بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بعضی وقتها خوب است که مطالبی که در دبیرستان یاد گرفته ایم را مرور کرده تا ببینیم چه مقدار از آن را هنوز به یاد داریم.

پزشکی متخصص را به یاد دارم که فرزند خود را برای امتحان نهایی کلاس پنجم ابتدایی برده بود، و وقتی سئوال ها را مشاهده کرده بود، خوشحال بود که از او امتحان نمی گیرند، چون جواب خیلی از آنها را بلد نبود.

فیلمی که در این لینک ضمیمه کرده ام، پدیده ای فیزیکی را نشان میدهد. شخصا بارها آنرا نگاه کردم و هیچ از اینکه چه اتفاقی دارد می افتد، سر در نیاوردم. تا اینکه از جناب استاد حازم فریپور سئوال کردم و ایشان توضیحات خوبی را ارائه  فرمودند. توصیه میکنم قبل از اینکه توضیحات ذیل را ملاحظه بفرمایید، اول فیلم را به دقت مشاهده کرده و سعی کنید شخصا نحوه کار و پدیده ای را که رخ میدهد، تحلیل کنید.

— یک لوله مسی تو خالی به صورت یک سیم پیچ با میدان غیر یکنواخت در آمده و از آن جریانی بسیار بالا (چند ده آمپر) با فرکانس بالا (چند صد کیلو هرتز یا چند مگاه هرتز) عبور می­کند.

— از داخل لوله آب عبور می­کند تا آن را خنک نگه دارد و ذوب  نشود.

— یک قطعه فلزی (مثلا آلومینیوم) وارد میدان متناوب می­شود و خطوط میدان را قطع می­کند. جریانهای القایی فوکو به صورت گردابی درون آن بوجود می­آید. به دلیل شدت بالا و فرکانس بالای میدان مغناطیسی، این جریانهای گردابی بسیار قوی هستند.

— شدت بالای جریانهای گردابی، قطعه فلزی را گرم و گداخته می­کنند.

— طبق قانون لنز، این جریانها به گونه ای به وجود می آیند که با تغییرات میدان مغناطیسی متغییر اولیه مخافت ­کنند. این موضوع باعث می­شود تا  نیروهایی بر قطعه فلزی وارد شود که مانع ورود آن به حوزه میدان می­شود و بخواهند که قطعه را بر خلاف نیروی جاذبه زمین به سمت بالا دفع کنند.

— سیم پیچ به گونه ای پیچیده شده که میدان یکنواختی ایجاد نمی کند یا به اصطلاح، میدان گرادیان دارد به گونه ای که هرچه قطعه به سمت پایین برود، در میدان متغییر شدیدتری قرار می­گیرد و نیروی دافعه شدیدتری به آن وارد می­شود. این امر باعث پایداری عمودی می­شود. یعنی قطعه تا جایی درون سیم پیچ پایین می­رود که نیروی دافعه رو به بالا، با نیری جاذبه خنثی شود.

— در این جا تعادل عمومی به سادگی فوق الذکر حاصل می­شود ولی تحلیل چگونگی تعادل افقی کار پیچیده ای است. ولی به طور خلاصه این طور است که اگر قطعه معلق بخواهد از محور سیم پیچ کمی در راستای افقی جابجا شود، به سیمها نزدیکتر شده و وارد میدانی قوی تر می­شود و نیروی دافعه ناشی از جریانهای القایی، طبق قانون لنز در جهت خلاف این حرکت است و آن را به جای قبلی خود باز می­گرداند.

— نکته کلیدی در این مسئله ، غیر یکنواخت بودن میدان در هر دو راستای عمودی و افقی یا همان گرادیان دو بعدی میدان است . اگر از یک سیم پیچ بلند یکنواخت مرتب و فشرده استفاده شود، این نتیجه حاصل نمی شود.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره آخرین پاپ

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

روز 11 فوریه روزی بود که پاپ بندیکت قصد استعفای خود از سمت پاپ را اعلام کرد و این خبر به مهم ترین خبر دنیا تبدیل شد. اما اینکه چرا این خبر مهم است، جای بحث دارد و قصد دارم در این نوشته در حد توان خود در این باره بنویسم.

تا کنون رسم متداول در کلیسای کاتولیک این بوده که پاپ تا زمان مرگ، عنوان خود را حفظ کند و حدود 600 سال از آخرین باری که یک پاپ استعفای خود را اعلام کرده، می گذرد. پاپ های قبلی نیز در اواخر عمر با مشکلات بیماری و ضعف جسمی و عقلی روبرو بوده اند، اما حداقل 600 سال است که چنین چیزی بهانه برای تغییر پاپ نبوده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این هفته خبرهای زیادی از ایران در رسانه ها به گوش رسید، از فرستادن موجود زنده به فضا تا هواپیمای جنگنده رادار گریز. سیاق خبرها نشان از پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی داشت که بتوان در سایه آنها تهدیدات خارجی را کم اثر تر کرد. اما خبرهای دیگری مانند ماجرای استیضاح وزیر کار و افشاگری های جلسه علنی مجلس هم رسید که نگران کننده است.

واقعیتی که گاها مغفول می ماند این است که در صحنه تعارض و تقابل بین ملتها، این افراد هستند که با هم می جنگند و یا رقابت می کنند. جنگ همیشه بین آدم ها با هم است و ابزارهای جنگی با هم نمی جنگند. ابزار جنگی و نظامی تنها وقتی موثر واقع میشوند که در دست افرادی باشند که به اهداف خود ایمان داشته باشند و از اتحاد و همدلی برخوردار باشند. آنها که خاطرات جنگ صدام علیه ایران را به یاد دارند، می دانند که در آن زمان بیش از سی کشور بزرگ دنیا همه گونه حمایت های مالی، تسلیحاتی و انسانی به صدام میکردند و در واقع ایران با تمام دنیا می جنگید. در حالی که بعضا سربازان ایرانی از کوچکترین امکانات بی بهره بودند، تا به آن حد که درحملات خود باید روی مهمات موجود در خاکریز اول دشمن حساب میکردند تا با استفاده از آن به حمله ادامه دهند. با این همه دشمنان نتوانستند هیچ امتیازی در جنگ با ایران بدست آورند.

اما وقتی اتحاد و همدلی در یک ملت رو به کاهش گذارد، زمانی است که باید در توان دفاعش در مقابل دشمنان و دفع تهدیدات، شک کرد.

سرنوشت ملت هایی که به گناه آلوده میشوند و از حقیقت و توحید به تدریج فاصله می گیرند، با کمال وضوح در خطبه ای از امام علی (ع) مشهور به خطبه قاصعه (که در نهج البلاغه با شماره 192 آورده شده) تشریح شده است که خواندن همه آن را اکیدا توصیه میکنم و در اینجا فقط فراز هایی از آن را می آورم:

از كيفرهايى كه بر اثر كردار بد و كارهاى ناپسند بر امّت‏ هاى پيشين فرود آمد خود را حفظ كنيد، و حالات گذشتگان را در خوبى‏ ها و سختى ‏ها به ياد آوريد، و بترسيد كه همانند آنها باشيد پس آنگاه كه در زندگى گذشتگان مطالعه و انديشه مى‏ كنيد، عهده دار چيزى باشيد كه عامل عزّت آنان بود، و دشمنان را از سر راهشان برداشت، و سلامت و عافيت زندگى آنان را فراهم كرد، و نعمت‏ هاى فراوان را در اختيارشان گذاشت، و كرامت و شخصيّت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايى اجتناب كردند، و بر وحدت و همدلى همّت گماشتند، و يكديگر را به وحدت واداشته به آن سفارش كردند. و از كارهايى كه پشت آنها را شكست، و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينه توزى با يكديگر، پركردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن، و دست از يارى هم كشيدن، بپرهيزيد، و در احوالات مؤمنان پيشين انديشه كنيد، كه چگونه در حال آزمايش‏ و امتحان به سر بردند، آيا بيش از همه مشكلات بر دوش آنها نبود و آيا بيش از همه مردم در سختى و زحمت نبودند و آيا از همه مردم جهان بيشتر در تنگنا قرار نداشتند. فرعون‏ هاى زمان، آنها را به بردگى كشاندند، و همواره بدترين شكنجه‏ ها را بر آنان وارد كردند، و انواع تلخى‏ ها را به كامشان ريختند، كه اين دوران ذلّت و هلاكت و مغلوب بودن، تداوم يافت نه راهى وجود داشت كه سرپيچى كنند، و نه چاره ‏اى كه از خود دفاع نمايند.

تا آن كه خداوند، تلاش و استقامت و بردبارى در برابر ناملايمات آنها را، در راه دوستى خود، و قدرت تحمّل ناراحتى ‏ها را براى ترس از خويش، مشاهده فرمود. آنان را از تنگناهاى بلا و سختى ‏ها نجات داد، و ذلّت آنان را به عزّت و بزرگوارى، و ترس آنها را به امنيّت تبديل فرمود، و آنها را حاكم و زمامدار و پيشواى انسانها قرار داد، و آن قدر كرامت و بزرگى از طرف خدا به آنها رسيد كه خيال آن را نيز در سر نمى ‏پروراندند. پس انديشه كنيد كه چگونه بودند آنگاه كه وحدت اجتماعى داشتند، خواسته‏ هاى آنان يكى، قلب‏هاى آنان يكسان، و دست‏هاى آنان مددكار يكديگر، شمشيرها يارى كننده، نگاه ‏ها به يك سو دوخته، و اراده‏ ها واحد و همسو بود آيا در آن حال مالك و سرپرست سراسر زمين نبودند و رهبر و پيشواى همه دنيا نشدند.

پس به پايان كار آنها نيز بنگريد در آن هنگام كه به تفرقه و پراكندگى روى آوردند، و مهربانى و دوستى آنان از بين رفت، و سخن‏ها و دل‏هايشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزب‏ها و گروه‏ ها پيوستند، خداوند لباس كرامت خود را از تنشان بيرون آورد، و نعمت‏ هاى فراوان شيرين را از آنها گرفت، و داستان آنها در ميان شما عبرت انگيز باقى ماند. از حالات زندگى فرزندان اسماعيل پيامبر، و فرزندان اسحاق پيامبر، فرزندان اسرائيل «يعقوب» (كه درود بر آنان باد) عبرت گيريد.

راستى چقدر حالات ملّتها با هم يكسان، و در صفات و رفتارشان با يكديگر همانند است.

اينك سرنوشت پراكندگى و جدايى آنان را به تماشا بنشينيد در روزگاران تيره اى كـه كـسـرى هـا و قـيـصـرهـا سـرور آنـان بـودنـد، پـايـشـان را از همه كشتزارهاى سرسبز و از دجله و فرات بريدند و آنها را از محيط هاى سر سبز و خرّم دور كردند، به سوى سرزمين هاى علفهاى خودرو و گذرگاه بادهاى سخت و جایی که زندگى در آنجاها مشكل بود تبعيد كردند،

آنـهـا را درويـش و مـستمند به شتر چرانى و زندگى مشقت بار وا گذاشتند، خانه‏ هاشان پست‏ ترين خانه ملّت‏ ها، و سرزمين زندگيشان خشك ‏ترين بيابان‏ها بود، نه دعوت حقّى وجود داشت كه به آن روى آورند و پناهنده شوند، و نه سايه محبّتى وجود داشت كه در عزّت آن زندگى كنند. حالات آنان دگرگون، و قدرت آنان پراكنده، و جمعيّت انبوهشان متفرّق بود. در بلايى سخت، و در جهالتى فراگير فرو رفته بودند، دختران را زنده به گور، و بت‏ ها را پرستش مى ‏كردند، و قطع رابطه با خويشاوندان، و غارتگرى ‏هاى پياپى در ميانشان رواج يافته بود.

ره آورد بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
حال به نعمت‏ هاى بزرگ الهى كه به هنگامه بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر آنان فرو ريخت بنگريد، كه چگونه اطاعت آنان را با دين خود پيوند داد. و با دعوتش آنها را به وحدت رساند. چگونه نعمت‏ هاى الهى بالهاى كرامت خود را بر آنان گستراند، و جويبارهاى آسايش و رفاه بر ايشان روان ساخت و تمام بركات آيين حق، آنها را در بر گرفت در ميان نعمت ‏ها غرق گشتند، و در خرّمى زندگانى شادمان شدند، امور اجتماعى آنان در سايه قدرت حكومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزّتى پايدار آرام گرفتند، و به حكومتى پايدار رسيدند. آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند، و سلاطين روى زمين گرديدند، و فرمانرواى كسانى شدند كه در گذشته حاكم بودند، و قوانين الهى را بر كسانى اجرا مى‏ كردند كه مجريان احكام بودند، و در گذشته كسى قدرت در هم شكستن نيروى آنان را نداشت، و هيچ كس خيال مبارزه با آنان را در سر نمى‏ پروراند.

علل نكوهش و سقوط كوفيان
آگاه باشيد كه شما هم اكنون دست از رشته اطاعت كشيديد، و با زنده كردن ارزش‏ هاى جاهليّت، دژ محكم الهى را در هم شكستيد، در حالى كه خداوند بر اين امّت اسلامى بر «وحدت و برادرى» منّت گذارده بود، كه در سايه آن زندگى كنند، نعمتى بود كه هيچ ارزشى نمى ‏توان همانند آن تصوّر كرد، زيرا از هر ارزشى گرانقدرتر، و از هر كرامتى والاتر بود. بدانيد كه پس از هجرت، دوباره چونان اعراب باديه نشين شده ‏ايد، و پس از وحدت و برادرى به احزاب گوناگون تبديل گشته‏ ايد، از اسلام تنها نام آن، و از ايمان جز نشانى را نمى ‏شناسيد. شعار مى‏ دهيد: آتش آرى، ننگ هرگز. گويا مى ‏خواهيد اسلام را واژگون، و پرده حرمتش را پاره كنيد و پيمانى را كه خدا براى حفظ حرمت مسلمين در زمين، و عامل امنيّت و آرامش مردم قرار داد بشكنيد. همانا اگر شما به غير اسلام پناه بريد، كافران با شما نبرد خواهند كرد. آنگاه نه جبرئيل و نه ميكائيل، نه مهاجر و نه انصار، وجود ندارند كه شما را يارى دهند، و چاره‏ اى جز نبرد با شمشير نداريد تا خدا در ميان شما حكم نمايد. مردم! از مثل‏هاى قرآن درباره كسانى كه عذاب و كيفر شدند، و روزهاى سخت آنان، و آسيب‏ هاى شديدى كه ديدند آگاهيد، پس وعده عذاب خدا را دور مپنداريد، و به عذر اينكه آگاهى نداريد خود را گرفتار نسازيد، و انتقام خدا را سبك، و خود را از كيفر الهى ايمن مپنداريد، زيرا كه خداى سبحان، مردم روزگاران گذشته را از رحمت خود دور نساخت مگر براى ترك امر به معروف، و نهى از منكر. پس خدا، بى ‏خردان را براى نافرمانى، و خردمندان را براى ترك باز داشتن ديگران از گناه، لعنت كرد.
آگاه باشيد! شما رشته پيوند با اسلام را قطع، و اجراى حدود الهى را تعطيل، و احكام اسلام را به فراموشى سپرده‏ ايد .

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود