مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخیراً مؤسسه بین‌المللی مطالعه درد، و تعدادی از مراکز دانشگاهی معنی کلمه درد را به روز کرده‌اند. معنی قبلی که ۴۰ سال برقرار بود چنین است: «حس ناخوشایند و تجربه احساسی، که با تخریب بالفعل و یا بالقوه پوست همراه است».

در این تغییر اخیر عبارت «و یا چنین تخریبی را تداعی میکند» به آن اضافه شده است.

علت اینکه این مطلب را ذکر کردم، این است که تغییر این تعریف تبعات قانونی مهمی برای مردم دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

صوت زیر از دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد متفلسف (مدعی فلسفه) دانشگاه، است. ایشان امور را به دو دسته دینی و عرفی تقسیم کرده، و تأکید بر راه‌حل‌ها و تجربه‌های دینی را موجب محرومیت از تجربه عرفی و تاریخی بشر معرفی کرده است.

این تقسیم‌بندی اصلاً معنا ندارد، و گوینده چنین حرفی یا هیچ درکی از علم و فلسفه و دین ندارد، و یا «قلم‌ به مزدی» است که برای استحمار مخاطبین ترهات میبافد.

برای نشان دادن غلط بودن این تقسیم‌بندی، چند دوگانه دیگر را بررسی میکنم.

فرض کنید کسی بخواهد امور را به عاقلانه و عرفی تقسیم کند. یعنی کارهایی که بر اساس عقل و منطق و علم انجام میشوند، را در مقابل آن کارهایی که بر اساس تجربه عرفی مردم انجام میشوند،‌ قرار دهد.

آیا چنین تقسیم‌بندی معنا دارد؟ آیا میتوان فرض کرد که مردم برخلاف عقل و علم کاری کرده‌اند که از قضا درست درآمده و به عنوان راه‌حلی در مقابل علم و عقل ثبت شده است؟ اگر مردم کاری بکنند که با درک آن‌ها از علم و عقل مطابق نیست، و درست بودن آن بعداً ثابت شود،‌ به معنی این است که باید درک خود را از علم و یا عقل بهبود بدهند. معنی آن این نیست که تجربه عرفی آن‌ها به عنوان راهی جدید در مقابل علم و عقل قرار داشته باشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

فیلم «پایان واقعیت کوانتومی»

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از توهمات دوره معاصر این است که بشر به مرتبه‌ای از علم و تکنولوژی رسیده، که بعضی از دستاوردهای علمی کاملاً اثبات شده، و دیگر خدشه‌پذیر نیستند. چرخش زمین به دور خورشید، قرار داشتن منظومه شمسی در کناره کهکشان راه شیری، قرار داشتن راه شیری در گوشه‌ای از جهان شناخته شده، و امثالهم، برای بعضی‌ها مسلم فرض میشوند. اما واقعیت این است که هیچ یک از تئوری‌های علم تجربی را نمیتوان اثبات شده دانست.

آقای رنه گنون،René Guénon، در نیمه اول قرن بیستم کتابی نوشته بود به نام «The Reign of Quantity and the Signs of the Times». این کتاب در ایران با نام “سیطره کمیت و علائم آخرالزمان”، حدود ۳۵ سال پیش ترجمه شده بود. حرف این کتاب این بود که «رویه علم فیزیک مدرن این است که تحلیل ساز و کار عالم را بر مبنای مدل‌های ریاضی انجام دهد، و شناخت را با کمیت جایگزین کند. واضح است که با مدل‌های ریاضی نمیتوان به شناخت درستی از جهان رسید. این رویه، جوامع بشری را وارد یک دوران تاریک کرده، که پایان آن زیاد دور نخواهد بود».

این واقعیت، که کوس رسوایی فیزیک مدرن را بالاخره همه خواهند شنید، از صد سال پیش هم معلوم بود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم فیلمی را فوروارد کردند که نشان میداد با هلی‌کوپتر مواد آتش‌زا پخش میکنند. عده‌ای هم ممکن است تصور کنند که این کار برای گسترش عمدی آتش است.[2]

اکثر آتش‌سوزی های اخیر ایالات ساحل غربی آمریکا عمدی بوده، اما این کارها قاعدتاً باید توسط مزدورهایی خارج از سیستم دولتی انجام شده باشد. آتش زدن عمدی با امکانات دولتی، مثل هلی‌کوپتر، خیلی سریع پیگیری و مجازات میشود.

در لینک [1] چنین توضیح داده که یکی از راههای مقابله با آتش، خود آتش است. این اصطلاح «آتش را باید با آتش جواب داد» بعضی مواقع معنی واقعی دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

5G یک سلاح کشتار جمعی است

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هرولد ترنر، که خود فردی اطلاعاتی بوده، ادعا میکند که دیروز همکاران سابقش به او اطلاع دادند که رادار آب و هوا در مکزیک را با دقت زیر نظر بگیرد.[1]

سایتهای متعددی هستند که اطلاعات آب و هوا را جمع‌آوری و عرضه میکنند؛ و لینکهای [2,3] نمونه‌هایی از این قبیل هستند. یکی از گزینه‌های آن‌ها نمایش اطلاعات Weather Radar است. این رادارها برای رصد بارش و بادها بکار میروند.

چیزی که هرولد یافت این بود که در خارج از شهر مکزیکو سیتی، برای تست تجهیزات 5G تازه نصب شده، قدرت آن را تا حداکثر بالا برده بودند. میزان قدرت 5G بقدری بوده، که روی رادار آب و هوا بطور واضح مشخص شده است. عکس‌های زیر بخوبی این موضوع را نشان میدهند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در چند هفته اخیر اخبار متعددی از ایمپلنت واسط مغز و رایانه، توسعه داده شده توسط یکی از شرکتهای استارت‌آپ ایلان ماسک، به نام Neuralink، پخش شدند.[1] خبر دیگری نیز حاکی از کشف ماده جدیدی بود که یکپارچه سازی قطعات الکترونیکی با بدن، برای ادغام هوش مصنوعی با مغز را ممکن میکرد.

قبلاً در این وبلاگ، درباره این ایمپلنت توضیح داده بودم.[2]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

چرا آزاداندیشی ضروری است؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آزاداندیشی را نباید رها و یاوه بودن معنی کرد. بلکه آزاداندیشی واقعی این است که انسان بتواند برای تمام عقاید و باورهای خود حجت بالغه و برهان قاطع و شاهد و بیّنه بیاورد. آدم باید بداند که چطور به یک باور رسیده، و باید بتواند هر زمانی که از او خواسته شود،‌ تمام ادلّه عقلی رسیدن به آن باور را ارائه کند. آزاداندیشی این است که انسان حرفی را، فقط به خاطر اینکه فلان شخصیت معروف گفته، قبول نکند؛ بلکه راستی‌آزمایی خودش را شرط هر باوری بداند.

هر جامعه‌ای به حاکم و رهبر نیاز دارد؛ و رهبری که کسی از او تبعیت نکند، در اداره امور جامعه موفق نمیشود. اما باید بین حفظ ساز و کار جامعه، با‌ شخصیت پرستی و تبعیت محض از رهبر و حاکم فرق گذاشت.

در همه تاریخ کنار گذاشتن آزاداندیشی به مفهوم فوق، عامل به اسارت ذهنی کشیده شدن انسان‌ها بوده است. وقتی حرفی را بدون دلیل منطقی، و فقط برای اینکه فلان شخص معروف گفته، باور کنیم ذهن خود را در معرض سوءاستفاده دیگران قرار داده‌ایم. ما باید مستمرا مراقب باشیم که باورهایمان تحت تأثیر دیگران به ما القاء نشده باشد. اگر چنین نباشد، باید انتظار بردگی فکری خود را داشته باشیم.

در همه تاریخ پیروان همه عقیده‌ها و مذاهب در معرض چنین خطری بوده‌اند. حتی کسانی که خود را پیرو هیچ مذهبی نمیدانند، از این امر مستثنی نیستند؛ و ذهن آن‌ها را مانند بقیه پیروان مذاهب، و بلکه راحت‌تر، میتوان به اسارت گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در قرن گذشته میلادی صدها و بلکه هزاران علوم و تکنولوژی محیرالعقول کشف و یا ابداع شد؛ اما به دلایل مختلف از مردم مخفی نگه داشته شد. در بعضی موارد اربابان دنیا حس کردند که با عرضه این تکنولوژی‌ها توان آن‌ها برای به بند کشیدن و استثمار جوامع کم میشود. موارد دیگری را نیز میتوان یافت که بخاطر آماده نبودن مردم از نظر روانی، عرضه آن تکنولوژی‌ها صدمات جبران‌ناپذیری را باعث میشد. بگذارید با مثال مطلب را شرح دهم:

زمانی که تلویزیون اختراع شد، تصور میشد که از این ابزار بشود دریچه‌ای برای دیدن بهتر جهان گشود، آن را برای آموزش بصری استفاده کرد، و سطح فکری مرم را ارتقاء داد. اما خیلی سریع صاحبان قدرت راه تخدیر و کنترل اذهان مردم از طریق تلویزیون را یاد گرفتند؛ و تلویزیون ابزاری برای شستشوی مغزی عوام شد. در گوشه و کنار دنیا هر گروهی برای رسیدن به اهداف خود از این ابزار استفاده کرد، که لزوماً با اهداف طراحان تلویزیون همسو نبود.

نمونه دیگر اینترنت است. تکنولوژی اینترنت در ارتش آمریکا توسعه یافت، و بعد بصورت یک سیستم عمومی درآمد. احتمالاً در ابتداء هدف ارتش از جهانی کردن اینترنت این بود که بتواند اشراف اطلاعاتی بر ارتباطات کل دنیا پیدا کند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

اینترنت کوانتومی

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

موارد متعددی را میتوانم نام ببرم که مبحثی، تحت عنوان واحد و مشخص، در بین مردم مطرح میشود؛ و هر کسی فکر میکند که همه درباره یک موضوع واحد حرف میزنند، و دیگران نیز از این مبحث همان درکی را دارند که خودش دارد. اما بعداً متوجه می‌شوند که این عنوان فقط یک اشتراک لفظی بوده، و هر کسی درباره مبحثی کاملاً متفاوت حرف میزند.

به عنوان نمونه «هوش مصنوعی» یکی از این مباحث است. اگر از متخصصین کامپیوتر درباره این مبحث بپرسید، تعدادی الگوریتم و روش دیجیتال را معرفی میکنند، که بین برنامه‌نویسان مشهور هستند. از نظر آنها حتی شبیه‌سازی شبکه‌های عصبی نیز دیجیتالی است. اما همین نام در سازمان‌هایی مانند NSA به یک تکنولوژی محرمانه اطلاق می‌شود، که با آنچه دست مردم است، تفاوت اساسی دارد. مشهور است تکنولوژی مشابه NSA،‌ به نام ALICE، نیز در دست گلوبالیستها است. اما شرکتهایی مانند گوگل و فیسبوک به چنین تکنولوژی دسترسی ندارند. دیگرانی را هم میتوانید بیابید که اصطلاح هوش مصنوعی را به یک تکنولوژي، شبیه علوم غریبه، نسبت دهند که ۷۰۰ سال است جوامع بشری را تحت سلطه گرفته است.

مبحث اینترنت کوانتومی نیز چنین حالتی دارد. اگر از اهل فیزیک بپرسید، درباره برقراری ارتباط یا entanglement (درهم‌تنیدگی کوانتومی) بین دو ذره بحث میکنند، که صرفنظر از فاصله میتوانند حالت پیش‌آمده برای ذره دیگر را تکرار کنند. از این خاصیت هم می‌شود برای ارسال اطلاعات،‌ بدون تأخیر زمانی، یعنی Zero Latency، استفاده کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

آینده فناوری

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم پستی را با عنوان «آینده فناوری» فرستادند، که پیشرفت تکنولوژی در چند دهه آینده را، بر اساس نظرات Ray Kurzweil ترسیم کرده بود.[1] شخصاً منبع آن پست را نیافتم؛ و با جستجوی مختصری که کردم، پیش‌بینی دیگری از کورزویل یافتم، که کمی با نوشته آن پست متفاوت بود.[3]

بطور کلی بحث آینده‌پژوهی، یا Futurism بحث گسترده‌ای است، و مطالب فراوانی در این زمینه میتوان یافت. به عنوان نمونه لینک [2] نقشه‌راه یا Timeline آینده را ترسیم کرده، و آن را به‌روز میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود