Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

اداره Securities and Exchange Commission، یا به اختصار SEC، برای نظارت و کنترل شرکتها، وظیفه ثبت آن‌ها را نیز بر عهده دارد.[5]

در گزارش هفته اخیر بنیامین فولفورد چنین آمده که در سایت SEC، شرکت «ایالات متحده آمریکا» را دیگر نمیتوان یافت. اما بجای آن شرکت دیگری با نام United States Corp Co تقاضای ثبت کرده است.[1]

میتوانید شرکتهایی که در آمریکا ثبت شده‌اند را از لینک [2] جستجو کنید. معاملات تجاری بین شخصیت‌های حقوقی قابل انجام است؛ بنابراین زمانی که دولتها بخواهند با دیگر شرکتها معامله کنند، و یا از بانکها وام بگیرند، باید برای این کار خود را به عنوان یک شخصیت حقوقی ثبت کنند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here

گوشت مصنوعی

Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

«گوشت مصنوعی» را با نامهای Fake Meat و یا Synthetic Meat نیز معرفی می‌کنند. درباره این موضوع سؤالها و ابهامات متعددی وجود دارد، که بررسی و تشریح آن‌ها ضروری است. قبل از هر چیز اول باید شرح دهیم که راجع به چه چیزی صحبت می‌کنیم.

گوشت مصنوعی گیاهی

شرکتهای متعددی سعی کرده‌اند با ترکیب گیاهان و مواد مختلف، محصولی را عرضه کنند که همان احساس خوردن گوشت یا همبرگر را داشته باشد. از این محصولات میتوان «Beyond Meat» و «Impossible Foods» را نام برد. این تولیدات بیشتر روی همبرگر و سوسیس و فیله مرغ تمرکز دارند.

شرکتهای دیگری هم هستند که با کمک 3D Printer مخصوص، با استفاده از مواد اولیه گیاهی و صنعتی، گوشت را به نحوی تولید میکنند که از نظر ظاهری و بافت کاملاً شبیه گوشت واقعی باشند.[2]

گوشتهای مصنوعی گیاهی را می‌شود با قیمت کمتری از گوشت واقعی تولید کرد. بازار مصرف این نوع گوشتها در دهه آینده حدود ۱۴۰ میلیارد دلار برآورد میشود.[3] به علاوه زمانی که ذائقه مردم به این نوع گوشتها عادت کرد، به تدریج می‌شود از مواد اولیه ارزانتر و بی‌ارزش‌تر استفاده کرده، و قیمت تولید را کاهش داد.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

🔹خبر قرنطینه گروهی از معدنکاران زامبیائی، به مدت پنج ماه، به دستور کارفرمای چینی، را امروز دیدم.[1] ظاهراً این گروه کارگران به مدت ۵ ماه در معدن به بردگی گرفته شده بودند، و در نهایت با دخالت مقامات دولتی آزاد شدند. مدیران چینی هم پس از آن پا به فرار گذاشتند.

🔹یکی از کانال‌های به اصطلاح ارزشی، و در‌واقع ضدارزشی توجیه کننده استعمار چین و سلطه کمونیسم، اخیراً چنین نوشته بود:[2]

🔸«با بسته شدن قرارداد ۲۵ ساله با چین، ایران برای تمام نفت خود یک مشتری دائم خواهد داشت. بنابراین تهران به سرعت در حال توسعه میادین نفتی خود است».

🔸«این توسعه نه تنها شامل میادین اصلی در غرب کارون می‌شود بلکه میادین نفتی چالش برانگیزتر مثل میادین مشترک با عراق را هم در برمی‌گیرد».
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

🔹مشهور است زمانی که امپراطوری روم در قرن پنجم میلادی در حال سقوط نهایی بود، حکومت که خود را عاجز از حل مشکلات اساسی می‌دید، با برگزاری مسابقات ورزشی و جشن‌ها و مراسم باشکوه، مردم را سرگرم میکرد، تا متوجه روند وقایع نشوند.

🔹هر حکومتی که به این نقطه برسد، درواقع از نقطه بی‌بازگشت،‌ یا Point of No Return، عبور کرده است. علایم حیاتی یک حکومت این است که در برابر تهدیدها و وقایع عکس‌العمل نشان داده، و دنبال راه چاره برای ‌آن باشد.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

آدمهای زیادی را میتوان یافت که احساس میکنند محدودیت‌های مادی دست و پای آن‌ها را بسته، و اگر توان مالی بالاتری می‌داشتند، میتوانستند زندگی پرنشاط‌تری را اداره کنند. شواهد زیادی میتوان ارائه کرد که خلاف چنین چیزی را نشان دهند. خوشبختی بدون آزاداندیشی و درک مستقل اصلاً قابلیت دوام ندارد.

وقتی شما پول قابل توجهی در جیب خود دارید، حتماً افرادی زرنگ‌تر،‌ باهوش‌تر، طماع‌تر، و بیرحم‌تر از شما پیدا خواهند شد که برای درآوردن آن پول از جیب‌تان برنامه‌ریزی کنند. روش کار آن‌ها هم چندان پیچیده نیست. آن‌ها باید به نحوی در شما حس نیاز به چیزی، و یا محرومیت از چیزی، را ایجاد کرده، تا بدین واسطه شما را مجبور کنند که دارائی خود را خرج برطرف کردن آن نیاز یا محرومیت کنید. بشر با دشمن خارجی و فرازمینی روبرو نیست، بلکه هرچه رخ میدهد کارهایی است که خود ما با هم‌دیگر میکنیم.

اکثر کارهایی که در جوامع بشری به صورت صنعت درآمده، حاصل برنامه‌ریزی همین افرادی است که قصد دارند پول را از جیب مردم درآورده و به جیب خود بریزند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

فیلم زیر را که یکی از دوستان محترم فرستادند، درباره مشکلات دانش‌آموزان سیستانی و نداشتن شناس‌نامه و کارت ملی است. با دیدن این فیلم یاد قصه‌ای از ملا نصرالدین افتادم که چنین است:

ملانصرالدين پيش طبيب رفت و گفت: ريشم درد مي کند.
طبيب پرسيد: چه خورده اي؟ ملا گفت: نان و يخ.
طبيب گفت: کاری نمیتوانم بکنم، چون نه دردت به درد آدمي مي ماند، و نه غذایت.

در بی‌توجهی مسئولین محلی،‌ در عدم رسیدگی به وضعیت این کودکان حرفی نیست. اما کار کسی که این فیلم را تهیه کرده، و همچنین آموزگار مدرسه، به مراتب غلطتر است.

برای مقایسه وضعیت جوامع این مطلب را عرض میکنم:
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

درک و تحلیل هر یک از حواس پنجگانه به بخش خاصی از مغز آدم سپرده شده است، و در اکثر آدمها این بخشها مستقل از هم عمل میکنند. اما در درصد کمی از افراد، ارتباطهایی بین این بخشهای مغز برقرار شده، که معمولاً در مغز دیگر آدمها چنین ارتباطی برقرار نیست. این حالت را با نام عام Synesthesia می‌شناسند، و آن را نمیشود یک بیماری یا اختلال مغزی نامید.[1] این حالت یک توان خارق‌العاده و یا قدرت درک برتر از پدیده‌های محیط هم نیست. بلکه تفاوت نحوه درک بعضی از آدمها از حواس پنجگانه خود را نشان میدهد، که فقط به خود آنها اختصاص دارد.

به عنوان نمونه بعضی از این افراد زمانی که یک کلمه یا حرف و یا عدد را میشنوند، یک رنگ خاص در ذهن آن‌ها تداعی میشود. اینکه افراد دارای این حالت هر کلمه را به چه رنگی می‌بینند، مختص خود آن‌ها است، و دیگران ممکن است کلمات را به رنگهای دیگر ببینند. این حالت را Grapheme-color synesthesia می‌نامند. لینک [3] نمونه‌ای است که یک نفر دارای این حالت درست کرده، و کلمات را به رنگی که می‌بیند نشان میدهد.

حالت سینستزی انواع و اقسام فراوانی دارد، و شدت و ضعف آن در افراد مختلف متفاوت است. اما یکی از انواع آن،‌ که بیشتر از انواع دیگر باعث مزاحمت فرد میشود، این است که تحریک حس شنوایی و یا بینایی باعث تحریک چشایی و بویایی شوند. افرادی که دچار این حالت هستند ممکن است با دیدن یک عدد و یا شنیدن یک صدا، حس چشیدن خاصی در آن‌ها تداعی شود، و یا بوی خاصی به مشام آن‌ها برسد. یعنی ممکن است با شنیدن یک صدا احساس تلخی و یا بوی مشمئزکننده داشته باشند. این حالت را Lexical-gustatory synesthesia می‌نامند.[2]
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

امروز جیم استون در سایت خود لینک اسنادی را آورده [1]، که گردش کار یکی از شبکه‌های تولید و توزیع Adrenochrome در آمریکا را نشان میدهند.[2] ایشان درباره شواهد واقعی بودن این مدارک نیز بحث کرده است.

فایل pdf لینک [1] ۳۰ صفحه و حدود ۴۴ مگابایت است، و دانلود کردن آن را توصیه نمیکنم؛ چون احتمال ویروسی بودن آن هست. فقط اگر اهل کامپیوتر و اهل تحقیق هستید، با مسئولیت خود سراغ آن بروید.

در اینجا فقط ۲ صفحه از این فایل را به عنوان نمونه می‌آورم. صفحات ۱ تا ۱۲ نام کودکان ۳ تا ۱۲ ساله‌ای را لیست کرده، که در این مراکز برای استحصال آدرنوکروم نگهداری میشوند. از آن جهت که به صرفه نیست که کودکان را پس از هر استحصال بکشند، آن‌ها را برای دوره‌ای نگه میدارند، و هر روز مراحل شکنجه و استحصال آدرنوکروم را روی آن‌ها انجام میدهند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

دیروز با یکی از دوستان قدیم در ایران صحبت کردم. ایشان از زمره کسانی بود که به علم، به عنوان چیزی که باید دانست و به کار گرفت، نگاه میکرد. لذا علیرغم مطالعات گسترده، دنبال اخذ مدرک دانشگاهی نرفته بود. اما اخیراً چنان عرصه را در ایران بر خود تنگ می‌دید که تصمیم گرفته بود که یک مدرک دانشگاهی فنی، حداقل برای پر کردن چشم مردم، بگیرد.

نمیدانم مردم ایران چقدر با این موضوع آشنا هستند که پیدا کردن کشور دیگری، که از نظر افراط در مدرک‌گرایی توان هماوردی با ایران را داشته باشد، آسان نیست. شخصاً چنین پدیده‌ای را در هیچ کشور دیگری، تا این حد افراطی، سراغ ندارم. تا بحال نشنیده‌ام که در آمریکای شمالی مثلاً هنگام رجوع به پزشک و دندان‌پزشک، از کسی درباره مدرک تحصیلی او سؤال کنند.

مدرک تحصیلی قاعدتاً باید فقط به درد رزومه و استخدام بخورد. اما همین کاربرد مدرک تحصیلی نیز در بسیاری از کشورها روز به روز کمتر میشود. لینک [1] ۱۴ شرکت بزرگ را لیست کرده، که شرط داشتن مدرک تحصیلی را از استخدام برداشته‌اند. برای این شرکتها سواد واقعی و بلد بودن کار مهم است؛ و آن‌ها برای ارزیابی این موضوع به نظر و تاییدیه دیگران احتیاج ندارند، و با امتحان‌های ورودی خود میتوانند افراد لایق را انتخاب کنند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here
Open Article in Separate Page

باسمه تعالی

دیروز خبر «الزامی شدن درج کدملی روی مرسولات پستی» را خواندم. چنین اخباری نگران کننده هستند، و بر این باورم که جامعه ایرانی باید بیشتر مراقب سیر تحولات باشند.

بطور کلی چنین قوانینی یا برای افزایش امنیت در جامعه است، و یا برای امنیتی کردن آن. امنیتی کردن جامعه یعنی القای این حس در مردم که باور کنند بطور دائم تحت کنترل هستند، و هر حرکتی بکنند توسط حکومت رصد میشود.

در ضرورت حفظ امنیت جامعه حرفی نیست. بسیاری از کشورهای دیگر نیز امنیت را، بدون القای ترس در مردم، تأمین میکنند. از این جهت کانادا نمونه خوبی است؛ چون هیچ تراکنش مالی، و یا رفت و آمد، و یا ارسال بسته پستی، و هر حرکت دیگری، نیست که رصد نشود. اما سازمان‌های اطلاعاتی این کشور به نحوی این کار را انجام میدهند که مردم احساس آزادی داشته باشند. احساس آزادی برای بالندگی جامعه ضروری است.

کشورهای دیگری نیز هستند که اولویت آن‌ها تأمین امنیت نیست؛ بلکه فقط القای ترس در مردم است. هدف آن‌ها این است که جوی امنیتی در جامعه درست کنند تا مردم احساس کنند که «برادر بزرگ» مراقب همه حرکات آن‌ها هست. مثلاً برنامه سیستم اعتبار اجتماعی چین، Social Credit System، قبل از اینکه کاربرد امنیتی داشته باشد، یک عملیات روانی برای تحت کنترل نگه داشتن جامعه است.

درج کدملی روی مرسولات نیز نمیتواند به تأمین امنیت کمکی کند. چون براحتی قابل تقلب است. احتمالاً تنها خاصیت آن این است که مردم حس کنند که تحت نظر هستند.
Open Article in Separate Page

Read The Rest of Article Here