مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها درباره احتمال وقوع یک حادثه تروریستی بزرگ با تلفات بالا در لندن همزمان با المپیک  تابستانی، زیاد صحبت میشود. تا شروع المپیک فقط 3 روز باقی مانده و بنابراین به زودی درخواهیم یافت چقدر این شایعات معتبر هستند. اما چه اتفاقی در این المپیک بیافتد و چه اتفاقی نیافتد، چند مطلب هست که ارزش بررسی شدن دارند:

اساسا المپیک چیست؟

اولین المپیک حدود 776 سال قبل از میلاد در یونان برگزار شد. اساسا مراسم المپیک برای بزرگداشت خدایان یونانی بود و مثلا در آن زمان رسم بر این بود که هنگام شروع المپیک 7 پسر و 7 دختر را به احترام زئوس قربانی کنند. مسابقاتی هم که برگزار میشد، برای تقویت روحیه جنگاوری بود. حمل مشعل المپیک و برافروختن آتش قبل از شروع مراسم هم در آن دوره رسم نبود و برای اولین بار در المپیک برلین 1936 انجام شد. مشعل المپیک نماینده آتشی است که Prometheus از زئوس دزدیده و به انسان ها هدیه داده است تا از نوری که در دست خدایان است، سهمی داشته باشند و بتوانند معاذالله خداگونه شوند و فنا ناپذیر. در این باره در سایت VigilantCitizen توضیح مفصلی داده شده است. نامی که پیروان شیطان، او را به آن میخوانند Lucifer یا حمل کننده نور است. به زعم آنها شیطان نوری را برای بشر آورده تا بتواند با آن به فناناپذیری برسد. مشعلی که در سمبل های غربی زیاد مشاهده میشود، حکایت از همین قضیه دارد، مانند مشعل دست مجسمه آزادی و یا مشعل المپیک. گرداندن این مشعل در سراسر دنیا و دست به دست شدن آن هم به این معنی است که همگان در این برنامه شیطانی سهیم باشند و عمق کوتاه بینی خود را جشن بگیرند.

درباره سمبل های بکار رفته در المپیک لندن هم مطلب بسیار زیاد است و دیگران توضیحات کافی داده اند و فقط در اینجا این مورد را رجوع میدهم.

مقصود اصلی از برگزاری چنین مراسمی هیچگاه تفریح و تفرج نبوده و در دوره معاصر نیز چنین نیست. تصور این که این مراسم برای ایجاد همبستگی بین ملتها و به قصد تفریح است، فقط زائیده ذهن معلول افراد جاهل است.

قربانی انسان جزء لاینفک المپیک

از اولین بار برگزاری این مراسم تا بحال قربانی کردن انسان هنگام شروع این مراسم، انجام شده است. البته در دوره معاصر این قربانی کمی هوشمندانه تر انجام میشود تا ذهن عوام مشوش نشود. در این باره این لینک بیشتر توضیح داده است.

به عنوان مثال در روز شروع المپیک 2008 پکن، عوامل نظم نوین جهانی به گرجستان دستور حمله به اوستیا و قتل عام مردم را دادند. در حالی که برای هر برنامه ریز نظامی مشخص بود که این حمله شانس موفقیت ندارد و با عکس العمل روسیه روبرو خواهد شد و محکوم به شکست است. خبرها حاکی از این است که درست در زمانی که مشعل المپیک تابستانی لندن در 9 می روشن شد، جت جدید سوخوی روسی با صد نفر مسافر در نمایشگاه هوایی اندونزی از طریق از کار انداختن دستگاههای الکترونیک آن سرنگون شد تا هم شانس روسها برای فروش هواپیمایشان کم شود و هم قربانی انسان انجام شده باشد تا رضایت خدایان المپیا بدست آمده باشد.

حجم قربانی انسان که در حال حاضر در غرب یا توسط عوامل غرب در جریان است، برای مردم قابل درک و هضم نیست. مثلا برای شروع نمایش فیلم جدید بتمن جوانی تحصیل کرده که داروهای آرام بخش روانی مصرف میکند، وارد سالن سینما شده و تعداد زیادی از مردم را کشته یا مجروح میکند. یا داستان قتل عام دانشگاه ویرجینیا نمونه دیگری از قربانی انسان برای انجام مراسم شیطانی است. از این قبیل موارد هر چند روز یکبار در غرب رخ میدهد.

احتمال وقوع حادثه تروریستی در لندن

درباره احتمال وقوع یک حادثه تروریستی در ابعادی بسیار بزرگتر از تخریب برجهای تجارت جهانی در یازدهم سپتامبر، سالهای زیادی است که بحث میشود و در فیلم های زیادی از رخداد این حادثه در آینده خبر داده اند. مثلا در فیلم 2012 که محصول سه سال پیش است، صحنه هایی از درگیری و شورش در پی بروز حوادثی که منجر به برگزار نشدن المپیک لندن میشود، نمایش داده میشود. در یک انیمیشن تبلیغاتی چینی درباره مسابقات فوتبال جام اروپا نیز صحنه هایی از تخریب لندن و انفجارها آورده شده است که به هیچ وجه با موضوع آگهی همخوانی ندارد.

اما بیشتر خبرهایی که در این باره شنیده میشود، از خبرگزاریهای وابسته به انگلیس پخش میشود:

–          تمرین مقابله با حملات شیمیایی در المپیک لندن

–          آمادگی لندن برای مقابله با حملات تروریستی

–          یا خبر یک خبرگزاری اسرائیلی درباره آمادگی لندن برای حمله اسرائیل به ایران در زمان المپیک

خبرگزاری PressTV ایران نیز از احتمال تلاش اسرائیل برای حمله تروریستی ساختگی به لندن در زمان المپیک و بهانه قرار دادن آن برای حمله به ایران خبر داد.

اما اینکه غرب و علی الخصوص انگلیس چه هدفی از پخش این خبرها و هراساندن مردم دارد، مطلبی است که باید بیشتر درباره آن بحث شود.

در مقاله دیگری تحت عنوان درباره جنگ احتمالی ایران و آمریکا توضیح داده ام که آنچه در دنیای معاصر در حال رخ دادن است، تلاش شیطان و یارانش برای حذف ادیان توحیدی و کلمه توحید از کل جهان است، تا بتواند سرنوشت انسان را به دست بگیرد و با ترفندهای گوناگون آنها را به قربانی یگدیگر وادار کند. ریشه تمام مشکلات اقتصادی اخیر در اروپا و آمریکا نیز این است که جوامع غربی راه افتادن جنگ همه جانبه با دنیای اسلام را در راستای برطرف کردن مشکلات اقتصادی خود ببینند و با آن مخالفت نکنند. مشکلات اقتصادی در ایران و گرانی های کمرشکن نیز توسط عوامل نظم نوین جهانی که در بدنه نظام نفوذ کرده اند، ایجاد شده تا اولا مردم از حکومت دینی ناامید شوند و دوما پس از سقوط آن چنان مستاصل باشند که هر دین شیطانی جدیدی را بدون مخالفت بپذیرند.

برای اینکه نظم نوین جهانی بتواند کار خود را راحت تر جلو ببرد از تمام ابزارهای رسانه ای کمک میگیرد و خبرهایی یا مطالبی را پخش میکند که در آن از روشی به نام Predictive Mind Programming استفاده شده است. به این صورت که حادثه ای یا خبری را که به طور عادی دور از ذهن می نماید و مردم به راحتی قبول نمیکنند در فیلم ها و برنامه های تلویزیونی حتی بصورت گذرا و لحظه ای، آن قدر تکرار میکنند که وقتی همان خبر یا حادثه یا مشابه آن را گزارش کنند، مردم آن را محتمل می انگارند و باور میکنند. بگذارید در این باره مثالی بیاورم:

متولیان نظم نوین جهانی به این مطلب فکر کرده اند که اگر توانستند برنامه خود را پیش برند و تمام ملتها را به زیر سلطه خود درآورند و ادیان توحیدی را از بین ببرند و یا روایتی دگرگون شده از آن را به مردم بقبولانند، هنوز احتیاج به دشمنی دارند که بخاطر ترس از آن، بتوانند مردم را محدود کنند و زیر سلطه نگه دارند. لذا چند ده سالی است که داستان های مربوط به موجودات فضایی و سفینه های UFO را پخش میکنند. با این ترفند وقتی که هیچ دشمن قابل تصوری در روی زمین باقی نماند، دشمن فرضی فضایی در ذهن مردم ساخته اند که از ترس حمله آنها مردم باید از دستورات حاکمان خود اطاعت کنند. حضور موجودات فضایی در زمین و رفت و آمد آنها در ذهن همه تبدیل به یک مطلب عادی و قابل رخ دادن شده است و روزی که با هولوگرافی پیاده شدن موجودی فضایی از یک سفینه را نمایش دهند، بسیاری از مردم آن را باور میکنند. استفاده دیگری که این موجودات خیالی فضایی برای آنها دارند، این است که چنین روایت خواهند کرد که آنها نسل بشر را از روی خود کپی کرده اند و خلقت را در زمین بوجود آورده اند و معاذ الله پیامبران کسانی بوده اند که با آنها در ارتباط بوده اند و کتب آسمانی و وحی را آنها به پیامبران رسانده اند. باور این مطالب برای مردمی که در تمام طول عمر خود گاه و بیگاه خبرهایی از مشاهده UFO ها و دیدن موجودات فضایی شنیده اند، ممکن است و اگر این تبلیغات چند ده ساله نبود، امکان باور هیچ کدام از اینها وجود نداشت.

حادثه تروریستی یازده سپتامبر در فیلم ها و کارتون های بسیاری که سالها قبل از این حادثه ساخته شده بودند، ذکر شده است. اگر در جستجوگر های اینترنت دنبال 911 predicted in movies بگردید، موارد بسیاری از آنها را خواهید یافت. با این تکنیک هنگام رخ دادن این حادثه مردم براحتی قبول کردند که گروه های تروریستی وجود دارند که هم انگیزه این کار را داشته باشند و هم توان عملیاتی آن را. در حالی که بدون این برنامه ریزی قبولاندن اینکه اسامه بن لادن از داخل غارهای افغانستان هدایت عملیات به این پیچیدگی را بر عهده داشته، آسان نبود و مردم به چنین حرفهایی اعتماد نمیکردند.

داستان احتمال حوادث تروریستی در لندن قضیه دیگری است. از طرفی به خاطر روشن گری هایی که انجام شده، تعداد افراد بیشتری ممکن است به ساختگی بودن این حملات معتقد شوند و بنابراین مقصر دانستن ایران در این حادثه سخت تر خواهد بود. از طرف دیگر اگر هیچ  حادثه ای در هنگام مسابقات رخ ندهد، همه کسانی که در این باره روشن گری کرده اند، بی اعتبار قلمداد خواهند شد. لذا احتمال اینکه حادثه ای در این مدت رخ دهد، بالا نیست. هر چند که احتمال قربانی کردن انسان های بیگناه در نقطه دیگری از دنیا بالا خواهد بود. اما دستاوردی که با این تبلیغات داشته اند، این است که ذهن همه مردم دنیا با این ایده که ایران بزرگ ترین مشکل دنیای معاصر است و میتواند حمله تروریستی بزرگی را سازمان دهی کند، خو گرفته و چنین برنامه ریزی شده که آماده پذیرش جنگی با ایران خواهند شد. در داخل ایران نیز تبلیغات انجام شده در کنار اقدامات دیگر به قصد تضعیف روحیه مردم ایران انجام میشود.

برنامه شیطانی نظم نوین جهانی این است که تا پایان سال 2012 تکلیف دولت های خاورمیانه از جمله ایران را یکسره کند و با توجه به اینکه زمان زیادی به پایان سال باقی نمانده است، احتمالا شاهد شدت گرفتن فشار و رخ دادن حوادث بیشتر در ماههای آینده خواهیم بود. شخصا احتمال اینکه حوالی یازدهم سپتامبر، حادثه ای را سازمان دهی کنند که بهانه حمله به ایران شود، بیشتر میدانم.

در پایان، ذکر این نکته لازم است که صحنه جهان، صحنه تلاش شیطان و ایادی او برای اغوای بشر و نابودی او به دست خود اوست. بنابراین هر آن کس که فریب شیطان را نخورده، دلیلی برای نگرانی از خدعه های او ندارد. در سوره نحل آیات 99 و 100 آمده است که

إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ.إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ

یعنی شیطان بر کسانی که ایمان آورده اند تسلطی ندارد. سلطه شیطان بر کسانی است که به او اتکا کنند و یا کسانی که برای خدا شریک قائل شوند.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

داستان شیطان نه مجاز است، نه كنايه است، نه استعاره است، نه تشبيه است، بلکه امر حقيقي است و همه ما تجربه دست اولی از آن داریم. چه کسی است که بتواند ادعا کند که تا بحال وسوسه نشده که کاری را که میداند عقلا و شرعا خلاف است، را انجام بدهد؟
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

می دانید چرا یخ لیز است؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این سئوال در برخورد اول بسیار ابتدایی به نظر می آید. چون یخ همان آب است و هر چیز مرطوبی لغزنده تر است. از طرفی بشر اولیه قبل از اینکه آتش را دیده باشد، راه رفتن روی یخ را تجربه کرده است. پس باید جواب این سئوال تا بحال روشن شده باشد. در حالی که چنین نیست.

واقعیت این است که هیچ کس تا بحال جواب قانع کننده ای برای این سئوال ارائه نکرده است و این مقاله با عنوان جوابهای لغزنده برای پدیده لیز بودن یخ در این باره شرح داده است. معمولا جوابی که از فیزیکدانان در این باره میشنوید این است که با اعمال فشار بر روی یخ، یخ فشرده شده و درجه ذوب آن چند درجه پایین می رود. لذا یخ در محل تماس با جسم فشار دهنده ذوب شده و آبی که بین یخ و جسم قرار دارد، باعث لغزندگی سطح یخ میشود. هر چند این جواب در نگاه اول منطقی به نظر می آید، ولی ایراد آن این است که وزن ما به اندازه کافی فشار نمیتواند وارد کند تا یخ به مقداری ذوب شود که لایه تشکیل شده آب، لغزندگی کافی را ایجاد کند. در این باره در لینک اول، بیشتر توضیح داده شده است.

تئوری های دیگری نیز در این باره بیان شده است. مثلا اینکه سطح یخ که در تماس با هوا قرار دارد، بخاطر فشار کمتر، به آب تبدیل میشود و لایه آب باعث لغزندگی میشود. در این باره آزمایشاتی انجام شده است و وجود این پدیده مشاهده شده است. اما همان آزمایشات نشان میدهند که لایه آب به اندازه ای نیست که بتواند تاثیری بر کاهش اصطکاک یخ داشته باشد. فرد دیگری نیز یک تئوری ارائه کرده که اصطکاک یخ بر خلاف تصور بسیار بالا است، بحدی که با مالش چیزی به آن، انرژی حاصله از مالش باعث ذوب شدن یخ و ایجاد لایه آب میشود. این تئوری شاید بهتر بتواند این پدیده را که هل دادن سورتمه روی سطوح غیر صیقلی راحت تر از سطوح صیقلی است، توجیه کند ولی در کل قابل اثبات نیست.

بهر حال وقتی بشر قادر به ارائه مدلی قابل قبول برای مساله ای به این سادگی نیست، چگونه میتوان ادعاهای مدعیان کشف مکانیزم خلقت را اعتباری قائل شد؟

اظهار نظر درباره مسائلی پیش پا افتاده مانند علت لغزندگی یخ بسیار سخت تر است، چون امکان راستی آزمایی تئوری بیان شده برای بقیه افراد وجود دارد و پیدا کردن نقاط ضعف تئوری نیز عملی است. اما محک زدن ادعای کشفی در کهکشان دور و یا پیدا کردن ذره ای بنیادی جدید در شتاب دهنده کاری نیست که در توان عموم باشد. لذا نظریه پردازان فیزیک به مباحث فیزیک نظری بیشتر علاقه نشان می دهند، زیرا می توانند نظری را ارائه کنند که در طول عمر آنها و شاید چند نسل بعد از آنها کسی نتواند مچ آنها را بگیرد و یاوه گویی آنها را رسوا کند.

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در دوران عجیبی زندگی می کنیم. دورانی که عده ای چنان قوه خیال عوام را به بازی گرفته اند که باور عمومی را به اینجا رسانده اند که بشر به مرحله ای از رشد تکنولوژی و علم رسیده است که سئوالی بی جواب در اطراف خود نیافته و لذا برای مشغول نگه داشتن ذهن کاوشگر خود باید سراغ کشف علم در کهکشان های دیگر برود و به کشف اسرار خلقت بپردازد. دوران معاصر بیشتر به داستان آلیس در سرزمین عجایب شبیه است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود