مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

لطفا زود قضاوت نکنید. نه قصد توهین به کسی را دارم و نه قصد شوخی! بلکه درباره یک مسئله پزشکی میخواهم بحث کنم.  hydrocephalus یک مشکل مغزی است که بخشی از مغز پوک شده و مایعات مغزی جای آنرا میگیرد. احتمالا خیلی از بیماران هم تا وقتی که عکس برداری نکنند، متوجه مشکل نمیشوند. اما بعضی موارد حاد باعث شده که دانشمندان رشته های مختلف را به حیرت وادارد. مثلا سالها پیش یک نفر که جزء ممتازترین فارغ التحصیل های ریاضی از دانشگاه بود برای یک بیماری جزئی به پزشک مراجعه میکند. پزشک به اندازه سر او که بزرگتر از معمول بود، مشکوک میشود و دستور عکس برداری میدهد. نتیجه عکس برداری نشان میدهد که 95 درصد از حجم مغز او با مایع پر شده و فقط یک لایه نازکی از بافت مغز در سطح آن وجود دارد. پیش فرض همه این است که با چنین حجم کمی از سلول های مغزی باید این فرد حیاتی گیاهی داشته باشد. اما برخلاف انتظار، او ریاضی دان قابلی با IQ معادل 126 بود و در بقیه جنبه های زندگی هم زندگی متعادلی داشت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

سیلیکون ولی (Silicon Valley) منطقه ای است که در حومه شهر سان فرانسیسکو قرار دارد و قطب فعالیتهای شرکتهای فنی آمریکا است و دفتر مرکزی اکثر شرکتهای بزرگ در آن منطقه قرار دارد. اما آنچه که واقعا در آنجا میگذرد با تصور عموم مردم کاملا متفاوت است.

تصوری که دستهای استعماری در گذشته در ایران تلاش داشتند که القا کنند این بود که تحقیقات دانشمندان و محققین در چنین شرکتهایی صرفا به منظور حل مشکلات بشر است. البته چنین تصویری هنوز در ذهن بسیاری از افراد باقی مانده است، بطوریکه برای بعضی ها هنوز این سئوال پیش می آید که توماس ادیسون با این همه خدمت به بشریت چرا به بهشت نخواهد رفت. مطلبی که هر صاحب عقل سلیمی که در این زمینه مطالعه کند، به سرعت درخواهد یافت این است که اساسا چیزی به نام خدمت به بشریت در قاموس این شرکتهای بزرگ وجود ندارد و مساله فقط تبدیل ارقام میلیونی به ارقام میلیاردی است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از باورهای غلطی که همیشه رایج بوده، این است که انسان فقط درصد کمی از توان مغزی خود را استفاده میکند و افراد باهوش تر کسانی هستند که قسمت بیشتری از مغز آنها فعال است. بنابراین تصور عمومی این بود که اگر انسان یاد بگیرد مغز خود را بهتر به کار بگیرد، هوشمندتر میشود. آنچه که باعث شده بود که چنین تصوری به وجود آید، این بود که بخش هایی از مغز بود که هیچ کس نمیدانست چه کاری انجام میدهند، مثل Frontal Lobe و یا Parietal Areas که اگر بخش هایی از آن هم صدمه بخورد، هیچ اثر ظاهری بر روی حس های پنج گانه و حرکات فرد ندارد. حدود 120 سال پیش ویلیامز جیمز اعلام کرد که بیشتر انسانها هیچ احتیاجی به توان بالقوه مغز خود ندارند. اگر چنین چیزی درست بود، قاعدتا باید در گذر زمان و چرخش نسل ها این بخش های مغز کوچک و کوچکتر میشد. در حالی که چنین نشد. بنابراین واضح بود که چنین نتیجه گیری حتما غلط است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود