مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این نوشته را در پاسخ به سئوالی که دوستی ناشناس در دو پست قبلی مطرح کرده بود، می نویسم. همان طور که اطلاع دارید، اعتقاد به ظهور منجی که دنیا را پر از عدل و داد کند، در همه ادیان بزرگ وجود دارد. در این باره دیگران زیاد مطلب نوشته اند و اگر درباره “اعتقاد به منجی در ادیان مختلف” در اینترنت جستجو کنید، مطالب بسیاری را خواهید یافت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

شاید تا بحال با کسانی برخورد کرده باشید که چنین ادعایی و یا نزدیک به آن داشته باشند:

مگر نه این است که هدف دین سعادت نوع بشر است و مگر نه این است که همه ادیان الهی با همین هدف آمده اند، پس بیاییم هر آن چه را که در هر کدام از این ادیان مفید به سعادت بشر دیدیم، اتخاذ کنیم و دستورات دینی که در ظرف زمانی و شرایط خاص برای قوم خاصی آمده کنار بگذاریم. روح کلی احکامی مانند پاکی و ناپاکی و حلال و حرام خوراکی ها را گرفته و بگذاریم هر جامعه منطبق با زمان و شرایط خود، آن را دوباره تعریف کند. آن چه را هم که در کتاب های دینی به زبان قومی خاص و با توجه به روحیات آنها بیان شده، کنار بگذاریم و بر اقوام دیگر در ظرف زمانی متفاوت تحمیل نکنیم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

ساده لوح نباشیم

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

از روزی که رسول الله دعوت خود را آغاز کرد و آیات قرآن را برای مردم خواند، عده ای شروع به پخش شایعه و شبهه در مورد قرآن کردند. مثلا بعضی ها ادعا کردند که آهنگری رومی که به مکه آمده و حرفهایی در مورد قصص پیامبران قدیم را یاد پیامبر داده است. یا چون پیامبر به مکتب نرفته بود، حرفهای او اشعاری است که یک شاعر مجنون گفته است. پس از آن پیامبر به وحی الهی مخالفان را به مبارزه می طلبد و آنها را دعوت میکند که ده سوره مثل قرآن بیاورند برای این کار از هرکس که میخواهند کمک بگیرند، حتی از همان فردی که ادعا میکنند به پیامبر کمک کرده است؛ وبه آنها یادآور میشوند که آن فرد عرب نیست و مخالفان که عرب هستند، نیز نمیتوانند متنی در سطح ادبی قرآن بیاورند، چه رسد به این که مفاهیمی به بلندی مفاهیم قرآن داشته باشد. نکته جالب این است که با همه دشمنی و کینه مخالفان اسلام و در نظر داشتن اینکه دشمنان از هیچ چیز در دشمنی کوتاهی نکردند، اما هیچگاه نتوانستند، کتابی به عنوان رقیب قرآن بیاورند که توجه دانشمندان را جلب کند و یا مورد مراجعه مردم عادی باشد و همین مطلب از معجزات جاری قرآن است.

در اینجا قصد ندارم درباره اعجاز قرآن بحث کنم، و فقط این مقدمه را آوردم تا ناتوانی دشمنان دین را در بی اعتبار نشان دادن قرآن، یادآور شوم. اما این شکست آنها را از تلاش باز نداشته است و سیاستی که در دوره اخیر بیشتر روی آن تکیه می کنند، این است که توسط عوامل نفوذی خود و یا بازیچه قرار دادن افراد ساده لوح، خبری درباره کشف یکی دیگر از معجزات قرآن پخش می کنند و مومنین زودباور هم بدون تحقیق درباره صحت خبر و سند آن شروع به پخش کردن خبر می کنند. وقتی که خبر همه جا توسط خود مسلمین پخش شد، توسط دیگر عوامل آنها دروغ بودن خبر و بی اعتباری آن همه جا پخش میشود و چنین وانمود می کنند که اعتبار بقیه مطالبی که درباره اعجاز قرآن گفته شده، در حد آن خبر دروغ است. با این روش چنان احساس سرخوردگی در افراد سطحی نگر ایجاد می کنند که به سادگی قابل رفع نیست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

معمولا این شبهه به این صورت مطرح میشود که چون پیامبر مکرم اسلام فرد امی بوده و در سرزمین بیابانی حجاز زندگی میکرده، تمام نمونه هایی که از طبیعت در قرآن آورده شده، محدود به همان سرزمین است. مثلا از شتر بعنوان نمونه در قرآن یاد شده ولی از برف حرفی زده نشده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود