مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تصور عموم این است که علوم جدید صدها سال است که نه تنها توانسته حکم نهایی در مورد کروی بودن زمین و اندازه آن را صادر کند و به تمام سئوالات بشر در این زمینه پاسخ دهد، بلکه دانشمندان فیزیک آنقدر مسئله برای حل کردن پیدا نمیکنند که دیگر باید فکر خود را به نحوه شکل گیری و حرکت کهکشانها مشغول کنند و با نظریه پردازی درباره ابر ریسمانها (String Theory) و Bing Bang در چگونگی شروع و شکل گیری عالم وجود بحث کنند. هرچند اصل نظریه پردازی درباره شروع خلقت کار ناپسندی نیست، اما فرصت طلبی مجامع علمی غربی و به تبع آن محققین فیزیک نظری در ارائه تصویری اغراق آمیز از آنچه که واقعا میشود به عنوان دانسته های بشر فرض کرد، را نیز نباید از نظر دور داشت. قبلا هم در چند مقاله سعی کرده ام که بعضی از مطالبی را که علوم روز جوابی برای آن ندارند، را مطرح کنم و آنها را با برچسب “محدودیت علم بشر” مشخص کرده ام و قصد دارم این سری مقالات را انشاءالله ادامه دهم تا بشود تصویر روشنتری از آنچه که واقعا میشود جزء دانسته های بشر به حساب آورد، داشته باشیم.

در اینجا نمیخواهم ادعا کنم که طرفدار نظریه صاف بودن زمین هستم. اما واقعیت این است که سئوالات بسیاری وجود دارد که روایت علوم جدید از هندسه زمین و منظومه شمسی از پاسخ دادن به آنها عاجز است و تنها کاری که محققین فیزیک در این باره میتوانند بکنند، این است که روی خود را برگردانند و اصلا به روی خود نیاورند که چنین چیزی را شنیده اند. همین سئوالات بیجواب باعث شده است که افرادی در روایت موجود علمی شک کنند و با ارائه نظریه های دیگر به دنبال پیدا کردن مدلی باشند که بتواند جوابی برای آن سئوالات داشته باشد. عنوانی عمومی که اینگونه نظریه پردازان دگراندیش را با آن خطاب میکنند، flat-earther است که تا حدودی تمسخرآمیز نیز هست.

در بین آنها افراد مختلفی را میتوانید بیابید. کسانی هستند که از بعد فلسفی و یا مذهبی نمیتوانند گرد بودن زمین را باور کنند. دیگرانی هم هستند که افرادی شکاک هستند که هیچ چیزی از روایتهای تمدن موجود را نمیتوانند باور کنند و هرآنچه که موسسات علمی صاحب نام دنیا میگویند را دروغ و تبلیغات میدانند. البته آنچه که موجب تحریک این افراد شکاک شده، حجم عظیم دروغهایی است که به عنوان یافته های علمی جهت مصرف عموم پخش میشود و در ادامه بحث به بخشی از آنها خواهیم پرداخت. اما افراد محققی هم هستند که واقعا سعی دارند نظریه های کاملتری ارائه کنند که بتواند پاسخی برای سئوالات بیجواب داشته باشد. بنابراین همه آنها را نمیشود به یک چوب راند و نسبت به اظهاراتشان بیتفاوت بود و یا با تمسخر آنرا پاسخ داد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

این مقاله به معرفی کتابی میپردازد که سعی دارد غیرعلمی بودن واکسیناسیون را نشان دهد. هر چند تصور عموم این است که با بیش از یک قرن تجربه در واکسیناسیون، کارآیی این روش از نظر علمی ثابت شده است، واقعیت این است که هیچ تحقیق مستقلی که بتواند مفید بودن واکسیناسیون را ثابت کند، انجام نشده و این روش در بین متخصصان پزشکی نیز منتقدان فراوانی دارد.

Vaccination Voodoo, What You Don’t Know About Vaccines

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

شهابسنگ های سرگردان

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

شهابسنگ ها و سیارک های سرگردان همیشه مایه نگرانی بسیاری از افراد بوده اند. از طرفی نظریه پردازان نیز رخداد بسیاری از حوادث طبیعی مانند انقراض موجودات ماقبل تاریخ و بعضی تغییرات جغرافیایی را به آنها نسبت میدهند. در این نوشته سعی دارم در این باره بحث کنم که واقعا چقدر جای نگرانی  وجود دارد و آیا راه مقابله و دفاع در برابر آنها وجود دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش خبری دیدم درباره اینکه یکی از مدعیان علم فیزیک ادعا کرده بود که فیزیک کوانتوم وجود جهان پس از مرگ را ثابت می کند. هر از چند گاهی خبری مانند این مورد پخش میشود و متاسفانه بعضی از کسانی که علاقه ای به علم یا مذهب دارند، اینگونه اخبار را تکرار میکنند. برای من خبری مانند اینکه یک نفر قداره کش وسط چهارراه با قداره عمل بای پس قلب انجام داده، قابل باورتر از چنین خبرهایی است، چون ابزارهایی که جراحان قلب برای جراحی بکار میبرند تا حدودی از نظر کارکرد به قداره شباهت هایی دارد. اما علم فیزیک هیچ ابزاری برای اثبات و رد جهان بعد از مرگ ندارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش بود که خبر مختصری از یک کتاب به نام The Half-life of Facts: Why Everything We Know Has an Expiration Date به قلم Samuel Arbesman خواندم. این کتاب را که حدود یک سال پیش چاپ شده، پیدا کردم و خواندم. ایشان که چند سالی است که موفق به اخذ مدرک دکترای خود شده، درباره تغییر تدریجی آنچه که در علوم تجربی به عنوان حقیقت اثبات شده شناخته میشود، مطالعه کرده و در کتاب خود این پدیده را بررسی کرده است. ادعای کتاب این است که حقایق علمی همانند مواد رادیواکتیو دارای نیمه عمر هستند و پس از گذشت زمان نیمه عمر، نیمی از کل حقایق علمی شناخته شده، منقرض شده و با حقایق جدید جایگزین میشوند. ایشان نقل کرده که دو جراح استرالیایی تحقیق کرده بودند که نیمی از آنچه که در زمینه تخصصی خودشان به عنوان حقیقت مسلم شناخته میشود، پس از 45 سال از اعتبار افتاده و تغییر میکنند. این زمان برای زمینه های علمی دیگر متفاوت است، اما اصل بی اعتبار شدن مستمر دانسته های علمی یک واقعیت است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در این بخش قصد دارم علل دیگری که در شدت گرفتن پدیده مدعیان دروغین علم و تکنولوژی موثر هستند، را بررسی کنم.

علت دوم:

ایراد اساسی که در رویکرد جامعه به علم و فن در دوره معاصر وجود دارد، این است که علم و فن به جای اینکه راهی برای شناخت بیشتر فعل خداوند متعال و بالنتیجه شناخت بهتر رب جلیل باشد، تنها به عنوان ابزاری برای کسب منافع مادی شناخته میشوند. همین مطلب باعث شیوع وسیطره مدرک گرایی شده است.

وقتی که چیزی ابزار حرص و طمع و تفاخر شود، طبیعتا تقلب نیز در آن راه می یابد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره قلب

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

باور عمومی این است که علوم جدید ثابت کرده اند که قلب فقط یک دستگاه مکانیکی است که وظیفه پمپ کردن خون را به عهده دارد و مغز مرکز تمام تصمیم گیری ها و حافظه و احساسات است. البته چنین چیزی هیچوقت اثبات علمی نشده بود و بعضی متخصصان اعصاب از دهها سال پیش در این باره شک خود را ابراز کرده بودند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلا در یک مقاله با عنوان روان درمانی غربی درباره اثرات سوء داروهایی که شرکت های بزرگ دارویی برای درمان اختلالات روانی عرضه میکنند، مطالبی آورده بودم. در اینجا فقط قصد دارم چند لینک را معرفی کنم که در این باره بیشتر مطلب عرضه کرده اند.

این لینک بیش از 4800 مورد را لیست کرده که بیمار در اثر مصرف داروی ضد افسردگی و یا پس از قطع مصرف آن، دست به رفتارهای جنون آمیز، خودکشی، ویا کشتارجمعی زده است. البته اثبات ارتباط مستقیم بین مصرف داروهای اختلالات روانی با رفتارهای جنون آمیز از نظر علمی کار آسانی نیست. اما حجم موارد همزمانی مصرف داروها و رفتارهای جنون آمیز هشدار دهنده است. از طرفی دیگر پیدا کردن موردی که شخصی که دست به کشتارجمعی یا خودکشی زده، هیچگونه دارویی مصرف نمیکرده نیز ممکن نیست. موارد دیگری را نیز میتوان نام برد که این سوء ظن را نیز تقویت میکند. مثلا کودکی که بیش از دیگران فعالیت و شور دارد، را به عنوان Hyperactivity disorder تحت درمان قرار میدهند، و مشاهده شده است که بعضا این کودکان به محض قطع دارو دست به خودکشی میزنند. در حالی که اساسا قبل از آن احتمال چنین رفتاری از آنها داده نمیشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در دوران عجیبی زندگی می کنیم. دورانی که عده ای چنان قوه خیال عوام را به بازی گرفته اند که باور عمومی را به اینجا رسانده اند که بشر به مرحله ای از رشد تکنولوژی و علم رسیده است که سئوالی بی جواب در اطراف خود نیافته و لذا برای مشغول نگه داشتن ذهن کاوشگر خود باید سراغ کشف علم در کهکشان های دیگر برود و به کشف اسرار خلقت بپردازد. دوران معاصر بیشتر به داستان آلیس در سرزمین عجایب شبیه است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره علم از دیدگاه تمدن غربی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود