مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش رئیس جمهور روحانی بیان کرده بود که:

پلیس موظف به اجرای اسلام نیست بلکه وظیفه پلیس اجرای قانون است و اگر غیر از این باشد، در مخمصه فکری قرار گرفته و مردم را نیز گرفتار خواهیم ساخت.

درباره اینکه چرا این حرف غلط است، زیاد میشود بحث کرد. اما به طور خلاصه اسلام مجموعه عقل و وجدان و اخلاق و امثالهم است و اینکه کسی ادعا کند که پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، مانند این است که بگوئیم پلیس احتیاجی به عاقل بودن و یا وجدان داشتن ندارد. البته کسی را به خاطر بیعقلی و یا بی وجدانی نمیشود در دادگاه محکوم کرد. اما همه ما میدانیم که وقتی یک نفر بیعقل و یا بی وجدان مسئول کاری شود، نتیجه خوبی نمیشود انتظار داشت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

برداشت عمومی این است که ایالت واشنگتن در شمال غربی آمریکا که شهر سیاتل مرکز آن است، یکی از لیبرال ترین ایالتهای آمریکا است. با این حال آمار خشونتهای بیهدف پلیسی در این ایالت بالا است. نمونه آن هم اتفاقی بود که دیروز چهارشنبه 26 فوریه در یکی از شهرهای این ایالت افتاده است.

ظاهرا یک مرد مکزیکی الاصل که چند وقتی بوده بیکار بوده و وضع مالی و روانی مناسبی نداشته در سر چهارراهی  به ماشین های عبور کننده سنگ پرت میکرده است. پلیس ادعا میکند که با آمدن ماشین پلیس، به طرف آنها هم سنگ پرت کرده است. بنابراین 3 افسر پلیس او را با 17 گلوله به قتل میرسانند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخبار خشونت پلیس در آمریکا را کمتر خبرگزاری ایرانی گزارش میکند. شبکه های ماهواره ای هم چنین وانمود میکنند که انگار ایران مرکز تمام مشکلات دنیا است و در غرب هیچ مشکلی وجود ندارد. چنین تصویری قطعا دور از واقعیت است. مشکل اصلی جامعه غرب این است که نقش اخلاق در برابر نقش قانون کمرنگ شده است. پرسنل پلیس هم مثل دیگر آحاد جامعه معیار خوب و بد و درست و غلط برایشان قوانین کاری آنها است و دیگر اعمال خود را با ترازوی وجدان و اخلاق نمی سنجند. خبری که اخیرا درباره پسری 18 ساله مبتلا به شیزوفرنی منتشر شد، فقط یکی از نمونه های وحشیگری روزانه پلیس است. ظاهرا پدر و مادر این پسر که نتوانسته بودند او را کنترل کنند، از پلیس کمک خواسته بودند. این پسر 45 کیلویی که از ورود 3 نفر پلیس به خانه ناراحت میشود در برابر آنها مقاومت میکند و دو نفر پلیس او را تحت کنترل در می آورند. پلیس سوم به دو نفر دیگر میگوید که وقت ما محدود است و نمیشود برای کنترل این پسر زیاد وقت گذاشت. بعد اسلحه خود را در می آورد و به او شلیک میکند. پدر و مادر هم در کمال ناباوری مرگ فرزند خود را نظاره میکنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود