مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در صحنه سیاسی دنیا از زبان سمبلیزم استفاده‌های فراوان میشود. بعضی مواقع ظاهر اخبار طوری تنظیم میشود که مطابق سلیقه عوام‌الناس باشد، اما با زبان سمبلیزم اصل مطلب را برای اهل فهم بیان میکنند.

آشنایی با زبان سمبلیزم، و همچنین آگاهی از پیچیدگی و ذکاوت آدمهایی که در صحنه سیاسی جهان نقش بازی میکنند، به ما کمک میکند که گول عملیات‌های روانی و بازی‌های سیاسی را نخوریم.

در ویدیو کلیپ ذیل، در ۱۱ دقیقه، سعی کرده‌ام با چند مثال، این مطلب را نشان دهم. امید است که گفتن این مطالب به کم‌رنگ شدن عوامی‌گری در جامعه منجر شود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

فلوراید عامل کنترل اذهان است

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از تکنیکهای معروف گلوبالیست‌ها این است که وقتی درباره شگردهای آن‌ها برای کنترل اذهان مردم افشاگری میشود، با کمک گرفتن از تحقیقات به اصطلاح علمی و مقالات دانشگاهی، سعی در کم اهمیت جلوه دادن موضوع و انحراف اذهان مردم میکنند. نمونه‌ای از بکارگیری این شگرد، تحقیق اخیر دانشگاه هاروارد، درباره تأثیر فلوراید در آب روی هوش کودکان ۳ -۴ ساله است.[1,2] این تحقیق چنین نشان داده که مادرانی که در زمان بارداری آب دارای فلوراید می‌نوشند، هوش کودکان آن‌ها در مقایسه با بقیه، به مقدار خیلی کمی تقلیل می‌یابد.

هرچند نتیجه تحقیق غلط نیست، اما تبلیع روی آن، ذهن مردم را از این حقیقت منحرف میکند که اولاً تأثیر فلوراید فقط روی کودکان نیست، و دوماً مقدار آن کم نیست، و سوماً اضافه کردن فلوراید به آب فقط برای مسخ کردن مردم و گرفتن توان اعتراض از آن‌ها است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بعضی سایتهای اینترنتی و کانال‌های تلگرام را دیده‌ام که تمام همّ و غمّ آن‌ها افشای اسناد دله دزدی آقازاده‌ها و وابستگان به نظام است. طبعا مخاطبین این مطالب هم زیاد هستند، و مردم چنین اخباری را پیگیری میکنند.

در حالی که فساد اصلی همان چیزی است که در جلوی چشم همه هست، و بقدری گسترده و واضح است که کسی نسبت به آن حساسیت نداشته، و عکس‌العمل نشان نمیدهد. برای مقابله با فساد کافی است که توجه مردم به همان چیزهایی که در جلوی چشم آن‌ها هست، و فقط بخاطر زیاد دیدن، برایشان عادی جلوه میکند، جلب شود.

نکته مهم این است که فساد سیستمی واضحتر از آن است که کسی بخواهد درباره آن افشاگری کند. افشاگری درباره فساد، با مدارک مخدوش و ادعاهای غیرقابل اثبات در دادگاه، نتیجه‌ای جز ناامیدی و سر‌خوردگی ندارد.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پدیده دائی جان ناپلئون

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در دنیا هر روز خبرهای جدیدی رخ میدهد و معادلات بسیاری تغییر میکند. دنبال کردن و تحلیل تحولات هم کار راحتی نیست. اما طبیعت آدم این است که، زمانی که درک خود را از اوضاع جهان کامل یافت، و به این نتیجه رسید که ساز و کار سیاسی عالم را فهمیده است، با دوربین مغز خود یک عکس، یا به اصطلاح snapshot، از آن میگیرد و آن را مبنای همه تحلیل‌های آینده قرار میدهد. این پدیده را در سالهای دور در یک سریال تلویزیونی به نام «دائی جان ناپلئون» به تصویر کشیده بودند. این سریال درباره فردی بود که از نظر دید سیاسی هنوز در دوران ناپلئون به سر میبرد، و متوجه نبود که یک قرن از آن زمان گذشته است.

همه کسانی که این فیلم را دیدند، به حال دائی جان، و اینکه نمیتواند خود را با زمانه تطبیق دهد، تأسف میخوردند. اما کمتر کسی متوجه این حقیقت است که این قصه، داستان تک‌تک خود ما است و همه ما کم و بیش دچار چنین وضعیتی میشویم. افرادی که بتوانند تحولات جاری دنیا را، بدون پیش‌داوری خاطرات گذشته خود درک کنند، خیلی نادر هستند.

متأسفانه در این دوران با این پدیده خیلی بیشتر از گذشته برخورد داریم. دلیل آن هم این است که اگر در ذباله‌دان تاریخ جستجو کنید، دهها هزار فرد صاحب‌نام و به اصطلاح متفکر درجه ۳ و ۴ را میتوانید بیابید، که ظاهر حرفهای آن‌ها جذاب باشد؛ اما باید ماهها و یا سالها وقت خود را تلف کنید، تا متوجه تاریخ مصرف گذشته بودن آن‌ها بشوید. افراد سرشناس علمی و استادان دانشگاهی زیادی را خواهید یافت، که هنوز در ذباله‌دان تاریخ کندوکاو میکنند؛ و اطلاعات به‌روز، جایی در تحلیل‌های آن‌ها ندارد.

جوانترها هم، که کمتر با این پدیده آشنا هستند، ابهت این «دائی جان ناپلئون»ها آن‌ها را میگیرد و مجبور می‌شوند بخش عمده‌ای از وقت خود را برای درک تاریخ مصرف گذشته بودن اطلاعات و تحلیل‌های آن‌ها تلف کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

غرب‌زدگی در دو قرن گذشته، خاطرات تلخی برای ایرانیان بجای گذاشته؛ و به همین دلیل احساس نیاز به خودباوری و ایستادن در مقابل غرب و علی‌الخصوص آمریکا، در ایران فراگیر شده است.

در ۱۷ دقیقه سعی کرده‌ام این مطلب را توضیح دهم که غرب‌زدگی تنها مشکل ایران نیست. تکیه بر دشمنی با آمریکا و نشان دادن این کشور به عنوان تنها دشمن، برای پرت کردن حواس مردم از این مطلب است که ایران، بجای درآمدن از چاله غرب‌زدگی، در حال افتادن به چاه گلوبالیسم و شرق‌زدگی است.

زمانی ابلیسک روبروی کاخ سفید نماد قدرت نظامی شیطان بود و به همین دلیل آمریکا شیطان بزرگ لقب گرفت. حالا مقر اصلی شیطان به چین و اروپا انتقال پیدا کرده است. اما گلوبالیستها، با مخفی کردن این واقعیت سعی دارند هنوز دشمنی مردم را به سمت آمریکا متوجه کنند، تا در خفا اهداف شیطانی خود را پیش ببرند.

شخصا هیچ نفعی در دفاع از آمریکا ندارم، اما وظیفه خود میدانم که درباره افتادن به چاه گلوبالیسم هشدار بدهم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هر تحول تکنولوژیک باعث تغییراتی در رفتار و ماهیت انسان‌ها میشود. به عنوان نمونه تا قبل از ظهور کامپیوتر، خوش‌نویسی یکی از هنرهای متداول بود و افراد زیادی تمرین خوش‌نویسی میکردند؛ اما به تدریج هنر تایپ کردن جای آن را میگیرد. در گذشته نه چندان قدیم، چنین معمول بود که هر کسی تعداد زیادی بیت شعر بلد باشد تا بتواند با دیگران مشاعره کند. ولی با رواج کامپیوتر و فضای مجازی، حافظه‌ها و قدرت تمرکز فکر به شدت ضعیف شده، و کمتر کسی توان و حوصله حفظ شعر را دارد.

تحولات تکنولوژیک فراوان دیگری نیز رخ داده، و یا در شرف رخ دادن است، که آن‌ها هم تغییرات مهمّی را باعث خواهند شد. هر کدام از این تغییرات تعریفی که از انسان داریم را میتواند کم و بیش متحول کند. به همین دلیل یک زمینه فکری برای بررسی و شناخت انسان آینده و تأثیر پیشرفت‌های تکنولوژیک بر مفهوم انسانیت، بوجود آمده که مباحث مطرح شده در این زمینه، زیر چتر نام Transhumanism یا «مرحله بعدی انسانیت» مطرح میشوند.

بررسی این تحولات از چند جهت ضروری است:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آقای Joseph diGenova یکی از مقامات قضایی دوران ریگان است که در حال حاضر به کار وکالت مشغول است. او فرد مطلعی است و وقتی حرفی بزند، همه توجه میکنند؛ البته همیشه حرفهای او صحیح نیست و مواردی را می‌شود نام برد که ادعای او تامّ نبوده است. مثلاً اخیراً او درباره بازرسی Huber ادعا کرده بود که این بازرس هیچ کار مفیدی انجام نداده است، چون افراد کلیدی در پرونده‌های مورد بازرسی را بازجویی نکرده است. اما ظاهراً هیوبر بدون سرو صدا با روشهای دیگر کار خود را پیش برده است.

دیروز او در یک مصاحبه اعلام کرد که John Durham دادستان Connecticut، که مسئول پرونده‌های جنائی مقامات امنیتی زمان اوباما است، خیلی سریع کار خود را جلو می‌برد؛ و از همین چهارشنبه بعضی مدارک مربوط به تخلفات آن‌ها از رده‌بندی محرمانه خارج خواهد شد.[1] او گفت که مشخصاً نمیداند کدام بخش از این مدارک اول در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. او تأکید کرد که کار Durham یک تحقیق ساده نیست، بلکه پرونده‌های جرائم مهم است؛ یعنی بر اساس آن مجازات‌های سنگین تعیین خواهد شد. از آن رو که ویلیام بار، رئیس قضا، اخیراً مجازات اعدام، برای جرائمی مانند خیانت به کشور، را دوباره برقرار کرده است، احتمال اعدام این افراد بسیار زیاد است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش در رابطه با اِپستاین، و آنچه در جزیره خصوصی او میگذشت، توضیحاتی ارائه کرده بودم.[1] یکی از نکاتی که در این‌باره قابل توجه است، نقش دانشگاه هاروارد و استادان آن در این ماجرا است.

ادعا می‌شود در لیست افشا شده افرادی که به این جزیره، با هواپیمای اختصاصی اِپستاین معروف به Lolita Express، پرواز کرده‌اند، اسامی صدها نفر از استادان هاروارد نیز دیده میشوند. چهره‌های سرشناس هاروارد، مانند رئیس قبلی Larry Summers، و Stephen Pinker، و استاد حقوق Alan Dershowitz ارتباط زیادی با اِپستاین داشتند. Dershowitz وکیل خصوصی اِپستاین نیز بود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

رسانه‌های ایران، و حتی بسیاری از اهل تحقیق مستقل، تحت تأثیر کامل رسانه‌های گلوبالیستی هستند و تنها دید یکجانبه آن‌ها را بازتاب می‌دهند. مثلاً وقتی خبر دستگیری Jeffrey Epstein در رسانه‌ها پخش شد، در ایران به تبعیت از رسانه‌های گلوبالیستی دنیا، خبر را «دستگیری دوست ترامپ» معرفی کردند. این تسلط کامل گلوبالیستها بر رسانه‌ها و افکار عمومی ایران، باید زنگهای خطر بسیاری را به صدا درآورد.

یکی از سوءتفاهم‌هایی که درباره ملی‌گرایان آمریکا وجود دارد، ارتباط آن‌ها با صهیونیسم است. ارتباط نتانیاهو با ترامپ، انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس، به رسمیت شناختن انضمام جولان به اسرائیل، و امثالهم، به عنوان شواهد این وابستگی معرفی میشود.

یکی از عوامل این سوءتفاهم، عدم آشنایی با میزان پیچیدگی و نحوه عمل رهبران ملی‌گرا است. این عدم آشنایی باعث می‌شود بعضی رفتارهای پیچیده «تخرخُر» فرض شود. در بین خود ملی‌گرایان، نحوه بازی آن‌ها به «شطرنج ۳ بعدی و یا ۴ بعدی» معروف است.

آنچه میخواهم عرض کنم به عنوان تشریح موضوع است و نقل این رویه به معنی تأیید نیست:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش خبری در رسانه‌های ایرانی درباره «لغو یک‌طرفه روادید ایران برای شهروندان چینی» دیدم.[1] متن خبر چنین گفته بود که «هیئت دولت با لغو روادید یک‌طرفه چینی‌ها به ایران با هدف جذب گردشگران این کشور موافقت و آن را مصوب کرد.» البته این تصمیم هنوز نهایی و اجرایی نشده است.

شخصاً چنین تصمیمی را خیلی اشتباه میدانم و به همین دلیل برآن شدم که درباره آن بنویسم.

اگر در لینک [2] لیست کشورهایی که شهروندان چین برای سفر به آنجا ویزا احتیاج ندارند را مرور کنید، خواهید یافت که درصد کمی از کشورها حاضر به چنین کاری شده‌اند. اکثر کشورهایی که روادید را برای چینی‌ها لغو کرده‌اند، قرارداد دوجانبه لغو روادید با چین دارند. لغو یک‌طرفه روادید، به بهانه کمک به گردشگری، چندان مرسوم نیست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود