مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آدمها را به روشهای زیادی می‌شود دسته بندی کرد. بعضی از آن‌ها از لذتهای مادی که جلوی چشمشان باشد، نمیتوانند بگذرند. فرقی هم نمیکند که باهوش باشند و یا نباشند. اما آن دسته‌ای که میتوانند خویشتن‌داری کنند و افق‌های دورتری را ببینند، یا باهوش هستند و یا نیستند. اگر هم ظرفیت روحی بالایی داشته باشند و هم باهوش باشند، باز می‌شود آن‌ها را به دو دسته کنجکاو و غیر کنجکاو تقسیم کرد. آن بخش کوچکی که علاوه بر مشخصات ذکر شده ذهن جستجوگری دارند و تشنه دانستن هستند، راه سخت و پر از تله‌ای را در پیش دارند. چون مطالب شبه علمی و تخیلی شبیه به واقعیت در این عالم، و علی‌الخصوص در غرب، زیاد پیدا می‌شود. کسی که تازه در اخبار و رسانه‌های اینترنتی غربی شروع به جستجو کند مطالب جالب و حیرت انگیزی را خواهد یافت که ذهن کنجکاو به راحتی نمیتواند از آن بگذرد. اگر هم قرار باشد کسی همه داستانهای عالم را ارزیابی و تحقیق کند، باید سالهای زیادی از عمر خود را تلف کند تا به یک برداشت کلی از آنچه در بازار این اخبار و وقایع میگذرد برسد. از آن رو که شخصاً سالهای زیادی را روی چنین مطالبی تلف کرده‌ام، تصمیم گرفتم این مقاله را بنویسم تا شاید کمکی باشد به جوانترها که بتوانند چند سال از عمر خود را صرفه‌جویی کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره فیدل کاسترو

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

اخیرا با پخش خبر مرگ فیدل کاسترو، مطالب زیادی در رسانه‌های دنیا درباره این فرد دیده میشود. در رسانه های ایرانی هم خبرهای متعددی را دیدم که بعضی از آنها اطلاعات غلط و گمراه‌کننده‌ای داشت. لذا بر آن شدم که خیلی مختصر درباره این فرد مطلبی را بنویسم.

در یکی از خبرها چنین آمده بود که او از ۶۳۸ سوءقصد جان سالم بدر برده بود و بخش عمده ای از این سوءقصدها را سازمان سیا برنامه‌ریزی کرده بود. چنین خبری صحیح نیست. چون سازمان سیا نقش اصلی در تربیت این فرد و به قدرت رسیدن او داشته است. کاسترو که متولد سال ۱۹۲۶ بود، در جوانی به دنبال هنرپیشه شدن بود و در چند فیلم هالیوودی ایفای نقش کرده است. اگر در دیتابیس فیلم IMDB به دنبال اسم او بگردید حداقل دو فیلم متعلق به سال ۱۹۴۶ را مییابید که کاسترو در آن بازی کرده است. این حضور در سینما باعث شده که سازمانهای اطلاعاتی غربی او را، با توجه به هیکل و ظاهرش، برای ایفای نقش رهبر یک گروه چریکی مناسب بیابند و برای این کار تربیت کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

نقش شیطان در داستان ایوب در قرآن

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

یکی از داستانهای قرآنی که بحثهای شبه فلسفی براه انداخته و باعث شبهه برای عده ای شده، داستان ایوب نبی است. منشاء قصه های رایج در بین مردم، آن چیزی است که از یهودیها نقل شده و به اسرائیلیات معروف است. این قصه چنین است که شیطان به پروردگار عرض میکند که علت شکرگزاری ایوب نعمتهایی فراوانی است که به او داده شده است. لذا درخواست میکند که خدا امور ایوب را به او واگذار کند تا نشان دهد که میشود ایوب را هم به ناشکری واداشت. قصه چنین ادامه پیدا میکند که شیطان جواز تصرف در امور ایوب را میگیرد و شروع به وارد کردن خسارت و عذاب به ایوب میکند. در نهایت ایوب دست به دعا برمیدارد و از خدا میخواهد که دست شیطان را کوتاه کند و امور او را اصلاح کند. یکی از مواردی که باعث شده این قصه در بین مسلمین رواج پیدا کند، سوء برداشت از آیه ۴۱ سوره ص است.

این آیه چنین است:

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ

و بنده ما ایوب را یاد کن، هنگامی که پروردگارش را ندا داد که شیطان مرا رنج و عذاب میدهد.


مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در خبرهای امروز عکس هایی از سفر حسن روحانی رئیس جمهور ایران به ایتالیا و امضای پیمان تفاهم را دیدم که مرا بر این داشت که این مقاله را بنویسم. ایتالیایی ها محل ملاقات و امضای قرارداهای رئیس جمهور ایران با نخست وزیر ایتالیا را موزهCapitoline و زیر سم اسب مجسمه مارکوس آئورلیوس آنتونینوس Marcus Aurelius Antoninus انتخاب کرده بودند. مارکوس که از سال 161 تا 180 میلادی سزار روم بوده، در اوايل حکومت خود با قدرت گرفتن اشکانیان و تلاش آنها برای بسط قلمرو خود مواجه بوده و در سال 164 موفق شد که پارتها را شکست دهد و تیسفون پایتخت آنها را تصرف و تخریب کند. ساخت مجسمه این سزار در حالی که سوار بر اسب است، نیز برای بزرگداشت همین پیروزی آنها بر پارتها بوده است.در اینجا چند سئوال مطرح میشود: اول اینکه چرا ایتالیایی ها محل ملاقات سران را زیر سم های اسب مارکوس انتخاب کرده اند؟ و دوما چرا رئیس جمهور ایران چنین چیزی را قبول کرده است؟
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

قاعدتا باید فیلمهای وسترن زیادی دیده باشید که در آن دو نفر هفت تیر کش روبروی هم می ایستند و در چشمان هم خیره میشوند. بالاخره یکی از آنها حوصله اش سر میرود و دست را به طرف هفت تیر میبرد تا شلیک کند. اما نفر مقابل سریعتر از او شلیک میکند و او را میکشد. شخصا حداقل صد مدل مختلف این دوئل ها را در فیلم دیده ام. اما سریعترین هفت تیر کش واقعی دنیا ادعا میکند که کل آنچه در فیلمها به عنوان دوئل هفت تیر کشی دیده ایم، همه اش ساخته ذهن فیلمسازها است و چنین روش مبارزه ای در تاریخ ثبت نشده است. هفت تیرکش های معروف وسترن هم یا از پشت سر تیر خورده اند و یا به روشهای دیگر کشته شده اند. این فرد که در بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۶، که مصاحبه ذیل انجام شده است، ۱۸ رکورد جهانی سریعترین هفت تیرکشی را به نام خود ثبت کرده بود.  ایشان در بین صحبتهای خود به نکته ای اشاره کرد که باعث شد هم فیلم مصاحبه او را بیاورم و هم درباره آن مطلبی بنویسم. نکته ایشان این بود که رکورد سرعت هفت تیر کشیدن به قدری سریع است که اگر در فیلم آنرا بخواهند نشان دهند، ذهن مردم عادی نمیتواند آنرا به عنوان واقعیت بپذیرد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

شاید شما قبلا جواب این سئوال را در کتابهای درسی و یا به اصطلاح علمی و تاریخی یافته باشید و بدون درنگ بگوئید که فوت برابر با طول کف پای یکی از پادشاهان انگلیسی تعیین شده، یارد به اندازه قدم او بوده، و اینچ هم قطر شست آن پادشاه بوده است. افسانه ای هم که برای واحد مایل بین مردم رایج است، از اینها مضحکتر است. چنین ادعا میشود که قدمهای رومیان برابر با 5 طول کف پایشان بوده و مایل در آن زمان برابر با هزار قدم آنها بوده است. بعدا با تغییر اندازه فوت و چند اشتباه تاریخی دیگر، واحد مایل برابر با 5280 فوت انتخاب شده است. اگر در دیکشنری ها و سایتهای اطلاعات عمومی فارسی و یا انگلیسی بگردید، چیزی جز قصه هایی از این قبیل پیدا نخواهید کرد. هر کس که چنین مطالبی را بشنود، اولین نتیجه ای که خواهد گرفت این است که مردم قدیم بهره ای از دانش و تکنولوژی نداشتند و علمی که ارزش آن را داشته باشد که برای یادگیری آن تلاش کنیم، در دست قدما نبوده است.

اما آیا واقعا چنین برداشتی درست است؟
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

درباره آخرین پاپ

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

روز 11 فوریه روزی بود که پاپ بندیکت قصد استعفای خود از سمت پاپ را اعلام کرد و این خبر به مهم ترین خبر دنیا تبدیل شد. اما اینکه چرا این خبر مهم است، جای بحث دارد و قصد دارم در این نوشته در حد توان خود در این باره بنویسم.

تا کنون رسم متداول در کلیسای کاتولیک این بوده که پاپ تا زمان مرگ، عنوان خود را حفظ کند و حدود 600 سال از آخرین باری که یک پاپ استعفای خود را اعلام کرده، می گذرد. پاپ های قبلی نیز در اواخر عمر با مشکلات بیماری و ضعف جسمی و عقلی روبرو بوده اند، اما حداقل 600 سال است که چنین چیزی بهانه برای تغییر پاپ نبوده است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

این روزها حرف درباره به پایان رسیدن دوران و آخرالزمان زیاد شنیده میشود و حتی تاریخ های مشخصی را هم ذکر میکنند. یکی از این تاریخ ها روز 21 دسامبر 2012 است. اگر چنین حرف هایی فقط از طرف چند نفر معدود زده میشد، قطعا قابل اعتنا نبود. اما وقتی در چنین حجمی درباره آن تبلیغ میشود و حتی سیاستمداران دنیا به چنین باورهایی دامن میزنند، لازم است که درباره انگیزه های آن و عواقب آن بحث شود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

شاید تا بحال با کسانی برخورد کرده باشید که چنین ادعایی و یا نزدیک به آن داشته باشند:

مگر نه این است که هدف دین سعادت نوع بشر است و مگر نه این است که همه ادیان الهی با همین هدف آمده اند، پس بیاییم هر آن چه را که در هر کدام از این ادیان مفید به سعادت بشر دیدیم، اتخاذ کنیم و دستورات دینی که در ظرف زمانی و شرایط خاص برای قوم خاصی آمده کنار بگذاریم. روح کلی احکامی مانند پاکی و ناپاکی و حلال و حرام خوراکی ها را گرفته و بگذاریم هر جامعه منطبق با زمان و شرایط خود، آن را دوباره تعریف کند. آن چه را هم که در کتاب های دینی به زبان قومی خاص و با توجه به روحیات آنها بیان شده، کنار بگذاریم و بر اقوام دیگر در ظرف زمانی متفاوت تحمیل نکنیم.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود