آتش‌سوزی سقف کلیسای نوتردام پاریس

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حادثه آتش‌سوزی درکلیسای نوتردام، در شب ۱۵ آوریل، خبر بسیار مهمی بود که توجه جهانیان را به خود جلب کرد. هرچند این کلیسای ۸۰۰ ساله بسیار باارزش است، اما نکته مهم میزان خسارات به آن نبود؛ بلکه مهم‌ترین نکته پیامدهای این حادثه، و سمبلیزم بکار رفته در آن، است.

در حادثه آتش‌سوزی چه رخ داد؟

کلیساهای بزرگ، چیزی شبیه به مناره دارند، که به آن spire میگویند. مناره‌ای که در آتش سوخت، در دوقرن پیش، با تیرهایی از چوب بلوط با روکش سرب ساخته شده بود و حدود ۷۵۰ تن وزن داشت.[1] فرسودگی این مناره در اثر مرور زمان، باعث شده بود که کار مرمت آن را به شرکتی، به نام Le Bras Frères، که در بازسازی آثار تاریخی تجریه داشت واگذار کنند. این شرکت در زمان آتش‌سوزی داربستهایی را در اطراف مناره برپا کرده بود. اما به دلیل قوانین سختگیرانه کار در فرانسه، هیچ کدام از کارگران این شرکت در ساعت 6:50 دقیقه عصر، هنگام شروع آتش‌سوزی، حضور نداشتند.

آنچه در آتش سوخت این مناره چوبی و بخشی از سقف بود؛ و به خود ساختمان کلیسا صدمه‌ای وارد نشد.[2] چنین چیزی کاملاً قابل انتظار بود، چون کلیسایی که ۸۰۰ سال دوام آورده، قاعدتاً بارها در طول تاریخ، آتش‌سوزی را تجربه کرده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دنیا عجایب فراوانی دارد که انسان را به حیرت وامی‌دارد. اینکه اکثر این موارد در جلوی چشم همه هست و کسی به آن توجه نمی‌کند، قضیه را تعجب‌انگیزتر میکند. یکی از این عجایب،‌داستان گسترش اسلام در غرب و گسترش مسیحیت در دنیای اسلام است.

درباره علت شکست کلیسای مسیحی در غرب، که به رنسانس منجر شد، مطلب زیاد می‌شود پیدا کرد. بطور خلاصه جنگهای ۳۰ ساله بین فرقه‌های مختلف مسیحی در اروپا، منجر به این شد که بطور کلی کلیسا را از ایفای نقش در حکومت کنار بگذارند. اما پس از چند قرن،‌ که گرایش به دین در حال زیاد شدن است، اسلام بالاترین توان را در جذب علاقه‌مندان به دین الهی دارد. نشانه‌های زیادی برای این ادعا می‌شود یافت. یکی از نشانه‌ها این است که اخیراً در لندن ۵۰۰ کلیسا تعطیل شده و در برابر آن ۴۲۳ مسجد جدید افتتاح شده است.[1] وضعیت اجتماعات اسلامی در اکثر شهرهای اروپایی و آمریکای شمالی،‌خیلی متفاوت از وضعیت حتی ۲۰ سال پیش است. اکنون در بسیاری از شهرهای غربی، مسلمین خود را اقلیتی، که باید فعالیت‌های اجتماعی خود را در خفا انجام دهند، احساس نمیکنند.

مشوق اصلی گرایش دوباره جهان به دین، و علی‌الخصوص اسلام، انقلاب اسلامی ایران و شخص آقای خمینی بود. این انقلاب باعث شد که حرف از دین در مجامع فکری و سیاسی، دوباره مطرح شود. حتی این انقلاب مسیحیت را هم زنده کرد؛ چون در حال حاضر ادعای مبلیغین مسیحی در غرب این است که اگر غرب عناد خود با مسیحیت را ادامه بدهد، چاره‌ای جز کرنش در برابر اسلام ندارد.

ماجرا تا این قسمت چندان تعجب‌برانگیز نیست. نکته اعجاب‌آور این ماجرا این است که همان مبلغین مسیحی، که بخاطر انقلاب اسلامی ایران فرصتی برای نفس کشیدن پیدا کرده‌اند، بهترین زمینه برای تبلیغ و رشد خود را در سرزمین‌های اسلامی، و علی‌الخصوص ایران، یافته‌اند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از تبلیغات مهم تمدن غرب در قرن گذشته میلادی این بود که پیشرفت تکنولوژی، بشر را از احتیاج به اعتقادات دینی بی‌نیاز، و دین را منقرض کرده است. هروقت که بحث دین به میان می‌آمد، لیست کاملی از شبه‌ادیان خرافی را در کنار ادیان توحیدی می‌آوردند، تا در ذهن مخاطب چنین تداعی شود که ارزش همه این‌ها معادل هم است. این ترفند بخش عمده‌ای از مردم دنیا را تحت تأثیر قرار داد، و برای حدود دو قرن این ذهنیت را تقویت کرد که عقل جمعی بشر میتواند جای وحی الهی را بگبرد.

اثبات غلط بودن این توهم با دلایلی فلسفی از اول هم ساده بود. اما با‌گذشت زمان شواهد فراوانی را می‌شود یافت که نشان دهد عقل جمعی بشر چیز ثابت و استواری نیست و پیوسته در حال نوسان است؛ بنابراین نمیتواند به عنوان منبع قانون قرار بگیرد.

هدف از تدوین قانون، اقامه عدل است؛ و تعریف عدل این است که «هرچیزی سر جای خودش قرار بگیرد»؛ و در این تعریف کسی اختلاف ندارد. هرچه اختلاف هست، بر سر این است که جای هر چیزی کجاست؟ جای هر چیزی را تنها پروردگار عالم، که خالق و طراح کل هستی است، میداند.

فرض کنید تمام کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ملل متحدا تصویب کنند که شتاب جاذبه زمین باید بجای 9.8 متر بر مجذور ثانیه به 6 تغییر کند. واضح است که شتاب جاذبه زمین با این مصوبه تغییر نمیکند. بلکه درک و رأی جمعی بشر نمیتواند هیچ چیزی را در عالم واقعیت تغییر دهد. ما فقط میتوانیم با مطالعه و تحقیق، درباره اینکه خدا چطور این عالم را طراحی کرده، علم پیدا کنیم. تعریف علم هم این است که بفهمیم خدا بین اشیاء چه روابط و قوانینی برقرار کرده است.

اینکه نقشه کلی عالم هستی چیست، و جای هر چیزی در این عالم چیست، را تنها خدا میتواند بگوید. بنابراین تنها چیزی که میتواند به عنوان منبع قانون قرار بگیرد، وحی الهی است.

در اینجا مثالی که اخیراً رخ داده را ذکر خواهم کرد که نشان دهنده این است که چرا رای بشر را نمیشود به عنوان منبع قانون قرار داد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حادثه دیروز کشتار مساجد در Christchurch نیوزیلند، طبعا جزئیات فراوانی دارد و هرکس به گوشه‌ای از این جزئیات می‌پردازد. مثلاً بعضی درباره افکار فرد تروریست بحث میکنند و سر اینکه او کمونیست طرفدار چین بوده و یا نژادپرست مسیحی، دعوا میکنند. اما نکته مهم این حادثه این است که کل قضیه کاملاً طراحی شده بود و رد پای گروه‌های شیطانی در این ماجرا کاملاً واضح است.

قبلاً در مقاله‌ای درباره روز Tisha B’Av و ساخت معبد سوم توضیحاتی داده‌ام.[1] در سال 2019 این روز با ۱۰ و ۱۱ آگوست منطبق میشود، و با روز عرفه و عید قربان همزمان است. از حدود یک سال گذشته مطالبی شنیده بودم، درباره اینکه صهیونیست‌ها قصد دارند با تخریب مسجد بیت‌المقدس، بنای معبد سوم را در این روز شروع کنند. به علاوه برای پرت کردن حواس مسلمین از این واقعه نقشه کشیده‌اند که همزمان کشتار سنگینی در مراسم حج را سازمان‌دهی کنند؛ تا کسی به آنچه در بیت‌المقدس می‌گذرد، توجه نکند.

شخصاً از اینکه چنین اخباری را بازتاب دهم، ابا دارم. چون صهیونیست‌ها، و دیگر گروه‌های شیطانی، نقشه‌های زیادی در ذهن علیل خود طرح میکنند و در عمل موفق به اجرای آن نمیشوند. بنابراین بازتاب اکثر این مطالب ارزش چندانی ندارد. اما حادثه کشتار در دو مسجد در Christchurch نیوزیلند، و پیام‌های رمزی که در این حادثه گنجانده شده بود، حاکی از این است که برنامه فوق‌الذکر هنوز بطور جدی دنبال میشود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

خبرهای موثق و قابل توجه علمی، فنی، سیاسی و فرهنگی در دنیا بسیار زیاد یافت میشود. اما دلیل اینکه رسانه‌ها آن‌ها را منعکس نمیکنند، این است که عوامی‌گری در مردم کل دنیا رواج دارد؛ و سلیقه این مخاطبان عوام، چیزهای عجیب و غریب و هیجانی و احساساتی را پسند میکند. رسانه‌ها در نهایت برای جلب مخاطبین مجبور هستند که مطابق سلیقه مردم خبرها را تنظیم کنند. یکی از داستان‌هایی که اخیراً مورد توجه مردم قرار می‌گیرد، درباره Reptilian Humanoids، و یا انسان‌های خزنده، است.

این مطلب را چند بار تجربه کرده‌ام که مثلاً چندین سال پیش درباره موضوعی، دقیق و ساده و بدون اغراق، نوشته‌ام، و حتی صدنفر هم آن را نخواندند. اما پس از چند سال نسخه غیر دقیق همان مطلب را دیگری، با اغراق و خالی‌بندی قاطی میکند و دهها هزار بار مشاهده می‌شود؛ و حتی دوستان آن را به عنوان یک خبر علمی جدید به خودم فوروارد میکنند.

نکته دیگر این است که در دوره معاصر تعداد افراد خیلی تحصیل‌کرده و باسواد بیکار و گرسنه، زیاد است. آن‌ها هم برای اینکه به نان و نامی برسند، از عوامی‌گری مردم و اشتهای آن‌ها برای مطالب هیجانی و احساساتی سوءاستفاده میکنند. همین موضوع باعث شده که سیلی از مطالب شبه‌علمی به راه بیافتد. قبلاً در یک مقاله دیگر با عنوان «بررسی همه داستانهای عالم در یک مقاله» دراین باره توضیح مفصلی داده بودم. [1]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هنر فروشندگی یا Sales Skills هنر شریفی است. اهل هر حرفه‌ای که باشیم، بدون داشتن بهره‌ای از این هنر، نمیتوانیم بازاری برای توانایی‌های خود پیدا کنیم. اما مثل هر هنر دیگر، باید از هنر فروشندگی با تعهد و مسئولانه استفاده کنیم، علی‌الخصوص در زمینه تبلیغات مذهبی.

بعضی وقتها به ویدیوکلیپ‌هایی برخورد میکنم که سخنرانی و موعظه یک واعظ، که بر بالای منبر بیان شده، را میگیرند و یک موسیقی پس‌زمینه و بی‌کلام روی آن میگذارند و به اسم تولیدات فرهنگی پخش میکنند. در حالیکه آنچه آن واعظ گفته، اصلاً با موسیقی پس‌زمینه قابل جمع نیست. مثلاً بعضی وقتها روی مقتل‌خوانی، و یا سخنرانی درباره فواید نماز شب، هم موسیقی میگذارند. طبعا استفاده از موسیقی پس‌زمینه، استفاده از هنر فروشندگی است تا این محصول به اصطلاح فرهنگی به کسانی عرضه شود، که بطور طبیعی امکان ندارد در پای منبر واعظ بنشینند.

اگر واعظ درباره دروغ نگفتن و یا احترام به والدین حرف بزند، گذاشتن موسیقی شاید قابل توجیه باشد. چون سطح کسی که با موسیقی جذب یک مطلب بشود، در حدی است که احتمال دروغگویی او دور از ذهن نیست. وقتی در پس‌زمینه یک سخنرانی موسیقی پخش میشود، معنی آن این است که مخاطب آن عوام هستند. پس فقط جایی این کار قابل توجیه است که مطلب به درد عوام بخورد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش یکی از دوستان می‌گفت که سیر مقاله‌های اخیر خیلی آخرالزمانی شده است. شخصاً خیلی احتیاط میکنم که در بیان اخبار چنین احساسی را القاء نکنم. چون احتمال میدهم پخش بعضی اخبار فقط برای القای چنین حسی در مخاطبین باشد، لذا در انعکاس آن‌ها احتیاط میکنم. اما از بعضی از چنین خبرهایی نمیشود صرفنظر کرد. خبر ذیل یک نمونه از چنین خبرهایی است.

سال‌های زیادی است که یهودیها و مسیحی‌ها منتظر به دنیا آمدن گوساله ماده سرخ‌رنگی هستند که هیچ خللی در پوست او نباشد. به چنین گوساله‌ای Red Heifer میگویند. یکی از نشانه‌های رسیدن زمان ساخت معبد سوم در اورشلیم، پیدا کردن چنین گوساله‌ای است. مدتهای زیادی است که یهودیها دنبال چنین گوساله‌ای میگشتند و پیدا نمیکردند.

اعلام خبر به دنیا آمدن چنین گوساله‌ای، توسط مدیران مؤسسه معبد سوم، به این معنی است که ساخت این معبد خیلی نزدیک است. چون برای افتتاح معبد نیاز دارند که این گوساله را قربانی کنند و اگر زمان زیادی طول بکشد ممکن است پوست گوساله دارای خلل شود و دوباره برای پیدا کردن گوساله دیگر به زحمت بیافتند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از خبرهای دیروز این بود که هنرپیشه‌ای به نام Vanessa Marquez توسط پلیس در خانه خود کشته شده است. اخیراً این خانم در توئیتر مطالبی را درباره همجنس‌باز بودن George Clooney هنرپیشه معروف هالیوود، و سرسپردگی این فرد به کلیسای ساینتولوژی، منتشر کرده بود. ایشان چنین افشا کرده بود که کلیسای ساینتولوژی اعضای خود، مانند جرج کلونی، را به همجنس بازی ترغیب کرده و آن‌ها را از داشتن یک زندگی خانوادگی سالم باز می‌دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امسال اخبار حوادث طبیعی شبیه سال‌های قبل نیست. به عنوان نمونه ماه گذشته در ژاپن چنان باران شدیدی آمد که سیل‌های زیادی به راه انداخت و حدود ۲۰۰ نفر در این حادثه جان باختند. بلافاصله موج گرمای بیسابقه، حدود ۴۰ درجه سانتیگراد، شروع شد که ۳۰ نفر دیگر را کشت. بعد از آن توفان سهمگین Jongdari هرچند موج گرما را پایان داد، اما با باد و باران مناطق جنوبی ژاپن را درنوردید وخسارت‌هایی به بار آورد. اخبار آب و هوای سوئد هم امسال غیرمعمولی است. امسال میزان بارندگی حدود یک هفتم متوسط سالانه بود که باعث خشکسالی شد. به همین دلیل موج گرمای تابستانی آتش‌سوزی‌های گسترده‌ای را در سراسر سوئد به همراه داشت. ۴۹ آتش گسترده به حدی وسیع بود که ماموران و تجهیزات آتش‌نشانی از سراسر اروپا برای خاموش کردن آتش اعزام شدند. اما در همان زمان در شهر Uppsala چنان باران شدیدی آمد که ایستگاه مرکزی قطار شهر را آب گرفت و مردم از آن به عنوان استخر شنا استفاده کردند. چند روز پیش نیز در مقاله‌ای تحت عنوان «آتش سوزی در مناطق نزدیک به قطب شمال» بعضی از اخبار غیر معمول طبیعی امسال را آورده بودم.

اما حساب آتش سوزی های کالیفرنیا از همه اتفاقات طبیعی جدا است. این حادثه به قدری عجیب است که هم اهل فیزیک و هم اهل موعظه باید مدتها درباره آن بحث و تحقیق کنند. شخصاً در عجبم که چرا اهل تحقیق و اهل عبرت کمتر درباره آن روشنگری میکنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پدیده Body Worlds

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز دیدم که در تهران نمایشگاهی با نام «مجموعه تفریحی هیومن پارک» ایجاد شده است. یکی از مشخصه های عجیب ایران این است که هر آن چیزی که در غرب رخ میدهد را بلا استثناء کپی کرده و مردم هم از آن به عنوان یک دستاورد تمدن استقبال میکنند. پدیده Body Worlds نیز نمونه‌ای از این لیست بلند است. البته در کشورهای غربی معمولاً این نمایشگاه‌ها اجساد مردگان و قطعات مومیایی شده بدن انسان را نیز به نمایش میگذارند و در مجموع به تعمد احساس بدی را در بیننده ایجاد میکنند. به همین دلیل این جریان با مخالفت شدیدی روبرو شد. سال گذشته شهردار پراگ تلاش کرد که چنین نمایشگاه‌هایی را ببندد. در سالهای پیش در اسرائیل و فرانسه نیز این نمایشگاه‌ها با شکایت مردم بسته شد. اما واقعاً این جریان عالم‌گیر نمایش گسترده اعضای بدن و اجساد مردگان به دنبال چیست؟

طبعا لازم است که دانشجویان پزشکی و اهل علوم طبیعی، درک خوبی از کارکرد بدن انسان داشته باشند؛ و قاعدتا این اطلاعات را از طریق کتب تخصصی خود بهتر میتوانند کسب کنند. بنابراین واضحا جامعه هدف این نمایشگاه‌ها عوام‌الناس و کودکان و نوجوانان هستند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود