هیچ چیز را در زندگی نباید کش فرض کرد

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هر کدام از ما قصه های زیادی از بزرگانی شنیده‌ایم که فقط یک جمله به پیروان خود میگویند و آن پیروان تمام زندگی خود را صرف میکنند که همان یک جمله را بهتر در زندگی خود پیاده کنند. آن پیروان هرچه در زندگی جلو می‌روند و دانش و تجربه بیشتر کسب میکنند، درمی‌یابند که دستور آن بزرگ را بهتر و کاملتر میتوانستند اجرا کنند.

نمیخواهم ادعا کنم که این کار در همه موارد درست است. چون مواردی هم بوده که پیروان در تعبیر حرف بزرگان خود افراط کرده‌اند و آنرا در جایی که نباید استفاده کرده‌اند. به عنوان نمونه چند قرن پیش در قصر باکینگهام در نزدیکی جایی که کودکان بازی میکردند، گلی می‌روید و پادشاه انگلیس دستور میدهد نگهبانی در آن نقطه بایستد تا آن گل زیبا را کودکان لگد نکنند. آن گل پژمرد و آن پادشاه مرد، اما برای صدها سال نگهبانی در همان نقطه تمام وقت می‌ایستاد تا از چیزی که نمیدانست چیست حفاظت کند. وقتی صورت مسأله پاک شده است، تبعیت از دستور دیگر حکمتی ندارد.

اما بسیاری از توصیه‌های اخلاقی و منش های اجتماعی، تا وقتی که آدم آدم است، معتبر و قابل اجرا میمانند. بعضی از حکمها هم ظاهری دارد و مغزی. یعنی مانند پیاز وقتی لایه‌ای را کنار میزنی درون آن مغزی می‌بینی و درون لایه بعدی هم مغز دیگری. به این نوع احکام جوامع الکَلِم میگویند، یعنی جمله واحدی که هر کس میتواند مطابق درک و توانایی و وسعت وجودی خود مفهومی دریابد. در قرآن نیز از این قبیل جملات فراوان دیده میشود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

احتمالاً با این پدیده برخورد کرده‌اید که بعضی افراد مدلهایی به ظاهر علمی از جهان ارائه میکنند که به هیچ وجه قابل راستی‌آزمایی نیست. همین مطلب درباره مدلهای سیاسی و باورهای فکری نیز صادق است. بعضی از افراد باورهایی سیاسی و یا اعتقادی دارند که نه می‌شود آن باورها را راستی‌آزمایی کرد و نه راهی برای پیدا کردن موارد نقض می‌شود یافت. قبلاً در مقاله‌ای تحت عنوان درباره فرق علم با توهم علم مثالهایی از این باورها را آورده بودم. نکته‌ای که این مقاله قصد دارد به آن برسد این است که هیچ احتیاجی به افتادن در دام چنین باورهایی نیست. مدلی که نشود آنرا راستی‌آزمایی کرد، اصلاً قابل طرح کردن نیست و اتلاف وقت روی آن لزومی ندارد. روش صحیح برخورد با چنین مدلهایی، چه در زمینه علمی و چه سیاسی، این است که اول ببینیم آیا قابل راستی‌آزمایی هست یا نه. اگر یک نظر سیاسی و یا علمی قابل راستی‌آزمایی نیست، قابل طرح و بحث هم نیست.

قبل از اینکه به ادامه بحث بپردازم، ذکر این نکته مفید است که آنچه اسلام درباره قیامت و عالم پس از مرگ بیان کرده، با براهین قاطع و یقین‌آور همراه است. قرآن هم فقط مواردی را در این زمینه تشریح کرده که قابل استدلال است. رسم قرآن این است که چیزی که قابل برهان نباشد را ذکر نکند تا جایی برای شک و شبهه باقی نماند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

روزی دست خداست

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

برای همه مردم واضح است که اعتقاد به خرافات پسندیده نیست و در عالمی که رابطه علت و معلول بر هر پدیده‌ای حاکم است، برای هر معلولی باید علتی وجود داشته باشد. اما در عمل فاصله گرفتن از خرافات کار راحتی نیست. بر خلاف انتظار عموم کسانی که خود را روشن‌فکر، واقعگرا، تحصیلکرده و مدرن و پست-مدرن میشناسند، کمتر از دیگران در معرض افتادن در دام خرافات نیستند. طبیعتاً نوع خرافات رایج در بین این افراد با افراد سنتی تر متفاوت است. یکی از شایعترین خرافات در بین این افراد، باورهایی است که درباره روند موفقیت مالی و ثروتمند شدن دارند.

بسیاری از مطالبی که در کلاس‌های موفقیت مالی و تولید ثروت آموزش داده میشود، خرافات محض است. بعضی از این به اصطلاح استادان موفقیت چنین بیان میکنند که موفقیت حاصل یک نحوه نگرش متفاوت به دنیا است و با عوض کردن نوع نگرش خود به دنیا، میتوانید وضعیت مالی‌تان را تغییر دهید. اثبات اینکه چنین باوری خرافات است، بسیار ساده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

تمرین تفکر صحیح: نکته ۴، روش بحث

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

وقتی طرفین شرکت کننده در بحثهای علمی و سیاسی پایبند استدلال عقلی و منطقی باشند و واقعا قصد داشته باشند که دلایل و مستندات خود را مقابله کنند تا حقیقت بر همه طرفین معلوم شود، چنین بحثی بسیار شیرین و آموزنده میتواند باشد. اما همه مباحثه ها چنین نیستند. بعضی از طرفین دنبال کشف حقیقت نیستند و به هیچ وجه حاضر نیستند دلیل معتبر طرف مقابل را، حتی اگر اعتبار آن بر خودشان هم روشن باشد، قبول کنند. افرادی که معمولا با چنین روحیه ای در بحث شرکت میکنند، معمولا از همان اول درباره اینکه وقتی در تنگنا گیر کردند، چطور از آن بیرون بیایند، برنامه ریزی میکنند. بنابراین باید روش بحث با اینگونه افراد، و شگردهایی که برای فرار از تنگنا بکار میبرند، را دانست.

شناخت این روشها به شما این امکان را میدهد که در دامی که طرف مقابل گشترده، نیافتید. و یا حداقل بدانید که بحث را تا کجا ادامه دهید. اگر طرف مقابل شما از اینگونه روشها استفاده میکند، قطعاً نفعی برای شما در ادامه بحث وجود ندارد. تنها نتیجه‌ای که بحث میتواند داشته باشد این است که فرصت تبلیغ یک فکر غلط را از حریف بگیرید و یا او را به تفکر بیشتر و بازنگری در نظراتش تشویق کنید.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

تمرین تفکر صحیح: نکته ۳

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

میتوان از شعار و شعور و شعر حکیمانه استفاده کرد و هر کدام را در جای خود بکار برد. مثلاً کار یک فرمانده نظامی که به قصد ترساندن و ناامید کردن دشمنان شعار میدهد و رجز میخواند، میتواند حکیمانه باشد. شعر هم اگر در جای خود مصرف شود، لطف بسیاری دارد. همه ما چنین صحنه‌هایی را تجربه کرده‌ایم که خواندن یک شعر بر سر بالین بیماری که در حال از دست دادن امید به زندگی است، و یا برای بیان عشق و علاقه، چطور اعجاز میکند.

نکته این است که نباید این‌ها را به جای هم بکار برد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

تمرین تفکر صحیح: نکته ۲

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اگر تا بحال درگیر یک بحث سیاسی و یا علمی شده باشید، با این وضعیت برخورد کرده‌اید که یکی از طرفین به دیگری میگوید که دلیلت مضحک است. شاید هم چنین فردی پیش خودش فکر کند که حرف طرف مقابل اصلا قابل مطرح شدن نیست. اما در هر صورت باید غیر قابل قبول بودن حرف حریف را با استدلال نشان دهند، و نه تمسخر. اگر کسی واقعا باور دارد که توان تفکر صحیح را دارد و حرف خودش مستدلتر است، باید بتواند با استدلال ضعیف بودن حرف حریف را نشان دهد. استفاده از تمسخر حاکی از این است که گوینده میخواهد ضعف استدلال خود را بپوشاند.

بحث غلط و درست بودن یک استدلال با بحث مضحک بودن اساساً از دو جنس متفاوت هستند. اگر بشود به چیزی خندید، به این معنی نیست که حتماً غلط هم هست. در این دنیا می‌شود هر چیزی را دستمایه طنز قرار داد. آدمهای با استعدادی هستند که میتوانند غمبارترین و تأسف انگیزترین صحنه‌ها را به جوک تبدیل کنند. اگر کسی بتواند با چیزی جوک درست کند، لزوماً به این معنی نیست که عقلاً غلط است. اما بسیاری مواقع همین فشار روانی تمسخر باعث میشود آدم تمایلی به شرکت در بحث علمی و ارائه دلیل نداشته باشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

تمرین تفکر صحیح: نکته ۱

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تفکر صحیح  داشتن و منطقی فکر کردن کار ساده ای نیست.  اگر از اکثر افراد سئوال شود که آیا شما منطقی و برهانی فکر میکنید؟ بعید میدانم کسی پیدا شود که اعتراف به غیر منطقی بودن کند. صحیح فکر کردن ترکیبی از علم و هنر است. چون برای این کار هم به دانش کافی نیاز است و هم به تبحر در بکارگیری ابزارهای منطق.  بنابراین هر کس که ادعا و یا آرزوی عاقلانه فکر کردن را دارد، باید بطور مستمر در کسب دانش و تمرین منطقی فکر کردن بکوشد. به همین دلیل تصمیم دارم انشاء الله سلسله نکاتی را در باب تفکر صحیح عرضه کنم. البته این کار به این معنی نیست که شخصا ادعای آن را داشته باشم که در قله عاقل بودن قرار دارم. به عنوان مثال کسی که فنون رزمی را آموزش میدهد، با اینکه قاعدتا باید بکارگیری فنونی که آموزش میدهد را بلد باشد، لزوما هنرمندترین و چابکترین فرد در بکارگیری این فنون نیست. ضمنا اگر دوستان گرامی اضافه کردن نکته‌ای را به این مجموعه مفید میبینند، لطفا بفرمایند تا این بحث تکمیل شود.

نکته اول درباره جوک گفتن و شنیدن است:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

تفکر صحیح را تمرین کنیم – بخش دوم

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در بخش اول تلاش داشتم این مطلب را تشریح کنم که آشنایی با قوانین منطق و تمرین و ممارست در بکارگیری آن، هرچند لازم است اما کافی نیست و شرط مقدماتی آن این است که انسان از نفسی سلیم برخوردار باشد و در نوشته دیگری حدیثی را از امام صادق آورده بودم که در آن 75 لشگری عقل را نام برده بود که در برابر 75 لشگری جهل باید از آنها استفاده کرد تا امکان صحیح فکر کردن وجود داشته باشد. در این بخش قصد دارم این قضیه را از جنبه دیگری بررسی کنم.

همان گونه که اهل علم همه قوانین منطقی را مدون می کنند تا کار خود را در تحلیل قضایا آسان و مدون کنند، کسانی که میخواهند با افکار و اذهان مردم بازی کنند و اذهان آنها را کنترل کنند و یا جنگ روانی راه بیاندازند، نیز روش های مدون و دوره های آموزشی پیچیده ای برای این کار دارند و برای اینکه چگونه ذهن مردم را در تحلیل منطقی به اشتباه بیاندازند، برنامه ریزی می کنند. درست است که اگر کسی نفس خود را تهذیب کرده باشد و کاملا در بکارگیری قوانین منطق متبحر باشد و در بررسی قضایا از حوصله و تعمق کافی برخوردار باشد، از اشتباه مصون می ماند و یا حداقل سریع می تواند اشتباه خود را جبران کند، اما همه  مردم چنین تمرینی ندارند و آشنایی با تکنیک های به اشتباه انداختن ذهن به آنها در تشخیص مقدمات و مصالح فاسد استدلال و همچنین شکل غلط استدلال کمک میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

تفکر صحیح را تمرین کنیم – بخش اول

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در دانشگاه با اینکه در رشته ای فنی تحصیل می کردم، درسی داشتیم به نام منطق صوری. دلیل گنجاندن چنین درسی در برنامه دانشجویان هم این بود که آنها روش فکر کردن صحیح را یاد گرفته و با قواعد آن آشنا شوند. البته چندان فایده و اثری در آن درس منطق صوری نیافتم. یکی از دلایل آن هم این بود که بیشتر تمرکز درس بر اصطلاحات فنی بود و کمتر به تمرین تفکر صحیح می پرداخت و برخورد دانشجویان هم این بود که فقط نمره درس را بگیرند و از دست آن راحت شوند.

معادل این درس در دانشگاه های غربی به نام Critical Thinking است و دانشجویان اکثر رشته ها موظف به گذراندن آن هستند. تمرکز این درس معمولا به جای اصطلاحات فنی و بررسی اقسام قیاس، روی تمرین منطقی فکر کردن است و با بحث کردن روی مثال های متعدد، نقاط قوت وضعف استدلال ها را بررسی میکنند. دلیل این روش هم این است که دانشجویان اصطلاحات فنی را با گذر اندک زمانی فراموش می کنند، ولی اثر تمرین های صحیح فکر کردن، با دوام تر است. البته به دلایلی که در ذیل بحث خواهد شد، در نهایت دانشجویان غربی هم چندان در فن منطقی و عاقلانه فکر کردن متبحر نمیشوند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

حرف درست زدن، درست شنیدن حرف

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مقدمه و معرفی وبلاگ عرض کردم که حرف درست زدن کار مشکلی است و نیاز به مطالعه و تجربه دارد. از طرف دیگر گوینده باید سعی کند امانت دار باشد و جنس حرف را درست به مخاطب معرفی کند. مثلا جایی که گوینده انتظار استدلال و منطق دارد، شعر و شعار تحویل ندهد و به اصطلاح گندم نمایی و جو فروشی نکند.

اما درست شنیدن حرف کار مشکل تری است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود