مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها همه انتظار حادثه‌ای بزرگ را داشتند. چون ضربه‌های سنگینی به گلوبالیست‌ها وارد شده بود، که نتوانستند عکس‌العمل درخوری در برابر آن نشان دهند. اخبار این عقب‌نشینی‌ها و شکست‌ها طبعا به رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی درز میکند. تعداد اعضای انجمن‌های مخفی وابسته به گلوبالیست‌ها خیلی کم است و قدرت فیزیکی چندانی ندارند. این‌ها تنها از طریق کنترل افکار عمومی جهانیان از طریق رسانه‌های بین‌المللی میتوانند سلطه خود را حفظ کنند. بنابراین گلوبالیست‌ها نیاز به این داشتند که حادثه‌ای را رقم بزنند که بواسطه آن بتوانند روایت حوادث دنیا را به نفع خود تغییر دهند و سنگر آخر، که افکار عمومی است را حفظ کنند.

تمرکزنیروهای اطلاعاتی دنیا بیشتر روی کشورهای بزرگ‌ و مهم‌ متمرکز شده بود. چون برآورد همه این بود که تنها یک فاجعه در کشورهای بزرگ میتواند روایت رسانه‌های دنیا را تغییر دهد. به همین دلیل گلوبالیست‌ها نتوانستند عملیات خود را جایی غیر از جزیره کوچک نیوزیلند انجام دهند. چهره‌های اصلی وابسته به گلوبالیست‌ها همیشه این ترس را دارند که روزی رسوا خواهند شد و باید از کشورهای خود فرار کنند. به همین دلیل تعداد زیادی از آن‌ها در نیوزیلند املاک و مستغلات میخرند و در آنجا سنگر و پناهگاه می‌سازند.[1] برای اثبات وابستگی نخست وزیر نیوزیلند، Jacinda Ardern ، به جریان گلوبالیسم،‌ همین که John Podesta، رئیس کمپین انتخاباتی کلینتون، او را سوپراستار خوانده، کافی است.[2]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اگر کیفیت این مقاله در حد قابل قبول نیست و مطلب مستوفا بیان نشده، عذر میخواهم. این روزها با سیلی از اخبار بسیار مهم روبرو هستم که هیچ‌کس دیگری آن‌ها را در رسانه‌های ایرانی بازتاب نمیدهد و درباره آن بحث نمیکند. اگر بخواهم روی کیفیت مطالب بیشتر وقت بگذارم، فرصت اطلاع‌رسانی اخبار مهم دیگر از دست خواهم داد. یکی از خبرهای مهم این روزها احتمال توسعه سلاح ژنتیک در کمپ الرکبان بود.

کشورهای متعددی در دنیا روی ایجاد بانک‌های اطلاعات ژنتیک، سرمایه‌گذاری سنگینی کرده‌اند. بعضی از این کشورها، و یا شرکت‌های بزرگ بین‌المللی، نقشه‌های شیطانی در سر دارند و امید دارند که، با استفاده از اطلاعات جمع‌آوری شده، بتوانند سلاح ژنتیک بسازند. بعضی دیگر هم از ترس اینکه در این مسابقه عقب نیافتند، عجالتاً اطلاعات را جمع‌آوری میکنند، تا زمانی که کشورهای رقیب چنین سلاحی ساختند، آن‌ها هم توان ساخت بمب ژنتیک را داشته باشند، تا توازن قوا حفظ شود.[11]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حادثه دیروز کشتار مساجد در Christchurch نیوزیلند، طبعا جزئیات فراوانی دارد و هرکس به گوشه‌ای از این جزئیات می‌پردازد. مثلاً بعضی درباره افکار فرد تروریست بحث میکنند و سر اینکه او کمونیست طرفدار چین بوده و یا نژادپرست مسیحی، دعوا میکنند. اما نکته مهم این حادثه این است که کل قضیه کاملاً طراحی شده بود و رد پای گروه‌های شیطانی در این ماجرا کاملاً واضح است.

قبلاً در مقاله‌ای درباره روز Tisha B’Av و ساخت معبد سوم توضیحاتی داده‌ام.[1] در سال 2019 این روز با ۱۰ و ۱۱ آگوست منطبق میشود، و با روز عرفه و عید قربان همزمان است. از حدود یک سال گذشته مطالبی شنیده بودم، درباره اینکه صهیونیست‌ها قصد دارند با تخریب مسجد بیت‌المقدس، بنای معبد سوم را در این روز شروع کنند. به علاوه برای پرت کردن حواس مسلمین از این واقعه نقشه کشیده‌اند که همزمان کشتار سنگینی در مراسم حج را سازمان‌دهی کنند؛ تا کسی به آنچه در بیت‌المقدس می‌گذرد، توجه نکند.

شخصاً از اینکه چنین اخباری را بازتاب دهم، ابا دارم. چون صهیونیست‌ها، و دیگر گروه‌های شیطانی، نقشه‌های زیادی در ذهن علیل خود طرح میکنند و در عمل موفق به اجرای آن نمیشوند. بنابراین بازتاب اکثر این مطالب ارزش چندانی ندارد. اما حادثه کشتار در دو مسجد در Christchurch نیوزیلند، و پیام‌های رمزی که در این حادثه گنجانده شده بود، حاکی از این است که برنامه فوق‌الذکر هنوز بطور جدی دنبال میشود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اتفاقی که در ونزوئلا در حال رخ دادن است، خیلی بیشتر از یک حمله سایبری به تأسیسات برق است؛ و شاید بتوان آن را یک حمله هایبرید برای فروپاشی جامعه نامید. در اینکه استراتژیست‌های نظامی و سیاسی این واقعه را بطور تفصیلی در درس‌های خود بررسی خواهند کرد، شک ندارم. اما نکته مهم این است که درس‌های اصلی که از این حادثه می‌شود گرفت سریعاً جمع‌بندی شده، و به مردم آموزش داده شود. وقتی هدف طرح جنگی فروپاشی جامعه باشد، قاعدتاً خود مردم باید ایفای نقش کنند. در چنین جنگی تصمیمات سرنوشت‌ساز در اتاق‌های جنگی و توسط مقامات سیاسی و نظامی گرفته نمیشود؛ بلکه نحوه عمل مردم سرنوشت جنگ را تعیین میکند.

هدف اصلی همه این خرابکاری‌ها این است که حوصله مردم سر برود و عصبانی بشوند و به خیابان‌ها بریزند. وقتی کار به درگیری و جنگ خیابانی و خونریزی رسید، آرام کردن اوضاع دیگر کار ساده‌ای نخواهد بود. به هم ریختن نظم جامعه، زمینه عملیات ترور و حملات چریکی اصلی را ایجاد میکند. در شرایطی که سربازان و نیروهای انتظامی باید مراقب دشمن خارجی و عملیات چریکی آن‌ها باشند، نگران حال خانواده خود خواهند بود و طبعا توان کمتری برای عمل خواهند داشت. وقتی پشت جبهه به هم ریخت، امکان حمله خارجی، و یا حداقل بمباران تأسیسات صنعتی و دفاعی، فراهم میشود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

اخبار ونزوئلا – روز هفتم

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دو روز پیش دولت ونزوئلا موفق شد دو نفر آمریکایی را، که در حال هک شبکه‌های مخابراتی برای پخش ویروس در شبکه‌ برق، بودند دستگیر کند. این اتفاق بسیار مهم بود؛ به این دلیل که امکان راه‌اندازی مجدد حدود ۷۱٪ از شبکه برق، در ظرف یک روز، را فراهم کرد. اگر حملات تروریستی به تأسیسات برق را بشود کنترل کرد، در چند روز آینده میزان پوشش شبکه برق به ۸۵٪ میرسد. هنوز مشخص نیست که آیا ترانسفورمرهای ۵۰ مگاواتی بزرگ در آتش‌سوزی Sub Station ها سوخته‌اند و یا ترانسفورمرهای دیگر؟ اگر ترانسفورمرهای اصلی نسوخته باشند، در دو هفته آینده می‌شود ۹۵٪ شبکه برق را راه‌اندازی کرد.

حمله‌ای که انجام شد، تنها سایبری نبود. بلکه خرابکاری و بمب‌گذاری در تأسیسات نیز رخ داده است. حتی گزارش شده که پهپادهای کوچک و ارزان، برای ریختن رشته‌های سیم نازک و هادی جریان برق، روی کابل‌های فشار قوی و ترانسفورمرهای اصلی، بکار گرفته شده بودند. وقتی این رشته‌ها به کابل‌ها برخورد کنند، باعث اتصال کوتاه کابلها و جرقه بین آن‌ها میشوند. این حادثه فشار زیادی روی ترانسفورمرها می‌آورد و باعث آتش‌سوزی آن‌ها میشود. اگر سیستم‌های ایمنی توسط ویروس‌ها از کار افتاده باشند، احتمال خسارات بیشتر میشود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در این وبلاگ مطالبی که به یادگیری هنر «زندگی مقاومتی» کمک میکند، را با همین تگ مشخص کرده‌ام.

حدود ۱۲ سال پیش جزوه‌ای را با عنوان «مهارتهای لازم برای گذار از شرایط اضطراری و بحرانی» نوشتم؛ و دلیل این کار این بود که چنین راهنماهایی به زبان فارسی وجود نداشت. قاعدتاً سازمان پدافند غیر عامل، مانند همه سازمان‌های مشابه در بقیه کشورهای دنیا، باید چنین راهنمایی را در اختیار مردم قرار دهد و آنها را به یادگیری هنر «زندگی مقاومتی» تشویق کند. اما ظاهراً چنین کاری اصلاً در سیاست کلی این سازمان جایی ندارد. این جزوه مقدماتی را در لینک زیر میشود یافت:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قطعی سراسری برق در ونزوئلا، در اثر حمله سایبری، وارد روز چهارم شده است. هیچ‌کس باور نمیکرد که حمله سایبری بتواند تا این مقدار مخرب باشد؛ چون فرض بر این بود که می‌شود به سرعت راه مقابله را پیدا کرد و یا با اقدام تلافی‌جویانه، مهاجم را پشیمان کرد. ۶ سال پیش که در مقاله‌ای درباره ضعف‌های ذاتی تکنولوژی مدرن نوشته بودم، آن مطالب خیلی بدبینانه به نظر می‌آمد.[1] اما وقایع ونزوئلا نشان دهنده این است که باید آن مطالب را جدی گرفت و پیدا کردن راه‌های مقابله با چنین شرایطی را در اولویت اول قرار داد.

خلاصه وضعیت جاری، به نقل از Hal Turner، چنین است:[2]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تصویری که رسانه‌های دنیا به عموم مردم القاء میکنند، این است که مشکل ونزوئلا دولت سوسیالیستی است که توان رسیدگی به امور این کشور را ندارد؛ همه تجهیزات قدیمی و کهنه است، و کسی نیست که کشور را نوسازی و آباد کند.

درحالی که این تصویر اصلاً درست نیست. مشکل ونزوئلا این است که سعی کرده تمام شبکه برق خود را با پیشرفته‌ترین تجهیزات مدرن جایگزین کند. همین مطلب باعث شده که امکان حمله سایبری گسترده به این شبکه بوجود بیاید.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قطعی برق در ونزوئلا، در اثر حمله سایبری، به بیش از ۴۰ ساعت رسیده است. نحوه عمل ویروس‌هایی که در این حمله سایبری استفاده شده، مانند Stuxnet است. این ویروس فقط بعضی از ورودی و خروجی ‌های سیستم کنترل را هدف قرار میدهد و باعث می‌شود بخاطر غلط خواندن اطلاعات سنسورها، و یا فرمان کنترل غلط، سیستم از کنترل خارج شده، صدمه ببیند. از حدود ۷ سال پیش که این ویروس را اسرائیل بر علیه تأسیسات غنی‌سازی ایران استفاده کرد، کشورهای زیادی، از جمله ژاپن، در اثر شیوع این ویروس صدمه دیده‌اند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

حدود ۲ سال پیش در مقاله‌ای درباره مجموعه افشاگری‌های ویکی‌لیکس با عنوان Vault 7 مطلبی نوشته بودم.[1] در طی این مدت اطلاعات خیلی زیادی درباره این ماجرا پخش شد؛ و مشخص شد که سازمان سیا، برای دور زدن قانون در آمریکا، این افشاگری را طرح‌ریزی کرده بود.

سازمان سیا، از بدو تاسیس تحت کنترل گلوبالیست‌ها بود؛ و عملاً هیچ تبعیتی از دولت مرکزی نداشت؛ و با قتل جان کندی، به روسای‌جمهور بعد از او فهماند که در کار این سازمان دخالت نکنند. در مقالات قبلی دراین‌باره زیاد توضیح داده‌ام که فرض اینکه آمریکا توسط یک دولت و یک مدیریت اداره میشود، فرض درستی نیست؛ بلکه مجموعه‌های مختلفی در این کشور با هم رقابت دارند و بعضا تنش‌ها و درگیری‌های سنگینی بین آنها رخ میدهد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود