پروژه زنده کردن مردگان

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

پروژه های بازگرداندن حیات به افرادی که به تازگی مرده اند، هر از چند گاهی در مجامع دانشگاهی و علمی مطرح می‌شود و موضوع جدیدی نیست. البته اخیراً اخباری را مشاهده کردم که نشان دهنده این بود که کارهای جدی تری در این زمینه در حال انجام است. اگر تحقیقات زنده کردن مردگان به این منظور انجام شود که بشر درک بهتری از تعریف مرگ و زندگی داشته باشد، کار مفیدی است و ایرادی در آن نیست. اما چنان که افتد و دانی، گردانندگان چنین پروژه هایی به دنبال نتیجه‌گیری های فلسفی و اعتقادی از این کار هستند و ممکن است که نتیجه‌گیری های حاصله را به نحوی عرضه کنند که بشود با آن نتایج فلسفی دلخواه را گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

چرا قرآن معجزه است؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بحث درباره اینکه چرا قرآن معجزه است، باید علمی و دقیق باشد. اما قبل از ورود به بحث و درگیر بررسی شواهد و استدلال‌ها شدن، می‌شود نگاهی کاربردی به قرآن داشت. معجزه رسمی و اصلی رسول الله آوردن قرآن بود و با کمک گرفتن از قرآن، در ظرف مدّت کوتاه 23 سال، چهار کار بزرگ انجام داد که اگر هر کس دیگری در طول تاریخ بشر فقط توانسته باشد یکی از آن کارها را در طی صد سال انجام دهد، جزء مصلحان بزرگ به حساب می آید:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دلیل بوجود آمدن بسیاری از برداشتهای اشتباه از قرآن، درک پایین عوام و حتی خواص از معانی کلمات و کلام است. درک بعضی از افراد از قرآن در‌ واقع محدود به آن چیزی است که در ذهن خود تخیل میکنند، و یا در داستانها شنیده اند، و به جزئیات معانی کلمات دقت نمیکنند. این اشکال در همه تاریخ وجود داشته و حتی در بین اعراب که قاعدتاً باید با معانی کلمات عربی آشناتر باشند، این کج‌فهمی ها زیاد رخ داده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

برای ورود به این بحث اول شبهه را باید تعریف کرد. شبهه از نظر لغوی بعنی چیزی که شبیه حق است ویا غلطی که شباهت به درست دارد. اشتباه هم یعنی چیزی را که شباهت به شیئ موردنظر دارد ولی با آن متفاوت است، برگزینیم. اما شک علمی تعریف دقیقتری دارد. شک وقتی شک علمی تلقی میشودکه انسان دو دلیل علمی دارد که نتیجه هر کدام با دیگری متفاوت است و بقول معروف این دو دلیل با هم متعارض هستند. تشخیص اینکه کدام دلیل علمی در کجا معتبر است هم برای آن فرد آسان نیست. چنین حالتی را شک علمی می نامند. ایراد شبهه به قرآن تنها جایی قابل بررسی است که بتوان آنرا شک علمی دانست.

بعضی مواقع شاهدیم که شبهه هایی مطرح می‌شود که مبنای آن مقایسه کار خداوند با احساسات فردی است. مثلاً ممکن است کسی ادعا کند معاذالله خدایی که غضب کند و مردم را بسوزاند، قابل پرستش نیست. واضحا درباره فعل خدا نباید با احساسات انسانی حکم کرد. غضب خدا را با غضب آدمها مقایسه کردن اصلاً بیمعنی است. چنین شبهه هایی را هم نمیتوان در یک جمع علمی مطرح کرد. تنها جایی که بتوان دلیلی بر رد ادعای قرآن آورد، می‌شود اشکال کرد و جواب خواست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش مقاله ای درباره شبهاتی که کتاب نقد قرآن، نوشته نویسنده ای با اسم مستعار دکتر سها، مطرح کرده نوشته بودم. ظاهرا این کتاب باعث سئوالات فراوانی شده که به نوبه خود سعی خواهم کرد جواب بعضی از آنها را ارائه کنم. یکی از این سئوالات این است که چرا در قرآن مسئله گردش زمین به دور خورشید ذکر نشده است؟ و این عدم ذکر را نشانه عدم اطلاع رسول الله از این امر دانسته اند.

در آن مقاله قبلی آورده بودم که یکی از شگردهای این کتابهای شبهه کم مایه این است که چنین وانمود کنند که انگار مردم قدیم هیچ بهره ای از دانش نداشتند و بنابراین هر آنچه که در کتابهای قدیم یافت میشود مشتی خرافات است. چنین تصوری قطعا درست نیست و در هر دوره زمانی دانشمندان بزرگی وجود داشته اند. در مورد شناخت بشر از منظومه شمسی هم مستندات بسیاری وجود دارد که ثابت میکند که حداقل هزاران سال است که مسئله کروی بودن زمین و نحوه حرکت سیارات منظومه شمسی برای دانشمندان شناخته شده بوده است. در مقاله دیگری درباره واحدهای اندازه گیری فوت و مایل نوشته بودم که حتی سازندگان اهرام مصر از کروی بودن زمین و ابعاد خورشید و فواصل نجومی دقیقا اطلاع داشتند. بنابراین اگر مطابق آنچه که در این شبهات ادعا میشود، قرآن چنین بیان کرده بود که زمین ثابت است و خورشید به دور زمین میگردد، قطعا دانشمندان هم عصر قرآن به آن اعتراض میکردند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخیرا به بحثی درباره شبهات موجود درباره قرآن کشیده شدم و طرف بحث کتاب نقد قرآن نوشته نویسنده ای با اسم مستعار دکتر سها را معرفی کرد. البته مثل همیشه بحث از یک مطلب سیاسی شروع شده بود و در پایان همه تقصیرها به پای دین خدا و رسول او نوشته شد. بحث مذکور هم درباره عملکرد داعش بود که به بحث عقیدتی تبدیل شد.

ایکاش میشد یکبار برای همیشه این مطلب را روشن کرد که حساب عملکرد افراد از بحث های عقیدتی و فلسفی جدا است و مسئولیت برداشت هر فرد از یک موضوع عقیدتی و فلسفی تنها بر عهده خود اوست و برداشت افراد و عملکرد آنها را نمیشود به پای عقیده نوشت. داعشی ها مثل هر کس دیگر خودشان مسئول برداشتهای خود از اسلام و یا هر عقیده دیگری هستند و برداشت آنها را نباید به پای اسلام نوشت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره اختلافات سیاسی

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلا در مقاله ای تحت عنوان حرف درست زدن و درست شنیدن حرف نوشته بودم که آدم ها برای ساده سازی کار تحلیل و تصمیم گیری خود، مدل هایی را از جهان خارج از ذهن می سازند. چنین مدل هایی ممکن است جوابی برای بعضی سئوالها داشته باشند، اما دیر یا زود مواردی پیدا میشود که این مدل ها قادر به تحلیل رفتار آنها نیستند. یکی از این مدل ها که خیلی استفاده میشوداین است که همه پدیده های جهان را دو قطبی ببینیم. اگر یک طرف مثبت است، طرف دیگر باید منفی باشد. یک طرف باید خیر باشد و طرف دیگر شر. هر جا دعوایی یا جنگی رخ میدهد یک جبهه نور است و دیگری ظلمت. با این مدل تحلیل درستی از جهان خارج نمیشود داشت. در عالم واقعیت میشود همه طرفین یک اختلاف به یک اندازه بد باشند و یا همه به یک اندازه خوب باشند و مثل داستان انگور و عنب و اوزوم مولوی فقط حرف هم را نفهمند.

کاربرد مدل مذکور در تحلیل سیاسی نیز بسیار شایع است. اگر با نظر کسی که از یک جریان سیاسی دفاع می کند موافق نباشید، تنها گزینه متصور این است که آشکار و یا پنهان از قطب مخالف آن جریان جانبداری میکنید. بر این باورم که همین مدل غلط مهمترین مانع آزادی بیان در همه دنیا است، چون وقتی باور گوینده این باشد که حرف او درست شنیده نخواهد شد و یا مورد سوء استفاده خواهد بود و یا دشمنی بی مورد دیگران را برخواهد انگیخت، از گفتن حرف صرفنظر می کند و عرصه را برای آنها که واقعا اغراض سیاسی دارند، خالی می گذارند. این مطلب در نهایت به این منتهی میشود که صحنه سیاست روزبروز مسموم تر و رادیکال تر شود.

هرچند مطلب فوق مهم است، اما حتی در قطبی ترین صحنه های سیاسی، اگر مردم درباره مخالفان سیاسی خود دروغ نگویند و بدون مدرک و دلیل تهمت وارد نکنند، جو سیاسی تا این اندازه مسموم نخواهد بود. قرآن در سوره مائده آیات 14 و 64، درباره مسیحی ها و یهودی ها می فرماید به دلیل اینکه آنها بعضی از معارف واحکامی را که به آنها داده شده بود، کنار گذاشتند و طغیان کردند، خداوند دشمنی و کینه بین آنها را برایشان مقرر کرد. این یعنی بروز اختلاف و دعوای سیاسی نشان دهنده این است که جامعه به گناه و فساد آلوده شده است، در چنین شرایطی از پای در آوردن رقیب سیاسی گرهی را باز نخواهد کرد، بلکه باید به درمان ریشه ای پرداخت و همه را به دوری از گناه و طغیان دعوت کرد و کاری کرد که دشمنی از بین برود و نه دشمن. باید رقابت از پا در آورده شود و نه رقیب.

در جو سیاسی دوره معاصر، هر کسی که از یک نگرش سیاسی دفاع می کند، غلیظ ترین کلمات را درباره مخالفان سیاسی بکار برده و بدترین اتهامات را به آنها نسبت میدهد. از آنهایی که با اخلاق اسلامی آشنایی ندارند و داعیه مذهب ندارند، طبیعتا انتظاری نیست، اما وقتی اتهام زننده داعیه مکتبی بودن و درد دین داشتن و حق بودن دارد، انتظار می رود که تا حد توان استانداردهای دفاع از حق را رعایت کند.

آیه 34 سوره فصلت می فرماید:

وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ

معنی: نیکی و بدی یکسان نیست. [بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است

حتی اگر فرض کنیم که کسی درباره مخالفان سیاسی خود جانب انصاف را رعایت کند، حق بگوید و بدون مدرک و دلیل تهمت وارد نکند، باز لازم است که در بیان حرف حق خود احتیاط کرده و به نحوی بیان کند که خلافکاری هدفگیری شود و نه خلافکار. البته بعضی مواقع خلافکار و خلافکاری چنان با هم عجین شده اند که نمیشود آنها را از هم تفکیک کرد، ولی به هر حال خلافکاری باید نشانه گیری شود. هنر این است که دشمنی از پای در آورده شود و نه دشمن.

نکته دیگر اینکه عقلاً جایز است که انسان اگر مورد حمله قرار گرفت، حمله را با ضد حمله دفع کند و به این روش به بقای خود کمک کند. در حکمت 311 نهج البلاغه آمده است که ردوا الحجر من حيث جاء، فإن الشر لا يدفعه إلا الشر یعنی اگر سنگی از طرفی به شما پرت شد، آن سنگ را به همان جهت پرتاب کنید، چون شر جز با شر دفع نمیشود. اما نکته این است که هرچه قدرت روحی انسان بالاتر باشد و هرچه بیشتر متخلق به اخلاق اسلامی باشد، بیشتر تلاش خواهد کرد که به جای اینکه سر کسی را که به طرف او سنگ پرتاب کرده نشانه بگیرد، طوری سنگ را پرت کند که آن فرد از پرتاب سنگ بعدی منصرف شود. توقع نیست که همه در حد کمال به این دستور عمل کنند، اما لازم است برای عمل به آن در حد توان تلاش شود. لذا در آیه بعدی سوره فصلت می فرماید:

وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ

معنی: این بهترین شیوه را جز کسانی که [در زمینه خودسازی و تزکیه] پایداری کردند، نمی یابند، و جز کسانی که بهره بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند به آن نمی رسند.

به این مطلب از زاویه دیگری نیز میتوان نگاه کرد و آن این است که اگر در دعوای سیاسی قواعد اخلاقی را کنار بگذاریم و از هر وسیله ای برای سرکوب رقیب استفاده کنیم، چه عواقبی خواهد داشت. در آیات مختلف  قرآن وقتی از گفتگوی اهل جهنم با هم، یا به تعبیر قرآن تخاصم اهل نار، نقل می کند، چنین بر می آید که اهل جهنم به دنبال اين هستند كه تقصيرات خود را گردن ديگران بياندازند و آرزوي زياد شدن عذاب ديگران را دارند، غافل از اینکه همين اشتباه آنها را مستحق آتش ميكند. اصل اين رفتار كه آدم بخواهد دنبال اين باشد كه نشان بدهد ديگران چقدر آدم هاي بدي هستند و يا كجاي كارشان غلط است، رفتاري مستوجب آتش است. آن چیزی كه کمک می کند که آدم بهشتی شود، اين است كه بفهمد که اگر خداوند متعال فقط با عدل درباره هریک از خلایق قضاوت کند، همه به جهنم می روند و خودش به همان اندازه به غفران الهی نیاز دارد که دیگران دارند. بنابراین در محضر رب جليل بايد طلب بخشش و رحمت كند و اصرار به پرداختن به گناهان دیگران نداشته باشد. به عنوان نمونه آیه 61 سوره ص می فرماید:

قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ

معنی: می گویند: پروردگارا! هر کس این عذاب را از پیش برای ما فراهم آورده است، برای او در آتش عذابی دو چندان بیفزا

نكته بسيار جالبي كه در آیه بعدی این سوره به آن اشاره ميكند اين است كه چنين افرادي از اينكه کسانی كه آنها را آدم حساب نميكردند و يا به زعم آنها خلافكار بودند، را در جهنم نمي بينند تعجب ميكنند و سراغ آنها را ميگيرند. قرآن جوري اين مطلب را تعريف ميكند كه چنين برداشت كردم كه آن افراد انتظار اينكه خود را درآتش ببينند نداشتند و ديگران را مستحق آن ميدانستند.

وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ

معنی: و می گویند ما را چه شده که کسانی را که از اشرارشان می شمردیم، نمی بینیم

بسیاری از رفتارهای سیاسی که در جامعه مشاهده می کنیم، از آن جهت که به قصد انداختن تقصيرات گردن رقیبان و گرفتار كردن آنها انجام میشود، و در جهت حل ریشه ای مشکلات که همان دوری از معارف و احکام الهی است، نیست؛ مصداق تخاصم اهل نار هستند. کسی که با این شیوه به مبارزه سیاسی می پردازد، باید بداند که رقبای او هر چند گناهکار باشند، ممکن است توبه کرده باشند واز آتش جهنم نجات یابند. بعضی ها در دفاع از حق چنین وانمود می کنند که خود حق مطلق هستند و معاذالله اگر انبيا الهي هم رجعت ميكردند در صف سیاسی آنان قرار می گرفتند. کسانی که با چنین رویکردی به دعوای سیاسی می پردازند، بهتر است آیه مذکور را هشداری برای خود بدانند.

خداوند عاقبت همه ما را به خير كند.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

ساده لوح نباشیم

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

از روزی که رسول الله دعوت خود را آغاز کرد و آیات قرآن را برای مردم خواند، عده ای شروع به پخش شایعه و شبهه در مورد قرآن کردند. مثلا بعضی ها ادعا کردند که آهنگری رومی که به مکه آمده و حرفهایی در مورد قصص پیامبران قدیم را یاد پیامبر داده است. یا چون پیامبر به مکتب نرفته بود، حرفهای او اشعاری است که یک شاعر مجنون گفته است. پس از آن پیامبر به وحی الهی مخالفان را به مبارزه می طلبد و آنها را دعوت میکند که ده سوره مثل قرآن بیاورند برای این کار از هرکس که میخواهند کمک بگیرند، حتی از همان فردی که ادعا میکنند به پیامبر کمک کرده است؛ وبه آنها یادآور میشوند که آن فرد عرب نیست و مخالفان که عرب هستند، نیز نمیتوانند متنی در سطح ادبی قرآن بیاورند، چه رسد به این که مفاهیمی به بلندی مفاهیم قرآن داشته باشد. نکته جالب این است که با همه دشمنی و کینه مخالفان اسلام و در نظر داشتن اینکه دشمنان از هیچ چیز در دشمنی کوتاهی نکردند، اما هیچگاه نتوانستند، کتابی به عنوان رقیب قرآن بیاورند که توجه دانشمندان را جلب کند و یا مورد مراجعه مردم عادی باشد و همین مطلب از معجزات جاری قرآن است.

در اینجا قصد ندارم درباره اعجاز قرآن بحث کنم، و فقط این مقدمه را آوردم تا ناتوانی دشمنان دین را در بی اعتبار نشان دادن قرآن، یادآور شوم. اما این شکست آنها را از تلاش باز نداشته است و سیاستی که در دوره اخیر بیشتر روی آن تکیه می کنند، این است که توسط عوامل نفوذی خود و یا بازیچه قرار دادن افراد ساده لوح، خبری درباره کشف یکی دیگر از معجزات قرآن پخش می کنند و مومنین زودباور هم بدون تحقیق درباره صحت خبر و سند آن شروع به پخش کردن خبر می کنند. وقتی که خبر همه جا توسط خود مسلمین پخش شد، توسط دیگر عوامل آنها دروغ بودن خبر و بی اعتباری آن همه جا پخش میشود و چنین وانمود می کنند که اعتبار بقیه مطالبی که درباره اعجاز قرآن گفته شده، در حد آن خبر دروغ است. با این روش چنان احساس سرخوردگی در افراد سطحی نگر ایجاد می کنند که به سادگی قابل رفع نیست.

اگر با افراد ضد دین برخورد داشته باشید، در خواهید یافت که اولین چیزی که در صدد القای آن هستند، این است که دین مدت هاست که شکست نهایی خورده است و با پیشرفت علم دیگر جایی برای دین نیست. اگر واقعا این ادعا درست بود، چرا باید تمام تلاش های نظامی، سیاسی، علمی و فرهنگی آنان متوجه مسلمین باشد و دغدغه اصلی شان مقابله با گسترش اسلام در اروپا و آمریکا باشد.

شخصا موارد بسیار زیادی از این معجزات ساختگی را شاهد بودم که هر کدام از آنها در زمان خود اثرات مخربی را بر جای گذاشته است. در اینجا فقط چند نمونه از چنین اخبار کشف معجزات ساختگی را ذکر میکنم، به این امید که دوستداران دین، قبل از پخش چنین خبرهایی صحت و منبع آن را بررسی کنند:

اسلام آوردن دانشمند جنین شناسی به نام Robert Gilham

ظاهرا منبع خبر فردی مصری به نام دکتر عبدالباسط محمد السید بوده و این خبر در خبرگزاری های ایرانی چنین انعکاس یافته است:

این دانشمند یهودی که رئیس کانون تحقیقات آلبرت انیشتین نیز هست، با مطالعه آیات قرآن در رابطه با عده زن مطلقه و مقایسه آن با تحقیقات خود، دین اسلام را کامل‌ترین دین دانسته است.وی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده است که پس از گذشت سه ماه از جدایی زوجین، آثار زوجیت در طرفین از بین می‌رود و در آیات قرآن کریم نیز آمده است که زن مطلقه باید سه ماه عده نگه دارد. لذا رابرت گیلهم با مقایسه ادله علمی با آیات قرآن به این باور رسیده است که دین اسلام برتر از دین یهود و تنها دینی است که پاکی زن را تضمین کرده است.

ایراد این خبر این است که اساسا چنین فرد و چنین مرکز تحقیقاتی وجود ندارد. به علاوه عده سه ماهه طلاق در دین یهود آمده و در قرآن مبنای محاسبه عده طلاق به روز نیست، بلکه مدت عده در مورد طلاق، پاک شدن از حیض سوم و درمورد فوت همسر چهارماه قمری و 10 روز است.

فضانوردان صدای اذان را در ماه شنیدند

این قصه به این صورت بود که نیل آرمسترانگ که شروع به قدم زدن در ماه کرد، صدایی را می شنید، به طوری که ایستگاه کنترل زمینی هم این صدا را شنیدند. بعد در سال 1983 که برای شرکت در اجلاسی به مصر آمده بود، هنگام ظهر که صدای اذان بلند شد، رنگش پرید و گفت این همان صدایی است که هنگام قدم زدن در ماه می شنیدم.

فکر می کنم کسی که این قصه را اختراع کرده، قصد داشته افسانه قدم گذاشتن آدم بر کره ماه را به عنوان حقیقت به خورد مردم بدهد. بهر حال این ماجرا مورد تمسخر دشمنان قرار گرفت.

ادعای تلاش ناسا برای مخفی کردن اطلاعات خود درباره شب قدر

منبع این خبر نیز همان دکتر السید مصری بوده و چنین ادعا کرده که در حدیثی از رسول الله آمده که در زمان شب قدر شعاع های نوری که از خورشید ساطع میشود، متفاوت بوده و ناسا این پدیده را ثبت کرده ولی اجازه نداده که این خبر به گوش مردم برسد. ضمنا ناسا دانشمندانی که با مشاهده این پدیده به اسلام گرویدند، را نیز اخراج کرده است.

شخصا هیچ وقت چنین حدیثی را نشنیده ام و هیچ دلیلی برای اینکه شعاع های خورشید در شب قدر متفاوت از زمان های دیگر باشد، سراغ ندارم. ضمنا چنین پدیده ای قابل مخفی کردن نیست و با مراجعه به عکس های ماهواره هایی مثل SOHO و دیگر ماهواره ها میتوان آن را راستی آزمایی کرد.

اسلام آوردن Maurice Bucaille فرانسوی به خاطر ذکر نام هامان در قرآن

در قرآن 6 بار نام هامان به عنوان یکی از وزرای فرعون آمده است و در آیه 36-37 سوره غافر چنین آمده که فرعون به هامان دستور ساخت برجی را می دهد که با بالا رفتن از آن بتواند خدای موسی را در آسمان بیابد. در حالی که در هیچ یک از کتابهای قدیمی تر از اینکه فرعون وزیری به نام هامان داشته باشد، سخنی گفته نشده است. تنها در کتاب Esther از انجیل عتیق نام هامان برای وزیر خشایارشاه که قصد داشته فرمان قتل تمام یهودی ها را بدهد آورده شده است. البته مردخای و همسر خشایار، شاه را مجبور می کنند که هامان و همه دولتمردان و نظامی های همفکر او را به قتل برساند. به تازگی در ایران شایع شده بود که مردخای باعث شد که هامان و 77000 یار او در روز 13 فروردین کشته شوند  و از آن زمان، این روز نحس دانسته شد، که خبری بی اعتبار بود و برای تشدید احساسات ضد یهودی ساخته شده بود.

ظاهرا این فرد در کتابی که در سال 1994 نوشته ادعا می کند که در نوشته های هیروگلیف که از مصر باستان بدست آمده و به تازگی روش خواندن آنها و تلفظ لغاتش کشف شده، کلمه هامان را یافته و از او به عنوان وزیر ساختمان سازی یاد شده است. اینکه این نام در هیچ کتاب قدیمی تر نیامده، او را به این نتیجه رسانده که ذکر این نام در قرآن از معجزات قرآن است و به همین دلیل اسلام آورده است. ادعاهای او بعدا توسط هارون یحیی نویسنده شهیر ترک نیز تایید میشود.

ادعاهای این فرد بعدا توسط مخالفان اسلام رد شد و ظاهرا هیروگلیفی که ادعا میکرده وجود ندارد. بهر حال چنین ادعایی باعث شد که زبان دشمنان به بدگویی باز شود و روایت قرآن را حاصل ادغام دو قصه متفاوت تاریخی تلقی کنند. در حالی که کلمه هامان میتواند معنای کلمه وزیر را بدهد و مانند کلمه های شاه و قیصر نام عمومی باشد و به فرد خاصی اطلاق نشود. بسیار پیش می آید که چنین کلماتی را زبان های مختلف از هم قرض بگیرند.

در پایان این قصه روسیاهی برای مسلمانانی ماند که به حرف این فرانسوی بدون تحقیق استناد کردند.

سرعت نور در قرآن

آيه 5 از سوره السجده 32، چنين است:

يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ

در تفسير الميزان آنرا چنين ترجمه كرده:

امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى كند سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهائى است كه شما مى شمريد به سوى او باز مى گردد (و دنيا پايان مى يابد).

و همچنين اين تفسير ليستي از سوءاستفاده هايي كه از اين آيه شده را هم آورده است و همچنين آورده است كه شايد عدد 1000 عدد شماره اي نباشد و براي تكثير و بيان فزوني باشد.

اما فردي به نام Dr. Zaghloul Al-Naggar ادعا کرده بود در اين آيه صحبت از واحد زمان نيست بلكه منظور واحد مسافت است، همانطور كه در قديم فاصله شهرها را با واحد روز و ماه اندازه ميگرفتند؛ سعي كرد آيه را اينطور معني كند كه امور تدبير شده در روز همان قدر عروج ميكنند كه در هزار سال مسافتي طي ميشود. لذا سعي كرد بيابد چه مسافتي در 1000 سال طي ميشود كه با مسافتي كه سرعت نور در يك روز طي ميكند برابر باشد. ايشان محاسباتي را ارائه كرد كه در آن نشان داده ميشود كه مسافتي كه طبق اندازه گيري ها ماه در گردش خود به دور زمين در طي 1000 سال قمري طي ميكند دقيقا با مسافتي كه نور در يك روز طي ميكند برابر است:

اولين نكته اين است كه در محاسبات، طول روز نجومي يا sidereal day به حساب آمده كه به جاي 24 ساعت، 23 ساعت و 56 دقيقه و 4.0906 ثانيه است و اين برابر با زماني است كه طول ميكشد تا هر ستاره را دقيقا در موقعيت ديروز خود مشاهده كنيم و اين بخاطر اين است كه زمين حدود يك درجه در مدار خود بدور خورشيد جلو رفته.

سرعت نور طبق محاسبات انگليسي ها 299792.4590 (+/-) 0.0008 كيلومتر بر ثانيه است.

طبق محاسبات ايشان مسافتي كه ماه در مدار خود بدور زمين طي ميكند 2152612.34 كيلومتر است.

بنابراين در طول هزار سال قمري، ماه 2152612.34*12*1000 = 25831348080 كيلومتر را طي ميكند.

طول يك روز نجومي بر مبناي ثانيه 86164.09 است. حال اگر مسافتي كه ماه در 1000 سال قمري ميپيمايد و قرار است در يك روز طي شود را تقسيم بر اين تعداد ثانيه كنيم به عدد 299792.501 كيلومتر بر ثانيه ميرسيم كه بسيار نزديك به سرعت نور محاسبه شده در خلاء مطلق است.

اما آيا اين محاسبات درست است؟ براي جواب اين سئوال بايد چند مطلب را بررسي كرد. اول محاسباتي كه ايشان براي مسافتي كه ماه در مدار خود بدور زمين طي ميكند ساختگي بنظر مي آيد. اين عدد در سايت مربوط به ناسا 2290000 كيلومتر آورده شده.

نكته ديگر اين است كه ماه مدار خود به دور زمين را در 27.3 روز طي ميكند، اما بخاطر گردش زمين به دور خورشيد، فاصله ماه كامل تا ماه كامل بعدي 29.5 روز است.

بنابراين سرعت نور مي بايست حدود 350000 كيلومتر بر ثانيه باشد تا اين محاسبات درست درآيد كه البته چنين نيست.

نكته ديگر اين است كه ماه هر صد سال حدود 3.8 متر از زمين فاصله مي گيرد، كه هرچند كه بسيار ناچيز است، ولي اگر بخواهيم با سه رقم اعشار اين اعداد محاسبه شده را با هم مطابقت دهيم، بايد آنرا در نظر گرفت و ديد اين محاسبه براي چه زماني انجام شده است.

حال با فرض اينكه اين محاسبات درست باشد، از اين مطلب چه استفاده اي ميتوان كرد؟ آيا ميتوان گفت كه امر تدبير شده پروردگار از جنس نور است و يا بقيه تفاسير آيه فوق كه بازگشت امور بسوي پروردگار را در هنگام قيامت فرض كرده اند غلط است؟

بهرحال بازار پيدا كردن اينگونه معجزات اين روزها گرم است و توجه خيلي ها را به خود جلب كرده است.

اعجاز عددی قرآن

از قديم پيدا كردن نظم هاي رياضي در كتابهاي آسماني و همچنين يافتن پيامهاي مخفي در آن رایج بوده است. نقل شده كه نيوتن به همين روشها در انجيل جستجو كرده و به این وسیله دریافته که پايان جهان حدود سال 2070 میلادی است. ايشان با گرفتن حروف با فواصل مساوي (equidistant characters) ، يعني مثلا يك حرف از هر 5 حرف، سعي كرده بود كلمات و جملاتي را بيابد كه به زبان رمز پيغامي را رسانده باشد و در اين باره مطالب بسياري ميتوانيد بيابيد.

اصل وجود نظمی عددی در قرآن قابل انکار نیست و مواردی موثق را میتوانم لیست کنم. اما اینکه چرا بعضی ها سعی کردند مواردی خلاف واقع را در کتابهای خود بنویسند و آن را تبلیغ کنند، سئوال برانگیز است. تاسف بار تر این است که حتی بعضی از محققین نیز در کتابهای خود به آن استناد کردند.

آقای عباس یزدانی مقاله ای با عنوان “اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن” نوشته و بطلان ادعاهای بسیاری در مورد کشف نظم ریاضی در قرآن را اثبات کرده است. هر چند این ادعاها از سوی افراد غیر موثق و با اهداف پنهانی صورت گرفته بود، حتی در بعضی کتب تفسیری نیز به آنها استناد شده است.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

مطالبی که در بخش اول این موضوع عرض شد، مطالبی مقدماتی بود تا روشی برای اطمینان از صحت تصمیم گیری معرفی کند. بعضی وقتها ما ریسک موجود در تصمیم گیری های خود را درست ارزیابی نمیکنیم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود