مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در مقاله ای درباره کروی بودن زمین و یا صاف بودن آن نوشته بودم که دروغهای زیادی که سازمان های فضایی دنیا گفته اند، باعث شده که هیچ اعتباری برای حرف آنها نشود قائل شد. قبلا هم در چند مقاله درباره دروغ بودن پروژه مریخ نوردها نوشته بودم. همین دروغها باعث شده که عده ای به این باور برسند که سردمداران تمدن غرب قصد دارند برای تسلط بر مردم عالم این تصویر را در ذهن آنها بوجود آورند که این تمدن توانسته به درجه ای از پیشرفت برسد که تصویر روشنی از عالم ارائه کند. هر جا هم که نتوانسته جوابی ارائه دهد، شواهد و دلایل دروغین ارائه کرده و با کنترل اذهان مردم، یک واقعیت مجازی برای آنها درست کرده است.

البته در کل چنین حرفی واقعیت است، اما اینکه چه بخشی از شواهد راست است و چه بخشی از آن دروغ، باید تک به تک بحث شود و همه شواهد بطور مجزا راستی آزمایی شود. در اینجا فقط چند دروغ این سازمان های فضایی را مرور میکنم تا میزان بی اعتباری آنها روشن شود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در این مقاله قصد دارم درباره پیامدهای حوادث تروریستی پاریس، تحولات اخیر منطقه و عواملی که باعث تحریک ترکیه برای تشدید تنش با روسیه و سرنگونی هواپیمای سوخوی 24 آن شده بحث کنم. چندی پیش در مقاله ای نوشته بودم که پیش نیاز شعله ور شدن آتش جنگ جهانی سوم، حرکت بیشتر نظام های حکومتی غربی به سمت فاشیسم و حکومت پلیسی است و حس برتری نژادی نیز باید تقویت شود. به این دلیل که تکنولوژی های موجود در حدی نیست که قدرتمداران عالم را برای پیروزی در میدان جنگ از سرباز بی نیاز کند و با توجه به عدم زمینه اعتقادی قوی در غرب، تنها راه بسیج مردم، خلق دشمن خارجی و ایجاد انگیزه ای برای مبارزه است. وقتی که حوادث تروریستی پاریس رخ داد، شواهد زیادی بدست آمد که نشان میداد که این حادثه توسط خود سازمان های اطلاعاتی غربی برنامه ریزی شده است و دقیقا همین اهداف را دنبال میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

تصور عموم این است که علوم جدید صدها سال است که نه تنها توانسته حکم نهایی در مورد کروی بودن زمین و اندازه آن را صادر کند و به تمام سئوالات بشر در این زمینه پاسخ دهد، بلکه دانشمندان فیزیک آنقدر مسئله برای حل کردن پیدا نمیکنند که دیگر باید فکر خود را به نحوه شکل گیری و حرکت کهکشانها مشغول کنند و با نظریه پردازی درباره ابر ریسمانها (String Theory) و Bing Bang در چگونگی شروع و شکل گیری عالم وجود بحث کنند. هرچند اصل نظریه پردازی درباره شروع خلقت کار ناپسندی نیست، اما فرصت طلبی مجامع علمی غربی و به تبع آن محققین فیزیک نظری در ارائه تصویری اغراق آمیز از آنچه که واقعا میشود به عنوان دانسته های بشر فرض کرد، را نیز نباید از نظر دور داشت. قبلا هم در چند مقاله سعی کرده ام که بعضی از مطالبی را که علوم روز جوابی برای آن ندارند، را مطرح کنم و آنها را با برچسب “محدودیت علم بشر” مشخص کرده ام و قصد دارم این سری مقالات را انشاءالله ادامه دهم تا بشود تصویر روشنتری از آنچه که واقعا میشود جزء دانسته های بشر به حساب آورد، داشته باشیم.

در اینجا نمیخواهم ادعا کنم که طرفدار نظریه صاف بودن زمین هستم. اما واقعیت این است که سئوالات بسیاری وجود دارد که روایت علوم جدید از هندسه زمین و منظومه شمسی از پاسخ دادن به آنها عاجز است و تنها کاری که محققین فیزیک در این باره میتوانند بکنند، این است که روی خود را برگردانند و اصلا به روی خود نیاورند که چنین چیزی را شنیده اند. همین سئوالات بیجواب باعث شده است که افرادی در روایت موجود علمی شک کنند و با ارائه نظریه های دیگر به دنبال پیدا کردن مدلی باشند که بتواند جوابی برای آن سئوالات داشته باشد. عنوانی عمومی که اینگونه نظریه پردازان دگراندیش را با آن خطاب میکنند، flat-earther است که تا حدودی تمسخرآمیز نیز هست.

در بین آنها افراد مختلفی را میتوانید بیابید. کسانی هستند که از بعد فلسفی و یا مذهبی نمیتوانند گرد بودن زمین را باور کنند. دیگرانی هم هستند که افرادی شکاک هستند که هیچ چیزی از روایتهای تمدن موجود را نمیتوانند باور کنند و هرآنچه که موسسات علمی صاحب نام دنیا میگویند را دروغ و تبلیغات میدانند. البته آنچه که موجب تحریک این افراد شکاک شده، حجم عظیم دروغهایی است که به عنوان یافته های علمی جهت مصرف عموم پخش میشود و در ادامه بحث به بخشی از آنها خواهیم پرداخت. اما افراد محققی هم هستند که واقعا سعی دارند نظریه های کاملتری ارائه کنند که بتواند پاسخی برای سئوالات بیجواب داشته باشد. بنابراین همه آنها را نمیشود به یک چوب راند و نسبت به اظهاراتشان بیتفاوت بود و یا با تمسخر آنرا پاسخ داد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

فیلمی که در ذیل آورده ام این روزها در اروپا و آمریکا زیاد دیده میشود و پروپاگاندای جدیدی بر علیه مهاجرین به راه افتاده است. هر چند بخشی از آنچه در این فیلم نشان داده میشود واقعیت دارد، اما آن کس که در این میان قابل سرزنش است خود اروپایی ها و رهبران آن هستند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

حرف سدید زدن کار ساده ای نیست

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش با یکی از دوستان درباره این بحث میکردیم که بین حرف درست و حرف سدید تفاوت است. حرف سدید آن است که آدم صحت حرف را راستی آزمایی کرده باشد، اعتبار منبع خبر را بررسی کرده و آنرا دقیق نقل کند. بعلاوه در انتخاب کلمات به قدری دقت کند که برداشتهای دوپهلو از آن کمتر بشود کرد و به قول معروف مو لای درز آن نرود. آیه 70 سوره احزاب قرآن در کنار تقوای الهی، سدید حرف زدن را به مومنین توصیه میفرماید. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا. بعضی وقتها حرفهایی شنیده میشود که نو و جالب توجه است، اما جنبه هایی از آن یا قابل اثبات و نفی نیست و یا حداقل ما دلیل کافی برای قبول آن نداریم و یا میشود آنرا تعبیر سوء کرد. بنابراین در چنین مواردی آدم باید در نقل مطلب احتیاط های لازم را انجام دهد. بشر نه جایزالخطا، بلکه ممکن الخطا است و همه ما میتوانیم مرتکب چنین خطاهایی بشویم، اما تا حد امکان باید از آن اجتناب کنیم.

امروز مقاله ای از آقای حسین شریعتمداری را میخواندم تحت عنوان زنبورها به لانه برمی‌گردند! هرچند اصل مطالبی که ایشان مطرح کرده بودند درست بود، اما ایراداتی در نقل سخن دیگران داشت که به نظرم رسید برای نشان دادن فرق حرف سدید با حرفی که در کل درست است، مواردی را ذکر کنم.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پرحرفی بیماری روانی است

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اگر تا به حال به یکی از بستگان پیر خود که گوشهایش هم سنگین شده تلفن کرده اید، احتمالا جوابی مثل این را شنیده اید: “سلام، حال شما چطوره؟ خیلی ممنون، قربان شما، به لطف شما؛ …”. یعنی بدون اینکه صدای شما را بتواند بشنود، هم خودش سئوال میکند و بعد فرض میکند که شما در مقابل از او سئوال کرده اید و خودش جواب آن سئوالها را میدهد؛ بدون اینکه اصلا به شما فرصت حرف زدن بدهد. اگر هم بحثی درباره یک موضوع اختلاف برانگیز پیش بیاید، تا آخر با پرحرفی فرصت ورود به بحث را از آدم میگیرد و آخر سر هم میگوید: ” دیدی چقدر حرفم حسابی بود که هیچ چیزی نتوانستی بگویی”. اگر مشکل پرحرفی فقط به همین پیرها محدود میشد، باز قابل تحمل تر بود. اما آنچه شاهدیم این است که چنین رفتاری نه فقط در میانسالها، بلکه در بین جوانها و نوجوانها هم در حال شیوع است و هیچ فرقی بین کم سواد و تحصیلکرده هم نیست. چنین رفتاری قطعا بیماری روانی و اختلال رفتاری است، اما شخصا در توصیه به مراجعه به پزشک و یا مشاور روانی احتیاط میکنم. دلیل آن هم این است که احتمالا با مراجعه به پزشک و یا مشاور خواهید یافت که او بیشتر از مراجعه کننده به خود پرحرف است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بزرگواری در یک کامنت فرمودند که:

یه سوالی که یه مدته ذهن منو مشغول کرده اینه که به فرض اینکه این انفجارها کار آمریکا باشه، یا انفجار هواپیمای روسی که من فکر میکنم به خاطر ورود روسیه به سوریه توسط آمریکا صورت گرفته، چرا این درگیری ها سبب حمله کشورها به یکدیگر نمیشه؟! مثلا جرقه و بهانه جنگ جهانی اول به خاطر به قتل رسیدن یک نفر (آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش – مجارستان)بود؛ولی الان می‌بینیم با این تلفات، کشورها سر در گریبان فرو می‌برند و سکوت پیشه می‌کنند.

البته ادعا ندارم که از اخبار پشت پرده و محرمانه کشورها مطلع هستم. اما در حد توان محدود خودم مطالبی را عرض خواهم کرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

ویدیو کلیپ ذیل دیروز منتشر شد و احتمالا مربوط به همین روزهای اخیر است. در این ویدیو کاروانی از ماشین های داعش که از عراق به سمت مناطق درگیری در سوریه در حرکت هستند، را نشان میدهد. وجود این همه خودروی متحدالشکل خود جای سئوال دارد که داعش از چه طریقی توانسته این همه خودرو را وارد کند و چه دولتهایی در این کار داعش را کمک کرده اند. اما نکته اصلی ویدیو پرواز یک هلیکوپتر آپاچی، احتمالا متعلق به نیروهای آمریکایی، است که در پشت سر این کاروان حرکت میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

مواد منفجره در صنعت کاربردهای فراوانی دارند. به عنوان نمونه بعضی قالبهای پیچیده شکل دهی فلز را که با پرس کردن قابل انجام نیست، با استفاده از مواد منفجره در محفظه های مخصوص انجام میدهند. به این روش در انگلیسی Explosive Forming میگویند. هر کسی که در سربازی وقت زیادی برای تلف کردن در اختیار داشته باشد و مواد منفجره کافی و محیطی که بشود در آن آزمایشات خطرناک انجام داد، هم در دسترس او باشد، احتمالا چند کاربرد جدید از مواد منفجره را کشف خواهد کرد. اما تا بحال ندیده بودم که کسی از این موشک برای حفر چاه استفاده کند.

ویدیو کلیپ زیر روش استفاده از موشک گراد برای حفر چاه را نشان میدهد. این موشک را در ایران بیشتر با نام قدیمی کاتیوشا میشناسند. روش کار به این صورت است که خروجی موشک را با قطعه مخصوص فلزی جایگزین میکنند. کار این قطعه این است که گازهای خروجی موشک را به فرم خاصی به طرف پایین هدایت میکند تا باعث حفر چاه بشود. بعد خاکهایی را که از داخل چاه به بالا پرتاب میشود، به اطراف خود پخش میکند. ادعا میشود که سرعت حفر چاه با قطر حدود 20 سانتیمتردر خاکهای معمولی حدود 4 متر بر ثانیه است. دقیقا نمیدانم با هر موشک چه عمقی را میشود حفر کرد. اما با سوزاندن پشت سر هم چند موشک میتوان عمق چاه را زیادتر کرد. تصورم این است که در مناطقی که با حفر چاهی به عمق حدود 10 متر بشود به آب رسید، چنین روشی کاربرد میتواند داشته باشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اولین جوابی که به ذهن می آید این است که باید مواد طبیعی و سالم در مواد غذایی صنعتی استفاده شده باشد تا طعم طبیعی داشته باشد. اما این جواب غلط ترین جواب ممکن است. دلیل آن هم این است که در دنیای صنعتی امروز، چیزی به نام طعم طبیعی وجودندارد. شاید تا بحال شکلات هایی که مثلا با طعم هندوانه هستند را چشیده باشید و تصور کنید که قاعدتا باید آن شکلات با عصاره هندوانه درست شده باشد. اگر اهل هندوانه خوردن باشید، میدانید که مزه هندوانه های هر مزرعه با دیگری متفاوت است و حتی در یک مزرعه، با تغییر فصل مزه هندوانه ها تغییر میکند. اما مزه آن شکلاتها همیشه ثابت است و حتی از خود هندوانه هم خوشمزه تر هستند. پس چنین مزه ای نمیتواند طبیعی باشد.

روی زبان آدم سنسورهایی چشایی است که اصطلاحا به آن RECEPTOR و یا Taste Bud میگویند و هر دسته آنها وظیفه خاصی به عهده دارد. بعضی از آنها مسئول چشیدن ترشی، تلخی، شوری و یا شیرینی هستند. وقتی یک خوراکی مزه خاصی دارد که بعضی از این سنسورها را تحریک میکند و احساس چشایی ناخوشایندی را در فرد ایجاد میکند، میشود با افزودن مواد شیمیایی خاصی آن سنسورهای خاص را موقتا از کار انداخت. به این کار MASK کردن آن سنسورها میگویند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود