مخترع بیت‌کوین پیدا شد

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در بین مردم مشهور است که فردی ژاپنی به نام Satoshi Nakamoto ایده اولیه ارز دیجیتال، یا cryptocurrency، را داده است؛ و این ارزها بر اساس یک الگوریتم متن‌باز، و سیستم حفظ اطلاعات غیرمتمرکزی که قابل هک کردن نیست، مدیریت میشود.

در سالهای گذشته افراد مختلفی ادعا کرده‌اند که مخترع واقعی ارزهای دیجیتال هستند؛ و نام Satoshi Nakamoto فقط یک نام مستعاری بوده که برای حفاظت خود انتخاب کرده اند. از میان این افراد میتوان James Bilal Kahil Caan پاکستانی و Craig Wright استرالیایی را نام برد. حتی شبکه BBC مصاحبه چند سال پیش فرد اخیر، که در‌ آن چنین ادعایی کرده، را پخش کرده است.

لینک زیر مدارکی را نشان میدهد که خلاف این ادعا را ثابت میکند. اولاً Patent رسمی ارزهای دیجیتال به Philip J. Venables و Paul Walker از مدیران بانک Goldman Sachs اعطا شده، و Venables ادعا کرده که مخترع اولیه آن بوده است. در‌واقع این Patent به معنی این است که حقوق معنوی بیت‌کوین و دیگر ارزهای دیجیتال در واقع متعلق به بانک Goldman Sachs است. آقای Venables در زمانی که مشاور رسمی اوباما بود، این Patent به نام او ثبت شد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

غرب‌زدگی در دو قرن گذشته، خاطرات تلخی برای ایرانیان بجای گذاشته؛ و به همین دلیل احساس نیاز به خودباوری و ایستادن در مقابل غرب و علی‌الخصوص آمریکا، در ایران فراگیر شده است.

در ۱۷ دقیقه سعی کرده‌ام این مطلب را توضیح دهم که غرب‌زدگی تنها مشکل ایران نیست. تکیه بر دشمنی با آمریکا و نشان دادن این کشور به عنوان تنها دشمن، برای پرت کردن حواس مردم از این مطلب است که ایران، بجای درآمدن از چاله غرب‌زدگی، در حال افتادن به چاه گلوبالیسم و شرق‌زدگی است.

زمانی ابلیسک روبروی کاخ سفید نماد قدرت نظامی شیطان بود و به همین دلیل آمریکا شیطان بزرگ لقب گرفت. حالا مقر اصلی شیطان به چین و اروپا انتقال پیدا کرده است. اما گلوبالیستها، با مخفی کردن این واقعیت سعی دارند هنوز دشمنی مردم را به سمت آمریکا متوجه کنند، تا در خفا اهداف شیطانی خود را پیش ببرند.

شخصا هیچ نفعی در دفاع از آمریکا ندارم، اما وظیفه خود میدانم که درباره افتادن به چاه گلوبالیسم هشدار بدهم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

خبرهای جنگ تجاری آمریکا و چین، تنش در بازارهای مالی، و ورشکستگی بانکها، که از سراسر دنیا شنیده می‌شود، نزدیکی یک بحران فراگیر مالی جهانی را نشان میدهد. اما جزئیات دیگری نیز وجود دارند که همه آن‌ها ناامید کننده نیستند. احتمال این نیز وجود دارد که پس از فرونشستن گرد و غبار بحران اخیر، شاهد این باشیم که زرسالارانی مانند روچیلدها و سوروس‌ها، و سیستم بانکداری ربوی، در کل دنیا از بین رفته‌اند.

برنده جنگ تجاری آمریکا و چین کیست؟

بعضی مقامات ایرانی روی شکست آمریکا در جنگ تجاری با چین شرط‌بندی کرده‌اند. از آن رو که مقامات ایرانی به جناح چپ گلوبالیست بیشتر تمایل دارند، به اظهار نظر مقامات سابق و تحلیلگران متمایل به آن جناح بیشتر اهمیت میدهند. واقعیت این است که هنوز مشخص نیست که کدام طرف برنده نهایی خواهد بود. تا همین مرحله، هرچند هر دو طرف صدماتی را متحمل شده‌اند، ورشکستگی بانکهای چینی نشان از این دارد که چین وضعیت شکننده‌تری دارد.

دولت چین در طی ۳ ماه اخیر ۳ بانک بزرگ چینی را، برای نجات از ورشکستگی، ملی اعلام کرده است.[1] بعد از بانک Baoshang و Jinzhou، اخیراً بانک Heng Feng، با ۲۰۰ میلیارد دلار دارایی، ملی اعلام شده است. این خبر نشانه این است که چین فشار اقتصادی شدیدی را تحمل میکند. وضعیت در چین بجایی رسیده که بانکها دیگر به هم اعتماد ندارند و هر لحظه احتمال ورشکستگی همدیگر را میدهند.[2]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش ترامپ درباره لزوم مجازات اعدام برای «کشتار جمعی» و «جرم تنفر» صحبت کرد. او همچنین از تدوین قانون برای کنترل سلاح و دور نگه داشتن آن از دست بیماران روانی دفاع کرد.

برای مردم آمریکا واضح است که تنها تا زمانی میتوانند جلوی سلطه کامل گلوبالیسم را بگیرند که سلاح‌های خود را حفظ کنند. همین حرفهای او موجی از نگرانی و اظهارنظرهای تند را به همراه داشت، که بعضی از آن‌ها در ایران نیز بازتاب داشت. مثلاً یکی از دوستان محترم، با استناد به تحلیل یک شبکه خبری مسیحی [1]، نوشته بود که:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هر تحول تکنولوژیک باعث تغییراتی در رفتار و ماهیت انسان‌ها میشود. به عنوان نمونه تا قبل از ظهور کامپیوتر، خوش‌نویسی یکی از هنرهای متداول بود و افراد زیادی تمرین خوش‌نویسی میکردند؛ اما به تدریج هنر تایپ کردن جای آن را میگیرد. در گذشته نه چندان قدیم، چنین معمول بود که هر کسی تعداد زیادی بیت شعر بلد باشد تا بتواند با دیگران مشاعره کند. ولی با رواج کامپیوتر و فضای مجازی، حافظه‌ها و قدرت تمرکز فکر به شدت ضعیف شده، و کمتر کسی توان و حوصله حفظ شعر را دارد.

تحولات تکنولوژیک فراوان دیگری نیز رخ داده، و یا در شرف رخ دادن است، که آن‌ها هم تغییرات مهمّی را باعث خواهند شد. هر کدام از این تغییرات تعریفی که از انسان داریم را میتواند کم و بیش متحول کند. به همین دلیل یک زمینه فکری برای بررسی و شناخت انسان آینده و تأثیر پیشرفت‌های تکنولوژیک بر مفهوم انسانیت، بوجود آمده که مباحث مطرح شده در این زمینه، زیر چتر نام Transhumanism یا «مرحله بعدی انسانیت» مطرح میشوند.

بررسی این تحولات از چند جهت ضروری است:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره تحریم ظریف توسط آمریکا

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دیروز وزارت خزانه داری آمریکا «محمدجواد ظریف» وزیر امورخارجه ایران را در فهرست تحریم های ایالات متحده آمریکا قرار داد. اظهار نظرهای فراوانی درباره اینکه تحریم ظریف به معنی بستن درهای دیپلماسی از طرف آمریکا است، بیان شد.

در یکی از کانال‌ها دیدم که چنین اظهارنظر کرده بودند:

«در واقع آمریکایی‌ها نه فقط ظریف بلکه تفکر و مدل او را نیز تحریم کردند تا نشان دهند در منظومه فکری و رفتاری آن‌ها، مذاکره و گفتگو هیچ جایی ندارد و منطق_دیکته حاکم است.»

«تحریم ظریف چهره آمریکای بدون روتوش است.‌ سال‌ها طول کشید تا ظریف نیز باور کند چهره واقعی آمریکا ، نه پیاده‌روی با جان کری در خیابان‌هاست و نه مذاکره و نه حتی برجام. آمریکا عبارت است از: تحریم، خروج یکطرفه از تعهدات و نهایتا تحریم فردی که خود به‌دنبال لغو تحریم‌ها است.»

«آمریکایی‌ها ابتدا به‌دنبال #تحقیر ظریف از طریق مذاکره بودند هنگامی‌که برخلاف محاسبات آن‌ها ، از آغاز مجدد مذاکرات ناامید شدند، از تحقیر به تحریم بسنده کردند.»

چنین اظهارنظرهایی نتیجه نفرت‌پراکنی و پروپاگاندای خود گلوبالیستها است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آقای Joseph diGenova یکی از مقامات قضایی دوران ریگان است که در حال حاضر به کار وکالت مشغول است. او فرد مطلعی است و وقتی حرفی بزند، همه توجه میکنند؛ البته همیشه حرفهای او صحیح نیست و مواردی را می‌شود نام برد که ادعای او تامّ نبوده است. مثلاً اخیراً او درباره بازرسی Huber ادعا کرده بود که این بازرس هیچ کار مفیدی انجام نداده است، چون افراد کلیدی در پرونده‌های مورد بازرسی را بازجویی نکرده است. اما ظاهراً هیوبر بدون سرو صدا با روشهای دیگر کار خود را پیش برده است.

دیروز او در یک مصاحبه اعلام کرد که John Durham دادستان Connecticut، که مسئول پرونده‌های جنائی مقامات امنیتی زمان اوباما است، خیلی سریع کار خود را جلو می‌برد؛ و از همین چهارشنبه بعضی مدارک مربوط به تخلفات آن‌ها از رده‌بندی محرمانه خارج خواهد شد.[1] او گفت که مشخصاً نمیداند کدام بخش از این مدارک اول در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. او تأکید کرد که کار Durham یک تحقیق ساده نیست، بلکه پرونده‌های جرائم مهم است؛ یعنی بر اساس آن مجازات‌های سنگین تعیین خواهد شد. از آن رو که ویلیام بار، رئیس قضا، اخیراً مجازات اعدام، برای جرائمی مانند خیانت به کشور، را دوباره برقرار کرده است، احتمال اعدام این افراد بسیار زیاد است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

شهادت رابرت مولر در برابر کنگره

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حدود ۳ ماه پیش که رابرت مولر گزارش تحقیق خود، درباره دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا، را منتشر کرد، در یک مقاله درباره آن توضیح داده بودم.[1] دموکراتها، که از نتیجه این گزارش دلسرد شده بودند، تلاش کردند که مولر را به کنگره دعوت کرده، سئوالاتی از او درباره تحقیقاتش بکنند؛ شاید که از بین جوابهای دوپهلوی او بشود بهانه‌ای برای شروع تحقیقات مجدد پیدا کرد. جلسه استماع شهادت مولر در برابر کنگره، قبل از اینکه شروع به نوشتن این متن کنم، پایان یافت.

در تحقیقات قبلی از اول مشخص بود که نمیشود دخالت روسیه را ثابت، و ترامپ را محکوم و برکنار، کرد؛ چون مدارک ارائه شده ساختگی و تقلبی بود. اما برنامه جناح چپ این بود که این تحقیقات به‌قدری طولانی شود که به انتخابات میان‌دوره‌ای برسد؛ و بواسطه آن بتوانند عملیات روانی خود را انجام دهند و در کسب اکثریت مجلس نمایندگان موفق شوند.

در حال حاضر نیز جناح چپ میخواهد رابرت مولر را مجبور به این اعتراف کند که وزارت دادگستری به او اجازه محکوم کردن رئیس‌جمهور را نداد، تا کنگره بهانه‌ای برای راه‌انداختن تحقیقات مجدد داشته باشد. تنها نتیجه‌ای که از تحقیقات مجدد می‌شود انتظار داشت این است که جناح چپ و رسانه‌های وابسته به آن‌ها بتوانند بواسطه آن روی افکار عمومی اثر بگذارند و نتیجه انتخابات بعدی را عوض کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش در رابطه با اِپستاین، و آنچه در جزیره خصوصی او میگذشت، توضیحاتی ارائه کرده بودم.[1] یکی از نکاتی که در این‌باره قابل توجه است، نقش دانشگاه هاروارد و استادان آن در این ماجرا است.

ادعا می‌شود در لیست افشا شده افرادی که به این جزیره، با هواپیمای اختصاصی اِپستاین معروف به Lolita Express، پرواز کرده‌اند، اسامی صدها نفر از استادان هاروارد نیز دیده میشوند. چهره‌های سرشناس هاروارد، مانند رئیس قبلی Larry Summers، و Stephen Pinker، و استاد حقوق Alan Dershowitz ارتباط زیادی با اِپستاین داشتند. Dershowitz وکیل خصوصی اِپستاین نیز بود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ادعای لینک‌های زیر این است که فردی به نام John Moore توانسته متن سخنرانی محرمانه وزیر دفاع چین، ژنرال Wei Fenghe، در حزب کمونیست را به دست آورد. این متن استراتژی نظامی چین در آینده را تشریح میکند. شخصاً وقت ترجمه کامل متن را ندارم و فقط به ذکر نکاتی از آن اکتفا میکنم. همه متن، به غیر از تیترها و جمع‌بندی نهایی، نقل سخنان این وزیر دفاع است:

آیا ارتش چین برای جنگ آماده است؟

ما یک نظرسنجی در بین سربازان انجام دادیم، تا بیابیم چند درصد آن‌ها حاضرند به کودکان، زنان، غیرنظامی‌ها، و اسرای جنگی، تیراندازی کنند. نتیجه نظرسنجی نشان داد که بیش از ۸۰٪ سربازان حاضرند چنین کاری کنند؛ که بیش از انتظار ما بود.

وقتی سرباز حاضر باشد کودک بکشد، چند برابر آن برای کشتن سرباز دشمن آمادگی دارد. این نظرسنجی حزب کمونیست نشان داد که سربازان ما برای فتح سرزمین دشمن آماده هستند و در صورت لزوم توان قتل عام دشمن را دارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود