مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از خبرهای دیروز این بود که هنرپیشه‌ای به نام Vanessa Marquez توسط پلیس در خانه خود کشته شده است. اخیراً این خانم در توئیتر مطالبی را درباره همجنس‌باز بودن George Clooney هنرپیشه معروف هالیوود، و سرسپردگی این فرد به کلیسای ساینتولوژی، منتشر کرده بود. ایشان چنین افشا کرده بود که کلیسای ساینتولوژی اعضای خود، مانند جرج کلونی، را به همجنس بازی ترغیب کرده و آن‌ها را از داشتن یک زندگی خانوادگی سالم باز می‌دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلاً در همین وبلاگ درباره تحرک جناح چپ در آمریکا برای تسخیر مجلسین و متعاقب آن رأی دادن به عدم کفایت سیاسی ترامپ، به منظور جایگزین کردن او با هیلاری کلینتون، نوشته بودم. بالا گرفتن اختلافات سیاسی و تند شدن روزافزون شعارهایی که دو جناح سیاسی متعارض بر علیه یکدیگر میدهند، امری انکار ناپذیر است. اما این کشمکش سیاسی پیچیدگی‌هایی دارد که تحلیل آن‌ها ساده نیست و بعضا تحلیل گران سیاسی ایران را به اشتباه می اندازد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

گوگل یکی از چندین شرکت بزرگ فعال در اینترنت است که علاوه بر جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات، وظیفه شکل‌دهی افکار عمومی را به عهده دارند. این مجموعه شرکتها حصاری دور افکار عمومی درست کرده‌اند که کم و بیش ذهن مخاطبین را تحت تاثیر قرار میدهند. به همین علت بعضی‌ها این مجموعه را Internet gulag می‌نامند. گولاگ اسم زندان معروف شوروی برای مخالفین سیاسی بود و معروف بود که کسی از آن زنده خارج نمیشود. این مجموعه تحت کنترل جناح چپ و به اصطلاح Deep State هستند. به همین دلیل مدتها است که گوگل نتایج جستجو را به نحوی سامان میدهد که نسبت به جناح راست و شخص ترامپ توهین‌آمیز باشد. البته معمولا تقصیر چنین چیزهایی را به گردن الگوریتم هوش‌مصنوعی و تلاش عده‌ای دیگر برای تاثیر بر این الگوریتم‌ها می اندازند. به عنوان نمونه اگر در قسمت Images دنبال Orange Buffoon بگردید، چنین  صفحه‌ای نشان داده میشود:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

گرانترین قهوه جهان قهوه‌ای است، از اندونزی، به نام Kopi Luwak و قیمت آن حدوداً صد برابر قهوه‌های معمول در بازار است. داستان این قهوه این است که گربه‌سانی به نام civet، مهارت خاصی در پیدا کردن بهترین و رسیده‌ترین دانه‌های قهوه دارد و آن‌ها را میخورد. اما دستگاه هاضمه او نمیتواند هسته‌های قهوه را هضم کند. پس از دفع آنها، مردم مدفوع این جانور را جمع کرده، هسته‌های قهوه را از آن جدا کرده و به عنوان بهترین قهوه می‌فروشند. این نوع قهوه مزه تلخی دارد که بیشتر به دَم‌کرده مدفوع گربه شبیه است؛ اما حکمت اصلی گرانی و استقبال از این قهوه این باور مردم است که فکر میکنند حتماً دانه‌های قهوه‌ای که این گربه انتخاب کند، باید خیلی بهتر از بقیه دانه‌ها باشند.

این باور مردم حکایت از یک رویکرد کلی در بین مردم دارد که راغب به چیزی هستند که دیگران قبلاً برگزیده باشند. مثلاً در مهدکودک وقتی بچه‌ها ببینند که یک بچه دیگر با یک اسباب‌بازی شروع به بازی کند، می‌روند و آن را از دست او درمی‌آورند و خودشان با آن بازی میکنند. یا مردم معمولاً جرأت نمیکنند که لباس جدیدی را بپوشند تا زمانی که ببینند دیگران آن را پوشیده و به عنوان یک مد جدید استقبال میکنند. یا خیلی از کارتن‌خوابها عادت کرده‌اند که در زباله‌ها به دنبال غذا بگردند، حتی اگر پیدا کردن غذای تمیز آسان باشد. شاید آن‌ها فکر میکنند باید همبرگر نیم‌خورده در سطل ذباله کیفیت خاصی داشته باشد که خریدار آن حاضر شده برایش پول بدهد. این مطلب بارها اتفاق افتاده که خانمی زیبا رضایت به همسری مردی فقیر و بدقیافه میدهد؛ و دیگر خانم‌ها به جای اینکه این مطلب را به حساب بزرگواری آن خانم بگذارند، بنا را بر این میگذارند که حتماً آن خانم چیزی میداند که دیگران از آن خبر ندارند. بعد هم دنبال این می‌روند که آن زندگی را به هم بزنند تا شاید آن مرد بدترکیب و فقیر گیر خودشان بیاید.

بطور کلی اکثر مردم حس تمیز خوب و بد و زیبایی‌شناسی مستقل ندارند و معمولا منتظر می‌مانند تا ببینند دیگران چه میگویند. مفهوم مُد دقیقاً بیانگر همین حالت مردم است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ایران در طول تاریخ محل تولد و رشد آدمهای بزرگی بوده؛ و از نظر تعداد آدمهایی که در صحنه علم و عمل حرفی برای گفتن داشتند، از بسیاری از ملتهای دیگر بالاتر است. اما همین مطلب منجر به این توهّم در بین مردم شده که آن‌ها هم سهمی از این فرهیختگی و دانش می‌برند. در حالی که زمینه‌های زیادی را می‌شود نام برد که وضعیت جامعه ایرانی خیلی از متوسط دنیا پایین‌تر است، به حدی که باید همه را دعوت کرد که کمر همت ببندند و سریعاً چاره‌ای بیاندیشند. موضوعی که در اینجا قصد دارم به آن بپردازم این است که نگاه به زندگی ایرانی‌ها به اندازه متوسط مردم دنیا مسئولانه نیست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دیروز یک ویدیو کلیپ در رابطه با رابطه گناه و زلزله دیدم که بیش از ۴۰۰ هزار نفر آن را مشاهده کرده بودند. هرچند همه آنچه که در این کلیپ ادعا شده، غلط نیست، اما این طرز نگاه به موضوع ایراد دارد و به اصطلاح آدرس غلط دادن است. همین مطلب مشوّقم شد که درباره این موضوع مواردی را عرض کنم.

حرف این ویدیو کلیپ از این قرار بود:

بعضی‌ها میگن گناه میشه زلزله می‌آید. هنوز نمیدانی گناه یعنی چه! گناه این است که بروی روی گسل خانه بسازی. الان خدا علم به ما داده. ما الان میدانیم گسل‌های زمین کجا است. گناه این است که توی تهران ساختمان ۵۰ طبقه را مجوز بدهی که روی گسل ساخته شود. فکر آن را هم نکنی که آن بدبختی که میخواهد آنجا زندگی کند، وقتی زلزله آمد چه کسی باید جواب او را بدهد.

گناه اینهاست. گناه این است که وسط گسل کتابخانه درست کنی. یا نزدیک گسل خانه را با کیفیت درست نکنی. جاهای دیگر ۹ ریشتر زلزله می‌آید و شهر تکان نمی‌خورد. اینجا ۷ ریشتر زلزله آمده، همه چیز نابود شده. معلومه که توش دزدی شده، خلاف شده. گناه اینهاست.

بطور کلی یکی از تکنیک‌های کلاسیک مخدوش کردن یک موضوع، و یا به اصطلاح disinformation، این است که از مسئله‌ای که پیچیده است و جنبه‌های گوناگون دارد، یک تصویر کاریکاتوری میکشند و اصل موضوع را کنار میگذارند. بعد از آنکه آن موضوع به یک کاریکاتور تنزل پیدا کرد، بازی با آن و بی‌ارزش نشان دادن آن در ذهن مردم، آسان است. اگر مردم به این نکته دقت نکنند که بین اصل موضوع و کاریکاتور آن فرق زیادی است، این تکنیک کار خود را میکند. بعضی وقتها افراد، بدون سوء نیت، همین کار را ناخودآگاه می‌کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش قسمت کوچکی از سخنرانی آقای رحیم‌پور ازغدی را درباره عنوان همین بحث شنیدم؛ که در آن ایشان درباره علل شیوع غرب‌زدگی در جامعه ایرانی بحث میکردند. به عنوان نمونه ایشان ضعف تولید فکر در داخل را نام بردند و اضافه کردند که وقتی پاسخ به‌ موقع به سئوالات موجود و مفروض داده شود، طبیعتاً زمینه برای توجه به کالای نامرغوب فرهنگ غربی کم میشود. علت دیگری که ایشان نام بردند تحقیر قوه عقلانی جامعه در دوره‌های گذشته توسط بیگانگان و نهادینه کردن «ما نمیتوانیم» بود؛ که باعث شده در همین دوران معاصر نیز تز «ما نمیتوانیم» در جامعه و حتی حکومت طرفداران زیادی داشته باشد.

هرچند مطالعات آسیب‌شناسی در این زمینه لازم، و چنین بحث‌هایی مفید است؛ نگران این شدم که چنین بحث‌هایی در نهایت آسیب‌های دیگری را نیز همراه داشته باشد. لذا برآن شدم که نکاتی را در این نوشته عرض کنم.

آنچه باعث نگرانی‌ام شد این بود که روشن‌فکران مذهبی در هنگام تحلیل قضایا، همان متدولوژی سکولار را اخذ کرده، تحولات اجتماعی را مانند واکنش‌های شیمیایی بررسی کنند؛ و با این کار پیش‌فرض‌های فلسفی آن‌ها را قبول کنند. در این صورت مشخص است که نتایجی خواهند گرفت که در راستای همان تفکرات سکولار است. برای اینکه بتوانم این مطلب را روشن کنم، مجبور شدم در مقاله قبل ماجرای ارائه نتایج آزمایش‌های ژنتیک و اعصاب مجرمین در دادگاه را شرح دهم. پیش‌فرض فلسفی که در ارائه این آزمایش‌ها به دادگاه وجود دارد، این است که انسان ملقمه ای از مواد شیمیایی و هورمون‌ها است و چیزی به نام روح قابل تعریف نیست. نتیجه‌ای که گرفته می‌شود این است که جرم مجرمین منشاء ارادی نداشته و حاصل اختلال ژنتیک یا اعصاب است.

اگر همین رویه را در بحث بررسی عوامل رسوخ غرب‌زدگی داشته، فقط به دنبال عوامل خارجی باشیم، در‌ واقع فرض داشتن روح و نفس برای انسان‌ها، و در کل برای جامعه، را کنار گذاشته‌ایم و آنچه در جامعه رخ میدهد را حاصل جمع تأثیر عوامل خارجی فرض کرده‌ایم. این هم به این معنی است که اول خود غرب‌زده بشویم و بعد بخواهیم پدیده غرب‌زدگی را بررسی کنیم.

بررسی عوامل تاثیرگذار خارجی تا جایی مفید است که نقش اراده انسان، و در مجموع جامعه، را در تعیین سرنوشت خود فراموش نکنیم.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره دلفین ها

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

از صده های پیش داستان‌های زیادی درباره رابطه دوستی بین انسان‌ها و دلفین‌ها نقل شده است. بعضی از این داستان‌ها چنان شاعرانه و اغراق‌آمیز است که انگار دلفین‌ها محو تماشای جمال انسان هستند و برای دوستی با او حاضرند به هر طریق ممکن توجهش را جلب کنند. همین مطلب باعث شده که باغ‌وحش‌ها و یا مراکز توریستی، انگیزه‌ این را داشته باشند که با آوردن چند دلفین مشتری‌های بیشتری جلب کنند. مردم بی‌خبر نیز عکس گرفتن با دلفین و شنا کردن در استخری که دلفین‌ها هستند را دوست داشته باشند. لذا برآن شدم که چند نکته را در این زمینه به عرض برسانم، شاید که کمکی به تصحیح این سوء تفاهم باشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در شروع قرن گذشته میلادی متوسط امید به زندگی در دنیا بین ۴۰ و ۵۰ سال بود. در پایان این قرن این رقم به حدود ۷۰ سال رسید. تبلیغات شرکت‌های دارویی چنین بود که کشف آنتی‌بیوتیک و استفاده از واکسیناسیون، باعث شد که بیماری‌های واگیردار زیادی، مانند مالاریا، دیفتری ، سل، تب زرد و آبله برای همیشه ریشه‌کن شوند. البته این ادعا هیچ‌وقت اثبات علمی نشد و عامل کم شدن مرگ و میر در اثر این بیماری‌ها، می‌تواند فقط سالم‌سازی آب آشامیدنی و بهبود یافتن بهداشت عمومی باشد. حتی در اواخر قرن بیستم جشن‌هایی برای اعلام ریشه‌کن شدن بعضی از این بیماری‌ها برگزار شد.

اما به تدریج معلوم شد که این یک خیال خام است و این بیماری‌ها به سادگی قابل حذف نیستند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

وقتی که خبر کشته شدن چهار سرباز کلاه سبز آمریکایی در یک کمین در نیجر در روز ۴ اکتبر دررسانه‌ها پخش شد، عکس‌العمل چهره‌های سرشناس کنگره آمریکا این بود که «مگر ما در نیجر نیروی نظامی داریم؟». رسانه‌های بزرگ هم، به جای اینکه درباره دلایل و انگیزه حضور نظامی آمریکا در آفریقا خبر و یا تحلیلی ارائه کنند، به بررسی رفتار ترامپ در رابطه با این حادثه پرداختند و ذهن مردم را از مسائل اهمّ منحرف کردند. همین مطلب باعث شد که این سئوال بیجواب بماند که ارتش آمریکا در آفریقا چه میکند؟
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود