پروژه زنده کردن مردگان

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

پروژه های بازگرداندن حیات به افرادی که به تازگی مرده اند، هر از چند گاهی در مجامع دانشگاهی و علمی مطرح می‌شود و موضوع جدیدی نیست. البته اخیراً اخباری را مشاهده کردم که نشان دهنده این بود که کارهای جدی تری در این زمینه در حال انجام است. اگر تحقیقات زنده کردن مردگان به این منظور انجام شود که بشر درک بهتری از تعریف مرگ و زندگی داشته باشد، کار مفیدی است و ایرادی در آن نیست. اما چنان که افتد و دانی، گردانندگان چنین پروژه هایی به دنبال نتیجه‌گیری های فلسفی و اعتقادی از این کار هستند و ممکن است که نتیجه‌گیری های حاصله را به نحوی عرضه کنند که بشود با آن نتایج فلسفی دلخواه را گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

چرا قرآن معجزه است؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بحث درباره اینکه چرا قرآن معجزه است، باید علمی و دقیق باشد. اما قبل از ورود به بحث و درگیر بررسی شواهد و استدلال‌ها شدن، می‌شود نگاهی کاربردی به قرآن داشت. معجزه رسمی و اصلی رسول الله آوردن قرآن بود و با کمک گرفتن از قرآن، در ظرف مدّت کوتاه 23 سال، چهار کار بزرگ انجام داد که اگر هر کس دیگری در طول تاریخ بشر فقط توانسته باشد یکی از آن کارها را در طی صد سال انجام دهد، جزء مصلحان بزرگ به حساب می آید:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دلیل بوجود آمدن بسیاری از برداشتهای اشتباه از قرآن، درک پایین عوام و حتی خواص از معانی کلمات و کلام است. درک بعضی از افراد از قرآن در‌ واقع محدود به آن چیزی است که در ذهن خود تخیل میکنند، و یا در داستانها شنیده اند، و به جزئیات معانی کلمات دقت نمیکنند. این اشکال در همه تاریخ وجود داشته و حتی در بین اعراب که قاعدتاً باید با معانی کلمات عربی آشناتر باشند، این کج‌فهمی ها زیاد رخ داده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

برای ورود به این بحث اول شبهه را باید تعریف کرد. شبهه از نظر لغوی بعنی چیزی که شبیه حق است ویا غلطی که شباهت به درست دارد. اشتباه هم یعنی چیزی را که شباهت به شیئ موردنظر دارد ولی با آن متفاوت است، برگزینیم. اما شک علمی تعریف دقیقتری دارد. شک وقتی شک علمی تلقی میشودکه انسان دو دلیل علمی دارد که نتیجه هر کدام با دیگری متفاوت است و بقول معروف این دو دلیل با هم متعارض هستند. تشخیص اینکه کدام دلیل علمی در کجا معتبر است هم برای آن فرد آسان نیست. چنین حالتی را شک علمی می نامند. ایراد شبهه به قرآن تنها جایی قابل بررسی است که بتوان آنرا شک علمی دانست.

بعضی مواقع شاهدیم که شبهه هایی مطرح می‌شود که مبنای آن مقایسه کار خداوند با احساسات فردی است. مثلاً ممکن است کسی ادعا کند معاذالله خدایی که غضب کند و مردم را بسوزاند، قابل پرستش نیست. واضحا درباره فعل خدا نباید با احساسات انسانی حکم کرد. غضب خدا را با غضب آدمها مقایسه کردن اصلاً بیمعنی است. چنین شبهه هایی را هم نمیتوان در یک جمع علمی مطرح کرد. تنها جایی که بتوان دلیلی بر رد ادعای قرآن آورد، می‌شود اشکال کرد و جواب خواست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش مقاله ای درباره شبهاتی که کتاب نقد قرآن، نوشته نویسنده ای با اسم مستعار دکتر سها، مطرح کرده نوشته بودم. ظاهرا این کتاب باعث سئوالات فراوانی شده که به نوبه خود سعی خواهم کرد جواب بعضی از آنها را ارائه کنم. یکی از این سئوالات این است که چرا در قرآن مسئله گردش زمین به دور خورشید ذکر نشده است؟ و این عدم ذکر را نشانه عدم اطلاع رسول الله از این امر دانسته اند.

در آن مقاله قبلی آورده بودم که یکی از شگردهای این کتابهای شبهه کم مایه این است که چنین وانمود کنند که انگار مردم قدیم هیچ بهره ای از دانش نداشتند و بنابراین هر آنچه که در کتابهای قدیم یافت میشود مشتی خرافات است. چنین تصوری قطعا درست نیست و در هر دوره زمانی دانشمندان بزرگی وجود داشته اند. در مورد شناخت بشر از منظومه شمسی هم مستندات بسیاری وجود دارد که ثابت میکند که حداقل هزاران سال است که مسئله کروی بودن زمین و نحوه حرکت سیارات منظومه شمسی برای دانشمندان شناخته شده بوده است. در مقاله دیگری درباره واحدهای اندازه گیری فوت و مایل نوشته بودم که حتی سازندگان اهرام مصر از کروی بودن زمین و ابعاد خورشید و فواصل نجومی دقیقا اطلاع داشتند. بنابراین اگر مطابق آنچه که در این شبهات ادعا میشود، قرآن چنین بیان کرده بود که زمین ثابت است و خورشید به دور زمین میگردد، قطعا دانشمندان هم عصر قرآن به آن اعتراض میکردند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخیرا به بحثی درباره شبهات موجود درباره قرآن کشیده شدم و طرف بحث کتاب نقد قرآن نوشته نویسنده ای با اسم مستعار دکتر سها را معرفی کرد. البته مثل همیشه بحث از یک مطلب سیاسی شروع شده بود و در پایان همه تقصیرها به پای دین خدا و رسول او نوشته شد. بحث مذکور هم درباره عملکرد داعش بود که به بحث عقیدتی تبدیل شد.

ایکاش میشد یکبار برای همیشه این مطلب را روشن کرد که حساب عملکرد افراد از بحث های عقیدتی و فلسفی جدا است و مسئولیت برداشت هر فرد از یک موضوع عقیدتی و فلسفی تنها بر عهده خود اوست و برداشت افراد و عملکرد آنها را نمیشود به پای عقیده نوشت. داعشی ها مثل هر کس دیگر خودشان مسئول برداشتهای خود از اسلام و یا هر عقیده دیگری هستند و برداشت آنها را نباید به پای اسلام نوشت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره اختلافات سیاسی

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلا در مقاله ای تحت عنوان حرف درست زدن و درست شنیدن حرف نوشته بودم که آدم ها برای ساده سازی کار تحلیل و تصمیم گیری خود، مدل هایی را از جهان خارج از ذهن می سازند. چنین مدل هایی ممکن است جوابی برای بعضی سئوالها داشته باشند، اما دیر یا زود مواردی پیدا میشود که این مدل ها قادر به تحلیل رفتار آنها نیستند. یکی از این مدل ها که خیلی استفاده میشوداین است که همه پدیده های جهان را دو قطبی ببینیم. اگر یک طرف مثبت است، طرف دیگر باید منفی باشد. یک طرف باید خیر باشد و طرف دیگر شر. هر جا دعوایی یا جنگی رخ میدهد یک جبهه نور است و دیگری ظلمت. با این مدل تحلیل درستی از جهان خارج نمیشود داشت. در عالم واقعیت میشود همه طرفین یک اختلاف به یک اندازه بد باشند و یا همه به یک اندازه خوب باشند و مثل داستان انگور و عنب و اوزوم مولوی فقط حرف هم را نفهمند.

کاربرد مدل مذکور در تحلیل سیاسی نیز بسیار شایع است. اگر با نظر کسی که از یک جریان سیاسی دفاع می کند موافق نباشید، تنها گزینه متصور این است که آشکار و یا پنهان از قطب مخالف آن جریان جانبداری میکنید. بر این باورم که همین مدل غلط مهمترین مانع آزادی بیان در همه دنیا است، چون وقتی باور گوینده این باشد که حرف او درست شنیده نخواهد شد و یا مورد سوء استفاده خواهد بود و یا دشمنی بی مورد دیگران را برخواهد انگیخت، از گفتن حرف صرفنظر می کند و عرصه را برای آنها که واقعا اغراض سیاسی دارند، خالی می گذارند. این مطلب در نهایت به این منتهی میشود که صحنه سیاست روزبروز مسموم تر و رادیکال تر شود.

هرچند مطلب فوق مهم است، اما حتی در قطبی ترین صحنه های سیاسی، اگر مردم درباره مخالفان سیاسی خود دروغ نگویند و بدون مدرک و دلیل تهمت وارد نکنند، جو سیاسی تا این اندازه مسموم نخواهد بود. قرآن در سوره مائده آیات 14 و 64، درباره مسیحی ها و یهودی ها می فرماید به دلیل اینکه آنها بعضی از معارف واحکامی را که به آنها داده شده بود، کنار گذاشتند و طغیان کردند، خداوند دشمنی و کینه بین آنها را برایشان مقرر کرد. این یعنی بروز اختلاف و دعوای سیاسی نشان دهنده این است که جامعه به گناه و فساد آلوده شده است، در چنین شرایطی از پای در آوردن رقیب سیاسی گرهی را باز نخواهد کرد، بلکه باید به درمان ریشه ای پرداخت و همه را به دوری از گناه و طغیان دعوت کرد و کاری کرد که دشمنی از بین برود و نه دشمن. باید رقابت از پا در آورده شود و نه رقیب.

در جو سیاسی دوره معاصر، هر کسی که از یک نگرش سیاسی دفاع می کند، غلیظ ترین کلمات را درباره مخالفان سیاسی بکار برده و بدترین اتهامات را به آنها نسبت میدهد. از آنهایی که با اخلاق اسلامی آشنایی ندارند و داعیه مذهب ندارند، طبیعتا انتظاری نیست، اما وقتی اتهام زننده داعیه مکتبی بودن و درد دین داشتن و حق بودن دارد، انتظار می رود که تا حد توان استانداردهای دفاع از حق را رعایت کند.

آیه 34 سوره فصلت می فرماید:

وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ

معنی: نیکی و بدی یکسان نیست. [بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است

حتی اگر فرض کنیم که کسی درباره مخالفان سیاسی خود جانب انصاف را رعایت کند، حق بگوید و بدون مدرک و دلیل تهمت وارد نکند، باز لازم است که در بیان حرف حق خود احتیاط کرده و به نحوی بیان کند که خلافکاری هدفگیری شود و نه خلافکار. البته بعضی مواقع خلافکار و خلافکاری چنان با هم عجین شده اند که نمیشود آنها را از هم تفکیک کرد، ولی به هر حال خلافکاری باید نشانه گیری شود. هنر این است که دشمنی از پای در آورده شود و نه دشمن.

نکته دیگر اینکه عقلاً جایز است که انسان اگر مورد حمله قرار گرفت، حمله را با ضد حمله دفع کند و به این روش به بقای خود کمک کند. در حکمت 311 نهج البلاغه آمده است که ردوا الحجر من حيث جاء، فإن الشر لا يدفعه إلا الشر یعنی اگر سنگی از طرفی به شما پرت شد، آن سنگ را به همان جهت پرتاب کنید، چون شر جز با شر دفع نمیشود. اما نکته این است که هرچه قدرت روحی انسان بالاتر باشد و هرچه بیشتر متخلق به اخلاق اسلامی باشد، بیشتر تلاش خواهد کرد که به جای اینکه سر کسی را که به طرف او سنگ پرتاب کرده نشانه بگیرد، طوری سنگ را پرت کند که آن فرد از پرتاب سنگ بعدی منصرف شود. توقع نیست که همه در حد کمال به این دستور عمل کنند، اما لازم است برای عمل به آن در حد توان تلاش شود. لذا در آیه بعدی سوره فصلت می فرماید:

وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ

معنی: این بهترین شیوه را جز کسانی که [در زمینه خودسازی و تزکیه] پایداری کردند، نمی یابند، و جز کسانی که بهره بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند به آن نمی رسند.

به این مطلب از زاویه دیگری نیز میتوان نگاه کرد و آن این است که اگر در دعوای سیاسی قواعد اخلاقی را کنار بگذاریم و از هر وسیله ای برای سرکوب رقیب استفاده کنیم، چه عواقبی خواهد داشت. در آیات مختلف  قرآن وقتی از گفتگوی اهل جهنم با هم، یا به تعبیر قرآن تخاصم اهل نار، نقل می کند، چنین بر می آید که اهل جهنم به دنبال اين هستند كه تقصيرات خود را گردن ديگران بياندازند و آرزوي زياد شدن عذاب ديگران را دارند، غافل از اینکه همين اشتباه آنها را مستحق آتش ميكند. اصل اين رفتار كه آدم بخواهد دنبال اين باشد كه نشان بدهد ديگران چقدر آدم هاي بدي هستند و يا كجاي كارشان غلط است، رفتاري مستوجب آتش است. آن چیزی كه کمک می کند که آدم بهشتی شود، اين است كه بفهمد که اگر خداوند متعال فقط با عدل درباره هریک از خلایق قضاوت کند، همه به جهنم می روند و خودش به همان اندازه به غفران الهی نیاز دارد که دیگران دارند. بنابراین در محضر رب جليل بايد طلب بخشش و رحمت كند و اصرار به پرداختن به گناهان دیگران نداشته باشد. به عنوان نمونه آیه 61 سوره ص می فرماید:

قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ

معنی: می گویند: پروردگارا! هر کس این عذاب را از پیش برای ما فراهم آورده است، برای او در آتش عذابی دو چندان بیفزا

نكته بسيار جالبي كه در آیه بعدی این سوره به آن اشاره ميكند اين است كه چنين افرادي از اينكه کسانی كه آنها را آدم حساب نميكردند و يا به زعم آنها خلافكار بودند، را در جهنم نمي بينند تعجب ميكنند و سراغ آنها را ميگيرند. قرآن جوري اين مطلب را تعريف ميكند كه چنين برداشت كردم كه آن افراد انتظار اينكه خود را درآتش ببينند نداشتند و ديگران را مستحق آن ميدانستند.

وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ

معنی: و می گویند ما را چه شده که کسانی را که از اشرارشان می شمردیم، نمی بینیم

بسیاری از رفتارهای سیاسی که در جامعه مشاهده می کنیم، از آن جهت که به قصد انداختن تقصيرات گردن رقیبان و گرفتار كردن آنها انجام میشود، و در جهت حل ریشه ای مشکلات که همان دوری از معارف و احکام الهی است، نیست؛ مصداق تخاصم اهل نار هستند. کسی که با این شیوه به مبارزه سیاسی می پردازد، باید بداند که رقبای او هر چند گناهکار باشند، ممکن است توبه کرده باشند واز آتش جهنم نجات یابند. بعضی ها در دفاع از حق چنین وانمود می کنند که خود حق مطلق هستند و معاذالله اگر انبيا الهي هم رجعت ميكردند در صف سیاسی آنان قرار می گرفتند. کسانی که با چنین رویکردی به دعوای سیاسی می پردازند، بهتر است آیه مذکور را هشداری برای خود بدانند.

خداوند عاقبت همه ما را به خير كند.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

مطالبی که در بخش اول این موضوع عرض شد، مطالبی مقدماتی بود تا روشی برای اطمینان از صحت تصمیم گیری معرفی کند. بعضی وقتها ما ریسک موجود در تصمیم گیری های خود را درست ارزیابی نمیکنیم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

معمولا این شبهه به این صورت مطرح میشود که چون پیامبر مکرم اسلام فرد امی بوده و در سرزمین بیابانی حجاز زندگی میکرده، تمام نمونه هایی که از طبیعت در قرآن آورده شده، محدود به همان سرزمین است. مثلا از شتر بعنوان نمونه در قرآن یاد شده ولی از برف حرفی زده نشده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود