مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

🔹یکی از دوستان محترم شبهاتی را در رابطه با تعدیل شریعت در آینده مطرح کردند، که یک‌به‌یک آن‌ها را ان‌شاءالله بررسی خواهم کرد. یکی از آن‌ها چنین بود:

🔸«اگر روزی بفهمیم که ذبح حیوانات عملی مخالف رشد معنوی بشر است، این تعدیل شریعت نیست؟
در اسلام ذبح حیوان بسمت مکه حلال محض است. اما به نظر من بشدت منفی است و ربطی به خدا ندارد و در راستای دزدی انرژی ست زیرا خون انرژی دارد.»
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

🔹پس از دوران رنسانس، عده زیادی از اندیشمندان غربی و تابعین آنها، تاریخ را به چند دوره تقسیم کرده، و چنین اظهارنظر میکردند که با شروع دوران علم، دوران مذهب به سرآمده و دیگر نیازی به رعایت شریعت مذاهب نداریم. در حال حاضر، که در لبه شروع یک دوران شگرف شکوفایی علمی و تکنولوژیک هستیم، چنین ادعاهایی دوباره زیاد شنیده میشود.

🔹ادعا این است که ادیان مجبور خواهند شد که بخشی از شریعت را کنار بگذارند و تعدیل کنند؛ و یا حداقل درک مردم از معنی واجب و حرام و مکروه و مستحب تغییر کند. مثلاً معنی واجب و حرام این بشود که اگر فرد خواست به درجه‌ خاصی از کمال برسد، باید یک سری مقررات را رعایت کند. به عنوان نمونه اگر فردی خواست دانشجوی دکترا باشد، نمیتواند در گوش دادن موسیقی افراط کند، و افراط در موسیقی برای او،‌ بخاطر هدفی که انتخاب کرده، حرام است.

🔴چنین برداشتی از آینده شریعت به چند دلیل غلط است:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

قصاص فتنه و گناه مجاز نیست

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اختلاف و دشمنی نظام‌های سیاسی ایران و آمریکا با هم، کاملاً واضح است؛ و مقامات سیاسی هر دو کشور، هیچ ابایی از اعتراف به این امر ندارند. تضاد منافع و درگیری هم قابل پیش‌بینی است؛ اما اگر کسی ادعای مسلم بودن دارد، باید بداند که فتنه طرف مقابل را با فتنه نمیشود قصاص کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

اثر ماندلا یا Mandela Effect

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخیراً مطالب زیادی درباره «Mandela Effect» یا «اثر ماندلا» دیده‌ام؛ و حتی این موضوع دستمایه یک فیلم سینمایی با همین نام شده، که ماه دیگر نمایش آن شروع میشود. وقتی درباره این کلیدواژه‌ها جستجو کردم، یافتم که دیگران این پدیده را شرح داده‌اند. اگر در یوتیوب یا آپارات دنبال کلیدواژه‌های فوق جستجو کنید، فیلم‌های متعددی در این زمینه خواهید یافت.

بطور خلاصه این پدیده این است که خاطرات بعضی افراد از گذشته تغییر میکند. وقتی آدم به چنین حالتی برخورد کند، فرض را بر این میگذارد که حافظه او دچار مشکل شده، خاطرات با هم قاطی شده، و از ترکیب آن‌ها چیز جدیدی پدید آمده است. اما وقتی در کل جامعه، حافظه مردم درباره یک واقعه تاریخی را، بررسی کنیم، افراد زیادی را می‌یابیم که خاطرات آن‌ها از آن واقعه، درست دچار همان تغییر شده است. اوائل طرح این بحث، میشد عده‌ای روانشناس را یافت که سعی کنند از منظر روان‌شناسی، این مطلب را شرح دهند. اما شواهد فراوانی میتوان یافت که نشان دهند که این بحث فقط یک پدیده روان‌شناختی نیست.

این شواهد عده‌ای را به این جمع‌بندی رسانده که گذشته ثابت نیست، و تغییر و تحول در آن راه دارد. نظریه پردازان زیادی نیز برای ارائه مدلی که این موضوع را تحلیل کند، تلاش کرده‌اند. بعضی از آن‌ها از فیزیک کوانتوم برای مدل خود استفاده کرده، و بعضی نظریه جهان‌های موازی را مطرح کرده‌اند. بهرحال این نظریه‌ها خیلی مقدماتی است، و باید از خبرگان علوم نظری و فلسفه، برای تحلیل ماوقع کمک گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هرچند اسلام تعریف خودش را از نحوه اداره جامعه، و الگوهای اقتصادی جامعه، دارد، سلیقه‌های مسئولین سیاسی در هر دوره، باعث میشود که پیاده‌سازی احکام اسلامی، رنگ مکاتب دیگر اداره اجتماع  را بخود بگیرد؛ و  ترکیبی از اسلام و مکاتب دیگر عرضه شود. همین مطلب درباره بحث ولایت فقیه نیز صادق است؛ و عده‌ای سعی دارند روایتی از آن را ترویج کنند، که به فاشیسم بیشتر شبیه است.

برای شرح این پدیده، که هنگام پیاده‌سازی مباحث اسلامی، مجریان ممکن است سلیقه خود را بکار بگیرند، و مکاتب شناخته شده اداره اجتماع را با آن مخلوط کنند، میتوان دوره‌های مختلف انقلاب را مثال زد. مدل حکومتی اوایل انقلاب، ترکیبی از اسلام و کمونیسم بود: مصادره اموال هر کسی که پول‌دار بود، و بعد پیاده‌سازی اقتصاد کوپنی، دقیقاً چیزی است که از یک حکومت کمونیستی میشد انتظار داشت. این نسخه کمونیستی از اسلام، به تدریج جای خود را به نسخه‌ای از کاپیتالیسم داده، که جزء افراطی‌ترین نسخه‌های اقتصاد کاپیتالیستی دنیا است. هیچکدام از این دو نسخه هم ربطی به اسلام ندارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در روایات و احادیث بسیاری منجی آخر زمان (حضرت مهدی علیه السلام) و کیفیت ظهور او، با تمام علایم و نشانه ها شرح داده شده است. حکمت بیان این احادیث ظهور این بود که مردم در تشخیص حق و باطل به اشتباه نیافتند؛ و به همین دلیل بعضی از فقها مطالعه این احادیث را واجب میدانند.

استفاده از این احادیث برای تشخیص حق و باطل در آینده، در‌واقع همان چیزی است که در دوره معاصر به آن آینده‌پژوهی، یا Futurology، میگویند. اما آنچه جای نگرانی دارد این است که کمتر کسی از احادیث ظهور برای آینده‌پژوهی کمک میگیرد. بلکه اکثراً با این احادیث مانند یک فیلم‌نامه برخورد میشود، که هرکس مطابق دلخواه خود سعی دارد یکی از نقش‌های آن را بازی کند؛ و هر نقشی را که مایل بود، به دیگران نسبت بدهد.

وقتی یک نفر نقش یار امام زمان را بخواهد بازی کند، هرکسی که مقابلش باشد، یا باید شیصبانی باشد و یا سفیانی!
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از دلایلی که آقای خامنه‌ای اجازه مذاکره مستقیم با آمریکا را نداد، این بود که آمریکایی‌ها به تعهدات خودشان پایبند نیستند. ایشان چند ماه پیش در دیدار با نخست‌وزیر ژاپن گفت:

«جمهوری اسلامی ایران به مدت پنج، شش سال در موضوع هسته‌ای با آمریکا و اروپایی‌ها در قالب ۱+۵ مذاکره کرد و به یک نتیجه هم رسید، اما آمریکا زیر این توافق و قرارداد قطعی زد، بنابراین کدام فرد عاقلی است که دوباره با کشوری که زیر تمام توافقها زده، مذاکره کند؟»

اولاً برجام یک قرارداد نبود و بیشتر به یک تفاهم‌نامه شبیه بود. چون هیچ‌یک از رهبران کشورهای حاضر در مذاکرات زیر چیزی را امضا نکردند و در هیچ‌کدام از مجلسین آن کشورها این توافق به رأی گذاشته نشد. قراردادی که در آمریکا به عنوان قرارداد غیر قابل تخطی شناخته شود، را Treaty مینامند و باید در مجلسین این کشور به تأیید نمایندگان برسد. برجام هیچکدام از مشخصات یک قرارداد دو یا چند جانبه را نداشت.

به علاوه برجام را می‌شود یک تعهد یک‌جانبه نامید. چون تنها در مجلس ایران، تعهد به آن تصویب شد. اگر نمایندگان مجلس ایران از متن محرمانه آن مطلع نشدند، تنها دولت گلوبالیست ایران را نمیشود مقصر دانست، بلکه این مطلب نشان از این دارد که مجموعه نظام تحت کنترل گلوبالیست‌ها است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

صندوقچه جبرئیل

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

درباره داستان صندوقچه جبرئیل، جستجوی مختصری در رسانه‌های فارسی‌زبان کردم و چیزی نیافتم. حدود ۴ سال پیش که درباره آن شنیدم، به این دلیل که قابل راستی‌آزمایی نبود، آن را گزارش نکردم. اما اخیراً درباره این موضوع و اتفاقاتی که در قطب جنوب می‌افتد، مطالب زیادی میشنوم. به همین دلیل مطلب را، بدون اینکه قصد تایید داشته باشم، منعکس میکنم. برای تحقیق بیشتر میتوانید درباره Ark of Gabriel یا «تابوت جبریل» جستجو کنید.

ماجرای داستان به حج سال ۱۳۹۴، و اتفاقاتی که در ایام حج آن سال در مسجدالحرام افتاده، برمی‌گردد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

آتش‌سوزی سقف کلیسای نوتردام پاریس

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حادثه آتش‌سوزی درکلیسای نوتردام، در شب ۱۵ آوریل، خبر بسیار مهمی بود که توجه جهانیان را به خود جلب کرد. هرچند این کلیسای ۸۰۰ ساله بسیار باارزش است، اما نکته مهم میزان خسارات به آن نبود؛ بلکه مهم‌ترین نکته پیامدهای این حادثه، و سمبلیزم بکار رفته در آن، است.

در حادثه آتش‌سوزی چه رخ داد؟

کلیساهای بزرگ، چیزی شبیه به مناره دارند، که به آن spire میگویند. مناره‌ای که در آتش سوخت، در دوقرن پیش، با تیرهایی از چوب بلوط با روکش سرب ساخته شده بود و حدود ۷۵۰ تن وزن داشت.[1] فرسودگی این مناره در اثر مرور زمان، باعث شده بود که کار مرمت آن را به شرکتی، به نام Le Bras Frères، که در بازسازی آثار تاریخی تجریه داشت واگذار کنند. این شرکت در زمان آتش‌سوزی داربستهایی را در اطراف مناره برپا کرده بود. اما به دلیل قوانین سختگیرانه کار در فرانسه، هیچ کدام از کارگران این شرکت در ساعت 6:50 دقیقه عصر، هنگام شروع آتش‌سوزی، حضور نداشتند.

آنچه در آتش سوخت این مناره چوبی و بخشی از سقف بود؛ و به خود ساختمان کلیسا صدمه‌ای وارد نشد.[2] چنین چیزی کاملاً قابل انتظار بود، چون کلیسایی که ۸۰۰ سال دوام آورده، قاعدتاً بارها در طول تاریخ، آتش‌سوزی را تجربه کرده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دنیا عجایب فراوانی دارد که انسان را به حیرت وامی‌دارد. اینکه اکثر این موارد در جلوی چشم همه هست و کسی به آن توجه نمی‌کند، قضیه را تعجب‌انگیزتر میکند. یکی از این عجایب،‌داستان گسترش اسلام در غرب و گسترش مسیحیت در دنیای اسلام است.

درباره علت شکست کلیسای مسیحی در غرب، که به رنسانس منجر شد، مطلب زیاد می‌شود پیدا کرد. بطور خلاصه جنگهای ۳۰ ساله بین فرقه‌های مختلف مسیحی در اروپا، منجر به این شد که بطور کلی کلیسا را از ایفای نقش در حکومت کنار بگذارند. اما پس از چند قرن،‌ که گرایش به دین در حال زیاد شدن است، اسلام بالاترین توان را در جذب علاقه‌مندان به دین الهی دارد. نشانه‌های زیادی برای این ادعا می‌شود یافت. یکی از نشانه‌ها این است که اخیراً در لندن ۵۰۰ کلیسا تعطیل شده و در برابر آن ۴۲۳ مسجد جدید افتتاح شده است.[1] وضعیت اجتماعات اسلامی در اکثر شهرهای اروپایی و آمریکای شمالی،‌خیلی متفاوت از وضعیت حتی ۲۰ سال پیش است. اکنون در بسیاری از شهرهای غربی، مسلمین خود را اقلیتی، که باید فعالیت‌های اجتماعی خود را در خفا انجام دهند، احساس نمیکنند.

مشوق اصلی گرایش دوباره جهان به دین، و علی‌الخصوص اسلام، انقلاب اسلامی ایران و شخص آقای خمینی بود. این انقلاب باعث شد که حرف از دین در مجامع فکری و سیاسی، دوباره مطرح شود. حتی این انقلاب مسیحیت را هم زنده کرد؛ چون در حال حاضر ادعای مبلیغین مسیحی در غرب این است که اگر غرب عناد خود با مسیحیت را ادامه بدهد، چاره‌ای جز کرنش در برابر اسلام ندارد.

ماجرا تا این قسمت چندان تعجب‌برانگیز نیست. نکته اعجاب‌آور این ماجرا این است که همان مبلغین مسیحی، که بخاطر انقلاب اسلامی ایران فرصتی برای نفس کشیدن پیدا کرده‌اند، بهترین زمینه برای تبلیغ و رشد خود را در سرزمین‌های اسلامی، و علی‌الخصوص ایران، یافته‌اند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود