مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

گرانترین قهوه جهان قهوه‌ای است، از اندونزی، به نام Kopi Luwak و قیمت آن حدوداً صد برابر قهوه‌های معمول در بازار است. داستان این قهوه این است که گربه‌سانی به نام civet، مهارت خاصی در پیدا کردن بهترین و رسیده‌ترین دانه‌های قهوه دارد و آن‌ها را میخورد. اما دستگاه هاضمه او نمیتواند هسته‌های قهوه را هضم کند. پس از دفع آنها، مردم مدفوع این جانور را جمع کرده، هسته‌های قهوه را از آن جدا کرده و به عنوان بهترین قهوه می‌فروشند. این نوع قهوه مزه تلخی دارد که بیشتر به دَم‌کرده مدفوع گربه شبیه است؛ اما حکمت اصلی گرانی و استقبال از این قهوه این باور مردم است که فکر میکنند حتماً دانه‌های قهوه‌ای که این گربه انتخاب کند، باید خیلی بهتر از بقیه دانه‌ها باشند.

این باور مردم حکایت از یک رویکرد کلی در بین مردم دارد که راغب به چیزی هستند که دیگران قبلاً برگزیده باشند. مثلاً در مهدکودک وقتی بچه‌ها ببینند که یک بچه دیگر با یک اسباب‌بازی شروع به بازی کند، می‌روند و آن را از دست او درمی‌آورند و خودشان با آن بازی میکنند. یا مردم معمولاً جرأت نمیکنند که لباس جدیدی را بپوشند تا زمانی که ببینند دیگران آن را پوشیده و به عنوان یک مد جدید استقبال میکنند. یا خیلی از کارتن‌خوابها عادت کرده‌اند که در زباله‌ها به دنبال غذا بگردند، حتی اگر پیدا کردن غذای تمیز آسان باشد. شاید آن‌ها فکر میکنند باید همبرگر نیم‌خورده در سطل ذباله کیفیت خاصی داشته باشد که خریدار آن حاضر شده برایش پول بدهد. این مطلب بارها اتفاق افتاده که خانمی زیبا رضایت به همسری مردی فقیر و بدقیافه میدهد؛ و دیگر خانم‌ها به جای اینکه این مطلب را به حساب بزرگواری آن خانم بگذارند، بنا را بر این میگذارند که حتماً آن خانم چیزی میداند که دیگران از آن خبر ندارند. بعد هم دنبال این می‌روند که آن زندگی را به هم بزنند تا شاید آن مرد بدترکیب و فقیر گیر خودشان بیاید.

بطور کلی اکثر مردم حس تمیز خوب و بد و زیبایی‌شناسی مستقل ندارند و معمولا منتظر می‌مانند تا ببینند دیگران چه میگویند. مفهوم مُد دقیقاً بیانگر همین حالت مردم است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش یکی از دوستان، که مقاله‌ای که ۲ سال پیش در وبلاگ تحت عنوان «چرا تا به حال فروپاشی آمریکا رخ نداده است؟» نوشته بودم را خوانده بود، چنین بحث میکرد که آمریکا با داشتن یک‌چهارم اقتصاد دنیا، هنوز فاصله زیادی با فروپاشی دارد و تا دهها سال دیگر هنوز قدرت مطرح دنیا باقی خواهد ماند. جواب من این بود که اگر فقط رسانه‌های غربی را به عنوان مرجع معتبر خبر فرض کنیم و خود را محدود به اخباری که از آن‌ها پخش می‌شود کنیم، به نتیجه‌ای غیر از این نخواهیم رسید. اما اگر روایت‌های متفاوت هر خبر را از بقیه منابع خبری دنیا جمع کنیم و آن را با دقت تحلیل کنیم، به جمع‌بندی دیگری خواهم رسید.

بعضی خبرها هم شنیده می‌شود که قابل راستی‌آزمایی و معتبر است، اما در رسانه‌های ایرانی چندان بازتاب ندارد و درست تحلیل نمیشود. به عنوان نمونه شکست تحقیرآمیز دیپلماتیک آمریکا در نشست عصر جمعه ۱۰ خرداد شورای امنیت، بازتاب چندانی نداشت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ایران در طول تاریخ محل تولد و رشد آدمهای بزرگی بوده؛ و از نظر تعداد آدمهایی که در صحنه علم و عمل حرفی برای گفتن داشتند، از بسیاری از ملتهای دیگر بالاتر است. اما همین مطلب منجر به این توهّم در بین مردم شده که آن‌ها هم سهمی از این فرهیختگی و دانش می‌برند. در حالی که زمینه‌های زیادی را می‌شود نام برد که وضعیت جامعه ایرانی خیلی از متوسط دنیا پایین‌تر است، به حدی که باید همه را دعوت کرد که کمر همت ببندند و سریعاً چاره‌ای بیاندیشند. موضوعی که در اینجا قصد دارم به آن بپردازم این است که نگاه به زندگی ایرانی‌ها به اندازه متوسط مردم دنیا مسئولانه نیست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پدیده Body Worlds

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

امروز دیدم که در تهران نمایشگاهی با نام «مجموعه تفریحی هیومن پارک» ایجاد شده است. یکی از مشخصه های عجیب ایران این است که هر آن چیزی که در غرب رخ میدهد را بلا استثناء کپی کرده و مردم هم از آن به عنوان یک دستاورد تمدن استقبال میکنند. پدیده Body Worlds نیز نمونه‌ای از این لیست بلند است. البته در کشورهای غربی معمولاً این نمایشگاه‌ها اجساد مردگان و قطعات مومیایی شده بدن انسان را نیز به نمایش میگذارند و در مجموع به تعمد احساس بدی را در بیننده ایجاد میکنند. به همین دلیل این جریان با مخالفت شدیدی روبرو شد. سال گذشته شهردار پراگ تلاش کرد که چنین نمایشگاه‌هایی را ببندد. در سالهای پیش در اسرائیل و فرانسه نیز این نمایشگاه‌ها با شکایت مردم بسته شد. اما واقعاً این جریان عالم‌گیر نمایش گسترده اعضای بدن و اجساد مردگان به دنبال چیست؟

طبعا لازم است که دانشجویان پزشکی و اهل علوم طبیعی، درک خوبی از کارکرد بدن انسان داشته باشند؛ و قاعدتا این اطلاعات را از طریق کتب تخصصی خود بهتر میتوانند کسب کنند. بنابراین واضحا جامعه هدف این نمایشگاه‌ها عوام‌الناس و کودکان و نوجوانان هستند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

بحث درباره کودتا علیه ترامپ

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اگر کسی به بحث‌های انجام شده در شبکه‌های خبری آمریکایی از جناح‌های متضاد گوش کرده باشد، متوجه بالا گرفتن اختلافات و تعمیق شکاف‌های موجود در جامعه آمریکا میشود. به عنوان نمونه اخیرا کتابی منتشر شده با عنوان «کودتا علیه پرزیدنت ترامپ» و یا «Coup d’état against President Donald Trump» و در آن تلاش‌های Deep State و جناح کلینتون برای سرنگون کردن ترامپ را تشریح کرده است. عکس بالای این مقاله جلد این کتاب را نشان میدهد.

چندی پیش ریچارد هاس، Richard Haass رئیس انجمن Council of Foreign Relations، در مصاحبه با برنامه Morning Joe از شبکه MSNBC چنین بیان کرد که Deep State نه تنها وجود دارد، بلکه چیز خوبی است و آمریکا به آن نیاز دارد. CFR و رئیس آن هاس بطور سنتی موضعی فراجناحی داشتند، تا بتوانند تأثیرگذاری خود بر سیاست خارجی آمریکا را حفظ کنند. اما به تدریج هاس نشان میدهد که سرسپرده همان شبکه شیطانی کلینتون است. در چند پست قبل نگرانی این فرد درباره شکست لیبرالیسم و مبانی تفکر همین شبکه شیطانی مطالبی آورده بودم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

رسانه‌های غربی چنین روایت میکنند که رکود اقتصادی و تحریم‌های غربی، باعث شده که پس از حدود ۲۰ سال، برای اولین بار روسیه حدود ۲۰ درصد بودجه نظامی خود را کاهش دهد. حالا روسیه جایگاه سوم بالاترین بودجه‌های نظامی دنیا را به عربستان سعودی واگذار کرده است. نگرشی که رسانه‌های غربی در مخاطبین خود القاء میکنند، این است که روسیه در حد و قواره‌ای نیست که بخواهد در برابر آمریکا هماوردی کند.

از طرف دیگر، خبرگزاری‌های رسمی روسی، مانند RT، گزارش کردند که قرار است بعد از مراسم تحلیف دوره جدید ریاست جمهوری پوتین، در هفتم ماه می، برنامه‌ای برای بالا بردن استاندارد زندگی در روسیه اعلام شود. برای این برنامه حدود ۱۰ تریلیون روبل، معادل ۱۶۲ میلیارد دلار، اختصاص داده شده است. هیچ‌کدام از این روایتها اصل ماجرا را نمیگویند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

جنگ جهانی سوم چقدر نزدیک است؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دهه های زیادی است که درباره وقوع جنگ جهانی سوم بحث میشود. افراد مسنی را میتوانید بیابید که ادعا میکنند بخشی از جوانی خود را صرف این احتمال کرده‌اند و هیچ‌وقت این احتمال به واقعیت تبدیل نشد. بعد نتیجه میگیرند پس هیچ‌وقت دیگر نیز چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. این نوع استدلال را استقراء میگویند و نمیشود با آن برهان اقامه کرد. اگر تا بحال دنیا گرفتار جنگ جهانی نشده، باید خدا را شکر کنیم که آتش فتنه را، به کرّات خاموش کرده است.

نتیجه‌گیری درباره احتمال وقوع جنگ، براساس شواهدی است؛ و این شواهد قابل ارائه و بعضا قابل راستی‌آزمایی. در مورد صحت و سقم هر کدام از آن‌ها نیز می‌شود جستجو کرد و در نهایت برآورد بهتری از میزان احتمال این رخداد داشت. بنابراین یک بار دیگر باید همه اخباری که بر اساس آن می‌شود احتمال شروع جنگی بزرگ را داد، مرور کنیم؛ تا مشخص شود آیا در نظر گرفتن این احتمال و برنامه‌ریزی برای آن توجیه پذیر است یا نه. در اینجا فقط اصل اخبار را مرور میکنم، چون ارائه یک گزارش جامع با ذکر همه منابع، تحقیق مفصلی خواهد شد و شخصاً وقت چنین کاری را ندارم. اما کلید واژه‌ها امکان جستجو درباره هر کدام از موضوعات را خواهد داد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در این روزها تلاش بیشتری برای نوشتن مطالب و اطلاع‌رسانی دارم. یکی از دلایل آن ترس از قطع شدن اینترنت و بقیه روش‌های ارتباطی در اثر رخداد جنگ جهانی است. در این روزها سعی دارم هرآنچه را که الان می‌شود گفت و انتقال داد، را بگویم تا بعداً تأسف فرصت از دست رفته را نخورم.

هر داستانی، هرچند که شیرین باشد، بالاخره پایانی دارد. اینترنت هم از این قضیه مستثنی نیست. در ۳ دهه اخیر دنیا چندان دچار تحولات شدید و جنگ نبوده و همه اجزاء و سیستم‌هایی که مجموعاً آن را به عنوان اینترنت می‌شناسیم، در بهترین شرایط کار کرده، تا بتوانیم از آن بهره ببریم. اما این سیستم نقطه ضعف‌های اساسی دارد که نمیشود چندان روی دوام و بقای آن حساب کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش ریچارد هاس (Richard Haass) رئیس Council on Foreign Relations (CFR)، یکی از تاثیرگذار ترین انجمن‌های سیاسی آمریکا، در مقاله‌ای با عنوان Liberal World Order, R.I.P. مرگ قریب‌الوقوع لیبرالیسم جهانی را اعلام کرد. عبارت Rest In Peace یا RIP، عبارتی است که برای درگذشتگان به کار برده میشود. هرچند اصل خبر چیزی نیست که احتیاج به نقل قول از ریچارد هاس باشد، سابقه این فرد و مطالبی که قبلاً بیان کرده بود، در کنار وضعیت جاری، نکات عبرت‌آمیزی را به همراه دارد.

در گذشته‌ای نه چندان دور افرادی مانند فوکویاما و هانتیگتون، به عنوان تئوریسین‌ مطرح بودند و نظرات آن‌ها در بین دانشگاهی‌ها مورد توجه قرار می‌گرفت. همان زمان هم مشخص بود که این‌ها فقط پروپاگاندای سازمان‌های اطلاعاتی غربی را تئوریزه می‌کنند. گذر زمان و چرخش روزگار هم به همه ثابت کرد که حرف‌های آن‌ها اباطیل بوده، سطح درک این افراد از آدم‌های معمولی نیز خیلی پایین‌تر بود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

محققین ایرانی و تولید Novichoks

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

احتمالاً در طی یک ماه گذشته خبرهای زیادی از ماجرای مسمومیت یک جاسوس دوجانبه قدیمی روسی در انگلیس شنیده‌اید. دولت انگلیس روسیه را متهم کرده که این جاسوس را با گاز سمی Novichok هدف قرار داده است. دلیل این اتهام را هم این ادعا کرده بودند که شوروی سابق تنها سازنده این گاز است. ادعا به وضوح مضحک بود، چون این ماده بارها از VX خطرناکتر است و اگر واقعاً بکار رفته بود، باید افراد گروه اورژانس و خدمه بیمارستان هم آسیب می‌دیدند.
اما این ماجرا نکات جالب توجه دیگری داشت که احتمال زیاد می‌دادم که دیگران در رسانه‌های ایرانی آنرا بازگو کنند. اما پس از چند هفته به خبری در این زمینه برخورد نکردم و برآن شدم که درباره آن بنویسم.

سال ۲۰۰۸ یکی از محققین سابق روسی، به نام Mirzayanov، در کتاب خود درباره این سلاح‌های شیمیایی نوشته بود. چند سال بعد از آن بعضی از صاحب‌نام‌های این رشته در اصل وجود چنین سلاح‌هایی تشکیک کرده بودند و اعلام کردند که تمام تلاش‌های آن‌ها برای ساخت این مواد شکست‌خورده است. ظاهراً میرزایانوف، که به آمریکا مهاجرت کرده بود، اطلاعات خود در این زمینه را به آمریکایی‌ها نیز منتقل میکند. یک شرکت آمریکایی نیز در سال ۱۹۹۹ قرارداد از بین بردن کارخانه تولید این مواد در ازبکستان را برنده میشود. بنابراین غربی‌ها باید اطلاعات مربوط به این سلاح‌ها و نمونه‌های این گازها را، از حداقل ۲۰ سال پیش، داشته باشند.

اما تا دو سال پیش هیچ سندی در سازمان Organisation for the Prohibition of Chemical Weapons (OPCW) درباره این گازها وجود نداشت. در سال ۲۰۱۶ محققین ایرانی ۵ نوع این گازها را ساخته و همچنین ابزارها و روش‌هایی برای تشخیص این گازها ابداع میکنند. آن‌ها در اقدامی مسئولانه OPCW را در جریان فعالیت‌های خود قرار داده، نتایج کار خود را در اختیار این سازمان جهانی قرار میدهند. گزارش آن‌ها اولین سندی است که در OPCW درباره این گازها و روش تشخیص آن‌ها وجود دارد.
دو نکته در این قضیه وجود داشت که قاعدتا باید توجه محافل علمی ایرانی را جلب میکرد: اولا سطح قابل توجه توان علمی و فنی محققین ایرانی، و دوما مسئولیت‌پذیری و برخورد حرفه‌ای آنها.

لینک ذیل درباره این موضوع توضیحات جالب توجهی ارائه کرده است:

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود