مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش یکی از بزرگوارانی که اهل علم بود و مطالعاتی در زمینه احادیث آخرالزمان داشت، چنین بیان میکرد که:

بعد از اینکه در سوریه حادثه طبیعی خسف و زلزله پیش بیاید بهتر است مسلمانها حداقل برای مدتی اندکی هم که شده اروپا و کشورهای غربی را ترک کنند و به خاورمیانه برگردند حالا ایران نشد کشورهای خلیج فارس مثل امارات کویت قطر و … . زیرا احتمال جنگ جهانی سوم بین قدرت های غربی و روسیه و چین و کشیده شدن شعله های جنگ به دیگر مناطق بسیار محتمل است و تلفات این جنگها بسیار بالا خواهد بود.

شخصاً در اصل صحت این احادیث حرفی ندارم و اگر دامنه درگیری بین قدرتهای بزرگ جهانی گسترش یابد، احتمال اینکه تلفات خیلی بالا باشد زیاد است. درست است که اگر احتمال خطر عقلایی باشد، دفع خطر احتمالی واجب است. اما چند فرض ناقص و بعضا اطلاعات ناکافی در این میان هست که میتواند آدم را به نتیجه‌گیری غلط برساند که قصد دارم درباره آن‌ها بحث کنم:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

روزی دست خداست

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

برای همه مردم واضح است که اعتقاد به خرافات پسندیده نیست و در عالمی که رابطه علت و معلول بر هر پدیده‌ای حاکم است، برای هر معلولی باید علتی وجود داشته باشد. اما در عمل فاصله گرفتن از خرافات کار راحتی نیست. بر خلاف انتظار عموم کسانی که خود را روشن‌فکر، واقعگرا، تحصیلکرده و مدرن و پست-مدرن میشناسند، کمتر از دیگران در معرض افتادن در دام خرافات نیستند. طبیعتاً نوع خرافات رایج در بین این افراد با افراد سنتی تر متفاوت است. یکی از شایعترین خرافات در بین این افراد، باورهایی است که درباره روند موفقیت مالی و ثروتمند شدن دارند.

بسیاری از مطالبی که در کلاس‌های موفقیت مالی و تولید ثروت آموزش داده میشود، خرافات محض است. بعضی از این به اصطلاح استادان موفقیت چنین بیان میکنند که موفقیت حاصل یک نحوه نگرش متفاوت به دنیا است و با عوض کردن نوع نگرش خود به دنیا، میتوانید وضعیت مالی‌تان را تغییر دهید. اثبات اینکه چنین باوری خرافات است، بسیار ساده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بعضی افراد هستند که وقتی به یک واقعه عجیب برخورد میکنند، بدون تامل و با پوزخند، آنرا تقلبی و ساختگی میخوانند. طبیعتا چنین افرادی کمتر گول داستانهای ساختگی و تقلب را میخورند. اما نقطه ضعف این افراد این است که اگر در بین وقایع عجیبی که مشاهده میکنند، یکی واقعی باشد، آنها به علت عجله خودشان، فرصت یادگیری و افزایش علم خود را ندارند. در مقابل آنها افرادی هستند که در مقابل وقایع عجیب، فرض اولیه شان این نیست که ماجرا تقلبی است. اینها ممکن است که احتمال گول خوردنشان در کوتاه مدت، بیش از دیگران باشد، اما در عین حال توان یادگیری بیشتری دارند. حکمت ذکر ماجرایی را که در اینجا قصد دارم شرح دهم، این است که افراد جوانی که چنین روحیه ای دارند، بتوانند دید بهتری درباره این قبیل وقایع داشته باشند. ماجرا از این قرار است که بودایی ها باور دارند که درختی در تایلند میروید که میوه هایش به شکل هیکل زنان است و با نام Nariphon و یا Nareepol مشهور است.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از عجیب ترین خبرهای دوران معاصر، که حدود ۴۰ روز پیش رخ داد، مراسم افتتاح تونل Gotthard در سوئیس بود. تصورم این بود که این حادثه به‌قدری مهم است که دیگران درباره آن گزارش و تحلیل ارائه خواهند کرد. لذا در انعکاس این خبر عجله نکردم. اما با کمال تعجب شاهد بودیم که کسی تمایل به بحث درباره چنین خبرهایی ندارد. احتمالاً هر کسی که به ارائه تحلیل و گزارش درباره چنین خبرهایی بپردازد، نمیتواند در چشم مردم خود را به عنوان یک روشن‌فکر دانشگاهی معرفی کند.

عامل دیگر این است که فقط حوادثی توجه ما را جلب میکند که با تصویر ذهنی کلی که از عالم داریم، مطابق باشد. اکثر افراد وقتی به پدیده‌ای برخورد میکنند که با این تصویر کلی تطابق ندارد، به جای اینکه سعی کنند مدل ذهنی خود را ترمیم کنند، فقط با اغماض از کنار آن پدیده عبور میکنند و آنرا فراموش میکنند.

اما توصیه میکنم هر کسی که فکر میکند ما در یک جهان پست مدرن زندگی میکنیم که همه چیز بر اساس عقل و حسابگری و با روشهای علمی انجام می‌شود، حادثه مراسم افتتاح تونل مذکور را به دقت بررسی کند و بعد درباره این تصور ذهنی خود قضاوت کند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

متأسفانه در این روزگار به ظاهر پست مدرن، آنقدر حرفهای بیمعنی و پوچ زیاد زده می‌شود و آنقدر اطلاعات غلط و شبه علمی در بین مردم زیاد است که باعث می‌شود آدم امید اینکه بتواند در مقابل این سیل جاهلیت اقدامی مؤثر انجام دهد، را از دست بدهد. مفهوم اعتماد‌به‌نفس یکی از این مفاهیم پوچ است که هرچه سعی کنید نمیتوانید یک مبنای عقلی برای آن پیدا کنید. اما چنان در بین مردم جا افتاده که حتی در تبلیغات سیاسی هم خود را نشان میدهد. شعار ما میتوانیم که توسط بعضی سیاستمداران معاصر مطرح شد، حاکی از همین مفهوم غلط است. در حال حاضر کلاسهای آموزشی زیادی برای بالا بردن میزان اعتماد به نفس، و یا تحت عنوان عزت نفس و Self-esteem برگزار میشود و کتابهای زیادی در این زمینه نوشته شده است. عامل این موج به راه افتاده هم چیزی جز یک جهان بینی غلط نیست.

چندی پیش خواندم که در بعضی قبیله های آفریقایی، جنگجویان با اجرای مراسمی خاص و استفاده از طلسم و جادو، به این باور میرسند که روئین‌تن هستند و دیگر از حضور در میدان جنگ نمیترسند. به همین دلیل بیباکانه میجنگند. اینکه یک جنگجو در مواجهه با دشمنی که او و خانواده‌اش و اهل شهرش را تهدید میکند، شجاعانه بجنگد، قطعاً امر مثبتی است. اما آیا برای افزایش شجاعت یک سرباز میتوان به دروغ به او باوراند که روئین‌تن شده است؟ بخشی از این سربازها در همان صحنه جنگ از بین می‌روند و دیگر فرصت تحلیل قضایا و بازخواست کسانی که به آن‌ها دروغ گفته‌اند را ندارند. بخش دیگری از آن‌ها که مجروح می‌شوند و زنده میمانند، دیگر رمق این را ندارند که کسی را بازخواست کنند. اگر هم پیروز شوند، احتمال دارد که اعتماد خود را به آن سحر و جادو حفظ کنند. اما بهرحال اصل توهم روئین‌تن بودن یک خرافات است.

به جای اینکه با دروغ و خیال پردازی سربازان را شجاع کنند، می‌شود به آن‌ها فهماند که اگر دشمن علایم ترس را در آن‌ها بیابد، احتمال از بین رفتنشان بیشتر میشود. به علاوه در حین حفظ شجاعت باید بدانند که آسیب‌پذیر هستند و حداکثر تلاش خود را برای کمتر آسیب دیدن باید بکار برند.

مفهوم اعتماد به نفس معادل همان جادوی مذکور است. یعنی مردم را به اعتماد به چیزی تشویق میکنیم که قابل اعتماد نیست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

پروژه زنده کردن مردگان

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

پروژه های بازگرداندن حیات به افرادی که به تازگی مرده اند، هر از چند گاهی در مجامع دانشگاهی و علمی مطرح می‌شود و موضوع جدیدی نیست. البته اخیراً اخباری را مشاهده کردم که نشان دهنده این بود که کارهای جدی تری در این زمینه در حال انجام است. اگر تحقیقات زنده کردن مردگان به این منظور انجام شود که بشر درک بهتری از تعریف مرگ و زندگی داشته باشد، کار مفیدی است و ایرادی در آن نیست. اما چنان که افتد و دانی، گردانندگان چنین پروژه هایی به دنبال نتیجه‌گیری های فلسفی و اعتقادی از این کار هستند و ممکن است که نتیجه‌گیری های حاصله را به نحوی عرضه کنند که بشود با آن نتایج فلسفی دلخواه را گرفت.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

چرا قرآن معجزه است؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بحث درباره اینکه چرا قرآن معجزه است، باید علمی و دقیق باشد. اما قبل از ورود به بحث و درگیر بررسی شواهد و استدلال‌ها شدن، می‌شود نگاهی کاربردی به قرآن داشت. معجزه رسمی و اصلی رسول الله آوردن قرآن بود و با کمک گرفتن از قرآن، در ظرف مدّت کوتاه 23 سال، چهار کار بزرگ انجام داد که اگر هر کس دیگری در طول تاریخ بشر فقط توانسته باشد یکی از آن کارها را در طی صد سال انجام دهد، جزء مصلحان بزرگ به حساب می آید:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

نقش شیطان در داستان ایوب در قرآن

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از داستانهای قرآنی که بحثهای شبه فلسفی براه انداخته و باعث شبهه برای عده ای شده، داستان ایوب نبی است. منشاء قصه های رایج در بین مردم، آن چیزی است که از یهودیها نقل شده و به اسرائیلیات معروف است. این قصه چنین است که شیطان به پروردگار عرض میکند که علت شکرگزاری ایوب نعمتهایی فراوانی است که به او داده شده است. لذا درخواست میکند که خدا امور ایوب را به او واگذار کند تا نشان دهد که میشود ایوب را هم به ناشکری واداشت. قصه چنین ادامه پیدا میکند که شیطان جواز تصرف در امور ایوب را میگیرد و شروع به وارد کردن خسارت و عذاب به ایوب میکند. در نهایت ایوب دست به دعا برمیدارد و از خدا میخواهد که دست شیطان را کوتاه کند و امور او را اصلاح کند. یکی از مواردی که باعث شده این قصه در بین مسلمین رواج پیدا کند، سوء برداشت از آیه ۴۱ سوره ص است.

این آیه چنین است:

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ

و بنده ما ایوب را یاد کن، هنگامی که پروردگارش را ندا داد که شیطان مرا رنج و عذاب میدهد.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دلیل بوجود آمدن بسیاری از برداشتهای اشتباه از قرآن، درک پایین عوام و حتی خواص از معانی کلمات و کلام است. درک بعضی از افراد از قرآن در‌ واقع محدود به آن چیزی است که در ذهن خود تخیل میکنند، و یا در داستانها شنیده اند، و به جزئیات معانی کلمات دقت نمیکنند. این اشکال در همه تاریخ وجود داشته و حتی در بین اعراب که قاعدتاً باید با معانی کلمات عربی آشناتر باشند، این کج‌فهمی ها زیاد رخ داده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

برای ورود به این بحث اول شبهه را باید تعریف کرد. شبهه از نظر لغوی بعنی چیزی که شبیه حق است ویا غلطی که شباهت به درست دارد. اشتباه هم یعنی چیزی را که شباهت به شیئ موردنظر دارد ولی با آن متفاوت است، برگزینیم. اما شک علمی تعریف دقیقتری دارد. شک وقتی شک علمی تلقی میشودکه انسان دو دلیل علمی دارد که نتیجه هر کدام با دیگری متفاوت است و بقول معروف این دو دلیل با هم متعارض هستند. تشخیص اینکه کدام دلیل علمی در کجا معتبر است هم برای آن فرد آسان نیست. چنین حالتی را شک علمی می نامند. ایراد شبهه به قرآن تنها جایی قابل بررسی است که بتوان آنرا شک علمی دانست.

بعضی مواقع شاهدیم که شبهه هایی مطرح می‌شود که مبنای آن مقایسه کار خداوند با احساسات فردی است. مثلاً ممکن است کسی ادعا کند معاذالله خدایی که غضب کند و مردم را بسوزاند، قابل پرستش نیست. واضحا درباره فعل خدا نباید با احساسات انسانی حکم کرد. غضب خدا را با غضب آدمها مقایسه کردن اصلاً بیمعنی است. چنین شبهه هایی را هم نمیتوان در یک جمع علمی مطرح کرد. تنها جایی که بتوان دلیلی بر رد ادعای قرآن آورد، می‌شود اشکال کرد و جواب خواست.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود