مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حملات روز شنبه به تأسیسات نفتی آرامکو در بقیق و خریص منجر به توقف نیمی از صادرات نفت عربستان شد. علیرغم اینکه انصارالله یمن مسئولیت این حمله را به عهده گرفت، سؤالهای بسیاری بیجواب باقی‌مانده است.

سؤالهای بیجواب

اولین سؤال بیجواب این است که همانطور که در عکس‌های منتشر شده دیده میشود، ۴ عدد از تانکرهای بزرگ، همه دقیقاً در یک ارتفاع، و زیر خط ارتفاع مواد نفتی در مخزن‌ها، هدف قرار گرفته‌اند. چنین دقتی در هدف‌گیری با پهپاد، که همه صددرصد همسان عمل کنند، تابه‌حال سابقه نداشته است. همین مطلب باعث شده که عده‌ای از کارشناسان نظامی انفجارهای رخ داده را به کار گذاشتن دستی مین Limpet نسبت بدهند. اگر یکی از پهپادها بطور اتفاقی بالاتر از خط ارتفاع مایع در مخزن میخورد، باعث انفجار کل مخزن و خرابی عظیم‌تری میشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

جنگ توفان Dorian

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این رشته توئیت روایت دیگری از توفان Dorian و جنگ مهندسی GeoEngineering که روی آن صورت گرفته، تعریف میکند.[1] در یک طرف این تقابل کل جبهه گلوبالیسم، از جمله چین و گلوبالیست‌های داخلی آمریکا، و در طرف دیگر ملی‌گرایان آمریکا بودند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش که مقاله‌ای با عنوان «واگذاری ابتکار مذاکرات به گلوبالیست‌ها» نوشته بودم، یکی از کانالها چنین نوشته بود که «حمایت کانال مشکوک زادالمسافر از دیدار ترامپ وروحانی…. سایت این کانال توسط سربازان گمنام امام زمان عج فیلتر شده»

شخصاً هیچ‌گاه از دیدار ترامپ و فریدون حمایت نکرده‌ام، و بعید میدانم خود ترامپ هم مایل به چنین کاری باشد. چون وابستگی‌های فریدون برای همه خیلی روشن است، و او کسی نیست که ملی‌گرایان آمریکا بتوانند روی همکاری بلند مدت با او حساب کنند. خود ترامپ هم تمایل خود برای دیدار با آقای خامنه‌ای و مذاکره با او را اعلام کرده است. حرفم در آن مقاله این بود که اگر قرار است مذاکره‌ای انجام شود، بهتر است بین آقای خامنه‌ای و ترامپ، و بصورت علنی و شفاف، باشد. مذاکره از طریق دولتهای گلوبالیستی، مثل فرانسه، چیزی نیست جز قبول ولایت آن‌ها بر ایران.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره توفان Dorian

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حدود ۴ سال پیش در مقاله‌ای درباره دستکاری در آب و هوا توسط HAARP نوشته بودم که «علیرغم اینکه تلاش برای تاثیرگذاری بر روی آب و هوا، امری واقعی است؛ اما واضحا چنین چیزی نمیتواند به کنترل آب و هوا منجر شود». چون پارامترهای بسیار زیادی در این مسأله دخیل هستند و بشر توان شناسایی و کنترل همه آن‌ها را ندارد.[1]

شواهد زیادی حاکی از این است که در توفان اخیر، به نام Dorian، نیز تلاش شد که از این توفان به عنوان یک سلاح استفاده شود. فردی در توئیتر در این باره مطالب جالب توجهی را جمع‌آوری کرده است.[2]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

برنده جنگ تجاری چین و آمریکا کیست؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

رسانه‌ها و اتاق‌های فکر زیادی را می‌شود یافت، که خیلی سریع در جواب این سؤال میگویند که «آمریکا مدتی است که بازنده شده و نتیجه تغییر نمیکند». البته همه این رسانه‌ها و اتاق‌های فکر وابسته به گلوبالیسم و جناح چپ آمریکا هستند. متأسفانه در ایران مطالب منتشر شده توسط رسانه‌ها و اتاق‌های فکر جناح چپ بیشتر مورد توجه قرار میگیرد؛ و حتی اکثر تحلیل‌های سیاسی دانشگاهیان و شخصیت‌های مطرح مستقل، متأثر از این مطالب است.

در حالی که باید به علائق سیاسی و وابستگی این رسانه‌ها و اتاق‌های فکر نیز توجه شود. بخش عمده مطالب منتشر شده توسط آن‌ها فقط در حد یک پروپاگاندا است.

آنچه در بین چین و آمریکا در حال رخ دادن است، یک جنگ تمام‌عیار است و هدف نامگذاری «جنگ تجاری» برای آن، فقط کم کردن حساسیت مردم دنیا و نگرانی آنها، و کاهش تنش بین‌المللی است. آمریکا در این مدت با تهدیدهای فراوان چین مقابله کرده و برگهای برنده متعددی را از دست آن‌ها درآورده است. درباره تهدیدهای چین در خاک آمریکا قبلاً طی چند مقاله توضیح داده بودم. اخبار رقابت‌های این دو قدرت در زمینه‌های دیگر، از جمله سلاح‌های مستقر در مدار زمین، کمتر بازتاب دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز به خبری برخورد کردم که درباره امضای قرارداد همکاری‌های استراتژیک ۲۵ ساله ایران و چین، در سفر اخیر ظریف به چین بود.[1] این خبر، البته با جزئیات کمتر، در رسانه‌های ایران هم بازتاب داشت.[2]

قبلاً در مقاله دیگری با عنوان «چند خبر درباره استعمار آفریقا توسط چین» درباره روش استعماری چین، توضیح داده بودم. [3] بطور خلاصه روش چین این است که برای یک پروژه وام میدهد، و جزء شرایط آن این است که شرکتهای چینی در قراردادهای توسعه آن پروژه اولویت داشته باشند. یکی از شرایط وام این است که در صورتی که در زمان سررسید وام فرارسید و توان پرداخت وام وجود نداشت، بندر و یا بخشی از سرزمین یا به تملک چین درآید و یا برای طولانی مدت به این کشور اجاره داده شود. از این به بعد وظیفه شرکتهای چینی دخیل در پروژه این است که تمام تلاش خود را بکنند که وام قابل پرداخت نباشد، تا بتوان بنادر و سرزمین را مالک شد.

چین همین نسخه را برای تصرف بندر مومباسا در کنیا و بندر Hambantota سریلانکا، و مناطق متعدد دیگر، با موفقیت بکار گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در هفته‌های اخیر موضوع پیشنهاد ترامپ برای خرید گرینلند از دانمارک، در رسانه‌ها بازتاب زیادی داشت؛ و همچنین مورد تمسخرهای فراوان قرار گرفت. چون گرینلند سرزمینی با وسعت 2.2 میلیون کیلومتر مربع است، و صدها هزار برابر کل املاکی است که ترامپ در کار خصوصی خود معامله کرده است.

بهرحال این مسأله نکات بسیاری دارد، که در این مقاله فقط به مختصری از آن می‌شود اشاره کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

خبرهای جنگ تجاری آمریکا و چین، تنش در بازارهای مالی، و ورشکستگی بانکها، که از سراسر دنیا شنیده می‌شود، نزدیکی یک بحران فراگیر مالی جهانی را نشان میدهد. اما جزئیات دیگری نیز وجود دارند که همه آن‌ها ناامید کننده نیستند. احتمال این نیز وجود دارد که پس از فرونشستن گرد و غبار بحران اخیر، شاهد این باشیم که زرسالارانی مانند روچیلدها و سوروس‌ها، و سیستم بانکداری ربوی، در کل دنیا از بین رفته‌اند.

برنده جنگ تجاری آمریکا و چین کیست؟

بعضی مقامات ایرانی روی شکست آمریکا در جنگ تجاری با چین شرط‌بندی کرده‌اند. از آن رو که مقامات ایرانی به جناح چپ گلوبالیست بیشتر تمایل دارند، به اظهار نظر مقامات سابق و تحلیلگران متمایل به آن جناح بیشتر اهمیت میدهند. واقعیت این است که هنوز مشخص نیست که کدام طرف برنده نهایی خواهد بود. تا همین مرحله، هرچند هر دو طرف صدماتی را متحمل شده‌اند، ورشکستگی بانکهای چینی نشان از این دارد که چین وضعیت شکننده‌تری دارد.

دولت چین در طی ۳ ماه اخیر ۳ بانک بزرگ چینی را، برای نجات از ورشکستگی، ملی اعلام کرده است.[1] بعد از بانک Baoshang و Jinzhou، اخیراً بانک Heng Feng، با ۲۰۰ میلیارد دلار دارایی، ملی اعلام شده است. این خبر نشانه این است که چین فشار اقتصادی شدیدی را تحمل میکند. وضعیت در چین بجایی رسیده که بانکها دیگر به هم اعتماد ندارند و هر لحظه احتمال ورشکستگی همدیگر را میدهند.[2]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ادعای لینک‌های زیر این است که فردی به نام John Moore توانسته متن سخنرانی محرمانه وزیر دفاع چین، ژنرال Wei Fenghe، در حزب کمونیست را به دست آورد. این متن استراتژی نظامی چین در آینده را تشریح میکند. شخصاً وقت ترجمه کامل متن را ندارم و فقط به ذکر نکاتی از آن اکتفا میکنم. همه متن، به غیر از تیترها و جمع‌بندی نهایی، نقل سخنان این وزیر دفاع است:

آیا ارتش چین برای جنگ آماده است؟

ما یک نظرسنجی در بین سربازان انجام دادیم، تا بیابیم چند درصد آن‌ها حاضرند به کودکان، زنان، غیرنظامی‌ها، و اسرای جنگی، تیراندازی کنند. نتیجه نظرسنجی نشان داد که بیش از ۸۰٪ سربازان حاضرند چنین کاری کنند؛ که بیش از انتظار ما بود.

وقتی سرباز حاضر باشد کودک بکشد، چند برابر آن برای کشتن سرباز دشمن آمادگی دارد. این نظرسنجی حزب کمونیست نشان داد که سربازان ما برای فتح سرزمین دشمن آماده هستند و در صورت لزوم توان قتل عام دشمن را دارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مقالات اخیر درباره سلطه عناصر گلوبالیست در نیروی دریایی آمریکا، و عدم تبعیت این نیرو از دولت غیر نظامی، مطالبی عرض کرده بودم. در لینک [1,2] مطالب بیشتری در رابطه با این موضوع میتوانید بیابید.

در ماه‌های اخیر فرماندهان این نیرو تلاش زیادی برای راه‌اندازی جنگ جهانی، از طریق تحریک روسیه و ایران به جنگ، کردند. حادثه رخ‌داده برای زیر دریایی هسته‌ای روسیه، ‌و زلزله‌های متعاقب آن در پایگاه‌های نیروی دریایی در کالیفرنیا، خبر از افزایش تنش بین روسیه و آمریکا، و همچنین درگیری‌های داخلی بین ملی‌گرایان با نیروی دریایی، میدهد.[3,4]

ادامه این روند قطعاً عواقب خوبی برای آمریکا ندارد. لذا ملی‌گرایان باید هرچه سریعتر فرماندهان گلوبالیست را از نیروی دریایی اخراج کنند. عجالتاً این برنامه با اخراج آدمیرال William Moran، که قرار بود فرماندهی کل این نیرو را به عهده بگیرد، شروع شد.[5]

البته خبر برکناری به نحوی تنظیم میشود که قابل هضم برای عوام باشد. اذهان ساده‌اندیش توان تحلیل همه جزئیات تاریخی و سیاسی را ندارند. بنابراین برای ساده کردن مسئله، تا حدی که مدلی قابل هضم برای چنین افرادی درست شود، دلیل اخراج را چیزی در حد ارتباط جنسی و یا تقلب در کازینو، معرفی میکنند.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود