درباره حذف ۴ صفر از پول ملی ایران

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

از دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد بحث درباره حذف ۴ صفر از پول ملی ایران و تغییر نام آن در جریان بود. اخیراً بحث درباره این موضوع خیلی جدی شده، کارشناسان اقتصادی و سیاسی هم درباره مزایا و عواقب این کار زیاد بحث کرده‌اند. اما نکته عجیب این است که هیچ‌کس درباره علت اصلی این کار و شرایط جهانی که چنین تغییراتی را لازم کرده است، روشنگری نمی‌کند.

اظهارنظرهای کارشناسی که مشاهده کرده‌ام، من را به یاد حکایت فیل در تاریکی مولوی انداخت. در این داستان هر کسی وارد اتاق میشد و به یک عضو از فیل دست میزد و برمی‌گشت و براساس تجربه خود شرحی از فیل ارائه میکرد، که به هیچ‌وجه فیل را توصیف نمیکرد. تا وقتی هم که هوا روشن نشد و مردم به چشم خود فیل را ندیدند، کسی با توصیفات آن افراد واقعیت فیل را درک نکرد.

واقعیت چیست؟


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در حالی که تظاهرات جلیقه زردها وارد هفته نهم خود میشود، معترضان فرانسوی قرار بود از شنبه گذشته با هجوم به بانکها و خروج سپرده‌های خود، بانکها را مستأصل کنند. بانکهای فرانسوی، به بهانه‌های مختلف، مانند تعمیرات دستگاه‌های خودپرداز، سرویس خود را محدود کردند تا جلوی این اتفاق را بگیرند.[1] اما هراس از اینکه این حادثه باعث ترس مردم کشورهای دیگر دنیا شود، و آن‌ها هم بخواهند پول‌های خود را از بانکها بیرون بکشند، کشورهای دیگر مثل کانادا و ایرلند را واداشت که محدودیت‌هایی در عملیات بانکی ایجاد کنند.[2] همین مطلب نشان از نگرانی کشورهای دنیا از یک حادثه مالی فراگیر دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مقاله‌ای که چند روز پیش با عنوان «اخبار ماه ژانویه ۲۰۱۹» نوشته بودم، خبر از تغییرات بزرگ مالی در دنیا داده بودم. اما هیچ‌یک از مخاطبین این وبلاگ درباره جزئیات این تغییرات سئوال نکرد. شخصا از این که مطالب ارائه شده به عنوان توهم توطئه فرض شود، ناراحت نشده، بلکه احساس آرامش میکنم؛ چون احساس تعهد کمتری نسبت به صرف وقت و ارائه جزئیات بیشتر خواهم داشت.

گذشته از این مطلب، ادعایی که درباره این تغییرات مالی جهانی میشود این است که سیستم بانکی موجود، که تماما در مالکیت زرسالاران بزرگ دنیا مانند روچیلدها است، به پایان کار خود رسیده و همه اقتصادهای بزرگ دنیا را به ورطه ورشکستگی کشانده است. گلوبالیست‌ها برای جایگزین کردن این سیستم برنامه دیگری داشتند؛ و در یک مقاله در دو ماه پیش در این‌باره توضیح داده بودم.[1] اما ظاهرا مقاومت‌هایی در برابر برنامه آنها صورت گرفته است. برنامه ملی‌گرایان آمریکا این است که کاری کنند که همه بانک‌ها و اموال زرسالاران در همه کشورهای دنیا ملی شود. بنا بر نقل آنها، حتی بانک مرکزی ایران نیز در حال حاضر ملی نیست و متعلق به روچیلدها  و تحت کنترل آنها است. احتمال زیاد میدهم دلیل اصلی که هیچ کدام از دولت‌های ایران نتوانستند مسئله ربا در بانک‌ها را حل کنند، این باشد که اساسا بانک مرکزی خارج از حوزه اختیار آنها است. 
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره بانک DTCC

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در این عصر انفجار اطلاعات، اکثر مردم چنان سرگرم کار دنیای خود هستند که کسی به اطلاعاتی که جلوی چشم همه است، توجهی نمیکند. اکثر افراد بجای اینکه واقعیت را با چشم خود ببینند و آن را با عقل خود تحلیل کنند، خریدار حرفهای به ظاهر زیبا و در باطن فاسد میشوند.

قبلاً در مقاله دیگری درباره اینکه چطور خاندان سلطنتی فرانسه و ارتباطهای خونی آن‌ها توانستند مالکیت همه شرکتهای بزرگ آمریکا را بدست بگیرند، نوشته بودم.[1]

دلار که در نگاه مردم یک ارز ملی تلقی میشود، در‌واقع به فدرال رزرو، که یک بانک خصوصی متعلق به خاندان سلطنتی Payseur‌ است، تعلق دارد؛ و این بانک در ازای هر دلار منتشر شده، دولت و ملت آمریکا را بدهکار میکند. بخش عمده بدهی ۲۲ هزار میلیارد دلاری آمریکا، در‌واقع بدهی به این بانک است. فرض بانک این است که وقتی دلاری را چاپ می‌کند و در اختیار دولت قرار می‌گذارد، چیزی را به دولت میدهد که مال او نیست؛ بنابراین دولت باید بدهکار محسوب شود. اما خود این بانک، وقتی فقط با تایپ کردن یک عدد، مقداری دلار را ایجاد میکند، درواقع دارد برای خودش ثروتی را خلق میکند که قبلاً وجود نداشته است. بنابراین در یک نظام عادلانه، این بانک نمیتواند ادعای مالکیت پولی که از هیچ خلق شده را داشته باشد؛ و این یک دزدی حساب میشود. این دزدی بزرگ حداقل ۱۰۵ سال است که در فرم کنونی جلوی چشم همه مردم دنیا هست و کسی به‌ آن اعتراض نکرده است.

واقعیت دیگری که از کسی مخفی نیست، مسأله مالکیت سهام شرکتها و پولهای سپرده در بانک است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

بررسی میزان فقر در آمریکا

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

درباره میزان فقر در جامعه آمریکا مطالب ناامید کننده زیاد شنیده میشود. اما یکی از دلایلی که آمریکایی‌ها برای کوچک نشان دادن این قضیه دارند، این است که اگر واقعاً شرایط در آمریکا آنقدر بد بود، امواج دهها هزار نفری مهاجران به مرزها هجوم نمی‌آوردند. این ادعا تا حدی قابل اعتنا است، چون حداقل در مقایسه با کشورهای آمریکای مرکزی، هنوز وضع بهتری دارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

سکه هزار میلیارد دلاری

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلاً در چند مقاله دراین‌باره توضیح داده‌ام که دلار به پایان راه خود به عنوان ارز جهانی، یا Reserve Currency، رسیده است. دلار ارزی است که بانک فدرال رزرو، که یک بانک خصوصی است و صاحبان آن اروپایی هستند، منتشر کرده است و دولت آمریکا رسما مسئول و مالک آن محسوب نمیشود. در تمام مدتی که گلوبالیستها بر همه امور در آمریکا سلطه داشتند، دلار مبنای همه معاملات مالی جهان، مثل تبادلات مالی در شبکه SWIFT و خرید و فروش نفت، بود؛ و همین مطلب امکان توسعه ماشین جنگی در خدمت و تحت سلطه گلوبالیستها را فراهم میکرد. از اول مشخص بود که چنین روندی برای همیشه قابل ادامه نیست و این سیکل باید روزی تمام شود تا سیکل جدید را بشود شروع کرد. لذا گلوبالیستها از ابتدا برای چنین شرایطی برنامه داشتند و درباره این موضوع در مقالات قبلی مطالبی را آورده بودم. ملی‌گراهای آمریکایی هم دریافته‌اند که حفظ دلار دیگر به نفع آنها نیست و به همین دلیل تمهیداتی را برنامه‌ریزی کرده‌اند که بتوانند بحران را پشت سر بگذارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

سقوط بازارهای مالی حتمی است

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند هفته پیش در مقاله‌ای تحت عنوان «احتمال سقوط بازارهای مالی جهان چقدر است؟» درباره این موضوع توضیحاتی را ارائه کرده بودم. در آن مقاله شواهدی را ذکر کرده بودم که گلوبالیست‌ها از ۱۰ اکتبر تغییرات در نظام مالی جهان را کلید خواهند زد.

گلوبالیست‌ها از روز چهارشنبه ۱۰ اکتبر با فروش لحظه‌ای حجم عظیمی از سهام، چند بار سعی کردند بازار سهام را دچار تنش کنند؛ تا شوک وارد شده به فروپاشی آن منجر شود. روز چهارشنبه اکثر بازارهای مالی سقوط کرد و روز پنج شنبه بعد از ظهر بزرگترین حجم فروش لحظه‌ای سهام رخ داد که شاخص Dow Jones را ، که روز قبل ۸۰۰ شماره پایین آمده بود، ۶۰۰ شماره دیگر تنزل داد. از آن زمان تا کنون ارزش این شاخص سیر نزولی داشته؛ و در کل بیش از ۸ هزار میلیارد دلار ارزش بازارهای سهام کاهش پیدا کرده است. هرچند دولت آمریکا و بقیه دنیا تلاش فراوانی میکنند که بحران را مدیریت کنند، مشخص شده که جلوی فروپاشی بازار سهام را برای مدت طولانی نمیتوانند بگیرند؛ و احتمالا بعد از انتخابات ۶ نوامبر میان‌دوره‌ای آمریکا، این روند شدت خواهد گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش یکی از دوستان ویدیو کلیپی را برایم فرستاد که در آن یکی از مدعیان دروغین پیشگویی، که مخاطبان زیادی در عالم دارد، ادعا کرده بود که استادش به او گفته که به زودی اقتصاد جهانی فروپاشی میکند و بعد از آن آمریکا درآینده عمداً ارز خود را تغییر میدهد و این کار باعث می‌شود کشورهای جهان تمام ذخایر ارزی خود را از دست بدهند. واقعیت این است که آن‌ها که اخبار دنیا را دنبال میکنند، دهها سال است که از این سناریو خبر دارند و چنین چیزی احتیاج به پیش‌بینی و گوی بلورین ندارد. منتها این آقا با مطرح کردن آن به عنوان پیش‌گویی میتواند توجه عوام را به خود جلب کند.

اجازه بدهید با اعداد و ارقام بحث را شروع کنیم:


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره پولشویی و FATF

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها بحث‌های بسیار دقیق و روشنگرانه‌ای درباره خیانتی که در ماجرای تصویب لوایح پیوستن به FATF رخ داده، انجام شده و قصد ندارم این مطالب را در اینجا تکرار کنم. آنچه قصد دارم شرح دهم این است که پولشویی یک معضل بزرگ جهانی است، ولی کل حجم پولشویی در ایران به قدری در مقابل بقیه کشورها ناچیز است که قرار دادن ایران در «لیست سیاه» را کاملا غیرقابل توجیه میکند و نشان از این دارد که این اقدامی طراحی شده به قصد ضربه زدن به توان دفاعی ایران است.

اجازه بدهید اول پدیده پولشویی را شرح بدهم:


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بسیاری از آن‌هایی که اخبار سیاسی دنیا را در دهه‌های اخیر دنبال میکنند، تمام سناریویی که در بازارهای مالی دنیا در جریان است، را در طی سالهای گذشته بارها شنیده‌اند و آنچه در حال رخ دادن است، برای آن‌ها حکم یک فیلم سینمایی تکراری دارد.

از زمانی که جرج بوش اول بحث «نظم نوین جهانی» را مطرح کرد، این نکته برای همه واضح نبود که منظور او ایجاد نظمی به محوریت آمریکا نیست. بلکه قرار این بود که با برداشته شدن تعریف ملت-دولت و تقسیم کشورهای بزرگ به واحدهای سیاسی قابل کنترل، یک جامعه جهانی ایجاد شود که توان تخلف از برنامه‌ها و فرامین رهبران نظم نوین را نداشته باشد. آمریکا هم از این مطلب مستثنا نبود. انتخاب اوباما توسط جناح چپ به ریاست جمهوری از جهات مختلف به نحوی تنظیم شده بود که باورهای مذهبی و نژادی جامعه را هدف بگیرد و آن‌ها را برای یک جامعه جهانی آماده کند. برنامه متولیان طرح «نظم نوین جهانی» از اول این بود که آمریکا را به واحدهای سیاسی کوچکتری تقسیم کنند و واحد پول دیگری به جای دلار آمریکا، معرفی کنند. قبل از دلار، پوند انگلیس عنوان پول جهانی یا reserve currency را داشت و در سال ۱۹۴۵ دلار چنین موقعیتی را پیدا کرد. دلار هم در حال رسیدن به پایان دوره خود است. بحث بر سر این نیست که آیا دلار میتواند به عنوان ارز جهانی باقی بماند یا نه؛ بلکه بحث این است که آیا دلار، مثل پوند انگلیس، میتواند به عنوان ارز ملی باقی بماند و یا کلا نابود میشود.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود