مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

سقوط بازار سهام آمریکا در روز جمعه و متعاقب آن در روز دوشنبه، در همه خبرگزاری‌ها منعکس شد. اما کمتر کسی به علت اصلی آن، که تشدید اختلافات داخلی است، پرداخت. روز جمعه شاخص صنعتی داو جونز کاهش 677.84 واحدی را تجربه کرد و عصر دوشنبه با کاهش تاریخی 1175.21 واحدی به 24,345.75 واحد رسید. بقیه شاخص‌ها نیز با کاهش شدید روبرو شدند. بعضی تحلیل‌گران این اتفاق را خیلی عادی تلقی کرده و فقط یک تصحیح در ارزیابی ارزش سهام میدانند. بعضی هم آن را ناشی از تغییر رئیس بانک فدرال رزرو دانستند، که افزایش بهره وام‌های بانکی را در برنامه خود دارد. اما همان‌طور که در مقاله قبلی بیان کردم، اختلافات جناح‌های سیاسی در آمریکا در حال شدت گرفتن است و سرمایه‌گذاران نگران آینده هستند و از سقوط آمریکا به ورطه جنگ داخلی می‌ترسند. به همین دلیل فروش یکباره سهام، و متعاقب آن کاهش ارزش آنها، را شاهد بودیم. احتمال دیگر این است که عوامل جناح چپ، به منظور ایجاد اغتشاش و به آشوب کشیدن جامعه، در این کار دست داشته باشند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در این ماههای اخیر با افرادی برخورد داشته‌ام که وقتی صحبت از کره‌شمالی پیش می‌آید، کیم جونگ اون، رهبر کره، را دیکتاتوری دیوانه‌ و خطرناک معرفی میکنند که میخواهد ملت خودش و بقیه دنیا را نابود کند.

نکته‌ای که این افراد در آن شریک بودند این بود که همه آنها مشتری دائمی کانال‌های ماهواره‌ای غربیها بودند. تمام درکشان از سیاست جهانی همان خوراکی بود که این کانالها به آنها تغذیه میکردند. ببینید بعضی مردم هرروز سوار تاکسی میشوند و شاهد بحثهای سیاسی دیگران میشوند و یک تضارب افکاری را تجربه میکنند. بعد در طول روز همان چیزهایی را که در تاکسی شنیده اند، با کمی طعم و رنگ اختصاصی، به عنوان نظرات سیاسی خود بیان میکنند. احساس خودشان هم این است که سواد سیاسی خوبی دارند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها خبرهای مهمّی از آمریکا شنیده میشود، که در ایران بازتابی ندارد. اصل ماجرا این است که دعواهای سیاسی در آمریکا به نقطه‌ای رسیده که دیگر پرونده‌سازی و افشاگری و فحش دادن کاری از پیش نمی‌برد و هر دو طرف دعوا به اینجا رسیده‌اند که باید مرحله حذف فیزیکی و احتمالا جنگ خیابانی را شروع کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

دین هوش مصنوعی

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

وقتی بحث هوش مصنوعی به میان می‌آید، تصوری از یک بحث فنی تخصصی کامپیوتر در ذهن ما شکل میگیرد. اما این تصویر باید اصلاح شود. چون استفاده‌های عجیبی از آن در تمام زمینه‌ها میشود و حتی برنامه ساخت یک بت هوش مصنوعی، که آنقدر در نظر سفیهان باهوش به نظر آید که بتوان آن را پرستید، بطور جدی دنبال میشود. بنابراین باید درباره آن بیشتر روشنگری شود. در ویدیو کلیپ ضمیمه سعی کرده‌ام گزارش کاملی از این موضوع ارائه کنم. متن ذیل خلاصه‌ای از مطالبی است که در این ویدیو گفته شده است.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

سال ۲۰۱۸ سال آرامی نخواهد بود

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اگر روند حوادث و اخبار بقیه سال ۲۰۱۸ به اندازه اخبار همین دوهفته اول آن باشد، باید سالی پرتلاطم را انتظار داشته باشیم. خبرهای زیادی در رسانه‌های عالم پخش می‌شود که انعکاس چندانی در ایران ندارند. بسیاری از خبرهای دیگر هم دم‌بریده منتشر می‌شوند و ربط آن خبرها به اخبار دیگر توضیح داده نمیشود. به همین دلیل برآن شدم که درباره چند تا از خبرهای روزهای اخیر توضیحاتی را ارائه دهم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دیروز، کمی پس از ساعت ۸ صبح به وقت هاوایی، حدودا نزدیک نیمه شب به وقت ایران، اداره مدیریت بحران هاوایی پیامی اضطراری، از طریق تلفن‌های همراه و شبکه های رادیویی و تلویزیونی، مبنی بر حمله موشکی به خاک آمریکا برای شهروندان این ایالت ارسال کرد. این پیام از شهروندان خواسته بود تا به سرعت پناه بگیرند؛ و تاکید شده بود که این هشدار واقعی است و رزمایش نیست. بعضی از مردم ۳ بار این پیام را دریافت کردند. البته در کمتر از یک ساعت اعلام شد که این یک هشدار اشتباه بوده است. فرماندار هاوایی چنین بیان کرد که «هنگام تعویض شیفت کارکنان، یکی از کارمندان کلید هشدار را اشتباها فشار داده است.»

احتمال اینکه سیستم‌های هشدار اشتباه کنند و هیچ خبری نبوده باشد، هرچند کم است، ولی صفر نیست. اما این توضیح فرماندار به اندازه کافی احمقانه است تا موجب شک و تردید در مردم شود. قاعدتا قضیه به این سادگی نباید باشد و مقامات آمریکایی قصد دارند که با این توضیحات مضحک، چیزی را مخفی کنند.

برای اینکه بفهمیم واقعا چه اتفاقی افتاده است، کمی باید صبر کنیم تا اطلاعات تکمیلی برسد. اما سه احتمال در این قضیه وجود دارد:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

دو روز پیش، یکشنبه ۱۷ دی، خبر برخورد یک تانکر حامل نفت ایران با یک کشتی باری چینی، در دریای چین شرقی، پخش شد. تصادف چنان شدید بود که نفتکش مذکور دچار حریق شد، تعدادی از خدمه آن تلف شده‌اند و احتمالا این نفتکش غرق میشود. تانکر سانچی، متعلق به شرکت ملی نفتکش ایران، در حدود ۲۵۰ کیلومتری شانگهای، با کشتی باری حامل غلات سی‌اف‌کریستال برخورد کرده است. نفتکش حادثه دیده ایرانی حامل 136 هزار تن نفت خام سبک به مقصد کره جنوبی بود.

سالانه تعداد زیادی تصادف بین کشتی‌ها در دریا ثبت میشود و آمار دقیق آن را میشود در اینترنت یافت. اما این تصادفات بیشتر مربوط به کشتی‌های کوچک و کمتر مجهز است. کشتی‌های باری بزرگ تجهیزاتی دارند که امکان چنین تصادفاتی را خیلی کم میکند. نشت بیش از صد هزار تن نفت در سواحل هر کشوری یک حادثه زیست‌محیطی بزرگ به حساب می‌آید و به همین دلیل به خاطر فرار از پرداخت خسارت‌های مالی ناشی از چنین حوادثی، هیچ کس حاضر نیست این مقدار نفت خام را با کشتی غیرمجهز حمل کند.

بنابراین قاعدتا این برخورد یک اتفاق تصادفی معمولی نباید باشد. شواهد و قرائنی نیز وجود دارد که احتمال چنین چیزی را کم میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش قسمت کوچکی از سخنرانی آقای رحیم‌پور ازغدی را درباره عنوان همین بحث شنیدم؛ که در آن ایشان درباره علل شیوع غرب‌زدگی در جامعه ایرانی بحث میکردند. به عنوان نمونه ایشان ضعف تولید فکر در داخل را نام بردند و اضافه کردند که وقتی پاسخ به‌ موقع به سئوالات موجود و مفروض داده شود، طبیعتاً زمینه برای توجه به کالای نامرغوب فرهنگ غربی کم میشود. علت دیگری که ایشان نام بردند تحقیر قوه عقلانی جامعه در دوره‌های گذشته توسط بیگانگان و نهادینه کردن «ما نمیتوانیم» بود؛ که باعث شده در همین دوران معاصر نیز تز «ما نمیتوانیم» در جامعه و حتی حکومت طرفداران زیادی داشته باشد.

هرچند مطالعات آسیب‌شناسی در این زمینه لازم، و چنین بحث‌هایی مفید است؛ نگران این شدم که چنین بحث‌هایی در نهایت آسیب‌های دیگری را نیز همراه داشته باشد. لذا برآن شدم که نکاتی را در این نوشته عرض کنم.

آنچه باعث نگرانی‌ام شد این بود که روشن‌فکران مذهبی در هنگام تحلیل قضایا، همان متدولوژی سکولار را اخذ کرده، تحولات اجتماعی را مانند واکنش‌های شیمیایی بررسی کنند؛ و با این کار پیش‌فرض‌های فلسفی آن‌ها را قبول کنند. در این صورت مشخص است که نتایجی خواهند گرفت که در راستای همان تفکرات سکولار است. برای اینکه بتوانم این مطلب را روشن کنم، مجبور شدم در مقاله قبل ماجرای ارائه نتایج آزمایش‌های ژنتیک و اعصاب مجرمین در دادگاه را شرح دهم. پیش‌فرض فلسفی که در ارائه این آزمایش‌ها به دادگاه وجود دارد، این است که انسان ملقمه ای از مواد شیمیایی و هورمون‌ها است و چیزی به نام روح قابل تعریف نیست. نتیجه‌ای که گرفته می‌شود این است که جرم مجرمین منشاء ارادی نداشته و حاصل اختلال ژنتیک یا اعصاب است.

اگر همین رویه را در بحث بررسی عوامل رسوخ غرب‌زدگی داشته، فقط به دنبال عوامل خارجی باشیم، در‌ واقع فرض داشتن روح و نفس برای انسان‌ها، و در کل برای جامعه، را کنار گذاشته‌ایم و آنچه در جامعه رخ میدهد را حاصل جمع تأثیر عوامل خارجی فرض کرده‌ایم. این هم به این معنی است که اول خود غرب‌زده بشویم و بعد بخواهیم پدیده غرب‌زدگی را بررسی کنیم.

بررسی عوامل تاثیرگذار خارجی تا جایی مفید است که نقش اراده انسان، و در مجموع جامعه، را در تعیین سرنوشت خود فراموش نکنیم.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها تحلیل‌های زیادی درباره شناسایی بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل توسط دونالد ترامپ ارائه میشود. بعضی این کار را حماقت سیاسی معرفی کردند و دیگران دنبال سرنخی از معاملات مالی پشت پرده گشتند. چنین اتفاقات سیاسی معمولاً فرصت خوبی برای همه است که فرضیه‌ای را ارائه کنند و اظهار نظر شاذّی درباره یکی از طرفین بازی سیاسی بیان کرده، به این ترتیب خود را خبره در مسائل سیاسی معرفی کنند. مثلاً روزنامه ایندیپندنت چنین تیتر مقاله زده بود که «ترامپ ثابت کرد هیچ چیز از خاورمیانه نمی‌داند»؛ که تلویحا چنین القاء میکند که نویسنده مقاله از ترامپ مطلع‌تر است.

اما واقعیت این است که دهها سال است که برای این کار برنامه‌ریزی شده است و زمان اجرای آن هم از قبل تعیین شده بود؛ و صرفنظر از اینکه رئیس‌جمهور آمریکا چه کسی باشد، این تصمیم باید اجرا میشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

زلزله یکشنبه شب که در غرب ایران رخ داد، به قدری بزرگ و قوی بود که طی ۵۰ سال اخیر در آن ناحیه بی‌سابقه بود و لرزش آن  در ۱۶ استان کشور و ۸ کشور همسایه ایران و عراق  حس شد. امروز فیلمی دیدم که ادعا می‌شد که در هنگام زلزله گرفته شده و نشان‌دهنده انفجار نور در آسمان هنگام زلزله بود. درباره علت این نور شایعات زیادی ظاهرا جریان دارد، که باعث شد در این مقاله درباره آن بحث کنم.

ظاهرا از همان زمان وقوع، عده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به پخش شایعات درباره علت زلزله و ایجاد ترس در دلهای مردم اقدام کردند. هر زمانی که یک حادثه طبیعی رخ می‌دهد، عوامل کشورهای ابرقدرت به منظور پیش بردن پروپاگاندای خود و جنگ روانی، آن حادثه را به استفاده از تکنولوژی‌های مخفی و مخوف ابرقدرتها نسبت می‌دهند. متاسفانه در ایران عده‌ای از مزدوران بی‌جیره و مواجب دشمنان هستند، که باید به راستی آنها را مُرجِفون، یعنی کسانی که اراجیف می‌گویند، نامید. این افراد بدون اینکه هیچ سود قابل تصوری در پخش پروپاگاندای دشمنان داشته باشند، پروپاگاندا را با آب و تاب و اغراق بازتاب می‌دهند؛ و به نحوی رفتار می‌کنند که انگار زبون و ذلیل بودن یک فضیلت است. اما وقتی که خبر واقعی و تحلیل درست را بشنوند، خود را به کری و کوری می‌زنند و انگار که اصلا خبر چیزی نیست که قابل توجه آنها باشد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود