مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ادعای لینک‌های زیر این است که فردی به نام John Moore توانسته متن سخنرانی محرمانه وزیر دفاع چین، ژنرال Wei Fenghe، در حزب کمونیست را به دست آورد. این متن استراتژی نظامی چین در آینده را تشریح میکند. شخصاً وقت ترجمه کامل متن را ندارم و فقط به ذکر نکاتی از آن اکتفا میکنم. همه متن، به غیر از تیترها و جمع‌بندی نهایی، نقل سخنان این وزیر دفاع است:

آیا ارتش چین برای جنگ آماده است؟

ما یک نظرسنجی در بین سربازان انجام دادیم، تا بیابیم چند درصد آن‌ها حاضرند به کودکان، زنان، غیرنظامی‌ها، و اسرای جنگی، تیراندازی کنند. نتیجه نظرسنجی نشان داد که بیش از ۸۰٪ سربازان حاضرند چنین کاری کنند؛ که بیش از انتظار ما بود.

وقتی سرباز حاضر باشد کودک بکشد، چند برابر آن برای کشتن سرباز دشمن آمادگی دارد. این نظرسنجی حزب کمونیست نشان داد که سربازان ما برای فتح سرزمین دشمن آماده هستند و در صورت لزوم توان قتل عام دشمن را دارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مقالات اخیر درباره سلطه عناصر گلوبالیست در نیروی دریایی آمریکا، و عدم تبعیت این نیرو از دولت غیر نظامی، مطالبی عرض کرده بودم. در لینک [1,2] مطالب بیشتری در رابطه با این موضوع میتوانید بیابید.

در ماه‌های اخیر فرماندهان این نیرو تلاش زیادی برای راه‌اندازی جنگ جهانی، از طریق تحریک روسیه و ایران به جنگ، کردند. حادثه رخ‌داده برای زیر دریایی هسته‌ای روسیه، ‌و زلزله‌های متعاقب آن در پایگاه‌های نیروی دریایی در کالیفرنیا، خبر از افزایش تنش بین روسیه و آمریکا، و همچنین درگیری‌های داخلی بین ملی‌گرایان با نیروی دریایی، میدهد.[3,4]

ادامه این روند قطعاً عواقب خوبی برای آمریکا ندارد. لذا ملی‌گرایان باید هرچه سریعتر فرماندهان گلوبالیست را از نیروی دریایی اخراج کنند. عجالتاً این برنامه با اخراج آدمیرال William Moran، که قرار بود فرماندهی کل این نیرو را به عهده بگیرد، شروع شد.[5]

البته خبر برکناری به نحوی تنظیم میشود که قابل هضم برای عوام باشد. اذهان ساده‌اندیش توان تحلیل همه جزئیات تاریخی و سیاسی را ندارند. بنابراین برای ساده کردن مسئله، تا حدی که مدلی قابل هضم برای چنین افرادی درست شود، دلیل اخراج را چیزی در حد ارتباط جنسی و یا تقلب در کازینو، معرفی میکنند.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش در مقاله‌ای با عنوان «درباره آتش‌سوزی زیردریایی Losharik روسیه» نوشته بودم که احتمال اصلی در این ماجرا، هدف قرار گرفتن آن توسط سلاح‌های فوق سری نیروی دریایی آمریکا است.[1] ظاهراً این زیر دریایی در زمان حادثه، در شمال ژاپن در حال استخراج هواپیمای F-35 سقوط کرده در اعماق دریا بود. منصرف کردن روسیه از شکار این هواپیمای سقوط کرده در آب، میتوانست از طریق دیپلماتیک صورت بگیرد، اما مقامات نیروی دریای دست به اقدام نظامی برای جلوگیری از این کار زدند.

طبعا این حادثه برای روسیه سنگین بود و همه منتظر بودند تا ببینند عکس‌العمل روسیه چه خواهد بود و چطور مقابله به مثل خواهد کرد. پس از آن حادثه، اتفاقاتی در دنیا در حال رخ دادن است، که لزوم بررسی مجدد موضوع سلاح تکتونیک، و توان ایجاد زلزله مصنوعی، و مطالعه عمیق‌تر درباره آن را ضروری میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش خبری در رسانه‌های ایرانی درباره «لغو یک‌طرفه روادید ایران برای شهروندان چینی» دیدم.[1] متن خبر چنین گفته بود که «هیئت دولت با لغو روادید یک‌طرفه چینی‌ها به ایران با هدف جذب گردشگران این کشور موافقت و آن را مصوب کرد.» البته این تصمیم هنوز نهایی و اجرایی نشده است.

شخصاً چنین تصمیمی را خیلی اشتباه میدانم و به همین دلیل برآن شدم که درباره آن بنویسم.

اگر در لینک [2] لیست کشورهایی که شهروندان چین برای سفر به آنجا ویزا احتیاج ندارند را مرور کنید، خواهید یافت که درصد کمی از کشورها حاضر به چنین کاری شده‌اند. اکثر کشورهایی که روادید را برای چینی‌ها لغو کرده‌اند، قرارداد دوجانبه لغو روادید با چین دارند. لغو یک‌طرفه روادید، به بهانه کمک به گردشگری، چندان مرسوم نیست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلاً در مقاله دیگری با عنوان «سلاح هسته ای: چقدر واقعیت است و چقدر تبلیغات؟» درباره اینکه ساخت سلاح هسته‌ای در زمان جنگ جهانی دوم عملی نبود، و چنین ادعایی در آن زمان فقط یک عملیات روانی بود، بحث کرده‌ام.[1] البته در این ۷۵ سال پس از جنگ، قاعدتاً باید پیشرفت‌هایی در این زمینه شده باشد. شخصاً بر این باورم که هیچ سلاحی تا زمانی که کارآیی خودش را در میدان جنگ نشان نداده، ارزش نظامی نمیتوان برای آن قائل شد. سلاح‌ هسته‌ای نیز تا بحال در هیچ جنگی استفاده وسیع نشده و سرنوشت هیچ جنگی را تغییر نداده است.

صرفنظر از این مطلب می‌شود در مورد اینکه آیا ایران دارای چنین سلاح‌هایی هست یا نه، بحث کرد.

طبق فتوای آقای خامنه ای، و بسیاری از فقهای دیگر، تولید و استفاده از سلاح های هسته ای حرام است. اما این فَتوا درباره مالکیت سلاح‌های هسته‌ای حرفی نمیزند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

روز ۲۸ ژوئن، که در جریان اجلاس G20 مذاکرات سیاسی متعددی بین رهبران دنیا، از جمله ترامپ و پوتین، انجام شد، امید به حل مسالمت‌آمیز مسائل دنیا بالا رفت. جرج گالووی با بیان جمله «I love the smell of diplomacy in the morning» که بر وزن جمله معروف «I love the smell of napalm in the morning»، که از یک فیلم سینمایی است، به خوبی بر غلبه دیپلماسی بر تحرکات جنگ‌طلبانه تأکید داشت.

در مقالات بسیاری در این وبلاگ درباره تلاش شیطان‌پرستها و گلوبالیست‌های وابسته به آنها، برای راه‌اندازی جنگ جهانی، نوشته‌ام. ترجیح گلوبالیست‌ها این است که جنگ بین کشورهایی رخ بدهد، که هنوز اعتقادات توحیدی در آن‌ها پررنگ است. مردم آمریکا همیشه خیلی مذهبی‌تر از مردم اروپا بودند. روسیه نیز پس از فروپاشی کمونیسم، به مسیحیت برگشته است. بنابراین سناریوهایی، مانند راه‌اندازی جنگ بین ایران و آمریکا، و یا روسیه و آمریکا، از طرف گلوبالیستها دنبال میشوند؛ تا با تضعیف این کشورها، زمینه پرستش کامل شیطان فراهم شود. برایاثبات این ادعا، کافی است «مراسم افتتاح تونل Gotthard در سوئیس» ملاحظه شود.[1]

فقط ۳ روز پس از ملاقات سران در G20، زیردریایی روسی Project 10831 Losharik هدف قرار میگیرد، تا بهانه‌ای برای درگیر کردن روسیه و آمریکا در جنگ بوجود بیاید.[2] این زیردریایی هسته‌ای که با کد AS-12 نیز شناخته میشود، میتواند تا عمق ۶ هزار متر زیر آب برود؛ و وظیفه جستجو در کف دریا، برای کشف و شناسایی ابزارهای جاسوسی و سلاح، را دارد. یکی از کارهایی که این زیردریایی انجام میدهد، بازرسی کابلهای مخابراتی و دیتا در کف اقیانوس، و برداشتن ابزارهای جاسوسی دیگران از روی این کابلها، و یا نصب چنین ابزارهایی بر روی آن، است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

صندوقچه جبرئیل

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

درباره داستان صندوقچه جبرئیل، جستجوی مختصری در رسانه‌های فارسی‌زبان کردم و چیزی نیافتم. حدود ۴ سال پیش که درباره آن شنیدم، به این دلیل که قابل راستی‌آزمایی نبود، آن را گزارش نکردم. اما اخیراً درباره این موضوع و اتفاقاتی که در قطب جنوب می‌افتد، مطالب زیادی میشنوم. به همین دلیل مطلب را، بدون اینکه قصد تایید داشته باشم، منعکس میکنم. برای تحقیق بیشتر میتوانید درباره Ark of Gabriel یا «تابوت جبریل» جستجو کنید.

ماجرای داستان به حج سال ۱۳۹۴، و اتفاقاتی که در ایام حج آن سال در مسجدالحرام افتاده، برمی‌گردد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

جمله‌ای را چند روز پیش از یکی از استراتژیست های معروف ایران شنیدم که چنین بود: «آمریکا به خوبی میداند چیزی به نام جنگ محدود با ایران وجود خارجی ندارد. یا جنگ نمیشود و یا اگر شد، انتها ندارد.» شواهد زیادی حاکی از این است که جنگ محدود چند هفته‌ای که است که در جریان است؛ و اظهاراتی مانند فوق را باید رجز خوانیی به حساب آورد، که البته کاربردها و خواص خودش را دارد.

سردار سلامی نیز این امر را صریحاً اذعان کرده بودند:

«ما امروز در فضای جنگ تمام عیار اطلاعاتی با آمریکا و جبهه دشمنان انقلاب و نظام اسلامی هستیم و این فضا ترکیبی از عملیات روانی و عملیات سایبری، تحرکات نظامی، دیپلماسی عمومی و القای رعب و وحشت است.»[2]

اتفاقات زیادی اخیراً افتاده که این امر را به خوبی نشان میدهد:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

اخبار تنش‌های داخلی آمریکا

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

درباره عدم تبعیت سازمانهایی مانند CIA از دولت مرکزی آمریکا، مطلب زیاد نوشته شده است. دلیل آن هم این است که وقتی جان کندی اعلام کرد که میخواهد این سازمان را متلاشی کند، او را ترور کردند و به روسای جمهور بعدی فهماندند که در کار این سازمان دخالت نکنند. در زمان جرج بوش پدر نیز سازمان سیا عملاً قدرت سیاسی را قبضه کرد.

اما درباره نقش نیروی دریایی آمریکا، Navy، در صحنه سیاسی، کمتر بحث شده است. بطور خلاصه فرماندهان این نیروی نظامی، شان خود را بالاتر از آن میدانند که از رهبری سیاسی تبعیت کنند؛ و بارها اتفاق افتاده که دستورات صریح رئیس‌جمهور را علناً تخطی کرده‌اند. بطور کلی تعداد فرماندهان گلوبالیست‌ در این نیرو بیشتر است، و این وضعیت از زمان تسلط بریتانیا بر دریاهای دنیا و سلطه استعمار این کشور در آمریکا، ادامه یافته است.

قبلاً در مقاله‌ای تحت عنوان «خودکشی فرمانده نیروی دریایی آمریکا در غرب آسیا» و مقالات متعدد دیگر، درباره تلاش فرماندهان این نیرو برای راه‌اندازی جنگ جهانی، به منظور برهم زدن اوضاع داخلی آمریکا، و جلوگیری از قلع و قمع گلوبالیستهای دیگر، نوشته بودم.[2] اخیراً نیز یک ناوشکن آمریکایی، سعی کرد با نزدیک شدن به ناو روسی، در شرق دریای چین، این ناو را به شلیک وادار کند، تا بهانه‌ای برای شروع درگیری بشود.[1]
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

شبیه‌سازی عملیات نظامی را به اصطلاح «بازی جنگ» میگویند. فرض این است که بازی جنگ میتواند نتیجه یک جنگ را قبل از درگیر شدن واقعی در میدان، نشان دهد و به تصمیم‌سازی در مورد ورود در جنگ کمک کند. البته همیشه نتیجه بازیهای جنگ مطابق دلخواه درنمی‌آید. در بازی جنگ سپاه خودی را با آبی، و دشمن را با قرمز مشخص میکنند. یک واحد سفید هم کنترل صحنه و داوری را به عهده دارد.

در سال ۲۰۰۱ یک بازی جنگ، به نام Unified Vision 2001، اجرا شد، که هدف آن کشوری با مشخصات ایران بود، بدون اینکه نامی از ایران آورده شود.[1] در این بازی جنگ فرض بر این بود که توان نظامی دو طرف در ۵ سال آینده را فرض کنند و بر اساس آن نتیجه جنگ را مشخص کنند. دخالتهای واحد سفید در از بین بردن ۲۱ موشک بالستیک سپاه قرمز، باعث اعتراض فرمانده این سپاه، به نام ژنرال Paul Van Riper شد. سال بعد یک بازی جنگ دیگر به نام Millennium Challenge 2002 ترتیب داده شد، که تا آن تاریخ پرهزینه‌ترین بازی جنگ بود.[2] برای این بازی جنگ حدود ۲۵۰ میلیون دلار هزینه شد.

این ژنرال Marine سعی کرد خود را بجای فرماندهان ایرانی ببیند و نحوه تفکر و تصمیم‌گیری خود را به آن‌ها نزدیک کند. او حتی اسم رمز عملیات خود را «الله اکبر» انتخاب کرد. او به محض نزدیک شدن کشتی‌های جنگی آبی و عبور آن‌ها از نقطه‌ای که نشان می‌داد جنگ حتمی است، ظرف ده دقیقه ۱۶ کشتی جنگی آبی را غرق کرد و ۲۰ هزار تلفات روی دست آن‌ها گذاشت. او با تعداد زیادی از قایق‌های پر از مواد منفجره و هدف قرار دادن کشتی‌ها با آنها، همه نیروی دریای آبی را غرق کرد.

واحد سفید، که انتظار این پیروزی قاطع را برای تیم قرمز نداشت، و باید جواب ۲۵۰ میلیون دلار خرج این بازی را می‌داد، سریعاً نتیجه جنگ را برگرداند و همه کشتی‌های غرق شده را دوباره شناور کرد. حتی پس از آن، وقتی Riper فرمان هدف قرار دادن V-22 ها را داد، واحد سفید به او اطلاع داد که اجازه هدف قرار دادن آن‌ها و هواپیماهای انتقال نیروی C-130 را ندارد. به علاوه تیم قرمز را مجبور کرد که همه دفاع ضدهوایی خود را از استتار خارج کند تا تیم آبی بتواند آن‌ها را راحت هدف بگیرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود