مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در طول زندگی خود با افراد زیادی برخورد داشته ام که ادعای کشفیات شگرف علمی و یا اختراعات مهمی داشته اند. کشفیاتی که مسیر تمدن بشری را تغییر می دهد و افق های جدیدی را می گشاید. واضح است که باور کردن همه این افراد عملی نیست، و دروغگو خواندن همه آنها نیز از عقل به دور است، چون اگر حتی یک نفر از بین هزار نفر این مدعیان راستگو باشد، ارزش آن را دارد که برای پیدا کردن آن و راستی آزمایی ادعا، وقت و هزینه صرف شود. در این نوشته قصد دارم این مطلب را در حد توان تحلیل کنم.

در واقع آنچه در این زمینه مشاهده میشود، یک پدیده واحد نیست و تنها مختص به دوره معاصر هم نیست. از سده های گذشته موارد بسیاری در تاریخ ثبت شده است که مخترعین و مبتکرین ادعا کرده اند که دستگاهی را ساخته اند که بطور دائم کار میکند و یا انرژی خروجی دستگاه از انرژی مصرف شده آن بیشتر است، که این پدیده را Over-Unity می نامند. البته چنین چیزی با قوانین ترمودینامیک سازگار نیست و امکان ساخت چنین دستگاهی وجود ندارد. اما تعداد این ادعاها در تاریخ به قدری زیاد بود که بخش مهمی از وقت آکادمی های علمی جهان را تلف میکرد. این لینک  که نام خود را موزه دستگاه هایی که کار نمیکند گذاشته، بسیاری از چنین ایده هایی را لیست کرده و توضیحات جالبی در این زمینه ارائه کرده است که مرور آن توصیه میشود.

اولین گروهی که چنین ادعاهایی دارند، کسانی هستند که ذهنی فعال و هوشی سرشار دارند و واقف هستند که آنچه به عنوان قوانین ثابت فیزیک معرفی شده است، حاصل ذهن افرادی مانند خودشان است، بنابراین خود را محدود به باید و نبایدهای شناخته شده نمی کنند، اما در ارائه طرح های نوی خود و یا مشاهدات تجربی خود عجله کرده و بدون آزمایش کافی و گاها با محاسبات غلط، نتایج را گزارش میکنند. نمونه اخیر از این قبیل موارد، ادعای شکستن سد سرعت نور توسط نوترینوها بود که بعدا معلوم شد این اشتباه به خاطر خرابی دستگاههای اندازه گیری رخ داده است.

اما مدعیان دیگری نیز هستند که با علم به غلط بودن نظریاتشان و کارآیی نداشتن طرح هایشان، دست به تبلیغ درباره دستاوردهای نداشته شان می زنند. حتی موضوع دستگاههای کار دائم با این همه سابقه تاریخی درباره آن، هنوز زمینه مهمی برای چنین ادعاهایی است، بلکه چنین ادعاهایی هم بیشتر شده و هم پیچیده تر. دلیل آن هم این است که شاخه های علمی و فنی بسیار بیشتری از قدیم وجود دارد که مدعیان جدید بتوانند با استفاده از مخلوطی از آنها، ذهن مخاطب را گیج کرده تا نتواند پدیده ای که در حال رخ دادن است را درست تحلیل کند. به عنوان نمونه در این ویدئو کلیپ ضمیمه که یکی از جلسات چند ماه گذشته سمینار پربیننده و معروف TED است، فردی نه تنها روشی برای ساخت چنین دستگاهی را ارائه میکند، بلکه ادعا میکند که این کشفیات را از کتاب مقدس بهائیت الهام گرفته است. ادعاهای عجیب و غریب اکتشافات و ابتکارات، فقط محدود به دستگاه های کار دائم نیست و به عنوان نمونه سال گذشته اداره ثبت اختراعات آمریکا تقاضای ثبت اختراع ماشین سفر در زمان را دریافت کرده بود. ویا اخیرا خبرهایی بیشماری درباره ماشین هایی که سوخت آنها تنها آب مقطر است، به گوش میرسد.

نمونه دیگر از این کلاه برداری های علمی بنیاد کشی متعلق به مهران توکلی کشی است که ساکن بلژیک است. ادعای ایشان این است که به درک جدیدی از ساختار اتم و قوانین حاکم بر آن رسیده که او را قادر می سازد میدان جاذبه را تحت کنترل در آورد، بنابراین تکنولوژی ایشان علاوه بر اینکه میتواند در مسافرت های فضایی به کار گرفته شود، میتواند مشکل انرژی و تغذیه را نیز برای بشر حل کند. البته ادعای ایشان به این هم محدود نمیشود و تکنولوژی خود را نیز در درمان بیماری های ناعلاج موثر میداند.

اما درباره علل وجود چنین پدیده ای تحلیل جامعی تا بحال ارائه نشده است.

عوامل متعددی در پیدایش چنین پدیده ای سهیم هستند که هر کدام به تنهایی نیازمند تحقیقی مستقل است که از حوصله و توان نویسنده خارج است.

علت اول:

امکان کشفیات بزرگ علمی را نمی توان کلا نفی کرد. پیدا کردن مواد جدید با خواص استثنایی، شناخت نحوه استفاده از منابع انرژی که اکنون ناشناخته است، و از همه مهم تر ارائه مدل هایی کامل تربرای تحلیل پدیده های فیزیکی، در تاریخ بشر بی سابقه نیست. عمده پیشرفت های تمدن معاصر بر اساس مدلی است که در قرن 19 توسط ماکسول و دیگران، از الکتریسیته و امواج الکترومغناطیس ارائه شده است و آنچه که از دستاوردهای علمی و فنی بر اساس این مدل قابل دستیابی بود، به دست آمده است. بنابراین همین مدل مانع پیشرفت های بیشتر است و تا وقتی مدل کامل تری ارائه نشود، انتظار جهشی در علم و فن که مسیر تمدن بشری را تغییر دهد، نباید داشت.

واقعیت این است که اندیشمندان بسیاری در سده های گذشته و معاصر، نظریه ها و اختراعات و کشفیاتی داشته اند که مهم بوده اند، ولی در معرض دید عموم نیست. یکی از دلایل آن هم این است که دستگاه های اطلاعاتی و نظامی کشورها سعی دارند چنین کشفیاتی را برای خود نگاه دارند. اگر هم خبر چنین کشفیاتی به گوش جامعه علمی رسید، حداقل دو چیز را در دستور کار دارند. اولا مدعیان دروغینی را پرورش میدهند که ادعاهای مشابه داشته باشند و با کمک تبلیغاتی و پشتیبانی، آنها را در جامعه مطرح میکنند، تا هم عموم جامعه علمی و هم کشورهای رقیب را با این مدعیان دروغین سرگرم کنند. دوما پس از آن افراد وابسته خود در جوامع علمی را مامور میکنند که چنین ادعاهایی را پوچ و بی ارزش معرفی کنند. با این دو کار، اذهان کنجکاو و جستجوگر فقط نسخه تقلبی مخترعان و مبتکران را پیدا میکنند و بعد تحت تاثیر چهره های سرشناس علمی، از درست بودن چنین ادعاهایی ناامید میشوند. غافل از اینکه احتمال دارد در پشت این صحنه گردانی ها، دستگاههای اطلاعاتی و نظامی قصد مخفی کردن چیزی را دارند.

بنابراین شخصا بر این باورم که وقتی ادعای کشفیات مهم توسط چنین افراد شارلاتانی در جامعه مطرح میشود، به جای اینکه سریعا به تمسخر آنها پرداخت، باید احتمال داد که سرویس های اطلاعاتی و نظامی بعضی کشورها به دنبال لوث کردن یک کشف علمی و پاک کردن آن از ذهن جامعه و بالنتیجه استفاده اختصاصی از آن هستند.

درباره علل دیگر این پدیده انشاءالله در آینده بحث خواهم کرد.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود