مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در این بخش قصد دارم علل دیگری که در شدت گرفتن پدیده مدعیان دروغین علم و تکنولوژی موثر هستند، را بررسی کنم.

علت دوم:

ایراد اساسی که در رویکرد جامعه به علم و فن در دوره معاصر وجود دارد، این است که علم و فن به جای اینکه راهی برای شناخت بیشتر فعل خداوند متعال و بالنتیجه شناخت بهتر رب جلیل باشد، تنها به عنوان ابزاری برای کسب منافع مادی شناخته میشوند. همین مطلب باعث شیوع وسیطره مدرک گرایی شده است.

وقتی که چیزی ابزار حرص و طمع و تفاخر شود، طبیعتا تقلب نیز در آن راه می یابد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش در خبرها خواندم که رحیم مشایی در سخنرانی خود چنین ادعا کرده بود:

در کمتر از صدسال آینده با انسان هایی زندگی می کنیم که ساخته خود ما هستند. انسان هایی دقیقا مثل ما که با آنها انس می گیریم و زندگی می کنیم و بدون تردید این آینده قطعی بشر است.

از خود پرسیدم چرا خدا به انسان و خلق او افتخار می کند و پس از اندیشه بسیار به این نتیجه رسیدم که خداوند به خلق موجودی فکر کرد و انجام داد که مثل هیچ کس نبود و مثل خودش بود در واقع خدا با خلقت انسان خدا آفرید.

این حرف من نیست که باز بگویند که مشایی از این حرف ها زده است؛ این حرف مکاتب دینی ما است که می فرمایند بنده من طوری رفتار کن که خدا صفت شوی.

شاید از نظر کسانی که دستی در علم و فن دارند، پوچی این حرفها بدیهی به نظر بیاید، اما شخصا نگران این هستم که چنین حرفهایی از نظر جوانترها و کسانی که به علم و تکنولوژی علاقه مند هستند، ولی فرصت تعمق در آن را نداشته اند، به عنوان حرف کارشناسی، قابل توجه تلقی شود.

مرور سئوال های علمی بی جواب را از آن جهت مفید می دانم که اولا به انسان حدود دانش بشری را گوشزد می کند؛ و دوما پیچیدگی های دنیایی که در آن زندگی می کنیم را یادآور میشود. لذا بر آن شدم که چند سئوالی که علم بشر در حال حاضر قادر به یافتن جواب برای آن نیست را مرور کنم تا ارزیابی درست تری از حدود واقعی علم بشر و توانایی های او داشته باشیم. قبلا نیز در چند مقاله با عنوان های می دانید چرا یخ لیز است؟  و می دانید دوچرخه چطور کار می کند؟ همین مطلب را دنبال کرده بودم. اگر بشر که دویست سال است از دوچرخه استفاده میکند، هنوز ساز و کار تعادل آنرا نمیتواند به درستی تحلیل کند، چطور میتواند به خلق موجودی مانند خود بپردازد.

شخصا  بارها با این مطلب برخورد کرده ام که فردی در مجامع دانشگاهی، ادعاهای بزرگی می کند و ادعاهای او دستمایه تبلیغات رسانه های غربی قرار میگیرد تا عظمت و شکوه تمدن غرب را به رخ دیگران بکشند. اما پس از مدتی معلوم میشود که فرد مدعی، استاد دانشگاهی بوده که قصد داشته بودجه تحقیقات خود را با این تبلیغات تامین کند و یا کرسی در خطر خود را حفظ کند.

افرادی که به میانسالی رسیده اند، حتما در طول عمر خود بارها اخباری درباره پیدا کردن روش درمان سرطان که قادر است در زمانی کوتاه مشکل سرطان را برای همیشه حل کند، شنیده اند. شخصا موارد زیادی از این قبیل خبرها را به خاطر دارم. اما هنوز سرطان به عنوان یکی از جدی ترین عوامل مرگ و میر شناخته میشود و در بین علما فن بر سر منشا آن اختلاف است. بعضی ها عامل سرطان را ویروس دانسته و بعضی دیگر معتقدند که رشد قارچ ها در داخل بدن موجب سرطان میشود. دیگرانی هم هستند که عامل آن را اختلال در تکثیر سلولی میدانند. بهر حال بشر هنوز تا شناخت عامل سرطان و اجماع بر روی آن فاصله بسیار دارد.

تا اینجا بحث ما فقط درباره جسم بشر است، و ادعای تمام مدعیان علم و تکنولوژی نیز درباره کپی برداری از بشر، محدود به جسم میشود و هیچ کس هنوز وارد مبحث شناخت روح نشده است، چه برسد به اینکه هوس دستکاری در آن را داشته باشد. در قرآن درباره روح می فرماید که اساسا روح از عالم خلق نیست و بواسطه امر الهی ایجاد شده است. یعنی اساسا با دستکاری در طبیعت، امکان خلق روح وجود ندارد. همچنین قرآن بضاعت بسیار اندک علمی بشر را یادآوری کرده تا به تصور اینجانب، وقت خود را صرف چیزهای دست نیافتنی نکند.

سوره اسراء آیه 85:

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا

معنی:از تو درباره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندکی به شما نداده اند.

اما حدیثی که ایشان نقل کرده، حدیثی قدسی است بدین مضمون: عبدی اطعنی حتی اجعلک مَثَلی. یعنی بنده من مرا اطاعت کن تا تو را مثال خود قرار دهم. بین مثال و مِثل تفاوت بسیار است. در سوره شورا آیه 11 رب جلیل می فرماید:

لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

یعنی هیچ چیزی مثل او نیست و نخواهد بود و او سمیع و بصیر است. یعنی از آن حدیث حتی به فرض اثبات سند حدیث و اعتبار آن، نمیشود چنین استنتاج کرد که انسان میتواند خداگونه شود و یا خدا با خلقت انسان، خدا خلق کرده است.

آوردن مَثل برای این است که مخاطب پی به ممثّل ببرد. تمثيل حداقل دو فايده را به همراه دارد يكي براي آن است كه آن مطالب بلند را پايين بياورند و به حس نزديك‌تر كنند تا در دسترس متوسط مخاطبان قرار بگيرد و آنها بفهمند. فايده ديگر آن است كه همين مَثلي كه از بالا به پايين آمده به عنوان يك حبل متين در دسترس ديگران باشد و به صورت نردبان براي مخاطبان خاص باشد تا آنها همين مَثل را بگيرند و بالا بروند.

اما مِثل خدا شدن محال است و قرآن بر این مطلب تصریح کرده که شبیه و مانند خدا بودن و یا شدن محال است.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در طول زندگی خود با افراد زیادی برخورد داشته ام که ادعای کشفیات شگرف علمی و یا اختراعات مهمی داشته اند. کشفیاتی که مسیر تمدن بشری را تغییر می دهد و افق های جدیدی را می گشاید. واضح است که باور کردن همه این افراد عملی نیست، و دروغگو خواندن همه آنها نیز از عقل به دور است، چون اگر حتی یک نفر از بین هزار نفر این مدعیان راستگو باشد، ارزش آن را دارد که برای پیدا کردن آن و راستی آزمایی ادعا، وقت و هزینه صرف شود. در این نوشته قصد دارم این مطلب را در حد توان تحلیل کنم.

در واقع آنچه در این زمینه مشاهده میشود، یک پدیده واحد نیست و تنها مختص به دوره معاصر هم نیست. از سده های گذشته موارد بسیاری در تاریخ ثبت شده است که مخترعین و مبتکرین ادعا کرده اند که دستگاهی را ساخته اند که بطور دائم کار میکند و یا انرژی خروجی دستگاه از انرژی مصرف شده آن بیشتر است، که این پدیده را Over-Unity می نامند. البته چنین چیزی با قوانین ترمودینامیک سازگار نیست و امکان ساخت چنین دستگاهی وجود ندارد. اما تعداد این ادعاها در تاریخ به قدری زیاد بود که بخش مهمی از وقت آکادمی های علمی جهان را تلف میکرد. این لینک  که نام خود را موزه دستگاه هایی که کار نمیکند گذاشته، بسیاری از چنین ایده هایی را لیست کرده و توضیحات جالبی در این زمینه ارائه کرده است که مرور آن توصیه میشود.

اولین گروهی که چنین ادعاهایی دارند، کسانی هستند که ذهنی فعال و هوشی سرشار دارند و واقف هستند که آنچه به عنوان قوانین ثابت فیزیک معرفی شده است، حاصل ذهن افرادی مانند خودشان است، بنابراین خود را محدود به باید و نبایدهای شناخته شده نمی کنند، اما در ارائه طرح های نوی خود و یا مشاهدات تجربی خود عجله کرده و بدون آزمایش کافی و گاها با محاسبات غلط، نتایج را گزارش میکنند. نمونه اخیر از این قبیل موارد، ادعای شکستن سد سرعت نور توسط نوترینوها بود که بعدا معلوم شد این اشتباه به خاطر خرابی دستگاههای اندازه گیری رخ داده است.

اما مدعیان دیگری نیز هستند که با علم به غلط بودن نظریاتشان و کارآیی نداشتن طرح هایشان، دست به تبلیغ درباره دستاوردهای نداشته شان می زنند. حتی موضوع دستگاههای کار دائم با این همه سابقه تاریخی درباره آن، هنوز زمینه مهمی برای چنین ادعاهایی است، بلکه چنین ادعاهایی هم بیشتر شده و هم پیچیده تر. دلیل آن هم این است که شاخه های علمی و فنی بسیار بیشتری از قدیم وجود دارد که مدعیان جدید بتوانند با استفاده از مخلوطی از آنها، ذهن مخاطب را گیج کرده تا نتواند پدیده ای که در حال رخ دادن است را درست تحلیل کند. به عنوان نمونه در این ویدئو کلیپ ضمیمه که یکی از جلسات چند ماه گذشته سمینار پربیننده و معروف TED است، فردی نه تنها روشی برای ساخت چنین دستگاهی را ارائه میکند، بلکه ادعا میکند که این کشفیات را از کتاب مقدس بهائیت الهام گرفته است. ادعاهای عجیب و غریب اکتشافات و ابتکارات، فقط محدود به دستگاه های کار دائم نیست و به عنوان نمونه سال گذشته اداره ثبت اختراعات آمریکا تقاضای ثبت اختراع ماشین سفر در زمان را دریافت کرده بود. ویا اخیرا خبرهایی بیشماری درباره ماشین هایی که سوخت آنها تنها آب مقطر است، به گوش میرسد.

نمونه دیگر از این کلاه برداری های علمی بنیاد کشی متعلق به مهران توکلی کشی است که ساکن بلژیک است. ادعای ایشان این است که به درک جدیدی از ساختار اتم و قوانین حاکم بر آن رسیده که او را قادر می سازد میدان جاذبه را تحت کنترل در آورد، بنابراین تکنولوژی ایشان علاوه بر اینکه میتواند در مسافرت های فضایی به کار گرفته شود، میتواند مشکل انرژی و تغذیه را نیز برای بشر حل کند. البته ادعای ایشان به این هم محدود نمیشود و تکنولوژی خود را نیز در درمان بیماری های ناعلاج موثر میداند.

اما درباره علل وجود چنین پدیده ای تحلیل جامعی تا بحال ارائه نشده است.

عوامل متعددی در پیدایش چنین پدیده ای سهیم هستند که هر کدام به تنهایی نیازمند تحقیقی مستقل است که از حوصله و توان نویسنده خارج است.

علت اول:

امکان کشفیات بزرگ علمی را نمی توان کلا نفی کرد. پیدا کردن مواد جدید با خواص استثنایی، شناخت نحوه استفاده از منابع انرژی که اکنون ناشناخته است، و از همه مهم تر ارائه مدل هایی کامل تربرای تحلیل پدیده های فیزیکی، در تاریخ بشر بی سابقه نیست. عمده پیشرفت های تمدن معاصر بر اساس مدلی است که در قرن 19 توسط ماکسول و دیگران، از الکتریسیته و امواج الکترومغناطیس ارائه شده است و آنچه که از دستاوردهای علمی و فنی بر اساس این مدل قابل دستیابی بود، به دست آمده است. بنابراین همین مدل مانع پیشرفت های بیشتر است و تا وقتی مدل کامل تری ارائه نشود، انتظار جهشی در علم و فن که مسیر تمدن بشری را تغییر دهد، نباید داشت.

واقعیت این است که اندیشمندان بسیاری در سده های گذشته و معاصر، نظریه ها و اختراعات و کشفیاتی داشته اند که مهم بوده اند، ولی در معرض دید عموم نیست. یکی از دلایل آن هم این است که دستگاه های اطلاعاتی و نظامی کشورها سعی دارند چنین کشفیاتی را برای خود نگاه دارند. اگر هم خبر چنین کشفیاتی به گوش جامعه علمی رسید، حداقل دو چیز را در دستور کار دارند. اولا مدعیان دروغینی را پرورش میدهند که ادعاهای مشابه داشته باشند و با کمک تبلیغاتی و پشتیبانی، آنها را در جامعه مطرح میکنند، تا هم عموم جامعه علمی و هم کشورهای رقیب را با این مدعیان دروغین سرگرم کنند. دوما پس از آن افراد وابسته خود در جوامع علمی را مامور میکنند که چنین ادعاهایی را پوچ و بی ارزش معرفی کنند. با این دو کار، اذهان کنجکاو و جستجوگر فقط نسخه تقلبی مخترعان و مبتکران را پیدا میکنند و بعد تحت تاثیر چهره های سرشناس علمی، از درست بودن چنین ادعاهایی ناامید میشوند. غافل از اینکه احتمال دارد در پشت این صحنه گردانی ها، دستگاههای اطلاعاتی و نظامی قصد مخفی کردن چیزی را دارند.

بنابراین شخصا بر این باورم که وقتی ادعای کشفیات مهم توسط چنین افراد شارلاتانی در جامعه مطرح میشود، به جای اینکه سریعا به تمسخر آنها پرداخت، باید احتمال داد که سرویس های اطلاعاتی و نظامی بعضی کشورها به دنبال لوث کردن یک کشف علمی و پاک کردن آن از ذهن جامعه و بالنتیجه استفاده اختصاصی از آن هستند.

درباره علل دیگر این پدیده انشاءالله در آینده بحث خواهم کرد.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود