مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم میفرمودند که:

«دیگر فرقی نمیکند که برنامه کیو از اول برای گمراه کردن مردم بوده، و یا در عمل شکست‌خورده است. بهرحال این موضوع تمام شده، و باید از انتظار برای موفقیت برنامه آنها، و بقول معروف “Trust The Plan”، دست کشید»

«البته عده‌ای این موضوع را تبدیل به یک موضوع اعتقادی خواهند کرد، و تا دهها سال انتظار موفقیت برنامه کیو را خواهند داشت. همان‌طور که بعد از جنگ جهانی دوم، برای دهها سال طرفداران نازی‌ها امید به بازگشت نازیسم داشته؛ و این موضوع در قصه‌ها و فیلمهای سینمایی متعدد آمده است».

شخصاً قصد ندارم کسی را دعوت به انتظار بیشتر برای برنامه کیو، و یا ناامید شدن از آن، بکنم. هر کسی میتواند به هر جمع‌بندی شخصی که مایل است برسد. اما نکاتی در این قضیه وجود دارند که بدون در نظر داشتن آن‌ها نمیتوان تحلیل جامعی از آنچه در جریان است، داشت:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اداره Securities and Exchange Commission، یا به اختصار SEC، برای نظارت و کنترل شرکتها، وظیفه ثبت آن‌ها را نیز بر عهده دارد.[5]

در گزارش هفته اخیر بنیامین فولفورد چنین آمده که در سایت SEC، شرکت «ایالات متحده آمریکا» را دیگر نمیتوان یافت. اما بجای آن شرکت دیگری با نام United States Corp Co تقاضای ثبت کرده است.[1]

میتوانید شرکتهایی که در آمریکا ثبت شده‌اند را از لینک [2] جستجو کنید. معاملات تجاری بین شخصیت‌های حقوقی قابل انجام است؛ بنابراین زمانی که دولتها بخواهند با دیگر شرکتها معامله کنند، و یا از بانکها وام بگیرند، باید برای این کار خود را به عنوان یک شخصیت حقوقی ثبت کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

🔹در پست قبل درباره اتحادیه FVEY، مختصری نوشته بودم، که هدف رسمی آن اشتراک اطلاعات بین سازمانهای اطلاعاتی ۵ کشور آمریکا، انگلیس، نیوزیلند، استرالیا، و کانادا است.

🔹از زمان جنگ جهانی دوم کشورهای آمریکا و بریتانیا، برای مقابله بهتر با دشمنان خود، سیستم اشتراک اطلاعات را پایه‌گذاری کردند. در دهه بعد از جنگ این سیستم با پنج عضو، تحت نام FVEY ادامه پیدا کرد. کیو اَنان توضیحات خوبی درباره حقایق پشت پرده این اتحادیه ارائه کرده است.[2] به عنوان نمونه خواندن پست ۲۶۵۷ را توصیه میکنم.[1]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

🔹چند روزی است که خبرهای مربوط به لزوم پذیرش کامل FATF، برای نهایی شدن قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین، را دیده‌ام. مثلاً لینک [1] چنین گفته: «ظریف تلویحاً از وجود مانعی به نام #FATF در مسیر سند همکاری ایران و چین خبر داد».

🔹قبلاً درباره FATF در چند مقاله توضیح داده‌ام.[2,3,4] بطور خلاصه طرف توافق برجام و پذیرش FATF، در‌واقع گلوبالیست‌ها بودند. تا زمان اوباما آمریکا نیز تحت کنترل گلوبالیستها بود، و به همین دلیل گلوبالیسم در ذهنیت اکثر ایرانیها با آمریکا و استعمار غرب معادل فرض میشد.

🔹آمریکای امروز بسیاری از قراردادهای دوران گلوبالیستها را لغو کرده، و از معاهدات گلوبالیستی، مثل معاهده پاریس، خارج شده است. بودجه سازمان بهداشت جهانی را، بخاطر تحت سلطه چین بودن، هم قطع کرده است.

🔹اصل مسأله FATF هم مسأله پیچیده‌ای نیست، و دو راه برای برخورد با آن وجود دارد:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

🔹خبر قرنطینه گروهی از معدنکاران زامبیائی، به مدت پنج ماه، به دستور کارفرمای چینی، را امروز دیدم.[1] ظاهراً این گروه کارگران به مدت ۵ ماه در معدن به بردگی گرفته شده بودند، و در نهایت با دخالت مقامات دولتی آزاد شدند. مدیران چینی هم پس از آن پا به فرار گذاشتند.

🔹یکی از کانال‌های به اصطلاح ارزشی، و در‌واقع ضدارزشی توجیه کننده استعمار چین و سلطه کمونیسم، اخیراً چنین نوشته بود:[2]

🔸«با بسته شدن قرارداد ۲۵ ساله با چین، ایران برای تمام نفت خود یک مشتری دائم خواهد داشت. بنابراین تهران به سرعت در حال توسعه میادین نفتی خود است».

🔸«این توسعه نه تنها شامل میادین اصلی در غرب کارون می‌شود بلکه میادین نفتی چالش برانگیزتر مثل میادین مشترک با عراق را هم در برمی‌گیرد».
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

🔹مشهور است زمانی که امپراطوری روم در قرن پنجم میلادی در حال سقوط نهایی بود، حکومت که خود را عاجز از حل مشکلات اساسی می‌دید، با برگزاری مسابقات ورزشی و جشن‌ها و مراسم باشکوه، مردم را سرگرم میکرد، تا متوجه روند وقایع نشوند.

🔹هر حکومتی که به این نقطه برسد، درواقع از نقطه بی‌بازگشت،‌ یا Point of No Return، عبور کرده است. علایم حیاتی یک حکومت این است که در برابر تهدیدها و وقایع عکس‌العمل نشان داده، و دنبال راه چاره برای ‌آن باشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز توئیتهای متعددی را دیدم که قصد تحریک احساسات استقلال‌طلبانه در آذربایجان ایران، و یا همسویی با دولت باکو، را داشتند. حتی حساب توئیتر @TractorOfficial، که ادعا میکند متعلق به باشگاه ایرانی تراکتور است، اخبار پیروزی‌ها و پروپاگاندای دولت باکو را منتشر کرده است.

بعضی‌ها هم عصبانی شده و اقدام به جواب دادن و مقابله با توهینها و رجزخوانی‌ها میکنند.

قطعاً این کارها یک عملیات روانی حساب شده هستند، که از طرف سازمان‌های اطلاعاتی بزرگ هدایت میشود. بنابراین شرکت در این قبیل تحریک احساسات، له و یا علیه هر جناحی،‌ را صحیح نمیدانم. انعکاس دادن فحش‌ها و توهین‌ها نیز نتیجه خوبی ندارد.

کسانی هم که طرفدار استقلال آذربایجان (به اصطلاح خودشان جنوبی) هستند، باید بدانند دستاوردی بیشتر از آنچه معترضین سوریه بدست آوردند نخواهند داشت.

مسأله خیلی روشن است: به محض شروع یک حرکت استقلال‌طلبانه، و یا نظامی، قدرتهای بزرگ وارد شده، و منافع خود را دنبال خواهند کرد. در نهایت یک سرزمین سوخته باقی خواهد ماند، و مشتی مردم آواره و بی‌سامان.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آدمهای زیادی را میتوان یافت که احساس میکنند محدودیت‌های مادی دست و پای آن‌ها را بسته، و اگر توان مالی بالاتری می‌داشتند، میتوانستند زندگی پرنشاط‌تری را اداره کنند. شواهد زیادی میتوان ارائه کرد که خلاف چنین چیزی را نشان دهند. خوشبختی بدون آزاداندیشی و درک مستقل اصلاً قابلیت دوام ندارد.

وقتی شما پول قابل توجهی در جیب خود دارید، حتماً افرادی زرنگ‌تر،‌ باهوش‌تر، طماع‌تر، و بیرحم‌تر از شما پیدا خواهند شد که برای درآوردن آن پول از جیب‌تان برنامه‌ریزی کنند. روش کار آن‌ها هم چندان پیچیده نیست. آن‌ها باید به نحوی در شما حس نیاز به چیزی، و یا محرومیت از چیزی، را ایجاد کرده، تا بدین واسطه شما را مجبور کنند که دارائی خود را خرج برطرف کردن آن نیاز یا محرومیت کنید. بشر با دشمن خارجی و فرازمینی روبرو نیست، بلکه هرچه رخ میدهد کارهایی است که خود ما با هم‌دیگر میکنیم.

اکثر کارهایی که در جوامع بشری به صورت صنعت درآمده، حاصل برنامه‌ریزی همین افرادی است که قصد دارند پول را از جیب مردم درآورده و به جیب خود بریزند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم فیلم زیر، که پیام آقای اجاق نژاد نماینده ولی فقیه در جمهوری آذربایجان است، را از کانال «میلیتاری پرس» فرستادند.[1] شخصاً پیام به زبان ترکی را درست نفهمیدم. اما نوشته زیر پیام چنین بود:

«آزادسازی برخی اراضی اشغالی را تبریک میگویم، شهادت جمعی از رزمندگان را هم به خانواده‌های داغدار تسلیت میگویم»
«ما درکنار آذربایجان هستیم؛ ‎قره‌باغ جزو خاک آذربایجان است و کشته‌شدگان در این راه شهید هستند»

در اینترنت که جستجو کردم، خبرگزاری‌های دیگر هم این پیام را گزارش کرده بودند، و به نظر مربوط به حوادث اخیر بود.

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه، آقای سید مهدی قریشی، هم چنین پیام داده است:

«اینجانب ضمن خوشحالی از پیروزی های اخیر آذربایجان ، منطقه قره باغ را جزء لاینفک آذربایجان دانسته و اشغال آن را محکوم و تداوم جنگ را به نفع هیچ کشوری نمیدانم»

چند نکته در این رابطه قابل بیان است:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

فیلم زیر را که یکی از دوستان محترم فرستادند، درباره مشکلات دانش‌آموزان سیستانی و نداشتن شناس‌نامه و کارت ملی است. با دیدن این فیلم یاد قصه‌ای از ملا نصرالدین افتادم که چنین است:

ملانصرالدين پيش طبيب رفت و گفت: ريشم درد مي کند.
طبيب پرسيد: چه خورده اي؟ ملا گفت: نان و يخ.
طبيب گفت: کاری نمیتوانم بکنم، چون نه دردت به درد آدمي مي ماند، و نه غذایت.

در بی‌توجهی مسئولین محلی،‌ در عدم رسیدگی به وضعیت این کودکان حرفی نیست. اما کار کسی که این فیلم را تهیه کرده، و همچنین آموزگار مدرسه، به مراتب غلطتر است.

برای مقایسه وضعیت جوامع این مطلب را عرض میکنم:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود