مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مورد اینکه چه تیتری انتخاب کنم، هرچه فکر کردم، چیزی بهتر از این پیدا نکردم. این که میخواهم در این باره مطلبی در حد بضاعت محدود خود ارائه کنم، نه از روی تفنن بلکه به خاطر اهمیت موضوع است. برای اینکه اهمیت موضوع را نشان دهم، با بیان تجربه شخصی خودم شروع می کنم:

حدود سن 19 سالگی که به آموزش نظامی رفته بودم، هر روز مجبور بودیم تمرینات سختی را از جمله دویدن چندین کیلومتر و یا پرش از موانع انجام دهیم. مثلا یکی از تمرین ها به این صورت بود که همه را در پای یک تپه به صف می کردند و فرمان بالا رفتن از تپه می دادند و بعد شروع به تیراندازی به پایین تپه می کردند تا اگر کسی سستی کند، از ترس گلوله مجبور به دویدن به سمت بالا شود. در چنین شرایطی علی الخصوص وقتی که روی سلامت روانی مربی نشود زیاد حساب کرد، حتی پیرمردهایی که راه رفتن عادی برایشان سخت بود، به چابکی آهوی وحشی میتوانستند از تپه بالا بروند. اما بعد از اتمام دوره آموزشی 50 روزه هیچ پیشرفتی از نظر استقامت و یا قدرت در خود مشاهده نکردم و تنها  چیزی که باقی ماند، درد مفصل های در رفته بود. در سال های بعد که به خاطر شغلم، ساعت های طولانی جلوی کامپیوتر می نشستم، ستون فقراتم صدمه دید و چاره ای جز جراحی دیسک کمر نبود. درسی که از مجموع این وقایع گرفتم این است که:

اول: برای آمادگی جسمانی و سلامت جسمی باید برنامه ریزی بلند مدت کرد و با تمرین های سخت و فشرده و در دوره کوتاه نمیشود نتیجه مناسب گرفت

دوم: آدم باید برنامه ریزی حفظ سلامت و آمادگی بدن را تا پایان عمر دنبال کند و تا حد امکان اجازه ندهد که وقفه ای در آن بیافتد.

سوم: تمرین های سخت در شرایطی که بدن آمادگی لازم را ندارد، احتمالا باعث صدمه میشود.

چهارم: برای افزایش آمادگی جسمانی و حفظ بدن، احتیاج به وسایل و امکانات خاصی نیست، بلکه بیشتر برنامه داشتن و رعایت آن مهم است. مثلا در مورد خودم، اگر پس از هر نیم ساعت کار چند حرکت نرمشی ساده انجام داده بودم، بسیاری از مشکلات جسمی یا بوجود نمی آمد و یا به مرحله حاد نمی رسید.

شرکت در کلاس های ورزشی مانند کلاس کاراته نیز به این دلیل که فقط روی جنبه های خاصی از آمادگی جسمی تمرکز می کنند، کافی نبوده و فرد باید برای جبران جنبه های دیگر شخصا برنامه ریزی و اقدام کند. به علاوه ممکن است به خاطر روش غلط آموزشی و اعمال خشونت در چنین کلاس هایی موجبات صدمه مضاعف به جسم فراهم شود.

مطلب دیگر این است که ورزش نکردن باعث خمودی و در نهایت افسردگی فرد شده و بر آمادگی روانی فرد در مقابله با حوادث روزگار نیز اثر می گذارد. حفظ عقل سالم و روحیه با نشاط مستلزم سالم نگاه داشتن بدن است.

تصور بیشتر مردم از تمرینات آمادگی جسمانی دویدن، دو آهسته، حرکات نرمشی و یا حتی وزنه برداری است. اما میشود آمادگی جسمانی را چنین معنی کرد: “توان انجام راحت و آسان وظائف روزانه و قدرت برخورد با شرایط غیر مترقبه”. هر چند دویدن و یا دو آهسته مفید هستند، ولی لزوما بهترین روش برای پرورش و تناسب اندام نیستند. تمرین های تقویت قلب و عروق یا Cardiovascular مانند دویدن تنها به بالا رفتن آمادگی برای انجام کارهایی که در آن نیاز به کارکرد سریع قلب و گردش مناسب خون است، کمک می کند، آن هم به شرطی که هر جلسه تمرین حداقل 20 دقیقه طول بکشد. ضمنا اگر تمرین شما فقط شامل دو آهسته باشد، توان شما برای دو سریع افزایش نخواهد یافت. هم چنین اگر به تمرینات وزنه برداری بپردازید و در این زمینه پیشرفت کنید، ظرفیت ریه های شما تغییر نخواهد کرد و هنگام بالا رفتن از پله های زیاد مشکل خواهید داشت.

بنابراین اگر کسی بخواهد توان و آمادگی جسمانی عمومی خود را بالا ببرد، باید هم تمرین هایی که به تنفس زیاد نیاز دارد (Aerobic) و هم تمرین های بی نیاز از تنفس زیاد (Anaerobic) را در برنامه خود بگنجاند. همچنین این برنامه باید شامل تمرینات نرمشی ریتمیک که وزن بدن خود آدم در آن بکار گرفته میشود (Calisthenics) وهم شامل تمرینات افزایش قدرت و مقاومت با استفاده از وزنه Circuit training باشد.

برخلاف تصور عموم که بلند کردن وزنه را عامل همه ضایعات کمر می دانند، عوامل زیر نقش مهم تری در این ضایعات دارند:

1.       آماده نبودن عضلات و نرمش نکردن قبل از بلند کردن وزنه

2.       اینکه فقط بعضی از عضلات تقویت شده باشند و بعضی دیگر پرورش داده نشده باشد.

3.      روش نادرست بلند کردن وزنه و عدم کنترل صحیح آن

اگر اهل ورزش نیستید و به تازگی تصمیم به تدوین برنامه برای آمادگی جسمانی دارید، به یاد داشته باشید که این برنامه باید به آهستگی پیش رود و دنبال پیشرفت سریع و حرکات دارای ریسک بالا نباشید. این مطلب به شما کمک خواهد کرد که درک کامل تری از توان جسمی خود و یا احتمالا نقطه ضعف ها داشته باشید. ضمنا نکات ایمنی را هم باید در نظر داشته باشید.

برنامه تمرین باید توسط خود فرد و با توجه به توان و مشخصات فیزیکی او تدوین شود. یعنی هر کس باید تمرین را از سطوح ساده شروع کند و با توجه به نیازها و سطح پیشرفت و عواقب تمرین، برنامه خود را برای آینده تنظیم کرده و اهداف مشخصی را دنبال کند. اهداف برنامه باید مشخصات زیر را داشته باشند:

اولا مشخص و تعریف شده باشند. مثلا بعضی افراد به وزنه برداری می پردازند و در این رشته خوب پیشرفت می کنند، در حالی که قصد ویا شرایط شرکت در مسابقات قهرمانی را ندارند. لذا هدف آنها از پی گیری تمرینات مشخص نیست و تمرین های آنها اثری در زندگی عادی آنها ندارد و اتلاف وقت است.

دوما قابل اندازه گیری باشند. به عنوان مثال میتواند یکی از اهداف شما این باشد که پس از 6 ماه بتوانید مثلا 10 کیلومتر را بدوید و به تدریج سعی کنید به چنین هدفی برسید.

سوما قابل قبول و واقع بینانه باشد و مطابق شرایط جسمی و شغلی و وقت شما تعیین شده باشد.

چهارما زمان رسیدن به اهداف تعیین شده باشند و فاصله زمانی بین تمرینات هم کم و زیاد نشود.

تمرین تقویت قلب و عروق وتنفس

هدف این گونه تمرین ها این است که قلب با ضربان بیشتری کار کند و تنفس و گردش خون بیشتر از حالت عادی باشد، تا به افزایش ظرفیت ریه و قدرت قلب کمک شود. هر جلسه تمرین بهتر است بین 20 تا 60 دقیقه باشد و اگر مدت تمرین کمتر از 15 دقیقه باشد، نتیجه قابل توجهی نخواهید گرفت. ورزشکاران حرفه ای سعی می کنند سرعت تمرین را تا آنجا زیاد کنند که در طی تمرین ضربان قلب آنها در دقیقه به 220 منهای تعداد سالهای عمر آنها برسد. یعنی برای یک فرد 30 ساله حداکثر ضربان قلب در دقیقه هنگام تمرین باید 190 باشد. انتخاب نوع تمرین نیز باید تا حد امکان به نحوه زندگی و اهداف فرد نزدیک باشد. مثلا اگر کسی نیاز دارد که کوهنورد خوبی بشود، باید این گونه تمرین ها را هنگام کوه نوردی انجام دهد. ویا اگر کسی بخواهد دونده شود، باید قلب و تنفس را در هنگام دویدن تقویت کند.

اگر این گونه تمرین ها را برای حفظ عمومی سلامت میخواهید انجام دهید، می توانید هنگام دو ویا کوهنوردی ویا شنا، این تمرین ها را با شدت های متنوع انجام دهید. تعداد این گونه تمرین ها می تواند دو یا سه بار در هفته، بسته به شرایط جسمی شما و سرعت پیشرفتتان انجام شود.

تمرین های قدرت و مقاومت عضلانی:

این گونه تمرین ها را می توان به نحوی انجام داد که باعث افزایش قدرت عضلات شوند و یا افزایش مقاومت عضلات را باعث شوند. به عنوان مثال برای افزایش قدرت عضله بازو در پرس سینه میتوان وزن بالاتری را به تعداد کمتر بالا برد. در حالی که اگر افزایش مقاومت عضله مورد نظر باشد، باید وزن کمتری را به دفعات بیشتر بالا برد.

این لینک نحوه برنامه ریزی برای تمرین های مقاومتی و قدرتی را به خوبی توضیح داده است.

اگر دستگاه های ورزشی در دسترس شما هست و یا می توانید معادل آن را در خانه با امکانات موجود فراهم کنید، تمرین های مقاومتی زیر توصیه میشود. نحوه انجام آن به این صورت است که هر دفعه 10 تا 12 بار آن را انجام داده، و سه دقیقه استراحت می کنید، و این کار را سه بار تکرار می کنید. این مجموعه تمرین ها را هم 2 یا 3 دفعه در هفته می توانید انجام دهید.

Sample Basic Beginner’s Resistance Training Program

Exercise name

Sets

Repetition

Muscle groups worked

1 Leg   Press

3

10–12

Quadriceps,   gluteus maximus, hamstrings
2 Bench Press

3

10–12

Pectoralis   major, anterior deltoid, triceps
3 Lat   Pull-Down

3

10–12

Latissimus dorsi, biceps,   brachialis, rhomboids, trapezius
4 Leg Curl (Controversial)

3

10–12

Hamstrings
5 Shoulder   Press

3

10–12

Anterior   deltoid, trapezius, triceps
6 Back   Extension

3

10–12

Erector   Spinae (sacrospinalis)
7 Two-Arm   Curl

3

10–12

Biceps,   brachialis
8 Curl-Ups  

3

20

Rectus   abdominis

تنها نکته ای که میخواهم اضافه کنم، این است که با امکانات ساده و بدون خرج میشود وسایل لازم برای تمرین را فراهم کرد و احتیاجی به دسترسی داشتن به امکانات یک باشگاه ورزشی نیست. مساله عمده داشتن عزم و اراده تمرین است.

به عنوان نمونه اگر بخواهید وزنه ای برای پرس قدرتی سینه درست کنید، میتوانید دو چرخ فرسوده و بی استفاده ماشین را بگیرید و دو طرف یک میله نصب کنید. وزن وزنه باید به قدری باشد که وقتی روی زمین دراز کشیده اید، بتوانید مثلا 5 بار وزنه را بلند کنید و زمین بگذارید، و پس از سه دقیقه استراحت این کار را دوبار دیگر تکرار کنید، و پس از آن به مرز خستگی رسیده و نتوانید ادامه دهید. برای اینکه وزن وزنه به مقدار کافی برسد، بالای تایر را سوراخ کرده و به مقدار کافی ماسه در آن بریزید. اگر توانستید 2 تا 3 بار در هفته این تمرین را براحتی انجام دهید، آن وقت می توانید مثلا یک کیلو ماسه به هر تایر اضافه کنید و تمرین ها را ادامه دهید.

چنین وزنه هایی را حتی با ظرفهای پلاستیکی که با آب و یا ماسه پر شده اند، می توانید به راحتی درست کنید و نیازی به صرف هزینه نیست.

فقط به یاد داشته باشید که وزنه را در شرایطی بلند کنید که اگر از دست شما رها شد، امکان افتادن آن روی شما وجود نداشته باشد و موجب صدمه نشود. مثلا اگر روی زمین دراز کشیده باشید و وزنه رها شود، احتمال اینکه صدمه بخورید کم است، اما اگر روی نیمکت دراز بکشید و وزنه را بلند کنید، چون بدن شما از زمین بالاتر است، احتمال افتادن وزنه روی شما و صدمات شدید وجود خواهد داشت.

اگر هم دسترسی به هیچ وسیله ای فراهم نباشد، از وزن بدن خود می توانید استفاده کنید و فقط تمرین هایی را انجام دهید که در آن باید بر وزن خود غلبه کنید. به این تمرین ها در انگلیسی Calisthenics گفته میشود.

حرکات نرمشی و کششی (Stretch)

از اینکه نام حرکات نرمشی و کششی ترجمه درستی از کلمه Stretch باشد، اطمینان ندارم. بهرحال خاصیت اصلی این گونه حرکات، افزایش انعطاف پذیری بدن است. عدم انعطاف بدن هنگام حرکات شدید، می تواند باعث صدمه به مفاصل، غضروف ها و عضلات شود. بنابراین حفظ انعطاف پذیری بدن باید جزو برنامه باشد.

تغذیه

معمولا وقتی از تغذیه صحبت به میان می آید، تصور همه این است که درباره این که چه چیز باید بیشتر خورده شود، صحبت میشود، در حالی که فکر می کنم درباره این که چه چیزهایی نباید خورده شود و یا کمتر خورده شود، باید بیشتر حرف زد. متوسط افراد در ایران میزان کالری لازم بدن برای انجام فعالیت روزانه را دریافت می کنند و مشکلات سوء تغذیه بیشتر در ارتباط با بد خوردن غذا و یا پر خوری است. حدیثی از  رسول الله شنیدم که می فرمود:

المعدة بيت الداء والحمية رأس الدواء

یعنی دستگاه معده خانه درد است و پرهيز كردن بهترين وسيله براي درمان است.

در مورد ایراد مکمل ها و هورمونها این لینک بهتر توضیح داده است.

اگر فعایت های ورزشی را در سطح حرفه ای و قهرمانی بخواهید دنبال کنید، شاید به مطالعه درباره روش های تغذیه نیاز داشته باشید و این اطلاعات را در لینک های زیر می توانید بیابید.

اطلاعات عمومی

لینک زیر بهترین اطلاعات و روش تمرین را برای تمام سطوح از مبتدی تا پیشرفته ارائه کرده است:

http://www.exrx.net

اگر دنبال اطلاعات مقدماتی در زمینه آمادگی جسمانی هستید، به قسمت زیر میتوانید رجوع کنید.

http://www.exrx.net/Beginning.html

در این وبسایت، اطلاعات بسیاری که بعضا به درد حرفه ای ها می خورد، را آورده است، که لازم نیست افراد مبتدی وقت خود را صرف آنها کنند. البته طرز صحیح انجام هر حرکت را به صورت یک فایل GIF نشان داده است. در قسمت

http://www.exrx.net/Exercise.html

حرکت های نرمشی و قدرتی زیادی را شرح داده است و درباره روش درست انجام آن و نکات ایمنی انجام حرکات مطلبی آورده است.

در پایان

برنامه تمرین های آمادگی جسمانی باید به نحوی تنظیم شود که قابل ادامه باشند و کمترین زحمت و هزینه را نیاز داشته باشند.

اهداف این برنامه نیز باید همه طول عمر فرد را در نظر بگیرد.

برنامه تمرین خوب باید نشاط آور بوده تا باعث دل زدگی و خستگی نشود.

اگر امکان این وجود داشته باشد که دو یا چند نفر با هم این تمرین ها را انجام دهند، احتمالا نتیجه بهتری بدست خواهد آمد.

یک دو هفته اول شروع تمرین های ورزشی معمولا با خستگی همراه بوده و ممکن است به گرفتگی عضلات هم منجر شود. ولی با ادامه آن و بالا رفتن آمادگی جسمانی، میزان خستگی و کوفتگی کمتر خواهد شد.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز مقاله ای را در سایت موعود خواندم درباره “ائتلاف خونین صلیب، سلفی و صهیون” که حاوی مطالب هشدار دهنده و ارزنده ای بود. امیدوارم افرادی که در این باره روشنگری می کنند، بیشتر فعال شده و به بیدار شدن مسلمین از خواب غفلت کمک کنند، تا به جای اینکه هم و غم آنها قیمت مرغ باشد، در مقابل تهدیداتی که حیات آنها را تهدید می کنند، آماده دفاع باشند.

اما چند مطلب در این مقاله حاوی ایراداتی بود که میشود آن را آدرس دادن غلط نامید و موجب درک غلط از دشمن اصلی و انگیزه دشمنی او میشود.

در این مقاله آمده که:

امّا، لاية سوم و اصلي، پيچيده‌تر از لاية دومي، پنهان‌تر از آن و تعيين كننده‌تر در كار بازي قدرت است كه درباره‌اش سخن نمي‌گوييم. ائتلاف «صليب و سلفي و صهيون»، نه ائتلاف مردان سياسي آشكار در صحنه، بلكه ائتلاف مجامع مخفي و نمايندگان لژنشين آنهايند كه به فرمان مادر، يعني اشرار يهود پاي در ميدان عمل نهاده‌اند. مردان اين لايه، عمري به درازاي قرون‌ و عزمي جزم و ثابت براي سيطرة تمام بر جهان مؤمنان و مستضعفان و كينه‌اي به ژرفاي كينة ابليس دربارة خداوند، اديان و انسان دارند.
در طول همة قرون، ابليس و يار ديرينش بني‌اسرائيل مترصدّ انتقام از خدا و مؤمنان اديان بوده‌اند.

معرفی یهود به عنوان صحنه گردان و مدیر جریان های پشت پرده عالم با روایت قرآن از آنها مطابق نیست. آنها که با قرآن آشنا هستند، می دانند که قرآن بی طرفانه ترین و دقیق ترین برآورد را از وضعیت یهود ارائه کرده است و خطاب قرآن به یهود در اکثر موارد، خطابی از روی نصیحت است.

در سوره آل عمران آیه 111 آمده است که:

لَن يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ

یعنی آنها (اهل كتاب مخصوصا يهود) هرگز نمى توانند به شما زيان برسانند، جز آزارهاى مختصر، و اگر با شما پيكار كنند به شما پشت خواهند كرد (و شكست مى خورند) سپس كسى آنها را يارى نمى كند.

در آیه 112 نیز آمده که:

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّـهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ

آنها هر كجا يافت شوند مهر ذلت بر آنان خورده است ، مگر با ارتباط به خدا (و تجديد نظر در روش ناپسند خود) و يا با ارتباط به مردم (و وابستگى به اين و آن ) و در خشم خدا مسكن گزيده اند، و مهر بيچارگى بر آنها زده شده.

این به این معنی است که بواسطه گناهانشان، خدا جامه ذلت بر آنها پوشانده و اگر قیام و جنب و جوشی در آنها دیده میشود، به خاطر آلت دست دیگران قرار گرفتن است و نباید آنها را ارباب تصور کرد، بلکه باید متوجه دشمن اصلی که از آنها سوء استفاده می کند، باشیم.

اما درباره دشمنی شیطان با انسان، دهها بار در قرآن هشدار داده شده است تا انسان دشمنی شیطان را دست کم نگیرد. به عنوان نمونه در سوره فاطر آیه 6 آمده که:

إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا

بی تردید شیطان، دشمن شماست، پس او را دشمن خود بگیرید.

اگر به لحن قرآن در بیان دشمنی شیطان با انسان مانند آنچه در سوره اعراف آیه 27 آمده توجه شود، متوجه عمق جدیت این امر خواهیم شد.

اینکه شیطان در پس پرده تمام مجامع مخفی و به تعبیر مقاله فوق در لایه سوم و اصلی قرار دارد، ادعایی نیست که ما بخواهیم از خود بسازیم، بلکه ادعای خود آنها است.

در مقاله صدای طبل های جنگ سعی داشتم چشم انداز کلی در این زمینه ارائه کنم و روشن کنم که معرفی یهودیت و بنی اسرائیل به عنوان دشمن اصلی اسلام و مسلمین صحیح نیست. معرفی یهود به عنوان دشمن اصلی باعث شده که تمام انرژی و توجه مسلمین به سوی آنها جلب شود، در حالی که دشمن اصلی در کنار گود منتظر خسته شدن و از پای افتادن آنها است تا با صرف کمترین انرژی و در شرایط مناسب به حیات آنها خاتمه دهد.

هرچند رجز خوانی یکی از هنرهایی است که هر دولتمردی باید داشته باشد، اما رجزخوانی باید بعد از اتمام حجت باشد.

اگر به جای رجز خوانی برای یهودی ها اهداف کسانی که آنها را به ورطه دشمنی با اسلام انداخته اند، روشن میشد، شاید نتیجه بهتری گرفته میشد. اگر برای آنها تشریح میشد که هدف اصلی شیطان و یارانش از جمع کردن آنها در سرزمین موعود این است که راحت تر بشود آنها را به مسلخ برد و قتل عام کرد، شاید ترجیح می دادند که مانند گذشته در اطراف جهان پراکنده باشند.

اگر به آنها گفته میشد که با داشتن جمعیت 15 میلیونی شانس پیروزی در مقابل جمعیت 1500 میلیونی مسلمین ندارند و روزی که مسلمین با هم متحد شوند، حتی اگر تمام سلاح های هسته ای خود را بکار ببرند، باز به تعداد کافی مسلمان باقی خواهد ماند که نابودی آنها را تضمین کند، شاید کمتر جسور و بی باک بودند.

اگر آنها می فهمیدند که شیطان در پشت پرده حمایت از آنها قرار دارد و در نهایت به چیزی کمتر از نابودی تک تک آنها راضی نمیشود، قطعا اولویت خود را در برقراری اتحاد با موحدین و پناه گرفتن در میان آنها قرار می دادند.

اگر برای آنها محتوای کتاب های خودشان مانند (Shir Ha-Shirim 2:7,3:5, 8:4) خوانده میشد، که میگوید:

“من شما را قسم داده ام، ای فرزندان اورشلیم، که جنگ براه نیاندازید تا وقتی که من فرموده ام”

و به آنها یادآوری میشد که فرمان فتح سرزمین موعود فقط در دوره موسی ، یوشع و داوود و فقط در زمانهایی که از آن سرزمین تبعید نشده بودند معتبر است، و پس از آن تا زمان برگشت منجی آخرالزمان اجازه برگشت وفتح سرزمین موعود داده نشده است و یهود حق ندارند که با قومی بر سر آن بجنگند، شاید در کار خود تجدید نظر می کردند.

در تلمود (ketubot – 111a) بنا برنقل خاخام Zeira از قوم یهود سه قسم گرفته شده است که یکی از آنها اینست که “Do not ascend in a wall”  که بدینصورت هم نقل شده که “Do not ascend like a wall” . که بصورتهای مختلف تفسیر شده است . بعضی گفته اند یعنی بصورت گروهی به سرزمین موعود برنگردید، دیگری گفته است که یعنی دیوارهای بلند وساختمان های رفیع در سرزمین موعود برپا نکنید و همچنین تفسیر شده است که برای برگشت به سرزمین موعود با قومی جنگ نکنید.

اگر برای آنها از کتاب حزقیال خوانده میشد که در آن وعده داده که دیوارهایی که دور خود کشیده اند، آنها را محفظت نخواهد کرد و خراب خواهد شد، شاید بازیچه دست شیطان نمی شدند.

حزقیال 13.11: به آنها بگو دیوارشان خراب خواهد شد. بارانی سیل آسا خواهم بارانید، تگرگی سخت خواهم آورد و طوفانی شدید خواهم فرستاد تا آنرا خراب کند.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

صدای طبل های جنگ

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش مقاله ای درباره جنگ احتمالی ایران و آمریکا نوشته بودم. قصدم از آن مقاله این بود که با شناخت عوامل موثر در رخداد این جنگ، بتوان کمک به عدم وقوع آن کرد. با توجه به اینکه شایعات جنگ در روزهای اخیر شدت گرفته است، می ارزد که این موضوع را البته با رویکردی دیگر بررسی کرد.

سایت دبکا که با سازمان امنیتی موساد ارتباط دارد، روز 10 مرداد خبری منتشر کرد بدین مضمون که روز جمعه 27 جولای قبل از نماز جمعه آقای خامنه ای با فرماندهان نظامی شورای جنگی تشکیل داده و به آنها ابلاغ کرده که برای جنگ در هفته های آینده آماده شوند و آن جلسه آخرین شورای جنگی است. هرچند سایت دبکا تعهدی به راست گویی ندارد و دنبال جنگ روانی است، اما بهرحال این خبر قابل تامل است. از طرفی رسانه های صهیونیستی هر روز خبرهای بیشتری از احتمال حمله اسرائیل به ایران منتشر میکنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

ادعای کشف ذره هیگز- بوزون

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در روزهای اخیر شاهد بودم که همه خبرگزاری های ایرانی خبر کشف ذره هیگز-بوزون را مخابره کرده بودند. حتی بعضی از آنها سعی کردند نقش دانشمندان ایرانی را در این بزرگ ترین اکتشاف قرن پررنگ نشان دهند. حتی سایت های مدعی دشمن شناسی نیز سعی کردند از غافله عقب نمانند و خبر را با تیتر دستیابی به شواهدی از وجود ذره الهی مخابره کردند. اما پشت پرده این هیاهو چیست؟

تمدن غربی چنین وانمود میکند که با اتخاذ روش علمی تجربی، دیگر نیازی به مذهب نیست و با روش های علم تجربی میشود به همه حقایق جهان دست یافت. ایرادات این رویکرد را در مقاله ای تحت عنوان درباره علم از دیدگاه تمدن غربیتوضیح داده ام.

اساسا اگر قائل به این نباشیم که هر معلولی یک علتی دارد، نمیتوان تعریفی از علم داشت، زیرا علم در واقع شناخت علت هر پدیده است. بنابراین کسی که دم از علم بزند، چاره ای جز این ندارد که معتقد به نظام علی (با کسر ع و تشدید ل) باشد. یعنی هر معلولی، علتی دارد و خود آن علت نیز علت دیگری دارد و به صورت زنجیروار این توالی علل تا بی نهایت ادامه دارد، بدون اینکه تسلسلی در آن راه داشته باشد. یعنی الف علت ب باشد و ب علت الف. بنابراین لازمه تفکر علی، اعتقاد به خالق و وجودی بی نهایت که سلسله علت ها به او ختم میشود، است.

آزمایشگاه Large Hadron Collider) LHC) در سرن نمونه ای کلاسیک از موسسات علمی غربی است. در چنین موسساتی حتما دو طایفه از افراد را میتوان یافت. دسته اول افرادی هستند که بهره ای از علم و فن دارند، ولی یا بخاطر تمرکز شدید بر موضوعات علمی و یا به دلیل بهره هوشی کم و یا ضعف روحی و روانی قادر به ارائه چشم اندازی از کل سیستم و نگاه از بالا به قضایا نیستند. چنین افرادی حتی اگر افرادی باهوش باشند، آن قدر غرق در مسایلی نظیر نتایج آزمایشات، آماده کردن مقاله برای چاپ در مجلات علمی ویا اسم و رسم خود، هستند که هیچ گاه فرصت نمی یابند آزادانه بیاندیشند. در صد بالایی از حدود 10000 محقق و دانشمندی که در این مرکز کار میکنند، جزو این دسته هستند. آخرین آماری که چند سال پیش دیدم خبر از وجود حدود 4000 دانشجوی دکترا می داد که بر روی نتایج حاصل از این مرکز کار میکنند. چنین افرادی ممکن است هر روز از جلوی مجسمه شیوا Shiva در این مرکز بگذرند و اساسا برایشان این سئوال پیش نیاید که مجسمه خدایگان مرگ و نیستی هندوها در جلوی در ورودی این مرکز چه میکند. اگر هم سئوال پیش آید، با توضیحات کودکانه ای مانند شباهت رقص شیوا با حرکات ذرات زیراتمی قانع میشوند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره مریخ نورد Curiosity

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بنا بر ادعای ناسا، مریخ نورد Curiosity روز 6 آگوست روی سطح مریخ فرود آمد. ماموریت این مریخ نورد کشف حیات در مریخ و یا مولفه های اصلی که به ایجاد حیات منجر میشوند، اعلام شده است. انتظار اولیه از NASA این است که در صدد اکتشافات فضایی باشد، کشفیات خود را در اختیار همه انسان ها قرار دهد، و در نتیجه گیری های علمی بیطرف باشد. واقعیت این است که بودجه هنگفت ناسا را دولت آمریکا تامین میکند و طبیعتا در پس این تامین بودجه، به دنبال اهداف نظامی و تبلیغاتی خود باید باشد. بنابراین انتظارات فوق نمیتواند با واقعیت منطبق باشد. لذا بعضی ها به طعنه اسم ناسا را مخفف NASA: Not About Space Anymore خوانده اند. در این مقاله سعی دارم گوشه هایی از هدف اصلی پروژه جدید ناسا را بیان کنم.

درباره دروغ بودن افسانه سفر به کره ماه مطلب زیاد نوشته شده است و این لینک فقط نمونه ای مقدماتی است. درباره این که چرا این کار از نظر مهندسی با تکنولوژی های موجود در آن زمان قابل انجام نبوده، مطلب زیاد است و خارج از حوصله این مقاله است. فقط به این نکته بسنده میکنم که با گذشت حدود 43 سال از اولین ماموریت آپولو و پیشرفت های چشم گیر تکنولوژیک در مقایسه با آن زمان، هنوز پیاده کردن بشر در سطح کره ماه مقدور بشر نیست. البته گاه و بیگاه بعضی کشورها ادعا میکنند که در 10 یا 20 سال آینده قصد دارند فضانوردانشان را در کره ماه پیاده کنند، اما این ادعاها بیشتر به ژست های تبلیغاتی برای انتخابات شبیه است و پس از مدتی به بهانه کمبود بودجه، پروژه را به تعویق انداخته تا به آرامی به فراموشی سپرده شود.

اما در پس این نمایش، جدا از اهداف تبلیغاتی آمریکا و معرفی این دولت به عنوان ابرقدرت به جهان، هدف دیگری وجود داشت و آن این بود که در اذهان مردم القا کنند که اگر بشر توان سفر به کره ماه را دارد، پس موجودات کرات دیگر نیز میتوانند به زمین سفر کنند، و البته در القا این مطلب به جهانیان موفق عمل کردند. تصور وجود موجودات فضایی و رفت و آمد آنها به زمین به آنها این فرصت را میدهد که این توهم را القا کنند که منشا خلقت در زمین، موجودات فضایی هستند که بشر را از روی ژن خود کپی برداری کردند و حیات را با خود به زمین آورده اند، و روایت دینی از خلقت افسانه ای بیش نیست. آنها چنین القا میکنند که پیامبران کسانی بوده اند که با این موجودات فضایی در ارتباط بوده اند و بدین وسیله توانسته اند بعضی مفاهیم جدید و یا معجزات را ارائه کنند. داستان آنها به این صورت ادامه پیدا میکند که بعضی از این موجودات فضایی با نسل بشر دشمن هستند و بعضی از پیامبران از طرف آن موجودات معاند ماموریت گمراه کردن و نابودی بشر را دارند. ممکن است این مطلب دور از ذهن بیاید، ولی این گروه های شیطانی حتی برای سناریوهایی مانند نمایش هولوگرام فرود عیسی مسیح تقلبی با یک سفینه فضایی نیز برنامه ریزی کرده اند. جمع کردن همه مردم زیر یک لوا و وادار کردن آنها به اطاعت یک گروه بدون وجود دشمنی که با همه آنها دشمن است، عملی نیست. لذا برنامه قدرت های شیطانی این است که پس از حذف ادیان الهی و تسلط بر جهان، آن موجودات معاند فضایی را به عنوان دشمن معرفی کنند و بدین واسطه بتوانند جهانیان را تحت کنترل و سلطه نگاه دارند.

پرده بعدی این نمایش فرستادن مریخ نوردهای Opportunity و Spirit در سال 2004 بود. در اینجا قصد ندارم ادعا کنم که ادعای فرود و ارسال عکس های این مریخ نوردها از اساس دروغ بوده است. اصل قضیه از نظر فنی و مهندسی امکان پذیر است. اما آنچه که در این سالها رخ داده این است که این مریخ نوردها که برای انجام ماموریتی 90 روزه طراحی شده بودند، برای سالها کار کردند و یکی از آنها بیش از 3000 روز است که به ادعای آنها کار میکند و عکس هایی را از مریخ ارسال میکند. نکته جالب درباره این مریخ نوردها این بوده که هر از چند گاهی پایان ماموریت آنها اعلام میشد و ادعا میشد که ارتباط با آنها قطع شده است. بعد از آن هر بار که برای جبران ضعف در عرصه تبلیغاتی نیازی احساس میشد، ادعا میشد که این مریخ نوردها شارژ شده اند و تماس مجدد با آنها برقرار شده است و عکس های جدیدی ارسال کرده اند. مشکل این عکس ها این بود که مثلا در عکس قبلی قسمتی از مریخ نورد که در عکس نشان داده شده بود، زنگ زده بود و گرد و غبار گرفته بود و در عکس بعدی کاملا براق و تمیز بود. در حالی که چنین چیزی محال است در مریخ رخ بدهد. این لینک اول و دوم در این باره بیشتر توضیح داده اند. این اشتباه فاحش باعث شد بعضی ها ادعا کنند اگر ثابت شد که این مریخ نوردها واقعا  در مریخ هستند، باید حتما مریخی ها آنها را پیدا کرده باشند و مرتبا تمیز و سرویس کنند. اما با توجه به حجم دروغ هایی که ناسا تا بحال گفته، احتمال این که این عکس ها از مشابه این مریخ نورد در زمین گرفته شده باشد، بالاتر است.

بهرحال آنچه ناسا با فرستادن این مریخ نوردها و همچنین فونیکس بدست آورده این است که ادعای وجود آب در مریخ را در اذهان مردم دنیا جا انداخته است و هدف بعدی که با کمک پروژه Curiosity به آن میخواهد برسد، این است که شواهدی ساختگی از وجود حیات در مریخ ارائه کند، و این باور را در مردم ایجاد کنند که موجودات هوشمند در سیارات اطراف ما به وفور پیدا میشوند، تا در قدم بعد راحت تر بتوانند تصور وجود موجودات فضایی که به زمین رفت و آمد میکنند و در صدد دشمنی با بشر هستند، را به مردم تحمیل کنند.

به ادعای ناسا این مریخ نورد جدید از همان لحظات فرود شروع به ارسال عکس کرده است. با توجه به اینکه برای نیل به چنین هدفی اصلا احتیاج به فرستادن سفینه و مریخ نورد به طرف مریخ نیست، فکر میکنم زحمت این کار را به خود نداده اند و تمام صحنه سازی ها در همین زمین انجام میشود. همین مطلب باعث شده که بعضی از دانشمندان از شباهت بسیار محل فرود مریخ نورد جدید با زمین ابراز تعجب کنند.

آنچه که به عنوان جمع بندی میتوانم بیان کنم این است که ناسا این پروژه را نیز جلو خواهد برد و ادعای کشف حیات و یا موجودات هوشمند را در مریخ خواهد کرد. قدم بعدی آنها این است که پس از شکست آخرین دولتهای مستقل در دنیا و برقراری نظم نوین جهانی، با هولوگرافی فرود سفینه های فضایی و پیاده شدن موجوداتی از آنها را به نمایش بگذارند. با توجه به پیشرفت های در عرصه ژنتیک و پزشکی، امکان اینکه فرم بدن چند نفر را به صورتی تغییر دهند که این باور در مردم ایجاد شود که آنها فضایی هستند، نیز وجود دارد.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قبلا در یک مقاله با عنوان روان درمانی غربی درباره اثرات سوء داروهایی که شرکت های بزرگ دارویی برای درمان اختلالات روانی عرضه میکنند، مطالبی آورده بودم. در اینجا فقط قصد دارم چند لینک را معرفی کنم که در این باره بیشتر مطلب عرضه کرده اند.

این لینک بیش از 4800 مورد را لیست کرده که بیمار در اثر مصرف داروی ضد افسردگی و یا پس از قطع مصرف آن، دست به رفتارهای جنون آمیز، خودکشی، ویا کشتارجمعی زده است. البته اثبات ارتباط مستقیم بین مصرف داروهای اختلالات روانی با رفتارهای جنون آمیز از نظر علمی کار آسانی نیست. اما حجم موارد همزمانی مصرف داروها و رفتارهای جنون آمیز هشدار دهنده است. از طرفی دیگر پیدا کردن موردی که شخصی که دست به کشتارجمعی یا خودکشی زده، هیچگونه دارویی مصرف نمیکرده نیز ممکن نیست. موارد دیگری را نیز میتوان نام برد که این سوء ظن را نیز تقویت میکند. مثلا کودکی که بیش از دیگران فعالیت و شور دارد، را به عنوان Hyperactivity disorder تحت درمان قرار میدهند، و مشاهده شده است که بعضا این کودکان به محض قطع دارو دست به خودکشی میزنند. در حالی که اساسا قبل از آن احتمال چنین رفتاری از آنها داده نمیشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

مغز انسان برای ایجاد یک تصویر در ذهن، بسیار پیچیده تر از یک دوربین عمل میکند و پردازش های متعددی روی نور دریاقتی از محیط انجام داده و تکنیک های بسیاری را برای تکمیل تصویر بکار میگیرد، تا در نهایت انسان به تصوری از جهان خارج ذهن خود دست یابد. هرچه که درک بشر از روش های بکار گرفته شده توسط مغز بیشتر شود، راه های گول زدن مغز را نیز بهتر میشناسد.

فکر میکنم همه ما نمونه هایی را از فریب دادن مغز هنگام دیدن اشیاء بتوانیم نام ببریم. به تازگی نمونه دیگری را دیدم که ویدئو کلیپ آن در ذیل آورده شده است. برای دوستانی که لینک های یوتیوب فیلتر میشود، فایل این کلیپ از اینجا قابل دانلود است.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها درباره احتمال وقوع یک حادثه تروریستی بزرگ با تلفات بالا در لندن همزمان با المپیک  تابستانی، زیاد صحبت میشود. تا شروع المپیک فقط 3 روز باقی مانده و بنابراین به زودی درخواهیم یافت چقدر این شایعات معتبر هستند. اما چه اتفاقی در این المپیک بیافتد و چه اتفاقی نیافتد، چند مطلب هست که ارزش بررسی شدن دارند:

اساسا المپیک چیست؟

اولین المپیک حدود 776 سال قبل از میلاد در یونان برگزار شد. اساسا مراسم المپیک برای بزرگداشت خدایان یونانی بود و مثلا در آن زمان رسم بر این بود که هنگام شروع المپیک 7 پسر و 7 دختر را به احترام زئوس قربانی کنند. مسابقاتی هم که برگزار میشد، برای تقویت روحیه جنگاوری بود. حمل مشعل المپیک و برافروختن آتش قبل از شروع مراسم هم در آن دوره رسم نبود و برای اولین بار در المپیک برلین 1936 انجام شد. مشعل المپیک نماینده آتشی است که Prometheus از زئوس دزدیده و به انسان ها هدیه داده است تا از نوری که در دست خدایان است، سهمی داشته باشند و بتوانند معاذالله خداگونه شوند و فنا ناپذیر. در این باره در سایت VigilantCitizen توضیح مفصلی داده شده است. نامی که پیروان شیطان، او را به آن میخوانند Lucifer یا حمل کننده نور است. به زعم آنها شیطان نوری را برای بشر آورده تا بتواند با آن به فناناپذیری برسد. مشعلی که در سمبل های غربی زیاد مشاهده میشود، حکایت از همین قضیه دارد، مانند مشعل دست مجسمه آزادی و یا مشعل المپیک. گرداندن این مشعل در سراسر دنیا و دست به دست شدن آن هم به این معنی است که همگان در این برنامه شیطانی سهیم باشند و عمق کوتاه بینی خود را جشن بگیرند.

درباره سمبل های بکار رفته در المپیک لندن هم مطلب بسیار زیاد است و دیگران توضیحات کافی داده اند و فقط در اینجا این مورد را رجوع میدهم.

مقصود اصلی از برگزاری چنین مراسمی هیچگاه تفریح و تفرج نبوده و در دوره معاصر نیز چنین نیست. تصور این که این مراسم برای ایجاد همبستگی بین ملتها و به قصد تفریح است، فقط زائیده ذهن معلول افراد جاهل است.

قربانی انسان جزء لاینفک المپیک

از اولین بار برگزاری این مراسم تا بحال قربانی کردن انسان هنگام شروع این مراسم، انجام شده است. البته در دوره معاصر این قربانی کمی هوشمندانه تر انجام میشود تا ذهن عوام مشوش نشود. در این باره این لینک بیشتر توضیح داده است.

به عنوان مثال در روز شروع المپیک 2008 پکن، عوامل نظم نوین جهانی به گرجستان دستور حمله به اوستیا و قتل عام مردم را دادند. در حالی که برای هر برنامه ریز نظامی مشخص بود که این حمله شانس موفقیت ندارد و با عکس العمل روسیه روبرو خواهد شد و محکوم به شکست است. خبرها حاکی از این است که درست در زمانی که مشعل المپیک تابستانی لندن در 9 می روشن شد، جت جدید سوخوی روسی با صد نفر مسافر در نمایشگاه هوایی اندونزی از طریق از کار انداختن دستگاههای الکترونیک آن سرنگون شد تا هم شانس روسها برای فروش هواپیمایشان کم شود و هم قربانی انسان انجام شده باشد تا رضایت خدایان المپیا بدست آمده باشد.

حجم قربانی انسان که در حال حاضر در غرب یا توسط عوامل غرب در جریان است، برای مردم قابل درک و هضم نیست. مثلا برای شروع نمایش فیلم جدید بتمن جوانی تحصیل کرده که داروهای آرام بخش روانی مصرف میکند، وارد سالن سینما شده و تعداد زیادی از مردم را کشته یا مجروح میکند. یا داستان قتل عام دانشگاه ویرجینیا نمونه دیگری از قربانی انسان برای انجام مراسم شیطانی است. از این قبیل موارد هر چند روز یکبار در غرب رخ میدهد.

احتمال وقوع حادثه تروریستی در لندن

درباره احتمال وقوع یک حادثه تروریستی در ابعادی بسیار بزرگتر از تخریب برجهای تجارت جهانی در یازدهم سپتامبر، سالهای زیادی است که بحث میشود و در فیلم های زیادی از رخداد این حادثه در آینده خبر داده اند. مثلا در فیلم 2012 که محصول سه سال پیش است، صحنه هایی از درگیری و شورش در پی بروز حوادثی که منجر به برگزار نشدن المپیک لندن میشود، نمایش داده میشود. در یک انیمیشن تبلیغاتی چینی درباره مسابقات فوتبال جام اروپا نیز صحنه هایی از تخریب لندن و انفجارها آورده شده است که به هیچ وجه با موضوع آگهی همخوانی ندارد.

اما بیشتر خبرهایی که در این باره شنیده میشود، از خبرگزاریهای وابسته به انگلیس پخش میشود:

–          تمرین مقابله با حملات شیمیایی در المپیک لندن

–          آمادگی لندن برای مقابله با حملات تروریستی

–          یا خبر یک خبرگزاری اسرائیلی درباره آمادگی لندن برای حمله اسرائیل به ایران در زمان المپیک

خبرگزاری PressTV ایران نیز از احتمال تلاش اسرائیل برای حمله تروریستی ساختگی به لندن در زمان المپیک و بهانه قرار دادن آن برای حمله به ایران خبر داد.

اما اینکه غرب و علی الخصوص انگلیس چه هدفی از پخش این خبرها و هراساندن مردم دارد، مطلبی است که باید بیشتر درباره آن بحث شود.

در مقاله دیگری تحت عنوان درباره جنگ احتمالی ایران و آمریکا توضیح داده ام که آنچه در دنیای معاصر در حال رخ دادن است، تلاش شیطان و یارانش برای حذف ادیان توحیدی و کلمه توحید از کل جهان است، تا بتواند سرنوشت انسان را به دست بگیرد و با ترفندهای گوناگون آنها را به قربانی یگدیگر وادار کند. ریشه تمام مشکلات اقتصادی اخیر در اروپا و آمریکا نیز این است که جوامع غربی راه افتادن جنگ همه جانبه با دنیای اسلام را در راستای برطرف کردن مشکلات اقتصادی خود ببینند و با آن مخالفت نکنند. مشکلات اقتصادی در ایران و گرانی های کمرشکن نیز توسط عوامل نظم نوین جهانی که در بدنه نظام نفوذ کرده اند، ایجاد شده تا اولا مردم از حکومت دینی ناامید شوند و دوما پس از سقوط آن چنان مستاصل باشند که هر دین شیطانی جدیدی را بدون مخالفت بپذیرند.

برای اینکه نظم نوین جهانی بتواند کار خود را راحت تر جلو ببرد از تمام ابزارهای رسانه ای کمک میگیرد و خبرهایی یا مطالبی را پخش میکند که در آن از روشی به نام Predictive Mind Programming استفاده شده است. به این صورت که حادثه ای یا خبری را که به طور عادی دور از ذهن می نماید و مردم به راحتی قبول نمیکنند در فیلم ها و برنامه های تلویزیونی حتی بصورت گذرا و لحظه ای، آن قدر تکرار میکنند که وقتی همان خبر یا حادثه یا مشابه آن را گزارش کنند، مردم آن را محتمل می انگارند و باور میکنند. بگذارید در این باره مثالی بیاورم:

متولیان نظم نوین جهانی به این مطلب فکر کرده اند که اگر توانستند برنامه خود را پیش برند و تمام ملتها را به زیر سلطه خود درآورند و ادیان توحیدی را از بین ببرند و یا روایتی دگرگون شده از آن را به مردم بقبولانند، هنوز احتیاج به دشمنی دارند که بخاطر ترس از آن، بتوانند مردم را محدود کنند و زیر سلطه نگه دارند. لذا چند ده سالی است که داستان های مربوط به موجودات فضایی و سفینه های UFO را پخش میکنند. با این ترفند وقتی که هیچ دشمن قابل تصوری در روی زمین باقی نماند، دشمن فرضی فضایی در ذهن مردم ساخته اند که از ترس حمله آنها مردم باید از دستورات حاکمان خود اطاعت کنند. حضور موجودات فضایی در زمین و رفت و آمد آنها در ذهن همه تبدیل به یک مطلب عادی و قابل رخ دادن شده است و روزی که با هولوگرافی پیاده شدن موجودی فضایی از یک سفینه را نمایش دهند، بسیاری از مردم آن را باور میکنند. استفاده دیگری که این موجودات خیالی فضایی برای آنها دارند، این است که چنین روایت خواهند کرد که آنها نسل بشر را از روی خود کپی کرده اند و خلقت را در زمین بوجود آورده اند و معاذ الله پیامبران کسانی بوده اند که با آنها در ارتباط بوده اند و کتب آسمانی و وحی را آنها به پیامبران رسانده اند. باور این مطالب برای مردمی که در تمام طول عمر خود گاه و بیگاه خبرهایی از مشاهده UFO ها و دیدن موجودات فضایی شنیده اند، ممکن است و اگر این تبلیغات چند ده ساله نبود، امکان باور هیچ کدام از اینها وجود نداشت.

حادثه تروریستی یازده سپتامبر در فیلم ها و کارتون های بسیاری که سالها قبل از این حادثه ساخته شده بودند، ذکر شده است. اگر در جستجوگر های اینترنت دنبال 911 predicted in movies بگردید، موارد بسیاری از آنها را خواهید یافت. با این تکنیک هنگام رخ دادن این حادثه مردم براحتی قبول کردند که گروه های تروریستی وجود دارند که هم انگیزه این کار را داشته باشند و هم توان عملیاتی آن را. در حالی که بدون این برنامه ریزی قبولاندن اینکه اسامه بن لادن از داخل غارهای افغانستان هدایت عملیات به این پیچیدگی را بر عهده داشته، آسان نبود و مردم به چنین حرفهایی اعتماد نمیکردند.

داستان احتمال حوادث تروریستی در لندن قضیه دیگری است. از طرفی به خاطر روشن گری هایی که انجام شده، تعداد افراد بیشتری ممکن است به ساختگی بودن این حملات معتقد شوند و بنابراین مقصر دانستن ایران در این حادثه سخت تر خواهد بود. از طرف دیگر اگر هیچ  حادثه ای در هنگام مسابقات رخ ندهد، همه کسانی که در این باره روشن گری کرده اند، بی اعتبار قلمداد خواهند شد. لذا احتمال اینکه حادثه ای در این مدت رخ دهد، بالا نیست. هر چند که احتمال قربانی کردن انسان های بیگناه در نقطه دیگری از دنیا بالا خواهد بود. اما دستاوردی که با این تبلیغات داشته اند، این است که ذهن همه مردم دنیا با این ایده که ایران بزرگ ترین مشکل دنیای معاصر است و میتواند حمله تروریستی بزرگی را سازمان دهی کند، خو گرفته و چنین برنامه ریزی شده که آماده پذیرش جنگی با ایران خواهند شد. در داخل ایران نیز تبلیغات انجام شده در کنار اقدامات دیگر به قصد تضعیف روحیه مردم ایران انجام میشود.

برنامه شیطانی نظم نوین جهانی این است که تا پایان سال 2012 تکلیف دولت های خاورمیانه از جمله ایران را یکسره کند و با توجه به اینکه زمان زیادی به پایان سال باقی نمانده است، احتمالا شاهد شدت گرفتن فشار و رخ دادن حوادث بیشتر در ماههای آینده خواهیم بود. شخصا احتمال اینکه حوالی یازدهم سپتامبر، حادثه ای را سازمان دهی کنند که بهانه حمله به ایران شود، بیشتر میدانم.

در پایان، ذکر این نکته لازم است که صحنه جهان، صحنه تلاش شیطان و ایادی او برای اغوای بشر و نابودی او به دست خود اوست. بنابراین هر آن کس که فریب شیطان را نخورده، دلیلی برای نگرانی از خدعه های او ندارد. در سوره نحل آیات 99 و 100 آمده است که

إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ.إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ

یعنی شیطان بر کسانی که ایمان آورده اند تسلطی ندارد. سلطه شیطان بر کسانی است که به او اتکا کنند و یا کسانی که برای خدا شریک قائل شوند.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

داستان شیطان نه مجاز است، نه كنايه است، نه استعاره است، نه تشبيه است، بلکه امر حقيقي است و همه ما تجربه دست اولی از آن داریم. چه کسی است که بتواند ادعا کند که تا بحال وسوسه نشده که کاری را که میداند عقلا و شرعا خلاف است، را انجام بدهد؟
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

می دانید چرا یخ لیز است؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این سئوال در برخورد اول بسیار ابتدایی به نظر می آید. چون یخ همان آب است و هر چیز مرطوبی لغزنده تر است. از طرفی بشر اولیه قبل از اینکه آتش را دیده باشد، راه رفتن روی یخ را تجربه کرده است. پس باید جواب این سئوال تا بحال روشن شده باشد. در حالی که چنین نیست.

واقعیت این است که هیچ کس تا بحال جواب قانع کننده ای برای این سئوال ارائه نکرده است و این مقاله با عنوان جوابهای لغزنده برای پدیده لیز بودن یخ در این باره شرح داده است. معمولا جوابی که از فیزیکدانان در این باره میشنوید این است که با اعمال فشار بر روی یخ، یخ فشرده شده و درجه ذوب آن چند درجه پایین می رود. لذا یخ در محل تماس با جسم فشار دهنده ذوب شده و آبی که بین یخ و جسم قرار دارد، باعث لغزندگی سطح یخ میشود. هر چند این جواب در نگاه اول منطقی به نظر می آید، ولی ایراد آن این است که وزن ما به اندازه کافی فشار نمیتواند وارد کند تا یخ به مقداری ذوب شود که لایه تشکیل شده آب، لغزندگی کافی را ایجاد کند. در این باره در لینک اول، بیشتر توضیح داده شده است.

تئوری های دیگری نیز در این باره بیان شده است. مثلا اینکه سطح یخ که در تماس با هوا قرار دارد، بخاطر فشار کمتر، به آب تبدیل میشود و لایه آب باعث لغزندگی میشود. در این باره آزمایشاتی انجام شده است و وجود این پدیده مشاهده شده است. اما همان آزمایشات نشان میدهند که لایه آب به اندازه ای نیست که بتواند تاثیری بر کاهش اصطکاک یخ داشته باشد. فرد دیگری نیز یک تئوری ارائه کرده که اصطکاک یخ بر خلاف تصور بسیار بالا است، بحدی که با مالش چیزی به آن، انرژی حاصله از مالش باعث ذوب شدن یخ و ایجاد لایه آب میشود. این تئوری شاید بهتر بتواند این پدیده را که هل دادن سورتمه روی سطوح غیر صیقلی راحت تر از سطوح صیقلی است، توجیه کند ولی در کل قابل اثبات نیست.

بهر حال وقتی بشر قادر به ارائه مدلی قابل قبول برای مساله ای به این سادگی نیست، چگونه میتوان ادعاهای مدعیان کشف مکانیزم خلقت را اعتباری قائل شد؟

اظهار نظر درباره مسائلی پیش پا افتاده مانند علت لغزندگی یخ بسیار سخت تر است، چون امکان راستی آزمایی تئوری بیان شده برای بقیه افراد وجود دارد و پیدا کردن نقاط ضعف تئوری نیز عملی است. اما محک زدن ادعای کشفی در کهکشان دور و یا پیدا کردن ذره ای بنیادی جدید در شتاب دهنده کاری نیست که در توان عموم باشد. لذا نظریه پردازان فیزیک به مباحث فیزیک نظری بیشتر علاقه نشان می دهند، زیرا می توانند نظری را ارائه کنند که در طول عمر آنها و شاید چند نسل بعد از آنها کسی نتواند مچ آنها را بگیرد و یاوه گویی آنها را رسوا کند.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود