مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

بر اساس اطلاعات و آمار آمریکا سالها است که از نظر اقتصادی از مرز غیر قابل برگشت و یا به اصطلاح Point Of No Return عبور کرده است و عملاً ورشکسته حساب میشود. کشورهای غربی دیگر مانند ایسلند، یونان، اسپانیا، و ایتالیا هم در مرز ورشکستگی بودند و یا هستند. اما در آن کشورها آژیرهای خطر به صدا درآمد و مجموعه حکومتها برای کنترل بحران برنامه‌ریزی های زیادی کرده‌اند. البته نتیجه چندان امید بخش نیست و با این برنامه‌ریزی ها نمیتوان فونداسیون خراب اقتصادی بر اساس ربا و مصرف‌گرایی را حل کرد. اما در آمریکا با اینکه خرابی اوضاع برای همه روشن است، مسئولین دولت و کنگره و سنا به هیچ وجه حاضر نیستند با واقعیت بحرانی بودن شرایط روبرو شوند و سیاست مقتضی اتخاذ کنند.

این سئوال برای خیلی از مردم بیجواب مانده که با چنین دولتمردان غافل و شرایط خراب اقتصادی چرا تا بحال این سیستم فروپاشی نکرده است؟
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

در بین ۴۵ رئیس جمهور تاریخ آمریکا به ندرت کسی را می‌شود پیدا کرد که از تحصیلات بالا و دانش عمیقی برخوردار باشد. هرچه زمان به جلو می‌رود وضعیت سواد آن‌ها بدتر و بدتر میشود. حالا با سرکار آمدن دونالد ترامپ، ریاست جمهور به کسی رسیده که در حد کلاس ۴ ابتدایی سواد خواندن و نوشتن دارد. او در دوران مبارزات انتخاباتی حرفهای عوام‌پسند و سخیف زیاد زد. تصور بسیاری از تحلیلگران این بود که این کار او یک نوع هوش سیاسی است و او میداند که اکثریت جامعه آمریکا را همین افراد بی‌سواد تشکیل میدهند و بنابراین مطابق ذوق آن‌ها حرف میزند. اما به تدریج روشن شد که او واقعاً خودش عوامی و بی‌سواد است و توان فکری بیش از این را ندارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آدمها را به روشهای زیادی می‌شود دسته بندی کرد. بعضی از آن‌ها از لذتهای مادی که جلوی چشمشان باشد، نمیتوانند بگذرند. فرقی هم نمیکند که باهوش باشند و یا نباشند. اما آن دسته‌ای که میتوانند خویشتن‌داری کنند و افق‌های دورتری را ببینند، یا باهوش هستند و یا نیستند. اگر هم ظرفیت روحی بالایی داشته باشند و هم باهوش باشند، باز می‌شود آن‌ها را به دو دسته کنجکاو و غیر کنجکاو تقسیم کرد. آن بخش کوچکی که علاوه بر مشخصات ذکر شده ذهن جستجوگری دارند و تشنه دانستن هستند، راه سخت و پر از تله‌ای را در پیش دارند. چون مطالب شبه علمی و تخیلی شبیه به واقعیت در این عالم، و علی‌الخصوص در غرب، زیاد پیدا می‌شود. کسی که تازه در اخبار و رسانه‌های اینترنتی غربی شروع به جستجو کند مطالب جالب و حیرت انگیزی را خواهد یافت که ذهن کنجکاو به راحتی نمیتواند از آن بگذرد. اگر هم قرار باشد کسی همه داستانهای عالم را ارزیابی و تحقیق کند، باید سالهای زیادی از عمر خود را تلف کند تا به یک برداشت کلی از آنچه در بازار این اخبار و وقایع میگذرد برسد. از آن رو که شخصاً سالهای زیادی را روی چنین مطالبی تلف کرده‌ام، تصمیم گرفتم این مقاله را بنویسم تا شاید کمکی باشد به جوانترها که بتوانند چند سال از عمر خود را صرفه‌جویی کنند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چندی پیش یکی از بزرگوارانی که اهل علم بود و مطالعاتی در زمینه احادیث آخرالزمان داشت، چنین بیان میکرد که:

بعد از اینکه در سوریه حادثه طبیعی خسف و زلزله پیش بیاید بهتر است مسلمانها حداقل برای مدتی اندکی هم که شده اروپا و کشورهای غربی را ترک کنند و به خاورمیانه برگردند حالا ایران نشد کشورهای خلیج فارس مثل امارات کویت قطر و … . زیرا احتمال جنگ جهانی سوم بین قدرت های غربی و روسیه و چین و کشیده شدن شعله های جنگ به دیگر مناطق بسیار محتمل است و تلفات این جنگها بسیار بالا خواهد بود.

شخصاً در اصل صحت این احادیث حرفی ندارم و اگر دامنه درگیری بین قدرتهای بزرگ جهانی گسترش یابد، احتمال اینکه تلفات خیلی بالا باشد زیاد است. درست است که اگر احتمال خطر عقلایی باشد، دفع خطر احتمالی واجب است. اما چند فرض ناقص و بعضا اطلاعات ناکافی در این میان هست که میتواند آدم را به نتیجه‌گیری غلط برساند که قصد دارم درباره آن‌ها بحث کنم:
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

چند روز پیش شبکه تلویزیونی نئونیوز پاکستان خبری درباره دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا، پخش کرد. خبر حاکی از این بود که ترامپ که اسم اصلی‌اش داوود ابراهیم خان است در سال ۱۹۴۶ در دره شوال در شمال ایالت وزیرستان پاکستان به دنیا آمده است و هنگامی که ۹ ساله بوده پدر و مادرش در تصادف کشته میشوند. یک افسر انگلیسی او را همراه خود به انگلیس میبرد و بعدا آقای ترامپ ساکن نیویورک او را به فرزند خواندگی قبول کرده، نام دونالد را برایش انتخاب میکند. خبر مذکور واضحا غلط است و عکسی که به عنوان کودکی ترامپ نشان داده شده، توسط یک عکاس معروف در سالهای اخیر گرفته شده است. اما اینکه هدف از پخش خبرهایی از این قبیل چیست، نیاز به بررسی دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

با مشخص شدن نتایج انتخابات آمریکا و پیروزی ترامپ موجی از تظاهرات مردمی و درگیری‌های خیابانی در شهرهای آمریکا براه افتاد. اما بخش قابل توجه خبرهای اخیر این است که آتش بیار معرکه در شورشهای اخیر، که به انقلاب بنفش معروف شده است، خانواده کلینتون و جرج سوروس و دیگر افراد سرشناس سیاسی آمریکا هستند. اینکه هدف چنین افرادی از ایفای نقش اپوزیسیون چیست، نیاز به بررسی و تحلیل دارد.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

نوع متوسط بودن انسان یعنی چه؟

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

فرض کنید باغی داریم که درختانی با میوه‌های رسیده و شاداب دارد. زیر درختان هم علف های سبزی روئیده است. حالا اگر یک گوساله را در این باغ بیاوریم، اولین چیزی که توجهش را جلب میکند و مشغول به خوردن آن میشود، علفهای روی زمین است. خوردن علفها از نظر گوساله درست‌ترین کار محسوب میشود. شاید او پیش خود فکر کند که چرا دیگران چنین فرصتی را مغتنم نشمرده‌اند و علفها را قبل از او نخورده‌اند.

فرض کنید علاوه بر گوساله، یک میمون را نیز در این باغ رها کنیم. این میمون اصلاً به علفها توجه نمیکند و دنبال رقابت با گوساله هم نیست. بلکه میوه‌های روی درخت میتواند توجه او را جلب کند. بنابراین از درختها بالا می‌رود و از این شاخه به آن شاخه میپرد و میوه میچیند. از نظر میمون هم کار خودش حکیمانه ترین کار است و حتی ممکن است در دل خود به گوساله بخندد که با وجود این همه میوه، علفها او را سرگرم کرده‌اند.

اگر یک گربه هم وارد باغ شود، چیزی که توجه او را جلب میکند، موشهایی هستند که در زمین لانه کرده‌اند و یا آشیانه پرندگانی است که بر روی درختها هستند. گربه نه کاری به علف دارد و نه میوه‌ها توجهش را جلب میکنند. شاید او هم پیش خود فکر کند که چرا دیگران با وجود این همه گوشت و پروتئین، خود را مشغول گیاه خواری کرده‌اند.

استدلال هر کدام از این موجودات برای توجیه کاری که میکنند درست است. مساله این نیست که کار یک موجود درست و کار دیگری غلط است، بلکه لازمه اینکه علف خوردن برای یک موجود توجیه پذیر باشد این است که او گاو باشد. و یا لازمه شکار کردن موشها و گنجشکها این است که آن موجود گربه باشد.

اگر یک آدم وارد باغ شد و او هم مثل گاو سرش را پایین انداخت و علف خورد، نباید از او سئوال کرد که آیا نفس علف خوردن صحیح است یا نه. قطعاً دلایل فراوانی برای این کار میتوان جور کرد. مثلاً می‌شود خواص غذایی و درمانی علفها را شمرد و یا استدلال کرد که خوردن علفها روشی برای کنترل آن‌ها است. بلکه باید سئوال کرد که چرا آن آدم خودش را گاو فرض میکند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

آیا تا بحال به این نکته توجه کرده‌اید که یک اختلاف فاز فرهنگی بین جامعه ایرانی و بقیه ملتهای همسایه و دیگر ملل عالم وجود دارد؟ وضعیت فرهنگی هر جامعه را شاید بشود مثل یک موج سینوسی فرض کنیم که هر چند ده سال یک اوج و حضیض فرهنگی و تغییر و تحول روحی در آن رخ میدهد. تحول فرهنگی در بعضی جوامع با کمی تأخیر از یک جامعه متقدم رخ میدهد و همین حالت را می‌شود اختلاف فاز نامید. اما اختلاف فاز ایرانی‌ها با بقیه دنیا خیلی زیاد است. طوریکه جریانهای فرهنگی‌شان بعضا مخالف حرکت دیگران است.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود

هیچ چیز را در زندگی نباید کش فرض کرد

مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

هر کدام از ما قصه های زیادی از بزرگانی شنیده‌ایم که فقط یک جمله به پیروان خود میگویند و آن پیروان تمام زندگی خود را صرف میکنند که همان یک جمله را بهتر در زندگی خود پیاده کنند. آن پیروان هرچه در زندگی جلو می‌روند و دانش و تجربه بیشتر کسب میکنند، درمی‌یابند که دستور آن بزرگ را بهتر و کاملتر میتوانستند اجرا کنند.

نمیخواهم ادعا کنم که این کار در همه موارد درست است. چون مواردی هم بوده که پیروان در تعبیر حرف بزرگان خود افراط کرده‌اند و آنرا در جایی که نباید استفاده کرده‌اند. به عنوان نمونه چند قرن پیش در قصر باکینگهام در نزدیکی جایی که کودکان بازی میکردند، گلی می‌روید و پادشاه انگلیس دستور میدهد نگهبانی در آن نقطه بایستد تا آن گل زیبا را کودکان لگد نکنند. آن گل پژمرد و آن پادشاه مرد، اما برای صدها سال نگهبانی در همان نقطه تمام وقت می‌ایستاد تا از چیزی که نمیدانست چیست حفاظت کند. وقتی صورت مسأله پاک شده است، تبعیت از دستور دیگر حکمتی ندارد.

اما بسیاری از توصیه‌های اخلاقی و منش های اجتماعی، تا وقتی که آدم آدم است، معتبر و قابل اجرا میمانند. بعضی از حکمها هم ظاهری دارد و مغزی. یعنی مانند پیاز وقتی لایه‌ای را کنار میزنی درون آن مغزی می‌بینی و درون لایه بعدی هم مغز دیگری. به این نوع احکام جوامع الکَلِم میگویند، یعنی جمله واحدی که هر کس میتواند مطابق درک و توانایی و وسعت وجودی خود مفهومی دریابد. در قرآن نیز از این قبیل جملات فراوان دیده میشود.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

باسمه تعالی

احتمالاً با این پدیده برخورد کرده‌اید که بعضی افراد مدلهایی به ظاهر علمی از جهان ارائه میکنند که به هیچ وجه قابل راستی‌آزمایی نیست. همین مطلب درباره مدلهای سیاسی و باورهای فکری نیز صادق است. بعضی از افراد باورهایی سیاسی و یا اعتقادی دارند که نه می‌شود آن باورها را راستی‌آزمایی کرد و نه راهی برای پیدا کردن موارد نقض می‌شود یافت. قبلاً در مقاله‌ای تحت عنوان درباره فرق علم با توهم علم مثالهایی از این باورها را آورده بودم. نکته‌ای که این مقاله قصد دارد به آن برسد این است که هیچ احتیاجی به افتادن در دام چنین باورهایی نیست. مدلی که نشود آنرا راستی‌آزمایی کرد، اصلاً قابل طرح کردن نیست و اتلاف وقت روی آن لزومی ندارد. روش صحیح برخورد با چنین مدلهایی، چه در زمینه علمی و چه سیاسی، این است که اول ببینیم آیا قابل راستی‌آزمایی هست یا نه. اگر یک نظر سیاسی و یا علمی قابل راستی‌آزمایی نیست، قابل طرح و بحث هم نیست.

قبل از اینکه به ادامه بحث بپردازم، ذکر این نکته مفید است که آنچه اسلام درباره قیامت و عالم پس از مرگ بیان کرده، با براهین قاطع و یقین‌آور همراه است. قرآن هم فقط مواردی را در این زمینه تشریح کرده که قابل استدلال است. رسم قرآن این است که چیزی که قابل برهان نباشد را ذکر نکند تا جایی برای شک و شبهه باقی نماند.
مشاهده مقاله در صفحه ای اختصاصی

بقیه مقاله همین جا نشان داده شود