Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

سال گذشته فیلمی درباره به اصطلاح تحقیقات گیبسون، راجع به اینکه «محل اصلی قبله مسلمین پترا بوده و نه مکه»، را دیده بودم. ادعاها و شواهد ارائه شده در این فیلم بقدری ضعیف بودند، که مشخص بود مدعی خودش هیچ آشنایی با تاریخ اسلام ندارد؛ و فقط روی بی‌اطلاعی مخاطب حساب کرده است. لذا ارزش بحث نداشت، و شخصاً مطلبی درباره آن ننوشتم. اما اخیراً شاهد بوده‌ام که این ادعاها بازتاب زیادی داشته؛ و حتی بعضی کانال‌هایی که خود را مذهبی جا میزنند، آن را پخش کرده‌اند.

به عنوان نمونه یکی از ادعاها این است که عبدالله ابن زبیر، در سال ۶۴ هجری قمری، برای آسودگی از خطر امویان، خانه کعبه در شهر پترا را ویران میسازد و حجرالاسود را برای برپا ساختن یک قبلۀِ تازه با خود به مکه می‌برد.

در حالی که قبل از آن تاریخ، تمام مراحل سفر امام حسین، از مدینه به مکه، و در ایام حج از مکه به طرف کوفه، منزل به منزل و با تمام جزئیات ثبت شده است. حتی کسانی بوده‌اند که دعای طولانی امام حسین در روز عرفه، را کلمه به کلمه ثبت کرده‌اند. دعای عرفه هم دعایی نیست که آدم عادی بتواند از خود بسازد و به معصوم نسبت دهد. وقتی همه این جزئیات با این دقت ثبت شده‌اند، چطور ممکن است که مورخین در ذکر اینکه همه این وقایع در پترا اتفاق افتاده، و نه مکه، قصور کرده باشند؟
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

فردریش یکی از شاهان معروف و مقتدر پروسیه، اتریش کنونی، بود که از ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ میلادی بر این کشور حکمرانی کرد. در دوران او قحطی رخ داد، و بزرگان کشور به دنبال راه چاره‌ای برای جلوگیری از گرسنگی مردم بودند.

در همان دوران جهانگردان اسپانیایی برای اولین بار سیب‌زمینی را از آمریکای جنوبی آورده بودند. مشاوران شاه نیز کاشت این گیاه را، به عنوان راهی برای مبارزه با قحطی توصیه کردند.

اما هرچه فردریش و کارگزاران او تلاش کردند کشاورزان به کاشت این گیاه جدید رغبت نشان نمیدادند. آن‌ها سیب‌زمینی را بو میکردند و میچشیدند، و یا جلوی سگهای خود میگذاشتند. بعد میگفتند چیزی که نه بو دارد و نه مزه، و سگ هم به آن رغبت نشان نمیدهد، خوراک آدم نیست.

در کتاب «روانشناسی متقاعد کردن»، پروفسور Cialdini، درباره تکنیکی که فردریش برای قبولاندن سیب‌زمینی به مردم بکار گرفت، توضیح داده است:[2]
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

لینک [1] داستان زنی روسی در قرن ۱۸، به نام Valentina Vassilyeva، را شرح میدهد، که ۶۹ فرزند به دنیا آورده، و رکورد بیشترین زایمان را در تاریخ ثبت کرده است.

این خانم طی ۴۰ سال ۲۷ زایمان داشته، که ۱۶ بار آن دوقلو، ۷ بار ۳ قلو، و ۴ بار آن ۴ قلو بوده‌اند. از این تعداد فرزند، فقط ۲ نفر آن‌ها در کودکی تلف شده‌اند.

اما این اتفاق تنها نکته شگفت‌انگیز زندگی آن خانواده نبود. بعد از فوت این خانم، شوهرش فئودور، ازدواج مجدد میکند، و همسر بعدی نیز ۶ بار دوقلو، و ۲ بار ۳ قلو می‌زاید؛ که در جمع ۱۸ بچه میشود. در سال ۱۷۸۲ در آمار دولتی، لیست اعضای این خانواده شامل ۸۲ فرزند بود.

فرض عموم این است که برای چند قلو زائیدن، یک خانم باید بیش از یک تخمک در هر بار تولید کند. اما مواردی مثل مورد خانواده فوق این احتمال را مطرح کرده، که شاید مردها هم در چند قلو بودن بچه‌ها نقش داشته باشند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

امروزه به هر گوشه جهان که سفر کنید، شهرهایی را خواهید یافت که آسمان‌خراش‌هایی بلند و تقریباً شبیه به هم از نظر معماری دارند؛ از نیویورک و ریودوژانیرو گرفته، تا دوبی و مالزی و شانگهای و توکیو و …

هرچند بین این کشورها و ملتها فرق بسیار است، اما شباهت روش معماری نشانه ارتباط علمی و فنی، و اشتراک ایده‌ها بین این کشورها است.

همین ارتباط و شباهت را در بین تمدن‌های هزاران سال پیش، و شاید دهها هزار سال پیش، مثل دوران حضرت نوح، نیز میتوان یافت. فیلم زیر شواهدی را بررسی کرده که وجود ارتباط بین تمدن‌های گوشه و کنار دنیا را غیر قابل انکار میکند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

مدت زیادی است که میخواهم مقاله‌ای مستوفا درباره موضوع «پایگاه‌های زیرزمینی» بنویسم. اما آنقدر مطلب جذاب و مهم دراین باره وجود دارد، که مقاله‌ مستوفا کمتر از مثنوی هفتاد من نخواهد شد. لذا فقط عناوین موضوعات را مروری فهرست‌وار میکنم؛ تا دوستان محترمی، که علاقه بیشتری دارند، بتوانند تحقیق دراین زمینه را پیگیری کنند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

خبرهای موثق و قابل توجه علمی، فنی، سیاسی و فرهنگی در دنیا بسیار زیاد یافت میشود. اما دلیل اینکه رسانه‌ها آن‌ها را منعکس نمیکنند، این است که عوامی‌گری در مردم کل دنیا رواج دارد؛ و سلیقه این مخاطبان عوام، چیزهای عجیب و غریب و هیجانی و احساساتی را پسند میکند. رسانه‌ها در نهایت برای جلب مخاطبین مجبور هستند که مطابق سلیقه مردم خبرها را تنظیم کنند. یکی از داستان‌هایی که اخیراً مورد توجه مردم قرار می‌گیرد، درباره Reptilian Humanoids، و یا انسان‌های خزنده، است.

این مطلب را چند بار تجربه کرده‌ام که مثلاً چندین سال پیش درباره موضوعی، دقیق و ساده و بدون اغراق، نوشته‌ام، و حتی صدنفر هم آن را نخواندند. اما پس از چند سال نسخه غیر دقیق همان مطلب را دیگری، با اغراق و خالی‌بندی قاطی میکند و دهها هزار بار مشاهده می‌شود؛ و حتی دوستان آن را به عنوان یک خبر علمی جدید به خودم فوروارد میکنند.

نکته دیگر این است که در دوره معاصر تعداد افراد خیلی تحصیل‌کرده و باسواد بیکار و گرسنه، زیاد است. آن‌ها هم برای اینکه به نان و نامی برسند، از عوامی‌گری مردم و اشتهای آن‌ها برای مطالب هیجانی و احساساتی سوءاستفاده میکنند. همین موضوع باعث شده که سیلی از مطالب شبه‌علمی به راه بیافتد. قبلاً در یک مقاله دیگر با عنوان «بررسی همه داستانهای عالم در یک مقاله» دراین باره توضیح مفصلی داده بودم. [1]
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

یکی از دوستان محترم سئوال کردند که چطور می‌شود سعدی را حکیم و فرزانه بشناسیم، در حالی که خود او در گلستان داستان شاهدبازی خود را چنین نقل کرده است: «در عنفوان جوانی چنان که افتد و دانی با شاهدی سری و سرّی داشتم…». شخصاً هیچ دلیلی برای طرفداری از سعدی و امثال او ندارم؛ و هیچ دلیلی برای پوشاندن خطای گذشتگان ندارم. قرآن در آیه ۱۳۴ سوره بقره میفرماید:

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

یعنی آن‌ها مردمی بودند که حاصل اعمال خویش را با خود بردند و شما هم حاصل اعمال خود را میبرید و در برابر آنچه قدما کرده‌اند مسئول نیستید.

اما سه سوءتفاهم تاریخی وجود دارد که مایلم درباره آن بنویسم.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

در ایران درباره زرسالاران و انجمن‌های مخفی و فراماسونری کتاب‌های خوبی نوشته شده است. اما ملی‌گرایان آمریکا اخیراً درباره این گروه‌های شیطانی روشنگری‌هایی کرده‌اند که برایم تازگی داشت و تابحال نشنیده بودم. همه این اطلاعات سالهای زیادی است که در دسترس مردم و در جلوی دید آن‌ها بود؛ اما کمتر کسی به آن‌ها توجه میکرد. ملی‌گرایان مسیحی پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دریافته‌اند که همراهی با گلوبالیست‌های شیطانی به نابودی کشور منجر میشود. لذا عزم خود را جزم کرده‌اند که بساط این گروه‌های شیطانی را جمع کنند. در ماه‌های اخیر آن‌ها سعی در افشای اطلاعات مربوط به فساد مالی و مراسم شیطانی این گروه‌ها، از جمله کودک‌آزاری و قربانی انسان، داشته‌اند.

حجم این مطالب به‌قدری زیاد است که کتاب‌های زیادی باید درباره آن نوشته شود و در این مقاله فقط میتوانم به بعضی از عناوین اطلاعات پخش شده اشاره کنم، تا کسانی که مایل به تحقیق و اطلاع‌رسانی بیشتر هستند، بتوانند آن را دنبال کنند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

این روزها زلزله در کل دنیا زیادتر از میانگین سالهای پیش رخ میدهد. طی ۳۰ روز گذشته تعداد زلزله‌های کل دنیا ۵۰٪ بیشتر از میانگین بوده است.[1] در روزهای اخیر در ونزوئلا، فیجی، ایتالیا، آلاسکا، ساحل غربی مکزیک، و چندجای دیگر زلزله‌های قابل توجهی رخ داده‌ است. ۹۰٪ زلزله‌های بزرگ تاریخ در حلقه ای که دور اقیانوس آرام قرار دارد رخ داده است. این حلقه که کل ساحل غربی آمریکای شمالی و جنوبی تا استرالیا را در برمی‌گیرد، به حلقه آتش معروف است.

سایت  [2] earthquaketrack تعداد زلزله های بالای ۳ ریشتر آلاسکا را ۱۴ عدد در ۲۴ ساعت گذشته و ۹۱ عدد در ۷ روز گذشته آورده است. همین سایت تعداد زلزله‌های بالای ۳ ریشتر در کالیفرنیا را طی ۲۴ ساعت گذشته ۱۹ و طی ۷ روز گذشته ۱۵۳ عدد ذکر کرده است. دو روز پیش تعداد زلزله‌های قابل توجه در کالیفرنیا ظرف ۲۴ ساعت به ۳۹ عدد رسید.

شاید زلزله‌های ۳ تا ۵ ریشتر را خیلی از آدمها حس نکنند و یا جدی نگیرند. اما تعداد زیاد چنین زلزله‌هایی هم محققین و هم مدیران کشوری را نگران میکند. چون مدت زیادی است که همه منتظر زلزله‌ای خیلی بزرگ در ساحل غربی آمریکا هستند. بیشترین احتمال رخداد این زلزله بزرگ در ناحیه معروف به Juan de Fuca، در ساحل شمال غرب آمریکا و استان بریتیش‌کلمبیای کانادا است.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

در این ماههای اخیر با افرادی برخورد داشته‌ام که وقتی صحبت از کره‌شمالی پیش می‌آید، کیم جونگ اون، رهبر کره، را دیکتاتوری دیوانه‌ و خطرناک معرفی میکنند که میخواهد ملت خودش و بقیه دنیا را نابود کند.

نکته‌ای که این افراد در آن شریک بودند این بود که همه آنها مشتری دائمی کانال‌های ماهواره‌ای غربیها بودند. تمام درکشان از سیاست جهانی همان خوراکی بود که این کانالها به آنها تغذیه میکردند. ببینید بعضی مردم هرروز سوار تاکسی میشوند و شاهد بحثهای سیاسی دیگران میشوند و یک تضارب افکاری را تجربه میکنند. بعد در طول روز همان چیزهایی را که در تاکسی شنیده اند، با کمی طعم و رنگ اختصاصی، به عنوان نظرات سیاسی خود بیان میکنند. احساس خودشان هم این است که سواد سیاسی خوبی دارند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here