مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز توئیتهای متعددی را دیدم که قصد تحریک احساسات استقلال‌طلبانه در آذربایجان ایران، و یا همسویی با دولت باکو، را داشتند. حتی حساب توئیتر @TractorOfficial، که ادعا میکند متعلق به باشگاه ایرانی تراکتور است، اخبار پیروزی‌ها و پروپاگاندای دولت باکو را منتشر کرده است.

بعضی‌ها هم عصبانی شده و اقدام به جواب دادن و مقابله با توهینها و رجزخوانی‌ها میکنند.

قطعاً این کارها یک عملیات روانی حساب شده هستند، که از طرف سازمان‌های اطلاعاتی بزرگ هدایت میشود. بنابراین شرکت در این قبیل تحریک احساسات، له و یا علیه هر جناحی،‌ را صحیح نمیدانم. انعکاس دادن فحش‌ها و توهین‌ها نیز نتیجه خوبی ندارد.

کسانی هم که طرفدار استقلال آذربایجان (به اصطلاح خودشان جنوبی) هستند، باید بدانند دستاوردی بیشتر از آنچه معترضین سوریه بدست آوردند نخواهند داشت.

مسأله خیلی روشن است: به محض شروع یک حرکت استقلال‌طلبانه، و یا نظامی، قدرتهای بزرگ وارد شده، و منافع خود را دنبال خواهند کرد. در نهایت یک سرزمین سوخته باقی خواهد ماند، و مشتی مردم آواره و بی‌سامان.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آدمهای زیادی را میتوان یافت که احساس میکنند محدودیت‌های مادی دست و پای آن‌ها را بسته، و اگر توان مالی بالاتری می‌داشتند، میتوانستند زندگی پرنشاط‌تری را اداره کنند. شواهد زیادی میتوان ارائه کرد که خلاف چنین چیزی را نشان دهند. خوشبختی بدون آزاداندیشی و درک مستقل اصلاً قابلیت دوام ندارد.

وقتی شما پول قابل توجهی در جیب خود دارید، حتماً افرادی زرنگ‌تر،‌ باهوش‌تر، طماع‌تر، و بیرحم‌تر از شما پیدا خواهند شد که برای درآوردن آن پول از جیب‌تان برنامه‌ریزی کنند. روش کار آن‌ها هم چندان پیچیده نیست. آن‌ها باید به نحوی در شما حس نیاز به چیزی، و یا محرومیت از چیزی، را ایجاد کرده، تا بدین واسطه شما را مجبور کنند که دارائی خود را خرج برطرف کردن آن نیاز یا محرومیت کنید. بشر با دشمن خارجی و فرازمینی روبرو نیست، بلکه هرچه رخ میدهد کارهایی است که خود ما با هم‌دیگر میکنیم.

اکثر کارهایی که در جوامع بشری به صورت صنعت درآمده، حاصل برنامه‌ریزی همین افرادی است که قصد دارند پول را از جیب مردم درآورده و به جیب خود بریزند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم فیلم زیر، که پیام آقای اجاق نژاد نماینده ولی فقیه در جمهوری آذربایجان است، را از کانال «میلیتاری پرس» فرستادند.[1] شخصاً پیام به زبان ترکی را درست نفهمیدم. اما نوشته زیر پیام چنین بود:

«آزادسازی برخی اراضی اشغالی را تبریک میگویم، شهادت جمعی از رزمندگان را هم به خانواده‌های داغدار تسلیت میگویم»
«ما درکنار آذربایجان هستیم؛ ‎قره‌باغ جزو خاک آذربایجان است و کشته‌شدگان در این راه شهید هستند»

در اینترنت که جستجو کردم، خبرگزاری‌های دیگر هم این پیام را گزارش کرده بودند، و به نظر مربوط به حوادث اخیر بود.

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه، آقای سید مهدی قریشی، هم چنین پیام داده است:

«اینجانب ضمن خوشحالی از پیروزی های اخیر آذربایجان ، منطقه قره باغ را جزء لاینفک آذربایجان دانسته و اشغال آن را محکوم و تداوم جنگ را به نفع هیچ کشوری نمیدانم»

چند نکته در این رابطه قابل بیان است:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

فیلم زیر را که یکی از دوستان محترم فرستادند، درباره مشکلات دانش‌آموزان سیستانی و نداشتن شناس‌نامه و کارت ملی است. با دیدن این فیلم یاد قصه‌ای از ملا نصرالدین افتادم که چنین است:

ملانصرالدين پيش طبيب رفت و گفت: ريشم درد مي کند.
طبيب پرسيد: چه خورده اي؟ ملا گفت: نان و يخ.
طبيب گفت: کاری نمیتوانم بکنم، چون نه دردت به درد آدمي مي ماند، و نه غذایت.

در بی‌توجهی مسئولین محلی،‌ در عدم رسیدگی به وضعیت این کودکان حرفی نیست. اما کار کسی که این فیلم را تهیه کرده، و همچنین آموزگار مدرسه، به مراتب غلطتر است.

برای مقایسه وضعیت جوامع این مطلب را عرض میکنم:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز جیم استون در سایت خود لینک اسنادی را آورده [1]، که گردش کار یکی از شبکه‌های تولید و توزیع Adrenochrome در آمریکا را نشان میدهند.[2] ایشان درباره شواهد واقعی بودن این مدارک نیز بحث کرده است.

فایل pdf لینک [1] ۳۰ صفحه و حدود ۴۴ مگابایت است، و دانلود کردن آن را توصیه نمیکنم؛ چون احتمال ویروسی بودن آن هست. فقط اگر اهل کامپیوتر و اهل تحقیق هستید، با مسئولیت خود سراغ آن بروید.

در اینجا فقط ۲ صفحه از این فایل را به عنوان نمونه می‌آورم. صفحات ۱ تا ۱۲ نام کودکان ۳ تا ۱۲ ساله‌ای را لیست کرده، که در این مراکز برای استحصال آدرنوکروم نگهداری میشوند. از آن جهت که به صرفه نیست که کودکان را پس از هر استحصال بکشند، آن‌ها را برای دوره‌ای نگه میدارند، و هر روز مراحل شکنجه و استحصال آدرنوکروم را روی آن‌ها انجام میدهند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دیروز خبر «الزامی شدن درج کدملی روی مرسولات پستی» را خواندم. چنین اخباری نگران کننده هستند، و بر این باورم که جامعه ایرانی باید بیشتر مراقب سیر تحولات باشند.

بطور کلی چنین قوانینی یا برای افزایش امنیت در جامعه است، و یا برای امنیتی کردن آن. امنیتی کردن جامعه یعنی القای این حس در مردم که باور کنند بطور دائم تحت کنترل هستند، و هر حرکتی بکنند توسط حکومت رصد میشود.

در ضرورت حفظ امنیت جامعه حرفی نیست. بسیاری از کشورهای دیگر نیز امنیت را، بدون القای ترس در مردم، تأمین میکنند. از این جهت کانادا نمونه خوبی است؛ چون هیچ تراکنش مالی، و یا رفت و آمد، و یا ارسال بسته پستی، و هر حرکت دیگری، نیست که رصد نشود. اما سازمان‌های اطلاعاتی این کشور به نحوی این کار را انجام میدهند که مردم احساس آزادی داشته باشند. احساس آزادی برای بالندگی جامعه ضروری است.

کشورهای دیگری نیز هستند که اولویت آن‌ها تأمین امنیت نیست؛ بلکه فقط القای ترس در مردم است. هدف آن‌ها این است که جوی امنیتی در جامعه درست کنند تا مردم احساس کنند که «برادر بزرگ» مراقب همه حرکات آن‌ها هست. مثلاً برنامه سیستم اعتبار اجتماعی چین، Social Credit System، قبل از اینکه کاربرد امنیتی داشته باشد، یک عملیات روانی برای تحت کنترل نگه داشتن جامعه است.

درج کدملی روی مرسولات نیز نمیتواند به تأمین امنیت کمکی کند. چون براحتی قابل تقلب است. احتمالاً تنها خاصیت آن این است که مردم حس کنند که تحت نظر هستند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

خبر [3] درباره وارد کردن شانزده میلیون دُز واکسن آنفلونزا است، که بدون تحریم وارد می شود.

طبق ادعای مصاحبه شونده، بین ۳۰٪ تا ۵۰٪ این واکسن کارآیی دارد. آمارهای دیگری را نیز میتوان یافت که کارآیی خیلی پایین‌تری برای این واکسنها قائل هستند. به علاوه سال بعد ویروس‌ها جهش میکنند و واکسن امسال برای سال بعد هیچ اثری ندارد. اما کسانی که این واکسن را بزنند، بیشتر در معرض ابتلا به کروناویروس قرار میگیرند.[1]

بنابراین معلوم نیست با چه منطقی وزارت بهداشت چنین برنامه احمقانه‌ای را دنبال میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش ماموران FBI به یک خانه در ایالت ماساچوست هجوم بردند، که متعلق به فردی به نام Tim Whitney بود.[2] گروهی از افراد زبده جنگ شیمیایی/میکروبی/رادیواکتیو نیز این مامورین را همراهی میکردند. شاید کمتر کسی نام این فرد را شنیده باشد، اما پدر بزرگ او، John Hay Whitney، فرد مشهوری بود.

جان در زمان جنگ جهانی دوم در اداره Office of Strategic Services کار میکرد. این تشکیلات بعد از جنگ هسته مرکزی سازمان جدید التاسیس سیا را تشکیل داد. ظاهراً خاندان ویتنی هنوز به عنوان قطب تشکیلات Deep State فعال بودند، و حمله اخیر نیز برای فتح آخرین سنگرهای آن‌ها انجام شد.

خبر فوق، هرچند مهم بود، اما گوشه دیگری از اسرار خاندان ویتنی را روشن کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بعضی از دوستان محترم از عرضه کم اطلاعات ناب در این کانال گله کرده، و اشتیاق فراوانی به چنین مطالبی نشان میدهند. اما تجربه‌ام در این چند ساله این است که جامعه ایرانی به تبلیغات بیشتر نیاز دارد تا اطلاعات. برای اکثر افراد مهم این است که بدانند با این اطلاعات چه کاری می‌شود کرد؟، و تحلیل اطلاعات خام برایشان کار ساده‌ای نیست.

در همه جای دنیا، عده‌ای مترصد این هستند که به اطلاعات جدیدی دست پیدا کرده، تا آن را دستمایه ساخت دین و آئین جدید، و معرکه‌گیری و مریدپروری کنند. اما این موضوع در ایران خیلی پررنگ‌تر است. اگر رد پای اکثر عقاید انحرافی، مانند صوفیگری و بهایی‌گری و افکار شبه‌عرفانی و غیره را دنبال کنیم،‌ در نهایت به ایران میرسیم.

اگر اطلاعات جدید به درد معرکه‌گیری و ساخت نحله‌ فکری نخورد،‌ عملا کسی به آن توجه نمیکند و دور ریخته میشود. در همین کانال مطالب بسیاری را میتوان یافت که،‌ واقعاً قابل راستی‌آزمایی هستند، اما چنان سریع فراموش شده‌اند که گفتنش با نگفتنش فرقی نداشت.

به عنوان نمونه علم نجوم، Astrology، در غرب یک علم سکولار است؛ و هر قضیه‌ای در این علم، مانند همه علوم دیگر، باید موضوع و محمول و رابطه داشته باشد. اهل این علوم در غرب هم زیاد هستند،‌ و در کار خود بسیار خبره. کسی هم که به یک پزشک و یا منجم رجوع میکند،‌ از او درباره دین و عقایدش سؤال نمیکند.

اما وقتی همان مطالب غربیها دست عده‌ای در ایران میرسد، مفاهیم یک علم سکولار را با مفاهیم دینی و شبه‌دینی قاطی میکنند و از آن ملقمه‌ای میسازند، تا با‌ آن معرکه‌گیری کنند. نمونه آن هم کانال «پایان دوران» است، که برای گند زدن به مفاهیم دینی، آن‌ها را با برج‌های نجومی تطبیق داده، و تفسیرهایی از آن‌ها ارائه میکند که در قوطی هیچ عطاری در عالم پیدا نخواهد شد.

جملات زیر نمونه‌ای از ترکیب مفاهیم دینی با آسترولوژی، در این کانال است:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

ریست بزرگ اقتصاد دنیا

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در ۲ سال گذشته خبرهای متعددی درباره «ریست اقتصاد دنیا»، سیستم مالی کوانتومی یا QFS، و GESARA را در کانال تلگرام و این وبلاگ بازتاب داده بودم. برای بیشتر این خبرها نمیشد سند و مرجع معتبری یافت، و معمولاً با آن مثل یک تئوری توهم توطئه برخورد میشد.

اما چند وقتی است که این بحثها در مجامع اقتصادی بطور جدی مطرح میشوند. فیلم زیر دو ماه پیش توسطWorld Economic Forum یا #WEF، تهیه شده، و در آن شخصیت‌های سیاسی و اقتصادی دنیا، درباره ضرورت ریست سیستم اقتصادی دنیا، صحبت میکنند. این فیلم را در یوتیوب در لینک [2] میتوان یافت.

حدود ۳ هفته پیش #WEF مطلبی را درباره طرح The Great Reset خودشان منتشر کرد که ۴ پیش‌نیاز را شرح میداد:[1]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود