سوزی در مناطق نزدیک به قطب شمال» بعضی از اخبار غیر معمول طبیعی امسال را آورده بودم.

اما حساب آتش سوزی های کالیفرنیا از همه اتفاقات طبیعی جدا است. این حادثه به قدری عجیب است که هم اهل فیزیک و هم اهل موعظه باید مدتها درباره آن بحث و تحقیق کنند. شخصاً در عجبم که چرا اهل تحقیق و اهل عبرت کمتر درباره آن روشنگری میکنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پدیده Body Worlds

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز دیدم که در تهران نمایشگاهی با نام «مجموعه تفریحی هیومن پارک» ایجاد شده است. یکی از مشخصه های عجیب ایران این است که هر آن چیزی که در غرب رخ میدهد را بلا استثناء کپی کرده و مردم هم از آن به عنوان یک دستاورد تمدن استقبال میکنند. پدیده Body Worlds نیز نمونه‌ای از این لیست بلند است. البته در کشورهای غربی معمولاً این نمایشگاه‌ها اجساد مردگان و قطعات مومیایی شده بدن انسان را نیز به نمایش میگذارند و در مجموع به تعمد احساس بدی را در بیننده ایجاد میکنند. به همین دلیل این جریان با مخالفت شدیدی روبرو شد. سال گذشته شهردار پراگ تلاش کرد که چنین نمایشگاه‌هایی را ببندد. در سالهای پیش در اسرائیل و فرانسه نیز این نمایشگاه‌ها با شکایت مردم بسته شد. اما واقعاً این جریان عالم‌گیر نمایش گسترده اعضای بدن و اجساد مردگان به دنبال چیست؟

طبعا لازم است که دانشجویان پزشکی و اهل علوم طبیعی، درک خوبی از کارکرد بدن انسان داشته باشند؛ و قاعدتا این اطلاعات را از طریق کتب تخصصی خود بهتر میتوانند کسب کنند. بنابراین واضحا جامعه هدف این نمایشگاه‌ها عوام‌الناس و کودکان و نوجوانان هستند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

دین هوش مصنوعی

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

وقتی بحث هوش مصنوعی به میان می‌آید، تصوری از یک بحث فنی تخصصی کامپیوتر در ذهن ما شکل میگیرد. اما این تصویر باید اصلاح شود. چون استفاده‌های عجیبی از آن در تمام زمینه‌ها میشود و حتی برنامه ساخت یک بت هوش مصنوعی، که آنقدر در نظر سفیهان باهوش به نظر آید که بتوان آن را پرستید، بطور جدی دنبال میشود. بنابراین باید درباره آن بیشتر روشنگری شود. در ویدیو کلیپ ضمیمه سعی کرده‌ام گزارش کاملی از این موضوع ارائه کنم. متن ذیل خلاصه‌ای از مطالبی است که در این ویدیو گفته شده است.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دیروز یک ویدیو کلیپ در رابطه با رابطه گناه و زلزله دیدم که بیش از ۴۰۰ هزار نفر آن را مشاهده کرده بودند. هرچند همه آنچه که در این کلیپ ادعا شده، غلط نیست، اما این طرز نگاه به موضوع ایراد دارد و به اصطلاح آدرس غلط دادن است. همین مطلب مشوّقم شد که درباره این موضوع مواردی را عرض کنم.

حرف این ویدیو کلیپ از این قرار بود:

بعضی‌ها میگن گناه میشه زلزله می‌آید. هنوز نمیدانی گناه یعنی چه! گناه این است که بروی روی گسل خانه بسازی. الان خدا علم به ما داده. ما الان میدانیم گسل‌های زمین کجا است. گناه این است که توی تهران ساختمان ۵۰ طبقه را مجوز بدهی که روی گسل ساخته شود. فکر آن را هم نکنی که آن بدبختی که میخواهد آنجا زندگی کند، وقتی زلزله آمد چه کسی باید جواب او را بدهد.

گناه اینهاست. گناه این است که وسط گسل کتابخانه درست کنی. یا نزدیک گسل خانه را با کیفیت درست نکنی. جاهای دیگر ۹ ریشتر زلزله می‌آید و شهر تکان نمی‌خورد. اینجا ۷ ریشتر زلزله آمده، همه چیز نابود شده. معلومه که توش دزدی شده، خلاف شده. گناه اینهاست.

بطور کلی یکی از تکنیک‌های کلاسیک مخدوش کردن یک موضوع، و یا به اصطلاح disinformation، این است که از مسئله‌ای که پیچیده است و جنبه‌های گوناگون دارد، یک تصویر کاریکاتوری میکشند و اصل موضوع را کنار میگذارند. بعد از آنکه آن موضوع به یک کاریکاتور تنزل پیدا کرد، بازی با آن و بی‌ارزش نشان دادن آن در ذهن مردم، آسان است. اگر مردم به این نکته دقت نکنند که بین اصل موضوع و کاریکاتور آن فرق زیادی است، این تکنیک کار خود را میکند. بعضی وقتها افراد، بدون سوء نیت، همین کار را ناخودآگاه می‌کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش قسمت کوچکی از سخنرانی آقای رحیم‌پور ازغدی را درباره عنوان همین بحث شنیدم؛ که در آن ایشان درباره علل شیوع غرب‌زدگی در جامعه ایرانی بحث میکردند. به عنوان نمونه ایشان ضعف تولید فکر در داخل را نام بردند و اضافه کردند که وقتی پاسخ به‌ موقع به سئوالات موجود و مفروض داده شود، طبیعتاً زمینه برای توجه به کالای نامرغوب فرهنگ غربی کم میشود. علت دیگری که ایشان نام بردند تحقیر قوه عقلانی جامعه در دوره‌های گذشته توسط بیگانگان و نهادینه کردن «ما نمیتوانیم» بود؛ که باعث شده در همین دوران معاصر نیز تز «ما نمیتوانیم» در جامعه و حتی حکومت طرفداران زیادی داشته باشد.

هرچند مطالعات آسیب‌شناسی در این زمینه لازم، و چنین بحث‌هایی مفید است؛ نگران این شدم که چنین بحث‌هایی در نهایت آسیب‌های دیگری را نیز همراه داشته باشد. لذا برآن شدم که نکاتی را در این نوشته عرض کنم.

آنچه باعث نگرانی‌ام شد این بود که روشن‌فکران مذهبی در هنگام تحلیل قضایا، همان متدولوژی سکولار را اخذ کرده، تحولات اجتماعی را مانند واکنش‌های شیمیایی بررسی کنند؛ و با این کار پیش‌فرض‌های فلسفی آن‌ها را قبول کنند. در این صورت مشخص است که نتایجی خواهند گرفت که در راستای همان تفکرات سکولار است. برای اینکه بتوانم این مطلب را روشن کنم، مجبور شدم در مقاله قبل ماجرای ارائه نتایج آزمایش‌های ژنتیک و اعصاب مجرمین در دادگاه را شرح دهم. پیش‌فرض فلسفی که در ارائه این آزمایش‌ها به دادگاه وجود دارد، این است که انسان ملقمه ای از مواد شیمیایی و هورمون‌ها است و چیزی به نام روح قابل تعریف نیست. نتیجه‌ای که گرفته می‌شود این است که جرم مجرمین منشاء ارادی نداشته و حاصل اختلال ژنتیک یا اعصاب است.

اگر همین رویه را در بحث بررسی عوامل رسوخ غرب‌زدگی داشته، فقط به دنبال عوامل خارجی باشیم، در‌ واقع فرض داشتن روح و نفس برای انسان‌ها، و در کل برای جامعه، را کنار گذاشته‌ایم و آنچه در جامعه رخ میدهد را حاصل جمع تأثیر عوامل خارجی فرض کرده‌ایم. این هم به این معنی است که اول خود غرب‌زده بشویم و بعد بخواهیم پدیده غرب‌زدگی را بررسی کنیم.

بررسی عوامل تاثیرگذار خارجی تا جایی مفید است که نقش اراده انسان، و در مجموع جامعه، را در تعیین سرنوشت خود فراموش نکنیم.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بنای تاریخی دادگاه‌ها بر این بوده که وقتی یک مجرم جنایت هولناکی را انجام بدهد، او را یک انسان مختار و صاحب اراده و نفس فرض کنند و بنابراین مجازاتی درخور برای جنایت او درنظر بگیرند. اما چند سالی است که رسم شده متخصصان علم اعصاب (neuroscience) و ژنتیک رفتاری (behavioral genetic) نتایج آزمایشاتی که روی مجرمین انجام داده‌اند را به دادگاه عرضه میکنند و با بحث درباره اینکه اختلال‌های موجود در ساختار اعصاب و مغز مجرم، عامل اصلی جنایت بوده، مجرم را یک بیمار که باید مداوا شود معرفی میکنند و به این روش مانع مجازات او میشوند.

سایت Wired از یکی از محققین اخلاقیات طبیعی (bioethicist) دانشگاه Duke به نام Nita Farahany چنین نقل کرده که آن‌ها ۱۶۰۰ مورد جرم جنایی تحت بررسی در دادگاه را مطالعه کرده‌اند که در آنها نتایج آزمایش‌های عصب‌شناسی (neurobiological evidence) به دادگاه عرضه شده‌اند، تا دادگاه را متقاعد به تخفیف مجازات کنند. روند عرضه این آزمایش‌ها به دادگاه بین سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ بیش از دو برابر شده است؛ و به تدریج در محاکمات مربوط به تجاوز و بچه‌دزدی و سرقت هم پای متخصصین عصب‌شناسی به دادگاه باز میشود. این متخصصین چند عکس از مغز مجرم را به هیئت داوری نشان می‌دهند و به نقطه‌ای در آن اشاره کرده، ادعا میکنند که تمام مشکل در این نقطه است. «این نقطه از مغز مجرم با مغز من و شما متفاوت است و همین عامل باعث شده که او جنایت‌کار شود». هیئت داوری و قاضی نیز معمولاً راحت متقاعد می‌شوند که مجرم یک بیمار قابل ترحم و نیاز به مراقبت و درمان است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دیروز، یکشنبه ۵ نوامبر، حدود ساعت ۱۱ و نیم، فردی به نام Devin Kelley وارد کلیسایی کوچک در حومه شهر San Antonio در تگزاس میشود و به سوی مردم تیراندازی کرده و حداقل ۲۷ نفر را میکشد و عده‌ای دیگر نیز زخمی میشوند. اولین عکس‌العمل رسانه‌ها این بود که خبر دادند این فرد به تازگی دین خود را تغییر داده و مسلمان شده بود؛ تا به این ترتیب موجی از اسلام‌هراسی راه بیاندازند. اما اخبار بعدی نشان داد که این  اتفاق نشانه‌ای از بروز تفرقه و دودستگی در جامعه آمریکا است و خبرهای زیاد دیگری در راه است.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها خبرهای عجیب زیادی را می‌بینم که هیچ بازتابی در رسانه‌ها ندارد و وقت کافی برای گزارش همه آنها ندارم. یکی از این خبرها مرتبط با آتش‌سوزی‌های شمال کالیفرنیا است، که قبلا درباره‌ آن در این وبلاگ نوشته بودم. اصل وقوع طوفان آتش و شروع همزمان آتش در ۶۶ نقطه دور از  هم، خود به اندازه کافی عجیب هست. به علاوه قبل از آتش‌سوزی، هوا آرام بود و با شروع آن، بادهای خشک و داغ، با سرعت بیش از ۱۰۰ کیلومتر در ساعت شروع میشود و به سرعت آتش را پخش می‌کند. فقط در سانتاروزا حدود ۳۵۰۰ خانه به کلی میسوزد و حدود ۱۰۰ هزار نفر اواره میشوند. قبل از شروع آتش، مردم دیدن جرقه‌های آبی در آسمان را گزارش کرده بودند.

اما نکته عجیب‌تر دیگر این است که قوانین شناخته شده فیزیک عاجز از تحلیل ماوقع است و همه از تعجب، انگشت به دهان شده‌اند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود